حمیرا عمرانی
مساله هرات در طول سالیان متمادى یکى از مسایل چالش برانگیز و مهم سیاست خارجى ایران محسوب مى شد. در عصر شاه اسماعیل صفوى هرات یکى از شهرهاى مهم ایران بود. پس از صفویان مدت کوتاهى استقلال یافت، اما نادرشاه افشار بار دیگر آن را به خاک ایران منضم کرد. پس از نادرشاه، احمد شاه ابدالى حکومت مستقلى در هرات به وجود آورد. ولى جانشین او تیمور شاه نتوانست تمامیت ارضى افغانستان را حفظ کند و زمینه هاى استقلال آن نیز از بین رفت و هر قسمت به دست حاکم جداگانه اى افتاد.
در آن دوران پسران تیموشاه، زمانشاه و محمودخان سدوزانى با یکدیگر اختلاف داشتند.
محمودخان مقارن با وفات آقامحمدخان دم از استقلال زد و زمانشاه به وسیله یکى از سرداران خود او را از هرات بیرون راند.
در آن شرایط خاص محمودخان با پسر خود کامران میرزا عازم تهران شد و پس از یک ماه توقف در تهران فتحعلیشاه در سال 1212او را به حکومت هرات منصوب کرد. محمود در مراجعت به هرات با قیصر میرزا پسر زمانشاه کشمکش پیدا کرد لاجرم بار دیگر محمود خان به فتحعلیشاه متوسل شد. بالاخره در سال 1224هـ.ق با حمایت شاه ایران بر قندهار و هرات تسلط یافت در سال 1245هـ.ق کامران میرزا پسر محمود خان جانشین پدر شد و از فرمان حکومت مرکزى ایران سرباز زد.
ایرانیان همواره به هرات توجه ویژه اى داشتند، مهم ترین دلیل این توجه اعتقاد اکثریت اهالى هرات به مذهب تشیع بود. علاوه بر این فرمانروایان هرات همواره با اهالى هرات رفتار خشونت آمیزى داشتند این مساله براى ایران حساسیت فوق العاده اى به وجود آورده بود.
از طرف دیگر انگلیسى ها هرات را کلید فتح هندوستان مى دانستند. در حقیقت هرات سر راه هایى قرار داشت که به هندوستان ختم مى شد. علاوه بر این یکى از چهارراه هاى مهم آسیاى مرکزى به حساب مى آمده در چنین شرایطى سیاستمداران انگلیسى سعى داشتند هرات را مستقل از حکومت ایران و براى منافع خود حفظ کنند. آنان تصور مى کردند ایران تنها با حمایت روسیه مى تواند بر هرات تسلط یابد و در صورت دستیابى به هرات نقاط دیگر افغانستان نیز آسیب پذیر خواهند بود، بالطبع در چنین اوضاع و احوالى در صورت هرگونه استیلا از طرف ایران روس ها مى توانستند بر منافع انگلستان نیز چنگ بیندازند. به عبارت دیگر انگلیسى ها سلطه ایران بر هرات را مصادف با تسلط روس بر افغانستان مى دانستند. به همین دلیل هرات یکى از مسایل چالش برانگیز بین ایران و انگلستان در دوران قاجاریه بود.
چنان که ذکر شد در سال 1245هـ.ق کامران میرزا حاکم هرات از فرمان حکومت مرکزى ایران سرپیچى کرد. عباس میرزا نایب السلطنه کامران میرزا شد و با نیروهاى خود در سال 1249هـ.ق وارد مشهد شد و فرزندان خود محمد میرزا و خسرو میرزا را به سمت هرات فرستاد. سپاه ایران در اولین برخورد با کامران میرزا نیروهاى هرات را مغلوب کرد و شهر را در محاصره قرار داد. کامران میرزا براى اولین بار از حکومت کمپانى انگلیس در هند کمک خواست. و تقاضاى وى مورد قبول واقع شد. در همین زمان عباس میرزا در سن 48 سالگى در سال 1249درگذشت و محمد میرزا دست از محاصره هرات کشید.
پس از این که محمد شاه به حکومت ایران رسید و جانشین فتحعلیشاه شد بعضى از حکام محلى خراسان سر به طغیان برداشتند. محمد شاه به منظور سرکوب آنها به سمت خراسان لشکر کشید. وضعیت داخلى افغانستان باعث شد محمد شاه بار دیگر به منظور تصرف هرات اقدام کند.
