تاریخ انتشار : ۰۱ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۱۲:۱۴  ، 
کد خبر : ۹۰۰۶۳

حرکت معکوس


بخش سیاسی خارجی
بى‌نتیجه‌ ماندن نشست کشورهاى 1+5 در خصوص برنامه هسته‌اى ایران و عدم توافق شش کشور آمریکا، چین، روسیه، انگلستان، فرانسه و آلمان بر سر قطعنامه‌اى مشترک دغدغه‌هاى بسیارى را در اذهان کنجکاو ایجاد مى‌نماید. به عبارت دیگر چرا شش کشورى که ابزارهاى قدرت و فضاهاى مانور در نظام بین‌الملل را در اختیار دارند، در مقابل معماى ایران تا این اندازه سردرگم مانده‌اند؟
فارغ از واکنش‌هاى موثر نظام جمهورى اسلامى و عزم راسخ دولت ایران در راستاى نیل به اهداف هسته‌اى صلح‌آمیز، در سطوح و لایه‌هاى زیرین جهان امروز تحولاتى نامحسوس در حال وقوع هستند که باعث تغییر رفتارها و سردرگمى قدرت‌ها شده است.
در قالب تسلسلى منطقی، یک کشور قدرتمند در جهان نخست اهداف کلان، بلندمدت و میان‌مدت خود را تعریف نموده و سپس به تعریف زیرساخت‌ها و ابزارهاى خود در جهت نیل به این اهداف مى‌پردازد و در نهایت مناسبات و رفتارهاى خود را با توجه به اهداف و ابزارهایى که در اختیار دارد، شکل مى‌دهد. پس بر اساس روال طبیعی، “مناسبات” معلول اهداف هستند و “ابزارها” نیز حکم واسطه میان این دو را دارد.
در دهه پایانى قرن گذشته این رابطه عینیتى کامل یافت، به عنوان مثال، کاخ سفید در جریان کشتار سربرنیتسا و فجایع بالکان، با هدف بلندمدت “نفوذ در اروپا” و حیاط خلوت روسیه وارد صحنه شد و امکانات و ابزارهاى تسلیحاتى خود را در اختیار جلادان صرب قرار داد. واشنگتن، مناسبات خود را با دیگر کشورها نیز بر اساس تداوم بحران بالکان شکل داد.
در کاخ الیزه، برلین، کاخ کرملین، لندن و پکن نیز کمابیش چنین رابطه‌اى میان “اهداف”، “ابزارها” و “مناسبات” برقرار بود. منتهى اهداف آنها استراتژیک، اقتصادى (در زمینه صنایع و انرژی) و... بود. در هر صورت مناسبات آنها نیز معلول اهدافشان بود.
در حال حاضر، على‌رغم حفظ صورت‌ ظاهرى کشورها و سازمان‌هاى بین‌المللى شاهد شکل‌گیرى یک حرکت معکوس و در عین حال غیرمحسوس هستیم وآن “حرکت از مناسبات به سوى اهداف”می‌باشد.
به عبارت دیگر مناسبات و رفتارهایى که در جو کنونى نظام بین‌الملل رخ مى‌دهند به صورت مستقیم روى اهداف قدرت‌ها تاثیر مى‌گذارد. به اندازه‌اى که کشورها از دایره رئالیسم در روابط بین‌الملل دورتر هستند این قاعده عینیت بیشترى دارد. مقامات روس تا دو سال قبل هدف نیل به قطبیت زودهنگام را در سر مى‌پروراندند، ولى اکنون مناسبات جارى در نظام بین‌الملل این هدف را کم‌رنگ کرده و هدف بلندمدت ایجاد ثبات در حیاط خلوت کاخ کرملین را جایگزین آن ساخته است. سه کشور فرانسه، آلمان و انگلستان که در معادلات سیاست خارجى خود سردرگم مانده‌اند، تاکنون هدف افزایش فضاى مانور خود در روابط فرامنطقه‌اى اروپا را داشتند. در حالى که مقامات جارى در جهان و آنچه در داخل پاریس، لندن، برلین و خارج از اروپا مى‌گذرد مقامات این کشورها را به سوى تغییر هدف خود سوق داده است.
مناسبات شکل‌گرفته در خاور دور پس از تحریم کره شمالى نیز به گونه‌اى است که چین را از هدف اصلى “نیل به قطبیت اقتصادى در جهان” تا حدودى منحرف ساخته و هدف فرعى ایجاد ثبات در معادلات منطقه‌اى و فرامنطقه‌اى پکن را جایگزین آن ساخته است.
در کاخ سفید نیز این قاعده صادق است. شکست جمهوریخواهان افراطى از دموکرات‌ها و تغییر مناسبات و رفتار اعضاى کنگره سنا نیز باعث تحول اهداف میان‌مدت و کوتاه‌مدت شده است. هرچند در اهداف بلندمدت و کلان، کبوترها و بازها رویه‌اى مشترک دارند ولى در دیگر اهداف که در جاى خود تعیین‌کننده نیز هستند، تفاوت قابل توجهى بین این دو وجود دارد.حال شاهد هستیم که شش کشور با شش هدف مختلف در فضاى پیچیده کنونى گرد هم آمده‌اند. مسلما اهداف این کشورها بر اساس مناسبات و وقایع جارى در جهان در حال تغییر و جابه‌جایى است. آیا مى‌توان از این کشورها انتظار داشت که در نهایت در خصوص یک “مسئله” یک تصمیم جمعى موثر اتخاذ کنند و یا تصمیم‌ اتخاذ شده آنها ضمانت اجرایى داشته باشد؟ این پرسش هنگامى جدى‌تر مى‌شود که آن طرف معادله ایران باشد. کشورى که نسبت به تهدید قدرتها هیچ‌گونه واهمه‌اى ندارد.مطابق اظهارنظر معاون وزیر امور خارجه آمریکا، در آخرین نشست کشورهاى 1+5، مواضع چین و روسیه و مخالفت صریح مسکو و پکن با رویکرد کاخ سفید و اتحادیه اروپا باعث عقب‌نشینى واشنگتن شده است.باید اذعان کرد که فضاى کنونى نظام بین‌الملل در حال مسدودکردن فضاهاى مانور به روى ایالات متحده آمریکاست. بر این اساس کاخ کرملین و پکن نسبت به تحولات بنیادین که در روابط بین‌الملل صورت مى‌پذیرد آگاه شده و به هیچ عنوان خواهان تعریف شدن در جبهه طرفدار آمریکا نیستند.عقب‌نشینى کاخ‌سفید در حقیقت محصول آگاهى پکن و مسکو نسبت به ماهیت “جهان امروز” و “ایران قدرتمند” است و البته هنوز سه کشور اروپایى در درک این آگاهى عاجز مانده‌اند. در نهایت اینکه بر اساس “حرکت معکوس” ذکرشده، کبوترها و بازهاى کاخ سفید چاره‌اى جز محاسبه ساختار واقعى نظام بین‌المللى را ندارند. عملى که از سال 2000 تاکنون به ندرت در واشنگتن صورت گرفته است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات