محمد البرادعی، مدیر کل آژانس بینالمللی انرژی اتمی جمعه گذشته گزارش جدیدش را درباره پرونده هستهای ایران به اعضای شورای امنیت سازمان ملل متحد ارائه کرد. این گزارش حاوی نکاتی بود که در دو سطح فنی و سیاسی – حقوقی قابل مطالعه است. به عقیده ناظران دستمایه مخالفان سیاست آمریکا علیه ایران نیز جنبههای اشاره شده در این گزارش است.
دکتر رضا تقیزاده ، استاد دانشگاه آبراین در انگلیس میگوید: با توجه به روند اقدامهای سیاسی مخالفان فعالیتهای هستهای ایران، به ویژه آمریکا و جامعه اروپا، طی مهلت سی روزهای که شورای امنیت در اختیار آژانس انرژی اتمی قرار داده بود و با در نظر گرفتن عکسالعملهای متعارف و همسو با سیاستهای اعلام شده پیشین از جانب ایران، محتوای گزارش دبیرکل آژانس به شورای حکام و شورای امنیت حاوی هیچ نکته خارقالعاده و غیر قابل پیشبینی نبود.
وی میافزاید: همان گونه که انتظار میرفت گزارش البرادعی حاکی از ادامه مخالفت ایران با تعلیق غنیسازی مورد درخواست شورای امنیت و در نتیجه ادامه فعالیتهایی بود که کشورهای مخالف برنامههای اتمی ایران از آنها به عنوان خطر امنیتی بالقوه یاد میکنند. در این گزارش به نسبت متعادل علاوه بر تأکید بر عدم تمکین ایران نسبت به خواستهای مطرح شده، از ادامه ابهامهای گذشته در مورد بخشی از فعالیتهای هستهای ایران یاد شده بود. در نتیجه هر دو سوی منازعه نکاتی همسو با سیاستهای خود در آن گزارش میدیدند. این تحلیلگر معتقد است به دلیل وجود همین تعادل در تنظیم مفاد و همچنین زبان گزارش، ایران و مدعیان ایران برخورد متعادلی در قبال آن اختیار کرده و آن را حرفهای و متعارف تلقی کردهاند. از دید ایران اگرچه این نکته قابل پیشبینی بود، اما درعین حال با اهمیت در داخل، تأیید توفیق ایران در غنیسازی 5/3 درصد اورانیوم در مجتمع نطنز بود که ایران از آن به عنوان بخشی از فعالیتهای مربوط به تحقیقات هستهای یاد کرده است. آمریکا و اروپا نیز با استناد به سرپیچی ایران از قبول درخواستهای شورای امنیت و در نتیجه آماده دیدن شرایط برای تصویب قطعنامهای در اجلاس سهشنبه اعضای شورای امنیت علیه ایران و افزایش بخت آنها به منظور بند هفت قرار دادن آنچه تخلفهای ایران میخوانند، از محتوای گزارش اخیر دبیر کل سازمان انرژی هستهای ابراز رضایت کردند.
در این حال، محمد سلطانی فر ، استاد دانشگاه نیز با تاکید بر اینکه نگاه مثبت یا منفی نسبت به ابعاد مختلف گزارش البرادعی نمی تواند مسیری را که می رویم حل کند و به عبارتی راهگشا باشد ، می گوید : البرادعی زیر فشار سنگین غرب قرار گرفته است و متاسفانه ایران بهانه های لازم را به غرب داده است . ایران بطور رسمی مواردی را که انجام داده اعلام کرده است ، لذا فضا برای ارائه هر گونه گزارشی علیه کشور باز شده است و افکار عمومی دنیا نیز برای این گزارش ها آماده است.
وی میافزاید: در دو سال گذشته به راحتی بیان می کردیم که البرادعی اشتباه می کند و ما در مسیر فعالیت های خود انحراف نداشته ایم اما امروز متاسفانه ایران رسما اعلام می کند که فعالیت هایی انجام دادهایم ، البته تبلیغات غرب علیه ما نیز به این امر دامن زده است و البرادعی را مجبور به ارائه این قبیل گزارش ها می کند . سلطانی فر ، همچنین معتقد است ، گزارش البرادعی البته دارای نکات مثبتی نیز بود. البرادعی و برخی کشورهای غربی قصد دارند از این مسیر به عنوان مسیر تهدید آمیز بهره گیرند تا به آرامی در مسیر و دیپلماتیک حرکت کنیم ؛ چون غرب آمادگی هرگونه برخورد و تهدید را ندارد . طوری که شاهدیم سخنان و شایعاتی که در مورد گزارش البرادعی قبل از ارائه آن مطرح بود ، رخ نداد و از ایران خواستار بازگشت به مذاکرات شدند.
