کاندیداتوری اکبر هاشمی رفسنجانی برای عضویت در مجلس خبرگان رهبری بار دیگر به برخی گمانهزنیها دربارهء حضور یا عدم حضور او پایان داد و همزمان دستهبندیهای سیاسی را در این انتخابات وارد فاز جدیدی کرد. اهمیت حضور هاشمی رفسنجانی در انتخابات مجلس خبرگان به دلیل عقاید اعتدالگرایانه او در برابر برخی دیدگاههای دیگر است. همچنین عدم حضور سران و شخصیتهای شناخته شده جناح چپ در این انتخابات باعث شده تا به اهمیت حضور هاشمی رفسنجانی افزوده شود.
در چنین شرایطی احتمال اینکه این شخصیت تاثیرگذار نظام جمهوری اسلامی به مرکز ثقل برخی گرایشهای جریان اعتدالگرای انتخابات پیشرو تبدیل شود، بسیار بیشتر از گذشته است. هاشمی رفسنجانی در انتخابات سال گذشته ریاست جمهوری هم سعی کرد با اتخاذ شعارهای انتخاباتی اعتدالگرایانه راه را بر آنچه که خطر حاکمیت تندروها بر عرصهء مدیریتی کشور میدانست، ببندد. با این وجود هاشمی رفسنجانی در مرحلهء دوم انتخابات از رسیدن به جایگاه ریاست جمهوری باز ماند و از آن پس تاکنون هم از سوی برخی محافل مخالف مورد انتقاد قرار گرفته است.
هاشمی رفسنجانی در پایان انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته بیانیهای صادر کرد که در آن از موج تخریبهای بیسابقه علیه خود سخن به میان آورد، اما در عین حال تاکید داشت از آنجا که امیدی به پیگیری ندارد بنابراین فقط به محضر مردم شکایت خواهد برد. صدور این بیانیهکه حامیان هاشمی رفسنجانی آن را نوعی رنجنامه میدانستند، این گمان را تقویت کرد که رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام دیگر در هیچ انتخاباتی حضور پیدا نخواهد کرد. اما ظاهرائ گمانهزنیها از پایه و اساس درستی برخوردار نبوده است. البته برخی بر این باورند هاشمی رفسنجانی هنوز هم از حاکم شدن یک جریان خاص به تمام مناصب کشور و تبعات تصمیمات احتمالی این جریان بر کلیت کشور و نظام جمهوری اسلامی نگران است، بنابراین تصمیم گرفته است با وجود احتمال دوبارهء رواج موج تخریبها، وارد عرصه انتخابات شود.
در این میان، وضعیت مبهم نحوهء حضور سران چپ و اصلاحطلب در عرصهء رقابتهای انتخاباتی و نیز ارادت جناح محافظهکار سنتی به هاشمی رفسنجانی زمینهساز حضور تاثیرگذار هاشمی رفسنجانی است. البته این بار از اهمیتی بیشتر از انتخابات سال گذشته برخوردار است. زیرا مجلس خبرگان یکی از مهمترین ارکان نظام جمهوری اسلامی به شمار میرود. به موجب قانون اساسی این مجلس وظیفهء تعیین رهبر و نظارت بر عملکرد رهبری را بر عهده دارد. در واقع مجلس خبرگان با عالیترین رکن نظام جمهوری اسلامی یعنی مقام رهبری در ارتباط است. مقام رهبری هم به موجب اصل 110 قانون اساسی از اختیارات مهمی برخوردار است.
تعیین سیاستهای کلی نظام جمهوری اسلامی ایران پس از مشورت با مجمع تشخیص مصلحت نظام، نظارت بر حسن اجرای سیاستهای کلی نظام، فرمان همهپرسی، فرماندهی کل نیروهای مسلح، اعلان جنگ و صلح و بسیج نیروها، نصب و عزل و قبول استعفا: فقهای شورای نگهبان، عالیترین مقام قوهء قضاییه، رییس سازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران، رییس ستاد مشترک، فرماندهء کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، فرماندهان عالی نیروهای نظامی و انتظامی، حل اختلاف و تنظیم روابط قوای سهگانه، حل معضلات نظام که از طرق عادی قابل حل نیست از طریق مجمع تشخیص مصلحت نظام، امضای حکم ریاست جمهوری پس از انتخاب مردم، عزل رییسجمهور با در نظر گرفتن مصالح کشور پس از حکم دیوانعالی کشور به تخلف وی از وظایف قانونی یا رای مجلس شورای اسلامی به عدم کفایت وی براساس اصل هشتاد ونهم و عفو یا تخفیف مجازات محکومین در حدود موازین اسلامی پس از پیشنهاد رییس قوهء قضاییه از وظایف و اختیارات رهبری به موجب اصل 110 به شمار میآید.
نگاهی به این اختیارات میتواند اهمیت مجلس خبرگان را روشن کند به ویژه این که اصل یکصد و یازدهم قانون اساسی تصریح دارد، هرگاه رهبر از انجام وظایف قانونی خود ناتوان شود، یا فاقد یکی از شرایط مذکور در اصول پنجم و یکصد و نهم شود، یا معلوم شود از آغاز فاقد بعضی از شرایط بوده است، از مقام خود برکنار خواهد شد.
به موجب اصل یاد شده تشخیص این امر هم برعهدهء مجلس خبرگان است. اصل یکصدونهم شرایط و صفات رهبر را احصا کرده و اصل پنجم هم تصریح کرده در زمان غیبت حضرت ولی عصر (عج) در جمهوری اسلامی ایران ولایت امر و امامت امت برعهدهء فقیه عادل و باتقوی، آگاه به زمان، شجاع، مدیر و مدبر است. به این ترتیب مجلس خبرگان با مهمترین مقام نظام جمهوری اسلامی و عالیترین سطوح تصمیمگیری در کشور ارتباط دارد. ترکیب این مجلس تاثیر مستقیمی بر چگونگی ادارهء کلان کشور خواهد داشت. البته بسیاری از نمایندگان فعلی مجلس خبرگان معتقدند نمیتوان جناحبندیهای سیاسی را که در سایر انتخابات از جمله مجلس و ریاست جمهوری و مرسوم است، در انتخابات خبرگان رهبری هم ترسیم کرد.
چنانچه قربانعلی دری نجفآبادی، وزیر اسبق اطلاعات و یکی از نمایندگان این مجلس میگوید میتوان در این مجلس سلایق مختلفی را دریافت، اما نمیتوان جناح سیاسی خاصی از قبیل چپ، راست یا... را در این مجلس پیدا کرد. وی معتقد است، خبرگان رهبری به عالیترین سطوح مملکتی اختصاص دارد از همین رو جناحپذیر نیست. البته این یکی از تحلیلهای موجود است. زیرا برخی گروهها و جناحهای سیاسی موجود در کشور تمایل دارند تا در این انتخابات هم به صورت حزبی شرکت کنند و لیست کاندیداهای مورد حمایت خود را اعلام کنند.
از همین رو میتوان به اهمیت حضور چهرهها و شخصیتهایی که به جناحهای چپ، راست یا تندرو تعلق دارند، پی برد. در واقع ترکیب کاندیداهایی که در این انتخابات شرکت کردهاند، نشان از آن دارد رقابتهای سنتی که تا پیش از انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته بین جناح چپ و راست سنتی وجود داشت کمرنگ شده و در عوض این دو جناح به سمت ائتلاف در حال حرکت هستند. لیستی که برخی جناحهای اصلاحطلب از جمله حزب اعتماد ملی به رهبری مهدی کروبی و سایر اصلاحطلبان تنظیم کردهاند به گونهای است که از کاندیداتوری شخصیتهای مشهور به راست سنتی هم حمایت کردهاند. در این میان اکبر هاشمی رفسنجانی شخصیتی است که مورد حمایت مشترک طیفهایی از چپ و راست قرار گرفته است. شاید با اطمینان از همین پشتیبانیهاست که هاشمی رفسنجانی تصمیم گرفته است بار دیگر بخت خود را برای شرکت در یک انتخابات جدید آزمایش کند. آزمایشی که آغاز آن با هاشمی رفسنجانی بود اما معلوم نیست فرجام آن چه خواهد شد.