تاریخ انتشار : ۳۰ فروردين ۱۳۸۸ - ۰۸:۰۸  ، 
کد خبر : ۹۰۰۴۱
دکتر رسول نفیسی در گفت‌وگو با کارگزاران:

هیچ‌کس از حمله آمریکا به ایران حمایت نمی‌کند

مقدمه: گروه سیاسی ـ مریم مهدوی: پرونده هسته‌ای روزهای پرالتهابی را می‌گذراند. اتحادیه اروپا در نظر دارد پس از تماس‌های تازه‌ای با ایران درباره رویه خود در قبال مناقشه هسته‌ای تصمیم‌گیری کند. اگرچه در نشست وزیران خارجه اتحادیه اروپا در فنلاند در مورد اتخاذ تصمیم‌های تنبیهی علیه ایران گفت‌وگو نشد، اما آمریکا همچنان با استفاده از گزینه تحریم و حتی نظامی جنگ روانی علیه ایران را با حفظ متحدان خود دنبال می‌کند. این در حالی است که اظهارنظرهای مقام‌های روسیه و چین پس از پایان مهلت شورای امنیت سازمان‌ ملل برای تعلیق غنی‌سازی اورانیوم در ایران و انتشار گزارش آژانس حاکی از تمایل مسکو به ادامه روش سابق و مخالفت با اعمال تحریم و انتخاب گزینه نظامی تا حد ممکن است. به گمان مقام‌های روسی و چینی اعمال تحریم و استفاده از حربه نظامی اولین گام در راستای به کارگیری نیروی نظامی آمریکا در خاورمیانه است. زیرا درگیری در کنار مرزهای روسیه منافع مسکو در منطقه را تهدید خواهد کرد. به عقیده تحلیلگران تردید روس‌ها فرصتی است که ایران می‌تواند با استفاده درست از آن بخشی از فشارهای جهانی علیه خود را کاسته و با آرامش بیشتر به تصمیم‌گیری آینده بیندیشد. برای بررسی گزینه‌های تحریم، مذاکره و یا جنگ با دکتر رسول نفیسی، استاد دانشگاه «استریر» ویرجینیا گفت‌وگویی انجام داده‌ایم که در پی می‌آید.

* آمریکا در ارتباط با ایران کدام یک از این سه گزینه را پیش‌رو دارد؛ جنگ، تحریم یا مذاکره؟
** به نظر نمی‌رسد مذاکره مورد نظر دولت بوش باشد. قرار دادن پیش شرط «تعلیق کامل غنی سازی»‌ آشکارا با شناخت مواضع ایران بود وگرنه قصد مذاکره در کار نبود. دولت بوش بخصوص هیچ نوع اعتمادی به دولت جدید ایران ندارد. اصولا جناح نو محافظه‌کار آمریکا قصد ایران از مذاکره را اتلاف وقت و تکمیل تاسیسات اتمی ایران می‌داند. بنابراین رویکرد آمریکا به دو امر تحریم یا جنگ محدود می‌شود.
* در بحث تحریم‌ها آمریکا هشدار داده است که بانک‌های خارجی باید ارتباط مالی خود با ایران را قطع کنند. ضمن اینکه ادامه رابطه را به روابط بانک‌های سوییس با آلمان نازی تشبیه کرده‌اند. چرا؟
** مسئله تحریم اکنون از دو سو مورد بررسی است. 1ـ تحریم‌های ضعیف‌تر و گسترش‌ تدریجی آن 2ـ تحریم‌های کلی. بخصوص تحریم کلی در مورد نفت، تقریبا ناممکن است. پس آمریکا درصدد تحریم‌های تدریجی است که با قطع ارتباط مالی ـ اعتباری بانک‌ها با ایران، قطع صدور مواد و تجهیزات لازم برای صنایع اتمی، منع صدور ویزا برای دولتمردان ایرانی یا افرادی که به نحوی به صنایع اتمی مربوط می‌شوند، مسدود کردن حساب‌های ایران و احتمالا بازرسی کشتی‌هایی که به مقصد ایران در حرکتند، آغاز خواهد شد. در صورتی که سایر کشورهای عضو شورای امنیت موافقت کنند، به تدریج این محدودیت‌ها افزایش خواهد یافت. ولی قطع ارتباطات بانکی و اعطای اعتبار به ایران در چند ماهه گذشته مورد تاکید دولت بوش بوده است. در واقع نظر بر این است که دول نفتی به اعتبارهای کوتاه مدت و دراز مدت محتاج هستند و این امر باعث مشکلات اقتصادی بزرگی در ایران خواهد شد.
* آیا آمریکا گزینه دیگری غیر از تحریم را هم مدنظر دارد؟
** برداشت کلی که در آمریکا وجود دارد این است که در نهایت یا باید با ایران اتمی زندگی کرد و ساخت، یا باید به رفع این «تهدید» که خاورمیانه را دگرگون کرده و تعادل قدرت را از بین خواهد برد، برخورد جدی و حتی نظامی کرد. موضع‌گیری‌های جدید دولت ایران این نوع برداشت را تقویت کرده و «تهدید ایران» مورد اجماع قرار گرفته است. بنابراین گزینه «تحریم» و سپس گزینه «نظامی» امکان دارد که مورد نظر آمریکا باشد. اما گزینه تحریم به تنهایی نتوانسته است نه کوبا را آرام کند و نه از ساخت بمب اتمی کره شمالی جلوگیری کند. ولی به نظر تحلیلگران، ایران با این دو کشور تفاوت دارد.
* اعمال تحریم‌ها بر ایران چه تفاوتی با تحریم‌های کره شمالی و کوبا دارد؟
** اقتصاد ایران در اقتصاد جهانی تنیده است و تحریم بر آن تاثیر کارساز خواهد داشت. با توجه به اقتصاد نفتی ایران، به نظر می‌رسد که تحریم موثر باشد. ولی باید توجه داشت که مثلا چین با چنین گزینه‌ای موافق نیست. به همین لحاظ است که برخی تحلیلگران بر این باور هستند که نهایتا موضعگیری‌های اخیر ایران و آمریکا به جنگ منتهی خواهد شد.
* این تحلیل بر چه اساسی است؟
** زیرا تحریم در جهت خواست‌های آمریکا عمل نخواهد کرد. قصد جزم آمریکا بر ممانعت ایران از داشتن تکنولوژی اتمی است که ایران را قادر به ایجاد سلاح اتمی خواهد کرد، موضع رادیکال ایران را در منطقه تحکیم خواهد بخشید و در نهایت به برخورد دو کشور خواهد انجامید. بیش از دو سال به پایان دوره جورج بوش باقی مانده است. بوش با توجه به اینکه از نوامبر به بعد احتیاجی به هیچ نوع انتخابات و نظر مردم نخواهد داشت، امکان دارد در جهت ایجاد جنگ جدیدی گام بردارد. هر چند که کنگره سر راه او خواهد بود، ولی رئیسان جمهور آمریکا راه‌های قانونی را برای دور زدن کنگره به منظور ایجاد و تداوم جنگ یافته‌اند. دولت بوش نیز اصولا چندان به قانون اساسی ایالات متحده آمریکا پایبند نبوده است.
* رامسفلد در روزهای اخیر عنوان کرد که مشکلات آمریکا در عراق و افغانستان نمی‌‌تواند منجر به جلوگیری از برخورد نظامی آمریکا با ایران شود. ارزیابی شما در این مورد چیست؟
** مخارج عظیم جنگ عراق مانع اساسی است. گفته می‌شد که جنگ عراق تنها 100 میلیارد دلار هزینه خواهد داشت. در حالی که تا به امروز جنگ عراق نزدیک به 2 تریلیون دلار هزینه دربر داشته و با توجه به اینکه آمریکا نزدیک به 7 تریلیون دلار کسری بودجه دارد، تحمل یک هزینه جدید برای آن مشکل است. ارتش آمریکا هزینه‌های زیادی را که برای تعمیرات نوآوری نظامی لازم بود، صرف هزینه‌های جاری در عراق کرد و ارتش را تضعیف کرده است. گذشته از آن، در حال حاضر نفرات جنگی آمریکا به طور عمده در عراق مستقر هستند. ارتش آمریکا هم امکان تهیه و تجهیز نفر برای جنگ جدید زمینی را ندارد.
