تاریخ انتشار : ۲۴ فروردين ۱۳۸۸ - ۱۱:۳۵  ، 
کد خبر : ۹۰۰۷۳
عواقبی که کشتن سردار بلوچ برای دولت پاکستان در پی دارد

نقش ژنرال در مرگ بگتی


مهناز ظهیرنژاد
بلوچ‌های جدایی‌طلب پاکستان هفته پیش کسی را از دست دادند که برای سال‌ها رهبری آنان را در راه کسب خودمختاری برعهده گرفته بود. اکبرخان نواب بگتی 79 ساله گرچه نسبت به سایر رهبران جدایی‌طلب بلوچ، از احساسات ناسیونالیستی برخوردار بود، اما عملا از سال 2004 به عنوان یکی از عوامل اصلی گسترش حرکت‌های ضدحکومت مرکزی در میان قبایل بلوچ شناخته شده بود. نواب بگتی، تحصیل کرده آکسفورد، عضو انجمن ناسیونالیستی، وزیر کشور و فرماندار بلوچستان در طول سال‌های 77-1963، سیاستمداری بود که عملا رهبری گروه‌ها و احزاب سیاسی مختلف حکومت مرکزی در منطقه را برعهده داشت، بنابراین طبیعی بود مرگ وی موجی از اعتراض‌ها و خشونت‌ها را در منطقه در پی داشته باشد، اعتراض‌هایی که فرمانده سابق سرویس امنیتی ـ نظامی پاکستان پیرامون آن می‌گوید: «مرده بگتی خطرناک‌تر از زنده آن برای پاکستان شده است».
مرگ بگتی آن هم در شرایطی که وی در یک غار پناه گرفته بود، موجی از احساس‌های ضدحکومتی را در میان قبایل بلوچ نه تنها به جهت کشته شدن یک رهبر سیاسی، بلکه به دلیل مرگ یک رئیس و سردار قبیله و یک پیرمرد 79 ساله برانگیخت، اعتراض‌هایی که سابقه 50 ساله دارند و به یک میراث در میان قبایل بلوچ تبدیل شده‌اند.
شروع این نارضایتی‌ها به سال 1947 برمی‌گردد. زمانی که مردم منطقه نسبت به کمبود امکانات، معترض بوده و خواستار رسیدگی حکومت به وضعیت آنان به ویژه در خصوص آب آشامیدنی شده بودند، اما حکومت مرکزی نه تنها وقعی بر آن ننهاد بلکه در سال 1952 با کشف منابع طبیعی گاز در منطقه و تزریق آن توسط خط لوله به ایالت‌های پنجاب و سند، بر اعتراض‌های مردمی در بلوچستان افزود.
6 میلیون بلوچی هر روز شاهد برون رفت ثروت طبیعی منطقه به سایر مناطق بودند بدون آنکه تغییری در شرایط زندگی خویش احساس کنند، از سوی دیگر واکنش‌های خشن حکومت مرکزی که با عدم پاسخگویی به مطالبات مردمی همراه بود، شرایطی را برای حرکت‌های افراطی و رادیکالی و همچنین اهداف سردارها برای حفظ قدرت به شیوه قبیله‌ای به وجود آورد و سبب شد حرکت‌هایی که در آغاز از نوع اعتراض‌های خیابانی بود به سرعت رشد کرده و به حرکت‌های شبه نظامی تبدیل شوند. اما حکومت برای حل مسئله، سیاست تغییر بافت جمعیتی را در پیش گرفت که عملا نتیجه‌ای در بر نداشت.
در مقابل سیاست‌های حکومت مرکزی، نواب بگتی به عنوان یکی از رئیسان قبایل بلوچ که منابع گازی نیز در منطقه آبا و اجدادی آن واقع شده بودند به همراه سایر رئیسان قبایل، خواستار گرفتن حق امتیاز از حکومت مرکزی برای عبور خط لوله و بهره‌برداری از منابع گاز موجود شدند. این درخواست باعث شد پرویز مشرف، نواب بگتی، سردار معری و سردار منگل را علت اصلی درگیری‌ها و اغتشاش‌ها در منطقه معرفی کند.
ژنرال پاکستانی، این افراد را ضددموکرات، ضدتوسعه و ضدحکومت پاکستان خواند و اعلام کرد سردارهای بلوچ تنها به منافع شخصی و نه منافع قبیله‌ای و مردمی می‌اندیشند.
در حقیقت مشرف با بیان این مطالب سعی به ایجاد تفکیک و جدایی میان سردارهای بلوچ و مردم کرد گرچه برخی از احزاب ناسیونالیستی در منطقه نیز در همین رابطه سردارهای بلوچ را متهم به ارتباط با حکومت مرکزی کردند، اما در نهایت اختلافات میان حکومت مرکزی و قبایل بلوچ شدت پیدا کرد. در سال 2000 به دنبال بازداشت نواب معری یکی از سردارهای بلوچ به اتهام قتل یکی از قضات عالی رتبه پاکستانی، موجی از عملیات نظامی که از سوی گروه نظامی لیبرال بلوچستان هدایت می‌شد علیه حکومت مرکزی منطقه را دربر گرفت، انفجار بر سر راه خط لوله گاز و حمله موشکی به مراکز و مقرهای حکومتی از آن جمله بود. حکومت، رهبری این اقدامات را به نواب بگتی نسبت داد، اما عملیات نظامی زمانی جنبه رسمی یافت که گروه لیبرال بلوچستان در اعتراض به هتک حرمت یک زن پزشک در بیمارستان ویژه کمپانی گاز، اقدام به حملات موشکی به مقر شرکت گاز کرد. این عملیات که تایید و تحسین نواب بگتی را به همراه داشت، باعث شد بگتی عملا به عنوان رهبر شورشیان بلوچستان وارد یک جنگ نظامی با حکومت مشرف شود.
در سال 2005 زمانی که مشرف وارد منطقه شد، مقر وی مورد حمله قرار گرفت و این کافی بود تا مشرف نیروهای نظامی پاکستان را برای دستگیری بگتی بسیج کند. سرانجام در طول سه ماه گذشته نیروهای مرکزی موفق به شناسایی محل اختفای نواب بگتی شدند و با حمله به محل زندگی سردار بلوچ پایان دادند. گرچه زندگی سردار به پایان رسید، اما به نظر نمی‌رسد مرگ بگتی پایان آشوب‌ها و اعتراض‌ها باشد، گرچه این اعتراض‌های فراگیر کوتاه مدت خواهد بود، اما باید توجه داشت که حذف مخالفان از سوی حکومت مشرف بازتاب منفی را در میان گروه‌ها و احزاب بر جای خواهد گذارد.
در حال حاضر گروه‌های سیاسی، مذهبی و ناسیونالیست‌های ضدحکومت مرکزی و دموکرات، اقدام مشرف را نشانه‌های شومی از آغاز یکسری بازداشت‌ها و احتمالا کشتار مخالفان حکومت ارزیابی می‌کنند و این در مناطقی همچون منطقه «سند» که پیش زمینه‌های اختلافات با حکومت مرکزی وجود دارد، می‌توان زمینه‌ساز ایجاد جریان‌های ضدحکومتی همچون بلوچستان شود. یقینا این سیاست ژنرال پاکستانی در مقابل سردارهای بلوچی آرامشی برای پاکستان به همراه نخواهد داشت.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات