تاریخ انتشار : ۰۳ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۰۸:۳۲  ، 
کد خبر : ۹۰۱۳۱

آمریکای لاتین؛ در راه قطع وابستگی


نوشته نوام چامسکی
ترجمه: فریده شریفی

حدود پنج قرن از پافشاری و تلاش کشورهای آمریکای لاتین برای رسیدن به استقلال و عدم وابستگی می گذرد؛ کشورهایی که برای رهایی از چنگ استعمارگران و تسلط استکباری آنان که بی رحمانه بر تمامی ارکان اجتماعی، اقتصادی این کشورها احاطه پیدا کرده بود، تلاش زیادی کردند.
امپریالیسم با کنترل مکانیسم های اقتصادی، تجاری این کشورها، به گونه ای عمل می کرد که آنها را زیر سلطه خود داشته باشد تا این حکومت ها نتوانند داعیه استقلال و عدم وابستگی داشته باشند.
ایالات متحده آمریکا که اکنون ظاهرا استقلال این حکومت های آمریکای لاتین را به رسمیت شناخته مدت زمان زیادی این کشورها را به زیر سلطه استعماری خود داشت و با روی کار آمدن جنبش های خودجوش مردمی و استقلال‌طلبانه مجبور به دادن استقلال‌های ظاهری شد.
به طور مثال حکومت هایی مانند کلمبیا و بولیوی یا اکوادور که نمونه هایی از این گونه کشورها هستند.
در این کشورها مایه های مردم سالاری از دیگر کشورها بیشتر است. رسانه ها منعکس کننده افکار عمومی هستند، موسسات دموکراتیک توسعه بیشتری پیدا کرده اند و تکیه بر عموم مردم بیشتر است تا یک طبقه برگزیده و انحصاری.
طبق نظریه «آتیلیو بارون» که کارشناس علوم سیاسی در منطقه آمریکای لاتین است، این کشورها دارای امواج بیشتری از دموکراتیزه شدن بودند و اصلاحات اقتصادی که در این کشورها صورت می گرفت آنها را به سوی دموکراسی سوق می داد. به همین دلیل کمتر از دیگر کشورهای آمریکای لاتین تحت تاثیر قدرت های خارجی قرار گرفتند و پایه های اساسی دموکراسی را پایه گذاری کردند چیزی که امروز نشانه های آن را در حکومت هایی نظیر بولیوی، ونزوئلا، مشاهده می‌کنیم.
به عقیده این کارشناس، در جهان حکومت‌های ملی با اصول دموکراسی شناخته می شوند و هرچه که حکومتی مردمی تر باشد و به خواسته های مردم اهمیت بیشتری بدهد می تواند توانایی بیشتری برای رهبری سیاست های اقتصادی و اجتماعی کشورش داشته باشد و کشور را به سوی توسعه و پیشرفت رهنمون سازد.
یکی دیگر از علائمی که یک حکومت ملی و دموکراتیک را در میان کشورهای آمریکای لاتین صرف نظر از غنی بودن یا فقیربودن مشخص می‌سازد مسئله تحقق آزادی در این کشورهاست.
هرچه قدر که مردم آزادی بیشتری برای مشارکت در امور سیاسی و سرنوشت سیاسی خود داشته باشند آن حکومت مردمی تر و دموکراتیک تر است. به طور مثال در خود آمریکا انتخابات ریاست جمهوری که در سال 2004 میلادی انجام شد رای دهندگان برای انتخاب کاندیداهای محافظه کار یا دموکرات خود شانس داشتند و مختار بودند که کاندیدای موردنظر خود را انتخاب کنند و معمولاً کاندیداها که به شرکت های بزرگ وصل هستند برای فعالیت های تبلیغاتی خود شعارهای مشابه و عامه‌پسندی می‌دهند از جمله رسیدگی به نیازهای مردم به خصوص خواسته‌های اقتصادی، ایجاد رفاه و نظایر آن.
یا مثلاً در بولیوی آنچه که در مورد انتخاب «اوو مورالس» اتفاق افتاد خواسته عموم مردم برای تشکیل یک دولت ملی و مستقل و به دور از هرگونه وابستگی به قدرت‌های خارجی بود.
مردم بولیوی می خواستند کنترل بر گاز و سایر منابع طبیعی خود را به دست بگیرند و بر منافع ملی‌شان تسلط کامل داشته باشند.
دستیابی به حقوق تحقق نیافته شان، حقوق زنان، حقوق سیاسی و سایر حقوق از دیگر خواسته‌های مردم بولیوی بود.
مردم بولیوی فردی را از میان خودشان یعنی از طبقه کارگر وکشاورز و زحمتکش جامعه انتخاب کردند نه فردی که از طبقه خاص و مرفه جامعه باشد. هرچند که در جوامعی مثل بولیوی با این ساختار جدید ممکن است مشکلات داخلی ظهور کند اما از آنجا که حکومت مردمی و انتخاب شده از سوی آنان است از آن حمایت و مشکلات را به کمک یکدیگر حل و فصل می‌کنند.
مقایسه‌ای تطبیقی بین جوامع آمریکای لاتین با آسیای شرقی نشان می دهد که کشورهای آسیایی از نظر آموزش، بهداشت و الگوهای زندگی اجتماعی پیشرفت بیشتری کرده اند. از سوی دیگر، کشورهای آمریکای لاتین به خاطر زیرساخت های سنتی اقتصادی که وابسته به بیگانگان بود در شرایط کنونی قادر نیستند پله های پیشرفت و عدم وابستگی را سریعاً طی کنند و به همین دلیل اقتصاد این کشورها هنوز وابسته به سرمایه گذاری خارجی است به همین دلیل منافع اقتصادی هنوز در این کشورها به خارج سرازیر می‌شود.
در حالی که در کشورهای آسیایی چنین نیست و اقتصاد پیشرفته و متکی به سرمایه های داخلی است و منافع هم به خارج نمی‌رود.
برنامه های جدید اقتصادی و اجتماعی کشورهای آمریکای لاتین هرچند که با الگوگیری از یکدیگر انجام می شود و سعی دولتمردان این کشورها این است که اقتصاد این کشورها را به سطح کشورهای پیشرفته منطقه برسانند. اما به دلیل مشکلاتی که در این کشورها وجود دارد و بیشتر آنها مربوط به سال های استعماری گذشته است هنوز موفق به این کار نشده اند. از سوی دیگر، واشنگتن نیز هنوز در تلاش است برای تأمین منافع خود کشورهای آمریکای لاتین را به نوعی زیر سلطه خود داشته باشد و اگر این منافع به طور کلی از حیات اقتصادی ایالات متحده حذف شود این کشور چگونه می‌تواند داعیه برتری اقتصادی و تجاری در جهان را داشته باشد؟

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات