موافقت کنیست «اسراییل» با تعیین افیگدور لیبرمن رییس حزب افراطى و حاشیه اى «اسراییل خانه ما» به عنوان معاون نخست وزیر و وزیر تهدیدات استراتژیک حاکى از تلاش این رژیم براى مدیریت فضاى سیاسى داخلى بر اساس تحولات جدید در منطقه است، به گونه اى که مى توان گفت فضاى سیاسى این رژیم مرحله جدیدى را پس از فراز و فرود احزاب اصلى طى 58سال گذشته تجربه مى کند و اصولا احزاب حاشیه اى هرگز نتوانسته بودند مناصب حساس دولتى را از آن خود کنند.
کنیست اسراییل دیروز پس از بحث و مجادله موافقان و مخالفان پیوستن حزب «اسراییل بیتنا» (اسراییل خانه ما) به ائتلاف حکومتى در نهایت با 61راى موافق در مقابل 38راى مخالف این عضویت را تایید کرد و به این ترتیب براى نخستین بار یک حزب حاشیه اى که از دید احزاب اسراییلى نیز به فاشیسم و نژادپرستى معروف است در پى تغییر و تحولات سیاسى پس از جنگ لبنان به صدر فعالیتهاى سیاسى صعود کرد. از سوى دیگر حزب کار نیز پس از دو و چند دستگى در پذیرفتن ائتلاف با حزب تندرو اسراییل بیتنا در حکومت در نهایت موافقت کرد که در این ائتلاف باقى بماند.
دو گروه با دو توجیه کاملا متضاد در حزب کار در مورد حضور لیبرمن در کابینه روبرى هم صف آرایى کردند. توجیه گروه اول(موافقان) این بود که در شرایط پس از جنگ لبنان براى گذر از بحرانهاى سیاسى و اجتماعى باید در حکومت ماند و به مشارکت با حزب تندروى اسراییل بیتنا تن داد. گروه دوم(مخالفان) با اشاره به ایدئولوژى فاشیستى و نژادپرستانه حزب اسراییل بیتنا و شخص لیبرمن معتقد بودند که براى فروپاشى و کاهش محبوبیت حزب کار باید از ائتلاف خارج شد.
با این وصف اما حزب دیگرى نیز مخالف پیوستن لیبرمن به ائتلاف حکومت اولمرت بود. حزب متقاعدین (بازنشستگان یا پیشکسوتان) ازجمله مخالفین حضور لیبرمن بودند که در نهایت به او در ازاى کسب امتیازاتى از اولمرت که بیشتر به مسائلى همچون رفاه اجتماعى مربوط است راى مثبت دادند.
ترکیب جدید کابینه ایهود اولمرت نشانگر تحولى اگر نگوییم بى سابقه، کم سابقه بوده است. احزابى ایدئولوژیکى همچون شاس، مفدال و اسراییل بیتنا همواره به دلیل ایدئولوژى خود در سایه احزاب لائیکى چون لیکود و کار بوده اند. همین امر موجب شد این احزاب هرگز در مناصب حکومتى به پستهاى حساسى دست نیابند. اجبار حزب کادیما در پذیرش حزب تندرو و حاشیه اى «اسراییل بیتنا» براى ائتلاف در حکومت نشان مى دهد که احزاب در اسراییل در چند سال گذشته منحنى سقوط را بیش از صعود تجربه کرده اند. هرچند که در مورد انگیزه ها و دلایل این رویکرد اولمرت نیز جاى تامل بسیارى است. حضور شخصیتى مذهبى و تندرو همچون لیبرمن با طرح هاى دینى معروف وى در کابینه اسراییل(که طى سالهاى گذشته لائیکها بر آن تسلط داشته اند) بویژه پس از تحولات اخیر در لبنان موید چند نکته مهم است:
نخست، تاکید اولمرت بر اصل یهودیت اسراییل زمانى که این رژیم پس از جنگ لبنان خلأ زیادى را در این مورد احساس مى کند و از درون نیز تحت فشارمضاعفى از سوى احزاب تندروى صهیونیستى و محافل دینى است. گذر از نظریه نیل تا فرات با اجراى طرحهایى چون خروج از نوارغزه(آریل شارون) و خروج یکجانبه از کرانه باخترى(اولمرت) تا حد زیادى میان طرفداران اصل یهودیت اسراییل و دیگر احزاب شکاف ایجاد کرده است. این امر بویژه پس از جنگ لبنان و ناکامى در آن آهنگ تندى به خود گرفته است.
دوم، با حضور حزب تندروى اسراییل بیتنا در کابینه ائتلافى اولمرت و تحویل وزارت جدیدى به نام تهدیدات استراتژیک به رییس این حزب به اولمرت این امکان را مى دهد که:
1- تندرو ترین رقیب خود را وارد گود کرده وبه این ترتیب با ناکامى او در کنترل تهدیداتى که به زعم « اسراییل بیتنا» تهدیدات فاجعه آمیز خوانده مى شود این حزب را از فهرست منتقدین خارج کرده و در مراحل بعدى از او عبور خواهد کرد.
2- در سایه حضور لیبرمن به عنوان دشمن اول فلسطینى ها اولمرت طرح افزایش حملات به مناطق فلسطینى نشین را با توجیه نابودى ساختار زیربنایى مقاومت فلسطینى و شاید با حمله مجدد به لبنان به اجرا خواهد گذاشت با علم به اینکه حالا خود را متوجه هیچ تهدیدى از درون نمى بیند چون عمده ترین منتقد مذهبى خود را همراه نموده است. چه اینکه ایجاد پست وزارتى «تهدیدات استراتژیک» در کابینه و زمزمه ها براى حمله مجدد به نوار غزه مصداقى بر این مدعاست.
3- اسراییل همواره گروههاى افراطى و مذهبیون تندرو را ابزارى براى کسب امتیازات سیاسى از فلسطینى ها و عوامل و بازیگران خارجى محسوب کرده است. تلاش مقطعى گروههاى تندرو یهودى براى تخریب مسجد الاقصى ضمن آنکه گویاى عمق دشمنى فرقه صهیونیسم با اسلام است در کارکردهاى سیاسى بیشتر شبیه ابزارى براى کسب امتیاز از فلسطینى ها در عرصه گفتگوهاى داخلى (بویژه در برابر حملات گروههاى مقاومت) و امریکا و اروپا در عرصه خارجى بوده است.
در شرایطى که امریکا پس از جنگ لبنان و با توجه به تغییر در معادلات منطقه اى به دنبال بازیافت ساختار حرکتى اسراییل است این اقدام مى تواند از یک سو حمایت لابى صهیونیسم در امریکا را متوجه حکومت اولمرت نماید و از دیگر سو میزان گریزپذیرى حکومت تل آویو را از اوامر واشنگتن در شرایط مختلف تقویت نماید. به عقیده ناظران سیاسى این رویکرد جدید در صف بندى هاى سیاسى در اسراییل البته بازتاب متفاوتى در عرصه داخل سرزمینهاى اشغالى خواهد گذاشت.
با حضور حماس و دیگر گروههاى اسلامى فلسطین در صف اول جامعه فلسطینى با اقدامات احتمالى دولت حالا تندروى اولمرت پررنگ تر خواهد شد ضمن اینکه گروه حریص مناصب دولتى فتح را به برخورد بیشتر با حماس و دیگر گروههاى اسلامى تحریک خواهد نمود. این امر بویژه با توجه به عدم توافق نهایى گروههاى فلسطینى در تشکیل دولت وحدت ملى خطراتى را براى ْآن ها به همراه خواهد داشت ضمن آنکه جامعه اسراییلى را در نوعى از دلسردى براى رویاى برقرارى امنیت پایدار قرار مى دهد. به عبارتى دیگر رژیم صهیونیستى مى کوشد با تغییر در صف بندى هاى سیاسى و حزبى خود صف بندى هاى درون فلسطین را نیز متاثر نماید و از این طریق به سامان بخشى فضاى درونى خود همت گمارد، ضمن آنکه ترس از الگو بردارى گروههاى مقاومت فلسطینى از حزب الله و انتقال تجربیات نظامى این جنبش اسلامى به گروههاى اسلامى فلسطینى اولمرت را بر آن داشته است تا همه ابزار سیاسى، حزبى و دیپلماتیک را براى حمله به نوار غزه در آینده فراهم نماید.