دیپلماسی فرسایشی ، ابزار غرب در برابر ایران
هر چند آمریکا تلاش دارد تا همانگونه که در حمله به عراق ائتلافی را تشکیل داد بار دیگر نفت به کشور دیگری در منطقه خاورمیانه متحدین خود را برای رسیدن به اهدافش با خود همسو و هم جهت کند ، اما به نظر می رسد که در این مسیر کاملا موفق نبوده است ؛ هر چند اروپائیان سعی دارند در قبال ایران خود را کاملا همسو با واشنگتن نشان دهند اما مخالفت آنها با اقدام نظامی علیه ایران و تحریمی که آمریکا آن را به شدت تعقیب می کند ، موید ناکامی این کشور در تعقیب این سیاست است . در خصوص رفتار غرب در قبال ایران دکتر تقی زاده ، معتقد است عکس العمل های دولتمردان اروپایی و مسئولان دولتی آمریکا در قبال گزارش دبیرکل سازمان انرژی اتمی ، قابل پیش بینی در راستای انتظارات متعارف بود . دولت آمریکا با بزرگ جلوه دادن آنچه که تهدیدات امنیتی ایران برای منطقه و صلح جهانی می خواند ، ایران را در ردیف قدرتی بزرگ قرار داده و این تصویر بزرگ شده را به عنوان تصویر واقعی به مردم خود و کشورهای متحد معرفی کرده است.
وی می افزاید : نیت نهایی دولت بوش از میان برداشتن تهدیدهای تصویری و یا در بدترین شرایط خنثی کردن آنهاست . برای رسیدن به این اهداف ، آمریکا ، به رغم نیمه باز نگه داشتن ظاهری در مذاکره یا دادن فرصت بیشتر به دیپلماسی ، خواستار تسلیم کامل ایران به خواست های خود و یا در هم شکستن مقاومت ایران است . تقی زاده ، توفیق در تامین هدف اخیر را گزینه ای مطلوب تر از اولی می داند و می گوید : به این ترتیب دولت آمریکا ضمن ثبت یک « پیروزی نظامی ، سیاسی بزرگ » برای دولتی که نیروهای آن در عراق همچنان تحلیل می روند ، افکار عمومی آمریکا را که معمولا پیروزی طلب هستند ، راضی می کند . وی می گوید : آمریکا و متحدان اروپایی اش در محاسبات خود به این نتیجه رسیده اند که دیپلماسی فرسایشی « نیمه باز » نگه داشتن در مذاکره و در عین حال نا ممکن ساختن انجام مذاکره از راه قرار دادن پیش شرط های غیر قابل پذیرش از جانب ایران ، دولت ایران را در عرصه جهانی بتدریج منزوی ساخته و با تحریک آن برای توسل به اقدام های حاد توجیهی و یا تدافعی ، زمینه اقدام های تنبیهی آینده علیه آن فراهم تر خواهد بود . آمریکا در مقابله با ایران ، زمان را به نفع خود میبیند.
این استاد دانشگاه معتقد است : هدف سیاسی آمریکا در این مرحله محکومیت ایران و در نوبت نگه داشتن آن برای فرا رسیدن زمان مطلوب اجرای حکم است . البته دولت آمریکا به گزینه مذاکره هم رضایت خواهد داد ، مشروط بر آنکه شرایط مذاکره به تسلیم ایران بینجامد . آمریکا در این شرایط خواستار مذاکره پایاپای و بدون پیش شرط با ایران نیست چرا که خود را در شرایط قوی تر می بیند . وی دلیل عمده آن را به نتیجه نرسیدن تلاش های چند هفته گذشته برای آغاز مذاکره در مورد عراق که می توانست فتح الباب مذاکرات جامع تری شود و عدم تمایل آمریکا برای قرار گرفتن در شرایط برابر با ایران و از دست دادن بخت های آینده برای به شکست کشیدن مقاومت ایران میداند.
