بخش سیاسی داخلی
تئورىهاى مربوط به مسئله “قدرت” و نقش اقتدار در تنظیم مناسبات یک کشور، جریان، سازمان یا فرد تا قبل از پایان هزاره دوم میلادى تابع قواعدى نسبتا ثابت و لایتغیر بود. در لابهلاى نظریات “برتراند راسل”، “ماکس وبر” و “لاپى یر” قدرت کاملا محاسبه شده و در عین حال پیچیده تعریف مىشد. با پررنگشدن تقسیمبندىهاى قراردادى در مطالعات منطقهاى و فرامنطقهای، دامنه تعریف “قدرت” و مصادیق آن در نظام بینالملل انعطاف بیشترى پیدا کرد. به عبارت دیگر “قدرت” مصادیق و تعابیر نسبتا متفاوتى پیدا کرد. هرچند که بسیارى از تئوریسینهاى قرن گذشته قدرت را اعمال اراده یک فرد یا سازمان بر یک رفتار جمعى مىدانند؛ اما در حال حاضر مىتوان قدرت را “توانایى ایجاد فضا براى خود به طرق گوناگون” تعریف نمود. کشور یا جریانى که به دنبال تنفس موثر در جهان ارتباطات است باید به تولید فضاى مطلوب براى خود بپردازد. برخلاف قرون و اعصار گذشته دیگر فضاى مطلوب را نمىتوان در لابهلاى تنشها یا تصادفات و بر اساس قانون احتمالات ریاضى محاسبه نمود. امروزه “خلاقیت” با “قدرت” رابطهاى کاملا مستقیم دارد. خلاقیت یک کشور در دو بعد مهار قدرتهاى بیگانه و ایجاد فضاى جدید و مناسب نقش بلاانکارى دارد.
یکى از مظاهر “قدرت” و “خلاقیت” را باید در “قدرت بازدارندگی” جستجو نمود. در قدرت بازدارندگى تقویت “توان” و “قابلیت دفاع” راهبرد و استراتژى اصلى محسوب مىشود. از این رو در قدرت بازدارندگی، بنیانها تقویت مىشوند و تقویت بنیانها نیز اصلىترین لازمه به فعلیترساندن یک قدرت در جهان امروز به شمار مىآید. با تامل در زنجیره ترسیمشده مىتوان دریافت که هزاره سوم، هزاره تقابل بنیانهاست و چالش میان رفتارها و رویکردها در مراتب دیگر قرار دارد. آغاز دومین رزمایش پیامبر اعظم صلىالله علیه و آله در آبهاى خلیجفارس مظهر اصلى نمایش قدرت بازدارندگى جمهورى اسلامى ایران در مواجهه با تهدیدات فرامنطقهاى خود محسوب مىشود. آزمایش انواع موشکهاى شهاب 2 و شهاب 3 و موشکهاى دوربرد و هماهنگى منظم میان نیروهاى زمینی، دریایى و هوایى مقاومت بسیج سپاه پاسداران انقلاب اسلامى باعث شده است تا علاوه بر نمایش اقتدار ایران در شرایط حساس کنونی، زیرساختها و ریشههاى نگاهدارنده این کشور در برابر تهدیدات نظامى بیگانگان نیز در راستاى حفظ اقتدار منطقهاى و فرامنطقهاى تهران باز تعریف شوند.
در اینجاست که تفاوت دو مانور اخیر آمریکا و اروپا در خلیجفارس با مانور پیامبر اعظم (ص) از بعد راهبردى مشخص مىشود: واشنگتن و متحدان آن در مانور اخیر خود بر اساس پررنگتر ساختن “تهدید” خود در برابر جمهورى اسلامى ایران و درهم ریختن معادلات خاورمیانه به سوى ایدهآلهاى دست نیافتنى خود گام برداشتهاند. حال اینکه در فراسوى دومین رزمایش پیامبر اعظم (ص)، جمهورى اسلامى ایران به دنبال تامین امنیت جمعى منطقه و چینش معادلات قدرت بر اساس تقویت زیرساختهاست. بر این اساس از این دو مانور نتایجى یکسان حاصل نمىشود. راهبرد کاخ سفید در مانور اخیر خود آسیبپذیر و تنشزاست و در خصوص جمهورى اسلامى ایران این راهبرد تنشزدا و فضاساز است.
نمایش اقتدار جمهورى اسلامى ایران در آبهاى خلیجفارس و دریاى عمان فضاهاى بسیار موثرى را در مقابل تهران خواهد گشود؛ فضاهایى که در سطح کلان موجب افزایش اقتدار و ثبات کشور اسلامى ما در خاورمیانه و جهان خواهد شد؛ اقتدارى که راه نفوذ کاخ سفید و متحدانش را به روى ایران خواهد بست.