همه ساله در روز سیزدهم آبان ماه، روز تسخیر لانه جاسوسی آمریکا، مراسم یادبود و راهپیمایی برگزار میگردد، تا خاطرههای آن روز و روزگار از سالهای اول پیروزی انقلاب اسلامی و نقشههای پیچیده، گسترده و پررمز و راز توطئهها علیه انقلاب و تلاش برای سرنگونی فوری حاکمیت انقلابی و اسلامی در ایران، بار دیگر یادآوری گردد و تاریخ را در صحنه وقایع آن بازبینی کنیم. شاید نسلی که چند سالی پس از پیروزی انقلاب اسلامی به دنیا آمده است و یا کسانیکه در آن ایام دوران کودکی خود را سپری میکردهاند و چندان در حافظه خود سیر وقایع پرتلاطم آن ایام را به یاد ندارند. اکنون از طریق اینگونه مراسم و یادبودها خود را به شرح وقایع آن روزها پیوند میزنند تا نسل متصل به نسل خویش را و تلاشهای آنها را از اینطریق بهتر و دقیقتر بشناسند. اغلب در این روزها و انجام یاد و سالگردهای آن ایام، شرح حماسه گونه و شعاری برای آن حوادث بر بیان تفسیری و تحلیلی آن فزونی پیدا میکند. کمتر پرسشهای جوانان امروز و در این زمان با مختصات خاص از آن ایام گذشته و از دوران طوفانی اوایل سالهای پیروزی انقلاب اسلامی و تشکیل حکومت و دولت جدید بنام جمهوری اسلامی ایران، پرداخته میشود و پاسخ میدهند.
تاریخی که اگر چه چندان دور نیست، اما بیش از بیست و پنج سال، یعنی یک نسل از آن ایام گذشته است. نسل کنونی که میانگین سنی او از چهارده تا بیست سالگی است و یا کسانی که حتی در سنین بین بیست تا نزدیک به سی سالگی قرار دارند، هنگامیکه به آن دوران نگاه میکنند و اسامی وقایع آن را میشنوند، اغلب بجای نگاهی از سر واقعیتهای زمانی و مکانی آن روز و روزگاران، به لحاظ تفاوتهای عمیق و گسترده زمانی و تاریخی در زمان حال اگر چه در یک نسل و در فاصله کوتاه در حد، حداکثر سه دهه از گذشت آن ایام، لاجرم به نتایجی مبهم و یا خاص که دور از واقعیتهای تاریخی آن ایام است، میرسند و به ارزیابی مینشینند.
تاریخ را باید با عینک ایام خاص خود و ویژه و زنده آن در همان برهه زمانی وقایع محدود و مسدود آن نگاه کرد و دید تا دچار اشتباه در ارزیابی یا نتایج غلط نگردیم. روایت تاریخی و نقد آن، آنگاه بر واقعیتها انطباق پیدا میکند و یا علمی و بدور از تخیل خواهد بود که اولاً براساس گواهی اسناد روشن و دقیق دیده شود ثانیاً هر چند معیارهای زندگی امروز با دیروز تاریخ متفاوت شده باشد، ارزشیابی آن را بر گواهی مختصات زمانی تاریخی آن بنگریم. از میان پرسشهای گوناگون، به یکی از آنها در این نوشته کوتاه پرداخته میشود. اغلب میپرسند، چرا اشغال یک سفارتخانه؟ آنهم در حالیکه در آن زمان دولتی تشکیل شده بود و ظاهراً همه کشورها از آنجمله آمریکاییها دولت بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران و سرنگونی نظام شاهنشاهی را به رسمیت شناخته و پذیرفته بودند. دولت جدید در ایران نیز، براساس عرف و روال بینالمللی، بطور رسمی اعلام کرده بود که تمامی معاهدات و قراردادهای روابط بینالمللی را قبول دارد و همچنان یکی از اعضاء جامعه بینالمللی، یعنی سازمان ملل باقی خواهد ماند. اشغال سفارتخانه، هر سفارتخانهایی[ای] ،خلاف عرف و قانون و روابط پذیرفته شده بینالمللی است و این حادثه نیز براساس همین عرف و قانون غیر قابل قبول و پذیرش بوده است. این پرسش امروز در میان جوانان است و با این عبارت یا عبارات دیگر که چرا اشغال یک سفارتخانه؟ بازگو میشود.
