عابدین پاپی
در طول عمر انقلاب اسلامی تطور قلمها و زبانها را در زمینه انتخابات بر روی صفحات مطبوعات و سایر رسانههای جمعی تجربه کردهایم، و همیشه آنچه به عنوان قلب این نوشتارها و گفتارها از آن یاد شده است، علقه و علاقه وافر مردم به فاکتورهای مهم و اساسی سیستماتیک انقلاب اسلامی بوده است.
سوالی که طرح میشود، اینست که چرا مردم در هر انتخاباتی مبنی بر کسب یک کرسی جهت افزودن به کرسیهای سیاسی نظام، از خود حضوری سرشار از رضایت را در پای صندوقهای رای به منصه ظهور رساندهاند؟ به نظر راقم این سطور برمیگردد به اوایل انقلاب یعنی زمانی که انقلاب اسلامی به عنوان انقلابی ملی از طرف بنیانگذار جمهوری اسلامی به انتخابات کشیده شد و مردم نیز این ملیت را به تثبیت رساندند. در آن زمان مردم ایران اسلامی نه تنها با هزینه کردن خونهای گران قیمت و بیشمار انقلاب را با جان و دل پذیرفتند، بلکه انقلاب ایران در اقصی نقاط جهان به عنوان یک حقیقت که واحدی برای سنجش شناخت است، برای افکار جهانی تفهیم و تکثیر شد.
لذا همانطوری که اشاره رفت، از آن زمان تاکنون نیز مردم به همان ساختارهای آرمانی و عقیدتی انقلاب پایبند هستند و به خاطر حفظ و حضانت از آنها و پررنگ کردن این آرمانها هنوز هم در سنگر انتخابات با شجاعت و آمادگی فکری و جسمی جهت هرگونه تهدید و تهاجمی ایستادهاند.
اما فضای فکری نگارنده در اینجا بازتر میشود، که چه آنانکه به عینه در انقلاب سهیم بودند و چه آنانکه در حین تکامل و قالب شدن در حوزه انقلاب به سر میبردند، امروزه این دو گروه از شاگردان همان معلم انقلاب هستند، ولی با این تفاوت که در تاثیر و تاثر آنهم در نوع عمل و در خیلی از زمینهها در نوع نظر و احیانا جایگاه و پایگاه اجتماعی با توجه به طوفان سهمناکی که از طرف جهان امروز با خود سیل تفکری ناخواسته را به سایر مناطق به همراه دارد، موجبات حرکت جامعه جهانی را به این سمت فراهم آورده است، که منجر به کم رنگ کردن فعالیت این گروهها شده است، و البته میتواند امری طبیعی و به فراخور زمان حال باشد.
در اینجاست که دیگر با شرایط موجود نمیتوان اوضاع و احوال جوامع را کنترل و در دست گرفت.
آن سوی قضیه نیز چالشهای متعددی وجود دارد که مهمترین آنها عدم بازگویی و تقبل تفکر انقلاب برای ذهن نسل سوم جامعه است، چرا که تفکر این نسل به دنبال کانونی مدرن با توجه به شرایط جهانی است. یعنی باید اذعان داشت که صنعت جهانی از یک سو تفکر این دو نسل را به سوی خود میکشاند و از سوی دیگر از همین فکرها، آینده چنین نسلهایی را برای زیستن هدایت میکند، و از طرفی بخش عمده نیروی جسمی و فکری جامعه برای توسعه چرخ اقتصادی کشور نیز به دست همین نسل رقم میخورد. و دیگر اینکه جمعیت جوان در شکلگیری هر انتخاباتی که در سطوح مختلف انجام میگیرد، در اولویت و مدخل است.
بنابراین به نظر نگارنده برای اینکه یک نوع همسازی را جهت توافق و آشتی در بین جامعه سیاسی ایجاد نمائیم و بر حضور گروههای مردمی در پای صندوقهای رای بیفزاییم، میبایست چهار راهکار را در چارچوب فکری نظام سیاسی میگنجانید. اول اینکه تحت هر شرایطی باید جامعه را در رکود اقتصادی به بیرون هدایت کرد و البته رکود اقتصادی با حرکت اقتصادی برطرف خواهد شد که در این رکود اقتصادی دو مقوله بنام تورم و بیکاری میتواند خنثی شود. دوم اینکه اکثر شعارهایی که در علم نظر استخراج میشود، برای پاسخ به رای مردم در عمل توسط کاندیداتورها به نمایش گذاشته شود، که این دو امر در یکپارچگی و اعتقاد راسخ ملت ایران به نظام حکومتی قطعا تاثیر بسزا و سرنوشت سازی خواهند داشت به طوری که این دو در تضعیف فشارهای سیاسی و نظامی کشورهای متخاصم علیه کشور خودی موثر خواهد بود و آن دوتای دیگر شاید بتوان گفت با عملی کردن دو امر اول بیاختیار ظاهر میشوند، یکی اینکه، رفع مشکل معیشتی مردم میتواند سدی مستحکم در مقابل سیاستهای تحریمی اخیر کشورهای عضو اصلی سازمان ملل باشد، چون با حل مشکلات معیشتی مردم، نیروی ایمان ساختاری مردم نیز قویتر خواهد شد و به قول گراهام گرین: "اگر تاریخ ایمان را به آتش بکشد و خاکستر کند، باز در دل خاکستر ایمان وجود خود را اعلام خواهد کرد."
لذا با این تفاسیر گسترش و تداوم و تثبیت سلاحی به نام ایمان که همیشه حالت تدافعی را در مقابل معاندین به معرض نمایش گذاشته است، میتواند گامی اصولی و نتیجه بخش را برای کشور به ارمغان آورد.
و نکته چهارم این است که با رسیدن مطلوب به این سه مورد به یک نوع استقلال و خودکفایی فکری و اقتصادی و اعتقادی خواهیم رسید، که در واقع نیرویی بسا آهنین را در مقابل رفتارهای تحریم برانگیز که از طرف قدرتهای بزرگ به خاطر تعلیق و تعطیل کردن فناوری و تکنولوژی اعمال میگردد را خلق کردهایم.
حسن سخن اینکه اخیرا در آستانه انتخابات مجلس خبرگان رهبری و شوراهای شهر و روستا و انتخابات میاندورهای مجلس شورای اسلامی در سه حوزه انتخابیه تهران بم و اهواز هستیم و آنچه تابلویی مدون در کارنامه انتخابات کشور به شمار میرود،حضور پرشور مردم در انتخابات و رکود پیامدهای کاندیداها بعد از کسب کرسیهای مدنظر است و به نظر نگارنده در نگاه دوربین خویش همیشه قلههای بزرگ را کسب نمودن، شاید آسان به چشم آید که بالطبع خطای چشم است، چون نگاه نزدیک بین شرایط را برای کسب قله بسیار سختتر میبیند. لذا هر فردی در هر مقامی که مسوول میشود، باید با علاقه بیشتری به امورات محوله بپردازد، تا خواستههای مردم را برآورده کند، و اگر خود خواسته و خواسته شده را با جان و دل بپذیرد این فرد میتواند به ایدئولوژی مردم نزدیکتر و در تعالی آن اهتمام بیشتری به خرج دهد. و اما در عوض مردم نیز در تعیین کاندیداتورها با چشم بسته نباید عمل کنند، بلکه باید با اطلاعات کامل از نامزدهای انتخابی، یعنی وارسی شخصیت فردی و اجتماعی افراد به افرادی رای دهند، که این افراد در بطن اجتماع و بیشتر در عرصههای عمل سندی فرا روی چشم مردم را ارائه دادهاند و البته در پشتبند آن نیز یک بینش صحیح توام با تفکری مدرن و پاسخگو به جامعه نوین امروز باشد. و خلاصه اینکه میتوان گفت که برای فتح قله قدرت از ابزاری بنام مردم استفاده میشود و شروع برای فتح قله همیشه در پایین قله رقم میخورد و در هنگام رسیدن به نوک قله نیز باید مدام به پایین قله اندیشید و مورد دیگر اینکه شاید ابزار که مردم هستند در موقع رسیدن به نوک قله دیگر آن نیروی کمکی نباشد، اما مهمترین عاملی بوده که در فتح قله نقش داشته است.
امید است همه ما بدون تبعیض و کلی گویی به یکرنگی و جزئیات بدنه جامعه پرداخته و در قالبهای فکری خویش در جهت پویایی و بالندگی جامعه برنامههای بهینهای را لحاظ کنیم.