در کابل دوست محمدخان از سال 1242حکومت مى کرد و به دربار ایران متمایل بود. محمد شاه تصمیم داشت با استفاده از دوست محمدخان و دیگر حکام محلى مخالف کامران میرزا در هرات را به تصرف خویش درآورد.
بلافاصله انگلستان یک هیات بازرگانى به کابل فرستاد. دوست محمدخان از آنان خواست تا حکومت انگلستان، حاکمیت وى را بر کابل به رسمیت بشناسد و به وى کمک مالى کند. انگلیسى ها بلافاصله پیشنهاد وى را پذیرفتند. اما از وى خواستند تا با حکمران لاهور از در دوستى وارد شود. دوست محمد خان نپذیرفت و مذاکرات آنها بى نتیجه ماند!
بالاخره در سال 1253هـ.ق سپاه محمد شاه به قصد هرات حرکت کرد و در مرحله اول قلعه غوریان به تصرف قواى ایران درآمد و سپاه ایران در کنار رود «نقره» در نزدیکى هرات مستقر شد.
تسخیر و تصرف هرات براى ایرانیان چندان کار ساده اى نبود موقعیت طبیعى هرات، عدم دسترسى به ادوات محاصره و ضعف توپخانه و وسایل تخریب سبب شد محاصره هرات یک سال طول بکشد.
از طرف دیگر سفیر انگلیس مک نیل که از سال 1251به عنوان وزیرمختار به ایران آمده با اقدام شاه شدیدا مخالفت کرد و حتى چند تن از مهندسین انگلیسى را براى کمک به کامران میرزا به هرات فرستاد که در استحکام حصار شهر و تقویت روحیه افغان ها تاثیر بسزایى داشتند.
مک نیل سفیر انگلیس از محمد شاه درخواست کرد که از طرف ایران با افغان ها وارد مذاکره شود.
در حقیقت در صدد تامین مقاصد خود بود. مک نیل قراردادى تنظیم کرد تا محمد شاه دست از محاصره هرات بردارد ولى محمود شاه قرارداد را نپذیرفت. مک نیل با بهانه قرار دادن عملکرد حاج میرزا آقاسى و قاصد سفارت ایران، به حالت قهر اردوى شاه را ترک کرد و نامه تهدیدآمیزى به شاه نوشت و رفتار ایران را غیردوستانه خواند و در نامه مک نیل دولت ایران را تهدید کرد که به دلیل مخالفت شاه با قرارداد تنظیمى وى انگلستان براى حفظ منافع خود دست به اقدامات جدى خواهد زد.
در فاصله کوتاهى پس از پیام مک نیل جزیره خارک به تصرف قواى انگلیس در آمد. محمدشاه که به کمک دوست محمد خان حاکم کابل و قنبرعلى خان حاکم قندهار دل بسته بود سفیرى براى آنان فرستاد ولى اقدامات وى بى نتیجه ماند. شاه به دلیل فشار روزافزون انگلیس دست از محاصره هرات کشید و بدون انعقاد هیچ قراردادى به سوى تهران رهسپار شد. مک نیل کلنل شیل را به تهران فرستاد تا با شاه مذاکره کند.
شاه به راحتى حاضر نبود شرایط قرارداد را امضا کند. از طرف دیگر کامران میرزا بار دیگر ابراز بندگى خود را به شاه ایران اعلام کرد. اما شاه از طرف انگلیس همچنان در فشار قرار داشت تا غوریان را تخلیه کند. بالاخره محمد شاه غوریان را تخلیه کرد. انگلیسى ها نیز خارک را تخلیه کردند اما از قرارداد تجارى با ایران چندان راضى نبودند زیرا مزایایى که به دست آورده بودند هنوز کمتر از روس ها بود و این مساله براى انگلیس ناخوشایند بود.
شاه ایران نیز هنوز خود را حاکم هرات مى دانست و ترک مخاصمه به معنى پایان جنگ نبود. چنان که مساله هرات بار دیگر در اوایل سلطنت ناصرالدین شاه بین ایران و انگلیس باعث جنگ شد.