تاریخ انتشار : ۰۸ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۰۹:۲۵  ، 
کد خبر : ۹۰۰۳۵

نقش مرجعیت در حل بحران‌های عراق


فرامرز اصغری
نزدیک به سه سال از جنگ عراق و حضور اشغالگران در این کشور می‌گذرد، آنچه در روند تحولات این کشور قابل تامل است، سیاست‌ها و عملکردهای اشغالگران برای ایجاد اختلاف میان مرجعیت و مردم از یک سو و میان علما و روحانیون شیعه و اهل سنت از سوی دیگر می‌باشد. چنانکه در طی این مدت اشغالگران از یک سو با ایجاد ناامنی در مناطقی خاص نظیر: شهرک صدر، کربلا، کاظمین بویژه در مراکز و مناطق شیعه نشین که به کشته شدن صدها تن منجر گردید و نیز معطوف ساختن روحانیت به ایجاد وحدت ملی و دوری از مسائل پیرامون تشکیل دولت جدید برای تحقق این سناریو گام بر می‌دارند. آمریکایی‌ها پس از حضور در عراق، دریافتند برای تحقق اهداف و استمرار حضورشان با مانعی بزرگ به نام مرجعیت مواجه می‌باشند که حاضر به پذیرش اشغالگران نیستند و برای خروج آنها به بسیج مردمی می‌پردازند، لذا از همان ابتدا تلاش نمودند تا از نقش و جایگاه آنها کاسته و به نوعی آنها را در انزوا قرار دهند. در این راستا اشغالگران به اقداماتی چند مبادرت ورزیدند از جمله:
ترور رهبران و علما برجسته مانند سید محمد باقر حکیم، ایجاد شبکه‌های ماهواره‌ای که بسیاری از برنامه‌های آنها تخریب دین، اعتقادات مذهبی و در راس آن روحانیت قرار داشت، ایجاد اختلاف میان شعیه و سنی و ایجاد جنگ روانی برای رویارو قرار دادن علما، تاکید بر تدوین قانون اساسی بر مبنای قوانین غربی که در آن جایگاهی برای دین تعیین نشده بود، ارائه اخبار و گزارشاتی مبنی بر وابستگی برخی مراجع به کشورهای خارجی (چنانکه این سناریو را در مورد آیت الله سیستانی و ایرانی بودن آن اجرا نمودند)، ایجاد انشعاب در میان روحانیت به گروه‌های محافظه‌کار و انقلابی که حاصل آن برخی تنش‌های موقت میان این گروه‌ها بود، که سرانجام با بیداری مرجعیت و تاکید آنها بر حفظ وحدت این توطئه خنثی گردید، برقراری ارتباط با مرجعیت تا آنها را همسو با اهداف خود معرفی نمایند در حالی روحانیت با عدم پذیرش این دیدارها این توطئه را خنثی کردند (زلمای خلیل‌زاد و حتی مقامات ارشد آمریکا و انگلیس خواستار دیدار با آیت‌الله سیستانی شدند که ایشان این دیدارها را نپذیرفت و حتی حاضر به بازگشایی نامه بوش نگردید) انجام اقدامات تروریستی و ضد دینی تخریب اماکن مقدسه در سامرا، کربلا، و بمب‌گذاریهای متعدد در مناطق شیعه‌نشین و تخریب منازل اهل سنت می‌باشد.
بر این اساس در مقطع کنونی که تشکیل دولت با بحران مواجه گردیده، وظیفه مرجعیت بیش از پیش در جلوگیری از تحقق اهداف اشغالگران موثر و قابل توجه می‌باشد، هر چند که در طی سه سال اخیر مرجعیت به طور مستقیم در امور اجتماعی و سیاسی حضور یافته و در کنار فراخوان مردم به حفظ آرامش و جلوگیری از افزایش تنش‌ها، بر خروج هر چه سریعتر اشغالگران از کشور تاکید نمودند. از جمله این اقدامات می‌توان به موارد زیر اشاره کرد: عملکرد موفق آیت‌الله سیستانی و مراجع در خنثی سازی توطئه‌های اشغالگران در نجف و بازگرداندن آرامش به شهر، فراخوان مردم به حضور در انتخابات که منجر گردید تا 95 درصد در انتخابات پارلمان سال گذشته و 75 درصد در انتخابات کنونی مشارکت نمایند، نظارت کامل بر نحوه تدوین و تصویب قانون اساسی که مبنا و اساس آن اسلام تشکیل داده است، حفظ اتحاد شیعه و سنی در تحولات و ناآرامی‌های اخیر در سامرا، کربلا و کاظمین که صرفا در چارچوب تفرقه‌افکنی صورت گرفته بود، فراخوان گروه‌ها و احزاب سیاسی به وحدت و توافق ملی برای تشکیل هر چه سریعتر دولت که عاملی مهم در حل بحران‌ها است، عملکرد موفق روحانیت در جلب حمایت‌های منطقه‌ای در تحقق امنیت و همکاری و اتحاد فی‌مابین که در این زمینه می‌توان به سفرها‌ی دوره‌ای مقتدی صدر به کشورهای منطقه اشاره کرد و ...
در نهایت با توجه به سیر تحولات عراق در سه سال اخیر به صراحت می‌توان گفت که بر خلاف اقدامات و عملکردهای آمریکا و اشغالگران، در به انزوا کشاندن مرجعیت، نه تنها گرایشات مردمی به این قشر کاهش نیافته و مرجعیت از ساختار سیاسی کنار نرفته بلکه به طور مستمر در صحنه حضور یافته و به عنوان بازیگری مهم در برقراری امنیت و روند تشکیل دولت فعالیت نمود. به گونه‌ای در بسیاری از مواقع اشغالگران خود به نقش مرجعیت اعتراف و خواستار حضور آنها برای جبران ناکامی‌های اشغالگران و دولتمردان عراق گردیدند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات