حادثه دلخراش دیگری، خانوادههایی را داغدار کرد و ملت ایران را عزادار مرگ دلخراش عدهای از هموطنان خود نمود. ممکن است گفته شود که اینگونه حوادث در همه کشورها به وجود میآید ـ که البته در مقایسه تعداد پروازهای خطوط هوایی ایران با برخی کشورها، آمار حوادث هوایی ایران بسیار بالاست ـ اما حتی اگر کسی ادعای برخی مسئولان مربوطه را بپذیرد و ایران را در ردیف کشورهایی قرار دهد که آمار سوانح هوایی آنها غیرقابل توجه است، از کنار یک نکته تاثرانگیز نمیتوان عبور کرد. این نکته عدم تلاش برای عبرتگیری از حوادث و «پاسخنگویی» در برابر سوانح مختلف است. در سه چهار سال اخیر، چند سانحه هوایی در کشور ما اتفاق افتاده است که در هر یک از آنها به دلایل مختلف، کندوکاو دقیق علت سقوط میسر نشده است. وابستگی اکثر قربانیان یکی از حوادث با نهادهای نظامی، نظامی بودن هواپیمای دیگر، مقصر جلوه دادن خلبانهای مقتول و دلایل این چنینی، از مسائلی بوده است که باعث بیخبری مردم از علت سانحه و شناخت سهم واقعی هر یک از دستگاهها در این حوادث ناگوار شده است. اما بعضی از موارد فوق ـ که ممکن است بتوان دلایل امنیتی برای پذیرش روش تحقیق پیرامون آنها پیدا کرد و لحاظ نمودن برخی ملاحظات امنیتی در بررسی آنها را پذیرفت ـ ظاهراً حاشیه امن برای برخی از مدیران فراهم نموده که در حوادث بعدی نیز همگان را از اظهارنظر منع کنند.
دو روز قبل و در حالی که مسئولان سازمان هواپیمایی کشوری با سیل سوالات در مورد آمار واقعی تلفات و علت تناقض فراوان در آمارهای ارائه شده مواجه بودند، رئیس سازمان هواپیمایی کشور در مصاحبهای اعلام کرد: «هیچکس حق اظهارنظر درباره علت حادثه آتشسوزی هواپیمای توپولف را تا زمان بررسی کامل نوار مکالمه خلبان و سیستم جعبه سیاه ندارد». البته میتوان نتایج این بررسیها ـ که قاعدتاً توسط همین سازمان انجام خواهد شد ـ را نیز تا حدودی پیشبینی کرد. میزان دقت این بررسیها نیز با توجه به بخشی از مصاحبه رئیس سازمان هواپیمایی کشور به نقل از واحد مرکزی خبر، قابل حدس است: براساس این مصاحبه، وی در مورد تعداد دقیق سرنشینان هواپیما گفته است: «اطلاعات دقیق موجود نیست! عدهای 148 نفر و عدهای 140 نفر را اعلام کردهاند!!»
لابد برای مردم ایران جالب است که بدانند کمتر از یک هفته قبل از وقوع این حادثه دلخراش، سازمان هواپیمایی ترکیه اعلام کرده بود که «هواپیماهای توپولف 154، استاندارد لازم را ندارد و از این پس اجازه ورود به حریم هوایی ترکیه را نخواهد داشت».
رئیس سازمان هواپیمایی کشوری ایران هم ـ که برای عدم اظهار نظر در خصوص علت آتشسوزی هواپیمای توپولف 154 در فرودگاه مشهد، امریه صادر نموده است ـ در واکنش به درخواست سازمان هواپیمایی ترکیه اعلام کرد:
«شرکت روسی تولیدکننده توپولف، یک شرکت با استاندارد لازم برای تولید هواپیماهای مسافربری از جمله توپولف 154 است... ضمن آن که ما از کارکرد اینگونه هواپیماها راضی هستیم».
این یادداشت به دنبال اظهارنظر پیرامون کیفیت هواپیمای توپولف 154 و میزان امنیت آن نیست. اما قطعاً منع اظهارنظر نسبت به علت حادثه و تجربه سابق مبنی بر فراموش شدن سوانح مشابه و عدم اعلام دلایل اصلی آنها خطری است که میتواند تکرار حوادث مشابه را موجب شود.
اگر امروز، فرصت اظهارنظر دقیق نسبت به این مسأله فراهم شود و مثلاً مشخص گردد کشور سازنده تا چه حد از این نوع هواپیما در خطوط پروازی خود استفاده میکند، در هنگام خرید تا چه حد استانداردهای لازم مورد توجه قرار گرفته است، نقایص فنی احتمالی در تأخیرهای مکرر پرواز این نوع هواپیما و سایر هواپیماها چه نقشی داشته و دارد و... آنگاه مردم با اطمینان بیشتری خواهند توانست از این وسیله پیشرفته حملونقل استفاده کنند.
همچنین باز شدن فضا در مورد مقایسه این نوع هواپیما با انواع غربی آن، میتواند نقش تحریمهای آمریکا و برخی کشورهای غربی علیه کشورمان را ایجاد سوانح هوایی را آشکار سازد. این روشنگری، هم مردم را با اقدامات غیرانسانی آمریکا و شرکای غربی آن کشور آشنا خواهد کرد و هم برخی مسئولان را وادار خواهد ساخت تا برای جلوگیری از تداوم یا توسعه تحریمها علیه کشورمان تلاش کنند.
شاید توسعه خطوط قرمز اظهارنظر تا محدوده دلایل آتشسوزی یک هواپیما، باعث آسودگی خیال بعضی از مسئولان شود، اما قطعا زیانهای آن بر ملت و کشور، جبرانپذیر نخواهد بود.