* ولی آمریکا در جنگ افغانستان و عراق بیشتر از امکانات هوایی خود استفاده کرد تا زمینی.
** امکانات دریایی ـ هوایی آمریکا می‌تواند به راحتی جنگ را در سه صحنه اداره کند. در واقع این استراتژی چندین دهه اخیر ایالات متحده آمریکا بوده است. حتی به نظر برخی تحلیلگران مثل سیمورهرش خبرنگار و تحلیلگر سرشناس و موثق «نیویورک» هدف از حمله به تاسیسات حزب‌الله در جنوب لبنان، ارزیابی از نوع تاسیسات نظامی ایران بوده است.
* اسرائیل و آمریکا از حمله به جنوب لبنان چه ارزیابی از توان تاسیساتی ایران به دست آوردند؟
** تصادفا تاسیسات مخابراتی حزب الله نشان داد که بسیار پیشرفته است و کمتر نفوذپذیر. هر چند تاسیسات نظامی آنها تا حدود 70 درصد نابود شد، ولی موشک‌های دور پرواز و سکوهای مربوطه مورد اصابت بمب‌های اسرائیل قرار نگرفته‌اند، که این خود از تاسیسات بسیار مقاوم خبر می‌دهد. بنابراین اگر هدف؛ حمله هوایی صرف باشد، ایران در برابر آمریکا مقاومت خواهد کرد. هر چند درصدی از تاسیسات اتمی ایران نابود خواهد شد، ایران نیز به طور طبیعی عکس‌العمل نشان خواهد داد و این جنگ را تا مرحله جنگ کامل و همه جانبه خواهد کشانید. بنابراین جنگ هوایی ـ دریایی صرف نه امکان‌پذیر است و نه تاثیرگذار.
* در حال حاضر آمریکا در رابطه با پرونده هسته‌ای ایران با چه موانع، چالش‌ها و نقاط ضعفی همراه است؟
** آشکارا فاصله گرفتن روسیه از آمریکا و سه کشور اروپایی در مورد تحریم اقتصادی ـ سیاسی ایران و نیز اظهارات رئیس جمهور فرانسه مبنی بر اینکه «ایران مرکز ثبات خاورمیانه است»، نشانگر اختلاف نظر در مورد تصمیم‌گیری نسبت به ایران است. آمریکا در جهت تحریم همه جانبه ایران کوشش می‌کند، حال آنکه روسیه آن را بی‌ثمر می‌داند. فرانسه نیز مثل همیشه مواضع مستقل خود را حفظ می‌کند و در پی منافع خود است. مشکل دیگر زمانی خواهد بود که آمریکا تصمیم به برخورد نظامی با ایران بگیرد؛ تصمیمی که هیچ کدام از کشورها، حتی متحد دائمی آمریکا یعنی انگلستان با آن موافق نیستند.
* به عنوان آخرین سوال آیا افکار عمومی آمریکا نیز مخالف جنگ با ایران است؟
** مردم آمریکا هم با وجود جو شدید ضد دولت ایران و نظرسنجی‌هایی که بعضا موافقت با حمله به ایران را نشان می‌دهد، بعید است با یک حمله همه جانبه هوایی، دریایی و زمینی به ایران موافق باشند. این همراهی تنها در مورد حمله محدود هوایی به تاسیسات اتمی و به احتمال نظامی خواهد بود. ولی اصولا کنگره آمریکا که به احتمال زیاد در ماه نوامبر انتخابات میاندوره‌ای خواهد داشت، به طرف دموکرات‌ها خواهد چرخید و نظری مستقل از دولت بوش اتخاذ خواهد کرد.
دموکرات‌ها در حال حاضر به تبلیغ در مورد ناکارآیی دولت بوش در مقابل ایران تاکید دارند. ولی بعید است که مواضعی تندتر از بوش در مورد ایران اتخاذ کنند. چه بسا در هر مورد با تصمیمات او مخالفت کنند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات