دادگاه محاکمه صدام وهمدستانش احکام خود را اعلام کرد و طی آن صدام برزان تکریتی برادر وی و همچنین « عوادالبندر » رئیس دادگاه انقلاب عراق را به مرگ با طناب دار محکوم کرد.برای سایر متهمین این پرونده احکام سبک تری صادر شد.
اگر چه صدام و همدستانش بخاطر ارتکاب جنایاتی در طول سه دهه حاکمیت جهنمی بر عراق و به بارآوردن فجایعی علیه ایران و کویت بایستی محاکمه ومجازات می شدند لکن جای تعجب است که در فهرست جنایات صدام فقط 8 مورد ذکر شد و حتی از آن موارد هم فقط « پرونده انفال » یعنی موضوع قتل عام 140 تن از ساکنان روستای « دجیل » به جریان افتاد و فقط بخاطر آن حکم وی صادر صادر شد.
نکته ظریف این ماجرا آنکه رئیس حزب بعث روستای « دجیل » نیز در پایان محاکمه « تبرئه » شد و دادگاه اعلام کرد که هیچگونه مدرکی برای اثبات اتهام وی وجود ندارد و حال آنکه با در نظر گرفتن ساختار جهنمی حزب بعث عراق وی قاعدتا جزو عوامل اصلی قتل عام روستائیان « دجیل » بوده است . لکن مسئله اینست که در این محاکمات پرابهام بقدری نکات حیرت انگیز و غیرقابل قبول وجود دارد که دیگر جائی برای پرداختن به این نکات باقی نمی ماند.
شواهد وقرائن ومستندات فراوانی وجود دارد که نشان می دهد اشغالگران بر روند تشکیل دادگاه محاکمات و تصمیمات آن بطور مستقیم و غیرمستقیم تاثیرگذار بوده وهستند و اطلاع رسانی ها و تصمیمات مربوط به دستگیری محاکمه و مجازات صدام و همدستانش همواره تابعی از نیازهای سیاسی ـ تبلیغاتی اشغالگران بوده و هست .
همه بیاد دارند که حتی اعلام خبر دستگیری صدام نیزدقیقا در همان زمانی صورت گرفت که اشغالگران به پوشش تبلیغاتی آن احتیاج داشتند و حال آنکه بعدها رسانه های آمریکائی رقیب بوش با ارزیابی فیلم های خبری منتشره از دستگیری صدام ثابت کردند که زمان واقعی دستگیری صدام دستکم 3 ماه پیش از زمان اعلام خبر و در هنگامی بوده است که درختان نخل عراق بارور بوده اند. دقیقا بر مبنای همین قیاس اکنون در آستانه انتخابات کنگره آمریکا بوش و همدستانش به یک خبر جنجالی برای اثرگذاری احتمالی بر نتایج انتخابات نیاز داشتند و صدور حکم دادگاه انفال علیه صدام و همدستانش با چنین انگیزه ای همراه است . با اینهمه رسانه های رقیب جمهوریخواهان پیشاپیش در صدد خنثی کردن چنین تاثیری برآمده اند و تصریح می کنند که مرده و زنده صدام هیچ معجزه ای بنفع بوش نخواهد کرد.
اما آیا بوش و همدستانش فقط با همین انگیزه به دادگاه انفال فشار آورده اند تا حکم پرونده صدام را صادر کنند دلایلی وجود دارد که نشان می دهد آنچه رخ داده و می دهد یک اقدام چند منظوره است که در آن واحد چندین هدف مهم وحتی حیاتی را دنبال می کند.
1 ـ طی روزهای اخیر بیش از گذشته نظرها در صحنه سیاسی عراق متوجه نقش آفرینی مستقیم اشغالگران در انفجارها و قتل عامهای هدفدار در عراق شده است . روند این گمانه زنی ها اخیرا به اطلاعات اطمینان بخشی منجر شده است که حتی ارکان حکومت رسمی عراق را هم به موضع گیری صریح و علنی علیه اشغالگران وادار کرده است .
دولت و مجلس عراق اخیرا مواضع روشنی علیه مداخلات گسترده ارتش سازمانهای جاسوسی و سفارت آمریکا در عملیات تروریستی عراق اتخاذ کرده اند و مشخصا شخص « زلمی خلیل زاد » سفیر آمریکا در بغداد را مسئول نقش آفرینی بسیاری از عملیات تروریستی معرفی کرده اند. اگر چه ابعاد دقیقی از این مسائل بازگو شده است لکن احتمال جدی آنست که سفارت آمریکا در پوشش ظاهری مذاکره با گروههای تروریستی به بهانه تامین امنیت بیشتر درعراق واقعا در تدارک هدایت عملیات تروریستی پرداخته و سرنخ فجایع گذشته و حال در عراق را در دست دارد.
