*اولویت اصلی مشاور امور زنان دبیر کل ستاد مبارزه با مواد مخدر این روزها چیست؟
**مرکز امور زنان ستاد مبارزه با مواد مخدر حدود پنج ماه و نیم پیش تشکیل شد. این مرکز در واقع واحد مشاورهای است برای دبیر کل. از همان ابتدا قرارمان در ستاد این بوده که این واحد علاوه بر این که به امور زنان میپردازد مسالهء «زنان و اعتیاد» را نیز در برنامههای خود قرار دهد. کاری که من در این دفتر شروع کردم کارهای مطالعاتی و تحقیقاتی است. اما پس از مدت کوتاهی متوجه شدم خلا\ جدی اطلاعات در مورد این موضوع وجود دارد. به همین خاطر به آمارهای دستگاههای مختلف و از سوی دیگر پژوهشهای داخل و خارج از کشور مراجعه کردم. در داخل کشور دربارهء مسالهء زنان و اعتیاد، فقر جدی اطلاعات داریم.
*دلیل این فقر اطلاعات و نبود آمار را چگونه ارزیابی میکنید؟
**علت اصلیاش این است که تاکنون کسی تصور نمیکرده که مقولهء اعتیاد چه در پدیدهشناسی و چه در سببشناسی در مورد زنان ویژگیهای خاص خود را دارد.
*یعنی تاکنون ویژگیهای اعتیاد در زنان مشابه اعتیاد مردان در نظر گرفته میشده است؟
**دقیقاً به همین دلیل در هر اقدامی موضوع اعتیاد را کلی دیده و تفکیک جنسیتی قایل نشدهاند.
وقتی سراغ پژوهشها میرویم متوجه میشویم آمارها بسیار کلی است و براساس تفکیک جنسیتی آماری ارایه نشده است. در دستگاههای مختلف مثلاً ذکر شده چقدر بیمار به مراکز درمانی مراجعه کرده و در نهایت تعداد زنان و مردان مراجعه کننده را آوردهاند. ولی هیچجا ذکر نشده که علت گرایش یا نوع مصرف زنان چه بوده یعنی جزییات دقیقی در این باره وجود ندارد.
*در کشورهای دیگر دنیا وضعیت آمار و ارقام دربارهء موضوع زنان و اعتیاد چگونه است؟
**این موضوع نسبتاً جدید است. اما با این همه کشورهای دیگر 10، 15 سالی است که موضوع اعتیاد زنان را به تفکیک جنسیت مورد توجه قرار دادهاند.
به دنبال این سیاستگذاریها و پژوهشها آنها متوجه شدند بین اعتیاد زنان و مردان واقعاً تفاوتهایی وجود دارد با توجه به این پژوهشها میفهمیم که احتمالاً کشور ما هم وضعیت مشابهی دارد.
*پس الان آمار مشخصی از تعداد زنان معتاد کشورمان در دست نداریم؟
**نه، به همین دلایل که اشاره کردم متاسفانه آمار دقیقی نداریم. تنها آماری که تا حدی میتوانیم به آن استناد کنیم آمار مراجعان به مراکز درمانی بهزیستی است. در سال 83 حدود چهار تا پنج درصد معتادان مراجعهکننده به مراکز درمانی زنان بودهاند.
*اما این آمار فقط تعداد مراجعهکنندگان به مراکز درمانی را دربرمیگیرد نه همهء معتادان را چون بسیاری از زنان معتاد اصلاً به مراکز درمانی مراجعه نمیکنند؟
**بله، این آمار اساساً اشکال دارد و آن این که بسیاری از زنان معتاد به مراکز درمانی مراجعه نمیکنند. پیشبینی میشود که این درصد کمتر از واقعیت است و بسیاری از زنان معتاد به دلیل همان ویژگیهای پدیدهء اعتیاد در زنان به مراکز درمانی مراجعه نمیکنند.
*خانم دکتر وامقی میخواهم بدانم ویژگی بارز پدیدهء اعتیاد در زنان چیست؟
**از زوایای مختلف میتوان این ویژگیها را بررسی کرد. زنان معتاد معمولاً انگ اجتماعی بیشتری را نسبت به مردان معتاد تحمل میکنند. سالهاست در کشورمان معتاد را به عنوان یک بیمار معرفی میکنند و این دیدگاه جای خود را کمکم باز کرده است. اما دربارهء زنان هنوز هم افراد جامعه به این باور نرسیدهاند. زنی که معتاد است خودش هم احساس شرمساری بیشتری نسبت به یک مرد معتاد دارد. چون جامعه او را مجرم و آسیبهای اجتماعی دیگری را از او انتظار دارد. در حالی که همیشه اینگونه نیست.
