جکسون دیل
به جرات میتوان گفت که حملات نظامی گسترده اسراییل به مناطق فلسطینی برای جهان و رسانههای خبری به یک سناریو یا یک قصه تلخ و دردناک اما تکراری تبدیل شده است. زمانی که نیروهای نظامی اسراییل مناطق مسکونی فلسطینیان را با گلوله و موشک هدف قرار میدهند دولت تلآویو هراسی به دل راه نمیدهد، چون میداند تنها به صورت صوری از سوی جهان محکوم میشود، این دولت بخوبی میداند که پس از کشتن حتی دهها غیرنظامی فلسطینی کشورهای عربی تنها به اتخاذ موضعگیریهایی مبنی بر توقف عملیات نظامی از سوی اسراییل اکتفا میکنند و سازمان ملل و کشورهای اروپایی نیز طبق معمول با ادعاهای تکراری اقدام اسراییل را محکوم و خواستار کنترل اوضاع از سوی تلآویو میشوند. حال با توجه به چنین واقعیتی آیا میل و رغبت اشباعناپذیر اسراییل برای ادامه تجاوزات خود به فلسطین افزایش نمییابد؟
با ارزیابی دقیقی از سیاست دولت اسراییل در مناطق اشغالی میبینیم که حملات گسترده نظامیان اسراییلی به نوار غزه کاملا با حملات نظامی که چهار سال پیش توسط این نظامیان در جنین انجام گرفت، متفاوت است. چهار سال پیش نظامیان اسراییلی جنگ تن به تن را در خیابانهای فلسطینی هدایت کردند و جنگندههای اسراییلی نه تنها دفاتر گروههای فلسطینی بلکه حتی ایستگاههای پلیس فلسطین و مناطق دولتی را نیز هدف حملات موشکی قرار دارند. در آن زمان تلآویو تنها به دنبال یک هدف بود آن هم وضع کردن سیاست جدیدی برای حل بحرانهای خود با فلسطین. نام این سیاست چیزی جز سیاست یکجانبه گرایانه اسراییل نبود. تلآویو قصد داشت که مسائل و بحرانهای خود با فلسطین را آن طوری که خود تعریف میکند، حل کند و بدون آنکه در حل این بحرانها دولت خودگردان را شریک خود کند به صورت یکجانبه برای حل این بحرانها پا در میدان گذاشت اما همگان دیدیم که نتیجه این اقدام اسراییل به چیزی جز عقب نشینی از مناطق اشغال شده فلسطین و ساخت دیوار حایل جهت تامین امنیت مناطق مسکونی اسراییل منتهی نشد.
حمله نظامی اسراییل به نوار غزه که طی چند روز گذشته انجام گرفته است و همچنان ادامه دارد، با حملات گذشته دولت اسراییل به مناطق فلسطینی چون جنین کاملا متفاوت است بطوری که تلآویو این بار به دنبال آن است که به صورت کاملا نامحسوس و غیررسمی زمینه میانجیگری بینالمللی و دخالت دیپلماتیک جهان برای حل بحران اسراییل و فلسطین را به وجود آورد. در حقیقت باید گفت این سیاست یکجانبه گرایانه اسراییل که در آغاز توسط آریل شارون شروع و در حال حاضر توسط المرت ادامه مییابد به پایان خود رسیده است. واقعیت آن است که اسراییل در حال حاضر آمادگی آغاز گفتوگوها با فلسطینیان را ندارد زیرا در صورتی که تلآویو تن به چنین اقدامی دهد این اقدام مساوی خواهد بود با عقبنشینی اسراییل از مناطق اشغال شده و تکمیل این عقبنشینی طبق معاهدههای بینالمللی که مطمئنا المرت تن به چنین کاری نخواهد داد زیرا اساسا شعار به قدرت رسیدن وی در حکومت مبتنی بر استقرار نیروهای اسراییلی و نیز گسترش شهرک سازی و استقرار شهرکنشینان یهودی در کرانه باختری بود. المرت طی ماههای گذشته بارها و بارها در گفتوگو با رسانههای خبری جهان و در کنفرانسهای خبری متفاوت اعلام کرده بود که تکمیل طرح عقبنشینی یکجانبه اسراییل باید همچنان ادامه یابد.
المرت در صدد آن است که به آنچه آریل شارون در سال 2002 با دستور حمله نظامی گسترده به کرانه باختری و به اشغال در آوردن این منطقه آغاز کرده است پایان دهد. در برههیی از زمان دولت اسراییل برای ادامه گفتوگوهای صلح با فلسطینیان یا کنترل خشونت در مناطق اشغالی خود را محدود و دست و پا بسته یافت زیرا بر اساس معاهده اسلو که در سال 1993 به امضای طرفین رسید اسراییل و فلسطین موظف بودند که در چارچوب تعیین شده حرکت کنند اما با به سر کار آمدن شارون سیاست اسراییل تغییر یافت. این دولت دیگر خود را موظف به عملی ساختن شعار معاهده اسلو نمیدانست بلکه هدف اصلی خود را نقض تمامی مفاد این عهدنامه و عدم قبول آن قرار داده بود. دولت شارون از بدو به دست گرفتن قدرت بر اساس سیاست حساب شده درصدد آن بود که زیربنای تشکیلات خودگردان را هدف قرار دهد.
اقدامات اخیر دولت اسراییل خود بزرگترین دلیل بر وجود این واقعیت است که دولت اسراییل شسکت سیاست یکجانبه گرایانه خود در سرزمینهای اشغالی را پذیرفته است و به دنبال راهکاری برای مشارکت دولت فلسطین جهت حل مسائل است و در عقبنشینی دولت اسراییل از این سیاست کافی است به دیدار اخیر المرت با محمود عباس (ابومازن) اشاره کرد بطوری که دولت اسراییل با تلاشهای کشورهای اروپایی جهت حل بحرانهای موجود در سرزمینهای اشغالی موافقت کرد و از آن سو المرت تن به دیدار ابومازن داد. حامیان اصلی سیاستهای دولت اسراییل چون آمریکا و حتی برخی از کشورهای اروپایی نیز به شکست این سیاست پی بردند و در دیدارهای اخیر خود با المرت بر عقبنشینی تلآویو از این سیاست تاکید کردند.
دولت اسراییل این بار در حمله به نوار غزه به صورت مستقیم نیروهای امنیتی وابسته به دولت خودگردان را هدف قرار نداد و نیز از نزدیک شدن به اردوگاههای فلسطینی خودداری کرد و به جای آنکه اقدام به کشتن رهبران ومقامات حماس کند به دستگیری این افراد اکتفا کرد. این گونه تحولات در عملکرد دولت اسراییل تنها به این دلیل است که المرت و دیگر ژنرالهای اسراییلی به این حقیقت پی بردهاند که بدون مشارکت دولت فلسطین و حتی حماس در گفتوگوها نمیتوانند هرج و مرجهای جاری در سرزمینهای اشغالی را کنترل کنند و دولت تلآویو برای تامین امنیت جانی و شهروندان خود وکنترل بحران باید به امضای قراردادها و معاهدههای به حساب فلسطینیان تن در دهد.