در پاسخ به این سؤال و شرح زمینههای آن و ترسیم واقعی از سالهای اوایل انقلاب سالهای 57 تا 60، نیاز به چندین و چند نوشته مفصل است تا بستر حرکتی که بنام اشغال لانه جاسوسی، یعنی اشغال سفارتخانه آمریکا در تهران است، بخوبی نشان داده شود. مردم در تظاهرات عنوان، «لانه جاسوسی» را برای مرکز سیاسی و سفارتخانه آمریکا در تهران انتخاب کردند و آن را به همین نام، نامیدند. این عنوان که بطور طبیعی، پس از اطلاع از وسایلی که در محل ساختمان سفارتخانه پیدا کردند و در اطاقهای تودرتو آن انواع و اقسام وسایل الکترونیکی برای کسب اطلاعات و یا فرماندهی اقداماتی که منجر به هدایت برای کودتا شود، در برابر چشمان مردمی قرار گرفت که در آغاز جشنهای پیروزی انقلاب خود بودند و «ترور» برای شروع جنگهای داخلی فراگیر، بطور عمده با تائید و هدایت نیروهای خارجی، کیان انقلاب و کشور را تهدید میکرد. شاه را آمریکا پذیرفته بود و در حالیکه از یک طرف بطور رسمی اعلام کرده بود که واقعیت پیروزی انقلاب اسلامی را میپذیرد و آمریکا خواهان کار و روابط با دولت جدید در تهران است، اما در سراسر شهر تهران، محور شایعهپراکنی وسیع و پردامنه از نزدیک بودن یک کودتای قوی و غیرقابل اجتناب دور میزد و قرار داشت.
منحنی عملیاتی برای ترور، کودتا، عدم رضایت عمومی و نشان دادن نبود امنیت عمومی و برهم ریختگی و از هم پاشیدگی مرکزیت حکومت و دولت، از طریق سفارتخانه آمریکا اداره و هدایت میشد. دولت آمریکا از یک طرف شاه را پذیرفته بود، از طرفی با اسرائیلیها به شدت و در یک برنامهریزی فوری برای سرنگونی نظام سیاسی نوپا برآمده از انقلاب اسلامی کار و فعالیت داشت. نیروهای باقی مانده ضدانقلاب را در درون هدایت میکرد و برای هر بخش از نیروهایی که در تضعیف یا انهدام اساس انقلاب اسلامی شروع به فعالیت کرده بودند، نسخه عملیاتی و کاری تهیه و ارسال میکرد. برخی میگویند، کسب اطلاعات از وظایف هر سفارتخانه در هر کشوری است، اما آیا هر اطلاعاتی یا تا حد جاسوسی و کسب اطلاعاتی که میتواند کاملاً سری و یا در حد امنیت ملی کشور باشد. که اینگونه اقدام از هر دیپلماتی یا سفارتخانهای از مرزهای تعریف عادی و معمولی و طبیعی قوانین دیپلماتیک و روابط سیاسی عبور میکند و از سوی همه محکوم میشود.
بارها سفارتخانهای در کشورهای مختلف به اتهام همین عنوان «جاسوسی» بازرسی شده است و یا دیپلماتی که رسمیت نیز دارد از کشوری با عنوان جاسوس اخراج میگردد. سفارتخانه آمریکا در آن مقطع، سال 58 در تهران با اسنادی که بطور روشن از درون آن نشان داده شد، مرکز عمده جاسوسی و عملیات گوناگون علیه انقلاب اسلامی و دولت جدید پس از انقلاب بوده است. اشغال این مرکز، آنهم از سوی دانشجویان که در سراسر جهان بدور از سیاست بازیها، با هویت انقلابی شناخته شدهاند، بازتاب طبیعی یک ملت در پیشگیری از طرح براندازی و کودتا در کودتا بوده است. آمریکا و اسرائیل در سالهای اول انقلاب دو پدیده را بر ایران و ایرانیان تحمیل کردند تا موتور انقلاب را از سازندگی به تخریب بکشانند.
«ترور» و «جنگ» این هر دو را آمریکا و اسرائیل پس از پیروزی انقلاب اسلامی به ایران تحمیل کردند. از «ترور» بستر سازی کودتا درونی و جنگ فراگیر داخلی را جستجو میکردند و از «جنگ»، در مرحله اول تجزیه بخش عمده از ایران و بخصوص خوزستان که مرکز نفتی و انرژی ایران است و از آن طریق خلیج فارس را از سرزمین ایران جدا سازند. «ترور» و «جنگ» که سیاست و طراحی اسرائیل و آمریکا را بخود اختصاص داده بود، موجب واکنش طبیعی اشغال سفارتخانه آمریکا با عنوان مرکز جاسوسی یا لانه جاسوسی از سوی فرزندان ملت، دانشجویان شد. و امروز هم هر محلی که بعنوان مرکز جاسوسی شناخته شود و در هر کشوری و از سوی هر دولتی، بدوت تردید براساس عرف و قانون بینالمللی به هر صورتی که بشود، نابود میگردد یا از طریق اشغال یا بسته شدن یا کشف و خنثی سازی و افشاگری و... پس سفارتخانهای که لانه جاسوسی گردد و برای کودتا، ترور و براندازی طرح عملیاتی را فرماندهی و هدایت کند، بطور طبیعی اشغال خواهد شد حال آمریکایی باشد یا...