*یعنی شما این موضوع را که اعتیاد در زنان همواره به روسپیگری یا دیگر آسیبهای اجتماعی منجر میشود قبول ندارید؟
**البته این دو با هم در ارتباطند. اما این ارتباط معنای خاصی دارد. آمارهای داخلی و خارجی حاکی از آن است که بسیاری از زنان معتاد دچار انواع خشونتهای جنسی در زندگیشان میشوند و اگر فردی یک بار در طول زندگیاش دچار آسیبهای جسمی و جنسی شود در طول عمرش نیز نسبت به انواع آسیبهای اجتماعی از جمله اعتیاد آسیبپذیر میشود. به همین دلیل هم گروهی از زنان معتاد کشورمان در زمرهء زنان روسپی قرار دارند اما این به آن معنا نیست که همهء زنان معتاد روسپی هستند اما میتواند به این معنا باشد که بسیاری از زنان روسپی معتاد هستند.
*طبق بسیاری از پژوهشهای انجام شده در حوزهء اعتیاد و زنان، نیمی از زنان در خانواده معتاد میشوند این مساله هم جزو ویژگیهای خاص اعتیاد زنان است؟
**مطالعات خارجی و داخلی حکایت از این دارند که بسیاری از زنان توسط افراد بسیار نزدیکشان همسران یا همان شرکای جنسیشان به اعتیاد متمایل میشوند.
*پس همهء زنانی که همسران معتاد دارند گروه در معرض خطر قلمداد میشوند؟
**بله زنی که همسرش معتاد است قطعاً گروه در معرض خطر محسوب میشود در جامعه اگر بخواهیم اقدام پیشگیرانهای برای افراد انجام دهیم قطعاً زنانی که همسران معتاد دارند از جمله افراد بسیار آسیبپذیر تلقی میشوند طبق پژوهشها هم بیشتر زنان معتاد سابقهء اعتیادشان به همسر و افراد بسیار نزدیکشان همسر، پدر، برادرشان یا افراد دیگر خانواده بر میگردد.
*پس این مساله یکی از ویژگیهای اعتیاد در زنان است؟
**دقیقاً این موضوع به تفاوت اعتیاد در میان زنان و مردان برمیگردد. مردان خیلی به ندرت از طریق زنانشان معتاد میشوند ولی زنان بیشتر توسط شوهرانشان معتاد میشوند.
*یعنی شما ویژگی اصلی اعتیاد در میان زنان را همین موضوع ارزیابی میکنید؟
**یکی از موارد این مساله است که با دانستن آن گروه در معرض خطر شناسایی میشوند.
با دانستن این موضوع میتوان سطح سلامت این زنان را با آموزش افزایش داد.
*دیگر تفاوتهای اصلی اعتیاد در میان زنان و مردان کدام است؟
**معمولاً دختر بچهها در سنین کودکی و جوانی خیلی زیاد تحت تاثیر گروه همسالان قرار میگیرند یعنی به راحتی گروه همسال اگر دچار انواع مشکلات اجتماعی باشد میتواند دوست یا همسال دختر خود را درگیر کند. البته دلایل این مساله بسیار است اما در حد پیش فرض و حدس و گمان میتوان گفت که دختر بچهها نسبت به _هم سن و سالان پسر خود اعتماد به نفس یا تفکر انتقادی کمتری دارند و چراهایی را که مطرح میکنند نسبت به پسرها ضعیفتر است شاید به همین دلیل است که وقتی دختری به دوستاش پیشنهاد مصرف مواد مخدر میکند خیلی راحتتر از پسرها این پیشنهاد را میپذیرد.
*پژوهشها هم این موضوع را ثابت کرده است؟
**اینها فعلاً پیشفرضهای من است. اما آنچه ثابت شده آن است که دختر بچهها از گروه همسالان خود بیشتر تاثیر میپذیرند. اگر این فرضیه را بتوان با پژوهش ثابت کرد آن وقت میتوان سراغ مداخله بر این موضوع رفت. نکتهء دیگر هم آن که زنان معمولاً بیشتر از مردان تحت تاثیر فشارهای روانی ناشی از بحران و سانحه به اعتیاد گرایش پیدا میکنند یعنی در موقع زلزله مثل زلزلهء بم احتمال این که زنان باقیمانده در اثر این فشار روانی به اعتیاد گرایش پیدا کنند نسبت به مردان بیشتر است.
*پس چرا با وجود این ویژگیها هنوز تعداد زنان معتاد بسیار کمتر از مردان است؟ یا من در این باره تصور اشتباهی دارم؟
**اما منظور من این نبود که احتمال ابتلای زنان به اعتیاد بیشتر است فقط ویژگیهای خاص این پدیده را در زنان گفتم.
نه! من هم منظورم این نکته نبود. شما از خصوصیات روحی زنان نام بردید مثلاً گفتید در دورهء فشارهای روحی زنان بیشتر از مردان به اعتیاد روی میآورند مثلاً هنگام زلزله را مثال زدید؟ ولی با این حال به نظر نمیرسد هنوز تعداد زنان معتاد بیشتر از مردان باشد یا این تصور نادرستی است که اغلب در ذهنمان جا افتاده است؟
*یعنی امکان دارد تعداد زنان معتاد بیشتر از مردان باشد؟
**نه این احتمال خیلی قوی نیست. اما این عامل یعنی فشارهای روانی یکی از عوامل روی آوردن به اعتیاد است. اعتیاد یک پدیدهء فیزیکی، روانی و اجتماعی است.
*اما به هر حال در صحبتهایتان گفتید زنان راحتتر از مردان تحت تاثیر گروههمسالان یا تحت فشارهای روحی به اعتیاد روی میآورند؟
**بله، اینها برخی ویژگیهای زنان در روی آوردن به اعتیاد است اما بسیاری از ویژگیها هم فقط ویژهء مردان است و موجب گرایش آنها به اعتیاد میشود.
*پس این احتمال نمیتواند صحیح باشد که تعداد زنان معتاد بیشتر از مردان است؟
**خیلی بعید میدانم به هر حال ما _یکسری عوامل خطر داریم که شخص را به اعتیاد سوق میدهند اما یک تعداد عوامل بازدارنده هم در محیط خانواده و جامعه داریم. عوامل بازدارنده هم همواره عمل میکنند. عوامل فرهنگی و خانوادگی از آن جملهاند و تا حدودی نقش بازدارنده دارند.
*در بحثهای درمانی چطور؟ آیا تفاوتی در این باره هم میان اعتیاد زنان و مردان دیده میشود؟
**بله، به دلیل انگهای اجتماعی معمولاً زنان مراجعهء کمتری به مراکز درمانی دارند و اگر ما خواستار آنیم که زنان معتاد مثل مردان به این مراکز مراجعه کنند و از خدمات درمانی استفاده کنند باید شرایط خاصی فراهم کنیم.
*چه شرایطی؟
**مثلاً تا سالها که انگهای اجتماعی بر زنان معتاد فراموش شوند نباید اسم مراکز درمانی معتادان را بر آنها نهاد و باید اسم خدمات اجتماعی دیگری را بر آن گذاشت یا در کنار خدمات اجتماعی دیگر این مراکز به زنان خدمات ارایه دهند تا این زنان از رفت و آمد به آن مراکز احساس شرمساری و انگ نکنند.
*اکنون زنان هیچ مرکز درمانی اختصاصی ندارند مثلاً مرکزی مثل شفق؟
**البته مراکز درمان سرپایی زن و مرد ندارند و همه میتوانند به آن مراجعه کنند. اما خود زنان معمولاً کمتر مراجعه میکنند اما مرکز بستری مثل شفق ویژهء زنان وجود ندارد. مراکز خصوصی هست اما مرکز بستری همچون شفق نداریم. اما قرار است امسال مراکز DIC ویژهء زنان در تهران راهاندازی شوند. دفتر درمان ستاد نیز قضیه را با کمک چند دستگاه و سازمان بهزیستی دنبال میکند.
*در این مراکز چه خدماتی ارایه میشود؟
** DIC جایی است که فرد به منظور کاهش آسیب به آنجا مراجعه میکند. آنجا هدف درمان نیست بلکه در این مراکز معتادانی که در مرحلهء پیشرفته قرار دارند خدمات بهداشتی دریافت میکنند مثل سرنگ یا کاندوم در کنار این خدمات کلاسهای آموزشی نیز برای آنان گذاشته میشود. البته در مورد مردان بسیاری از افرادی که به این مراکز مراجعه کرده به درمان هم گرایش پیدا کردهاند.
*از نظر حمایتهای اجتماعی و خانوادگی هم به نظر میآید زنان معتاد و مردان تفاوتهای چشمگیری با هم دارند؟
**بله زنان معتاد از حمایت خانواده و به ویژه همسرانشان برای درمان بسیار کمتر از مردان برخوردارند. من در صحبتهایم گفتم که بسیاری از زنان معتاد شوهران معتاد دارند و اگر هم زن میلی به ترک اعتیاد داشته باشد طبیعتاً مرد از او حمایت نمیکند اگر هم مایل به کمک باشد اساساً حامی خوبی برای همسرش نیست. انگ اجتماعی هم مزید بر علت میشود معمولاً خانوادهء زنان معتاد آنها را طرد میکنند. چون اعتیاد برای درمان واقعی نیاز به حمایت دارد که بسیاری از زنان از آن بیبهرهاند.
*میخواهم بدانم این موضوع واقعیت دارد که بسیاری از زنان معتاد خیلی دیر به اعتیادشان اعتراف میکنند؟
**زنان معتاد معمولاً اعتیادشان را با نشانههای فیزیکی و روانی عمداً یا سهواً اشتباه میگیرند یعنی زن معتاد است و مشکلات جسمانی هم دارد اما آنها را به حساب اعتیادش نمیگذارد. این هم از ویژگیهای خاص اعتیاد در زنان است.
در نتیجه بسیاری از زنان اعتیاد را نادیده میگیرند و بیشتر آنها را به مشکلات جسمانیشان ارتباط میدهند به همین دلیل یکی از مشکلات درمان زنان معتاد این موضوع است که معتاد بودن آنان دیر کشف میشود.
*آیا در کشورمان آماری در زمینهء خشونت علیه زنان معتاد وجود دارد؟
**آمار دقیقی در کشورمان نداریم، اما آمارهای خارجی نشان میدهند 90 درصد زنان معتاد یک بار در زندگیشان مورد _سوءاستفادهء جنسی قرار گرفته و صد درصدشان نیز مورد خشونتهای فیزیکی و جسمانی واقع شدهاند. این میزان برای کشور ما هم خیلی متفاوت از این آمار نیست.
*زنان معتاد کشورمان بیشتر از چه مادهء مخدری استفاده میکنند؟
**طبق اطلاعات الگوی مصرف تقریباً مشابه مردان است. تریاک بیشترین مادهء مصرفی آنهاست.
*دیدهها و شنیدهها حکایت از آن دارد که مصرف مواد روانگردان جدید اکنون توسط دختران جوان به دلیل مصرف آسان آن بسیار افزایش یافته این موضوع واقعیت دارد؟
**هنوز آمار دقیقی در این باره نداریم. موضوع داروهای روانگردان موضوع نسبتاً جدیدی است و مطالعات اندکی حتی در خارج از کشور دربارهء آن انجام شده است دقیقاً نمیدانیم که زنان بیشتراز مردان به داروهای روانگردان روی آوردهاند اما به نظر میآید چه برای زنان و چه مردان به دلیل طریقهء مصرف آسانتر و قبح اجتماعی کمتر آن مصرف آن افزایش یافته است. این احتمال هم زیاد است که زنان و دختران به تدریج گرایششان به این مواد نسبت به مواد سنتی بیشتر شود.
*گفته میشود که بیشتر زنان زندانی در ارتباط با اعتیاد یا قاچاق مواد مخدر در زندانها به سر میبرند این واقعیت دارد؟
**طبق آمار سازمان زندانها این میزان بیشتر از 40 تا 50 درصد نیست. یعنی حدوداً 40 تا 50 درصد زنان زندانی به نوعی با مواد مخدر مرتبط بودهاند، گروهی معتاد بوده و برخی نیز در ارتباط با قاچاق مواد مخدر دستگیر شدهاند. این آمار کشوری است. در بررسی آمارها همچنین متوجه شدم در برخی استانها همچون استانهای شرقی آمار زنان دستگیر شده در ارتباط با قاچاق مواد مخدر بیشتر از زنان دستگیر شدهء معتاد است یعنی آنجا زنان زندانی بیشتر قاچاقچیاند نه معتاد.
*برای «شناسایی دقیق زنان معتاد» و آموزش آنان چه راهکارهایی را پیشنهاد میکنید؟
**برشمردن تفاوتهای زنان از مردان معتاد در همین راستا بود بنابراین ابتدا باید زنان معتاد کشورمان و ویژگیهایشان را به خوبی بشناسیم و بعد در موردشان برنامهریزی کنیم. مثلاً آمارهای هر چند کم و پراکندهء موجود نشان میدهد درصد قابل توجهی از زنان معتاد تحصیلات پایینی دارند و این موضوع گروه در معرض خطر را به ما نشان میدهد.
برای پیشگیری هم یکی از ابزارهای مفید آموزش است آموزشی که صرفاً انتقال _یکسری اطلاعات و دادهها نباشد و هدف آن افزایش آگاهی نگرشها و باورهای فرد و از همهء اینها مهمتر مهارتهای موردنظر فرد باشد. دربارهء درمان هم همین طور است مطمئناً اگر در کنار دارو مشاورهء فردی و گروهی با فرد و خانوادهاش برگزار شود مهارتهای فرد در مقابله با این معضل را افزایش دادهایم.