امیر علی ابوالفتح ، کارشناس مسائل اروپا و آمریکا نیز در گفت و گو با کارگزاران تاکید می کند که سیاست اروپا همچنان با سیاست آمریکا بطور دقیق منطبق نشده است و دلیل آن هم اختلاف دیدگاه و اختلاف منابع آمریکا و اروپا در قبال ایران است . وی می افزاید : آمریکائیان در ایران منافع اقتصادی عمدهای ندارند اما اروپائیان صاحب منافع اقتصادی عمده ای ندارند اما اروپائیان صاحب منافع اقتصادی بزرگ تری هستند ، لذا در برخورد با ایران با احتیاط بیشتری گام بر می دارند در عین حال تلاش دارند تا آخرین لحظه دیپلماسی خود را ، بعنوان یک دیپلماسی موفق نشان دهند.
ابوالفتح میگوید : اگر دیدگاه اروپا با سیاست آمریکا در قبال ایران پیش برود پیروز نهایی در نگاه غربی ها آمریکاست نه اروپا.
بنابراین به رغم اینکه دو طرف یعنی اروپا و آمریکا در قبال متوقف کردن فعالیت هسته ای ایران اشتراک نظر دارند و این استراتژی بلند مدت غرب ( شامل آمریکا و اروپا ) است ، اما در مرحله چگونگی برخورد با ایران هنوز اختلاف هایی میان دو سویی آتلانتیک دیده می شود هر چند که نباید این توهم ایجاد شود که اختلاف نظر موجود مانع از آن است که اروپا چشم خود را روی هسته ای شدن ایران ببندد . سلطانی فر در این باره معتقد است که تفاوت هایی در غرب در این خصوص وجود دارد که حتی می توانیم شاهد این تفاوت ها در داخل آمریکا نیز باشیم . برخی دولتمردان آمریکا قصد دارند از طریق این قبیل اعمال فشارها ، ایران را مجبور به بازگشت به میز مذاکره کنند و حتی با استفاده از سیاست پینگ پنگ ایران و آمریکا را رو در روی هم قرار دهند . وی می افزاید : البته برخی از نگاه ها در غرب و آمریکا بر این باور است که ایران علاوه بر بازگشت به میز مذاکره ، باید شدیدترین تحریم ها نسبت به ایران شکل گیرد .
ابزارهای دیپلماتیک ایران برای تعامل با غرب
محمد سلطانیفر؛ با ابراز تاسف از ضعیف بودن و محدودتر شدن ابزارهای دیپلماتیک ایران در تعامل با غرب به کارگزاران میگوید: در گذشته اگر مجموعه دستگاه دیپلماسی و رسانه ای ، قادر به همکاری و کمک به یکدیگر بودند تا موضوعات را جلو ببرند امروز بگونه ای حرکت شده که تصمیم گیرنده در یک مرکز و آن هم شورایعالی امنیت ملی است . متاسفانه دستگاه های دیپلماسی ما در وزارت امو خارجه در این خصوص محدود و غیر فعال شده و حق ورود به این بازی و استفاده از لابی های خود را ندارند . به تبع این محدودیت که بدلیل حساسیت لازم صورت گرفته ، رسانه ها نیز حق ورود به این موضوع و انجام کارهای متفاوت را ندارند ، لذا رسانه ها نیز در راستای یک نظر حرکت می کنند و این امر باعث می شود تا این دستگاه ها ، یا ابزارهای به واقع دیپلماتیک که می توانستند فعالیت مشترک داشته باشند ، غیرعملیاتی میشود.
ابزارهای اقتصادی کارآمد یا ناکارآمد ؟
سؤال ایجاست که استفاده از ابزارهای اقتصادی برای نزدیک کردن دیدگاه های غرب به ایران تا چه حد موثر است و آیا دولتمردان غربی منافع اقتصادی خود را بر منافع سیاسی ترجیح خواهند داد ؟ موسسه مطالعاتی بروکینگز آمریکا برای حل موضوع هسته ای ایران اخیرا راهکاری را پیشنهاد کرده است مبنی بر اینکه اروپا با حمایت از برنامه هسته ای غیر نظامی ایران سطح روابط تجاری و سرمایه گذاری خود با این کشور را افزایش دهد . در خصوص میزان کارآمدی ابزارهای اقتصادی در بحران هسته ای ایران دکتر تقی زاده می گوید : برای استفاده موثرتر از اهرم های اقتصادی برای سیاست خارجی ایران تا حدود زیادی تاخیر شده است . ایران پیش از داخل شدن در شرایط برخورد نیازمند حمایت شریکانی بود که از آنها به عنوان شریکان استراتژیک یاد می کنند . شریکان کنونی و دوستان ایران نیم بند و نیمه راهند . ایران با استفاده از قدرت صادرات نفت و تلاش برای تبدیل شدن به یک صادر کننده عمده گاز و همزمان ، از راه به خدمت گرفتن قدرت خرید قابل ملاحظه در بازارهای جهانی می توانست شریکان و دوستان قابل اعتماد قدرتمندتری در عرصه بین الملل برای خود فراهم آورد.
جامعه اروپا، ژاپن، کانادا، استرالیا و ... می توانستند و می توانند شریکان طبیعتی سیاسی اقتصادی ایران باشند ، اگر از اهرم های تحقق هدف های سیاسی خارجی ایران استفاده کامل تری به عمل می آمد . چین و هند و روسیه نیز با اشتیاق به صف دوستان می پیوستند . تقی زاده می گوید : عربستان سعودی قدرت صادرات انرژی و قدرت خرید را به اهرم عمده تحقق هدف های استراتژیک خود تبدیل کرده و در نتیجه به یک قدرت جهانی با ضریب اعتبار اقتصادی و امنیت ملی بالا تبدیل شده است تقی زاده تاکید می کند : قدرت بالقوه و مجموع صادرات نفت و گاز ایران از عربستان کمتر نیست.
به این دو اگر موقعیت ژئواستراتژیک و عامل جمعیت ایران را بیفزائیم ، تبدیل شدن به یک قدرت جهانی از راه های متعارف کاملا در دسترس است . لذا در شرایط موجود استفاده از نفت به عنوان یک سلاح بیش از آسیب زدن به حریفان وسیله خودآزاری خواهد بود . بعد از این بحران باید طرحی نو دراندازیم . این استاد دانشگاه استفاده از ابزارهای اقتصادی را نیز در شرایط کنونی ناکارآمد می داند و می گوید : امروز سایه های این حرکت به گونه ای سیاسی شده که نمی توان از ابزار اقتصادی برای حل آن استفاده کرد.
ابوالفتح نیز اقتصاد را یکی از مهمترین ابزارهای دیپلماسی یا روابط خارجی می شمارد و می گوید : چه در گرم شدن مناسبات و چه هنگام تنش تمام کشورها از ابزار اقتصادی در نحوه رفتار با دیگر کشورها بهره می برند . او می گوید : به طور قطع جمهوری اسلامی ایران هم باید از این ابزار در مقابل دوستان و دشمنان خود استفاده کند به هر حال نظام بین الملل عرصه داد و ستد است و در شرایط ، کشوری بیشترین امتیاز را به دست می آورد که از توان و پتانسیل بیشتری برای تاثیرگذاری بر این دادوستد برخوردار باشد.
ابزارهای دیپلماتیک ایران برای تعامل با غرب امیر علی ابوالفتح، نفت بازار مصرف و سرمایه گذار خارجی را از جمله موضوعاتی می داند که می تواند بر دیپلماسی هسته ای تاثیر گذار باشد . وی به کارگزاران می گوید : چنین به نظر می رسد که در حال حاضر جمهوری اسلامی ایران در حال استفاده از این ابزارها برای کاهش فشار غرب در خصوص برنامه هسته ای است . وقتی قیمت نفت افزایش می یابد ، نگرانی اروپا نسبت به اینکه روند مذاکرات ایران با بن بست مواجه شود ، دو چندانی می شود که در کشور های غربی منافع سرمایه داران و بخش خصوصی از اهمیت زیادی برخوردار است و شرکت ها به طور غیر مستقیم قادرند مدافع یک کشور خاص از جمله جمهوری اسلامی ایران برای تلطیف تنش های فعلی باشند و ایفای نقش کنند . دکتر تقی زاده نیز در این باره می گوید : در صورت عدم تغییر سیاست هایی که رسیدن به توافق از راه گفت وگو را فوق العاده دشوار ساخته و به همین نسبت بخت برخورد را افزایش داده است ، انجام مذاکره نیز دشوار می نماید چه رسد به فراهم شدن زمینه توافق . از همین روست که ایران با کند شدن تیغ دیپلماسی به عزم خود برای « دفاع از حقوق ملی » با استفاده از تمامی ابزارهای در اختیار تاکید میکند.