با این حساب اعلام رای دادگاه صدام چه ربطی به این موضوع می تواند داشته باشد مسئله کاملا روشن است . آمریکا با صدور این حکم در واقع سعی دارد خود را « ضد صدام » و « ضد بعثی » معرفی کند و بر همکاریهای خود برای میدان دادن به بعثی ها که مسئول بسیاری از فجایع تروریستی اخیر هستند سرپوش بگذارد. شتاب حیرت انگیز خلیل زاد و حتی بوش برای استقبال از حکم صادره علیه صدام این احتمال را تقویت می کند. خلیل زاد بلافاصله پس از صدور حکم دادگاه صدام از آن بعنوان یک « گام تاریخی مهم » استقبال کرد. وزیر خارجه انگلیس این حکم را ستود و بوش پا را فراتر گذاشته و از آن بعنوان یک « نقطه عطف » و یک موفقیت مهم برای حرکت عراق در مسیر دمکراسی حمایت کرد.
2 ـ کاملا آشکار است که آمریکا و انگلیس و در واقع تمامی حامیان صدام در جنایات جنگی رژیم بعث عراق از هر اقدامی در جهت سرپوش گذاشتن بر جنایات صدام استقبال خواهند کرد. اگر قرار باشد که صدام در یک دادگاه صالحه بدون هیچگونه محدودیت و پیش شرطی بطور عادلانه محاکمه شود. چنان محاکمه ای را بایستی بمنزله محاکمه واقعی حامیان شرور صدام به حساب آورد.در آنصورت ابعاد مختلف پرونده همکاریهای همه جانبه سیاسی ـ اقتصادی ـ اطلاعاتی و تسلیحاتی آمریکا و اروپا از صدام بر ملا خواهد شد و باقیمانده حیثیت سیاسی غرب و بویژه اشغالگران برباد خواهد رفت . دقیقا به همین دلیل است که آمریکا و انگلیس با به راه انداختن جنجال تبلیغاتی بر روی فاجعه روستای دجیل و اصرار فراوان برای تسریع در صدور حکم « دادگاه انفال » در واقع سعی دارند مانع از پرداختن دادگاه به سایر بندهای پرونده اتهامات صدام شوند تا این محاکمه هرگز به بازخوانی کامل پرونده جنایات صدام و همدستانش منجر نشود و می بینیم که نخواهد شد.
3 ـ یکی از مهمترین مسائل مطروحه در این زمینه به توافقات پشت پرده و اعمال فشارهای سیاسی ـ تبلیغاتی آشکار و نهان درباره سرنوشت آینده عراق برمی گردد. مسئله اینست که روند تصمیم سازیها درباره حال و آینده عراق در طول این دوران 3 ساله بارها دستخوش تحول و حتی دگرگونیهای بنیادی شده است . زمانی بوش و دستیارانش به مردم عراق وعده دمکراسی می دادند ومتعهد شده بودند که دیگر دوران سیاه بعثی ها تکرار نخواهد شد. اما بعدا به درخواست برخی دربارهای عرب سعی کردند که « حزب بعث بدون صدام » را بعنوان ساختار آینده عراق مد نظر قرار دهند. هیچگونه نشانه ای دال بر تجدید نظر واشنگتن در این دیدگاه به چشم نمی خورد. بعبارت بهتر بوش کوچک و دستیارانش بدون در نظر گرفتن اینکه در صحنه سیاسی ـ تبلیغاتی چه شعاری را می دهند در واقع برای تحویل سرنوشت آینده عراق به بعثی ها منتهی بدون صدام آماده می شوند.
برخی گمانه زنی ها حتی درباره جوسازی اشغالگران برای جلوگیری از اعدام صدام هم این روزها تقویت شده است . گزارشات حاکیست که از یک طرف مردم عراق از انتشار خبر صدور حکم صدام استقبال کرده اند لکن بطور همزمان برخی جوسازیها برای بزرگنمائی و حتی شکل دادن تصنعی و دامن زدن به اخبار مربوط به جمعیتی در جهت حمایت از صدام به اوج خود رسیده است .
خبرگزاریهای آمریکائی و انگلیسی این روزها لحظه به لحظه از پدیده ای جدید خبر می دهند که گویا صدام هنوز هم طرفداران زیادی در عراق دارد!
برخی دربارهای عرب حتی اگر از صدام نیز دلخوش نبوده اند ولی مرگ صدام دیکتاتور خون آشام را با روند کنونی به زیان خود می بینند و تعمدا به این بازیها دامن می زنند.
4 ـ واقعیت امر اینست که آمریکا بر سر دوراهی عجیبی گرفتار آمده است . از یکطرف دوست همیشگی و حامی واقعی صدام بوده و دیکتاتور بغداد را به هیچ ملاحظه ای برای یک دوره طولانی حمایت کرده از طرف دیگر بخاطر حفظ ظاهر قضایا هم که شده مایل بود ژست انسانی بگیرد و خود را مخالف صدام معرفی کند. بوش در نخستین روزهای منتهی به سقوط صدام اعلام کرد که « دنیای بدون صدام دنیای امن تری خواهد بود » . اما فراموش نکنیم که صدام در واقع مجری طرحهای شیطانی کاخ سفید بود.
او بیشترین خدمات را به سیاستهای آمریکا و اسرائیل ارائه داد و حتی از اسرائیل هم برای آمریکا مفیدتر بود. اگر آمریکا واقعا سعی در قدرشناسی از صدام داشت بایستی مجسمه های طلائی از صدام را در سراسر آمریکا در میدانهای بزرگ شهرها و در مقابل کنگره و کاخ سفید برپا می کردند و تمامی مقامات آمریکا هر روزه پس از تعظیم در برابر او به سر کارهای خود حاضر می شدند. ولی از بد روزگار آمریکا برای سرپوش گذاشتن بر گذشته های مفلوک خود ناچار است خدمات ضدانسانی صدام به آمریکا را فراموش کند و این نوکر بزرگ خود راهم قربانی کند. این همان سرنوشتی است که در انتظار سایر مزدوران آمریکایی در هر کجای جهان قرار دارد.
5 ـ نکات مهمتری در این زمینه وجود دارد که نبایستی از آنها غافل شد. رازهای بی شماری وجود دارد که در صورت محاکمه و مجازات سریع صدام برای همیشه از میان خواهد رفت . امروزه حتی جهان معاصر هم بنحوی در برابر یک معضل بزرگ قرار گرفته که ریشه اصلی آن در یک نکته نهفته است و آن اینکه مدعیان دروغین مجازات صدام همان همدستان وحامیان و اربابان او هستند. در واقع صدام فقط یک مجری گوش به فرمان دستورات واشنگتن بود. طبعا رضایت معنی دار آمریکا برای مجازات سریع صدام صرفا بمنزله تلاش برای از میان بردن کسی است که بیشترین اطلاعات را درباره پرونده شرارتهای آمریکا در منطقه دارد.
چرا بایستی پرونده جنایات صدام در یک روستای کوچک محور محاکمات قرار بگیرد ولی پرونده جنایات 8 ساله اش علیه ملت ایران و توسل به سلاحهای شیمیائی و میکربی علیه ملت ایران و حتی مردم کردستان عراق به فراموشی سپرده شود چرا نقش صدام در جنگ 8 ساله علیه ایران حتی بصورت « یک اتهام » در فهرست اتهامات صدام نیست و تعمدا حذف شده است !
چرا حتی نباید تسلیم کامل عراق به اشغالگران که تقریبا بدون هیچگونه مقاومت قابل ذکری به آمریکا و انگلیس تحویل داده شده جزو موارد اتهامی صدام ذکر شود آیا او پاسخی در این مورد خواهد داشت یا آنکه « حق السکوت » او در این باره آزادی بدون قید و شرط او البته پس از حضور نمایشی در یک دادگاه فرمایشی است؟
کسی چه می داند هدف و برنامه های واشنگتن برای روزها و هفته های آینده چیست آیا باصطلاح بعثی های دوآتشه با چراغ سبز آمریکا برای نجات صدام از زندان وارد عمل خواهند شد آیا یکی از بدلهای صدام بجای او قربانی خواهد شد آیا واشنگتن خواب تازه ای برای مردم مظلوم عراق دیده است اینها ودهها سئوال دیگر را می توان مطرح ساخت بدون آنکه پاسخ روشنی برای آن وجود داشته باشد. اما واقعیت اینست که روند تحولات عراق به هر سو برود چهره منفور آمریکا نزد ملتهای مسلمان بسیار منفورتر از گذشته شده است و به دوست و دشمن ثابت شده است که آمریکا تحت هیچ شرایطی قابل اعتماد نیست و حتی مزدوران خودش راهم به راحتی قربانی می کند.
رازهای بی شماری وجود دارد که با اعدام مرگ صدام برای همیشه مکتوم خواهد ماند.
مستندات فراوانی وجود دارد که نشان می دهد اشغالگران بر روند تشکیل دادگاه محاکمات و تصمیمات آن بطور مستقیم و غیرمستقیم تاثیرگذار بوده و هستند
تصمیمات مربوط به دستگیری محاکمه و مجازات صدام وهمدستانش همواره تابعی از نیازهای سیاسی ـ تبلیغاتی اشغالگران بوده و هست
در آستانه انتخابات کنگره آمریکا بوش و همدستانش به یک خبر جنجالی برای اثرگذاری بر انتخابات نیاز داشتند ولی مسئله اینست که دیگر حتی زنده و مرده صدام هیچ معجزه ای بنفع بوش نخواهد کرد
سئوال اینست که چرا جنایات صدام درجنگ 8 ساله علیه ایران حتی بصورت « یک اتهام » در فهرست اتهامات وی ذکر نشد
تصمیمات واشنگتن برای بازی سیاسی ـ تبلیغاتی پیرامون دادگاه صدام و صدور حکم اعدام وی یک اقدام چند منظوره است که در آن واحد چندین هدف مهم و حیاتی را دنبال می کند
بوش می خواهد آمریکا را ضد صدام و ضد بعثی نشان دهد تا بلکه بر اقدامات واشنگتن در سازماندهی مجدد بعثی ها سرپوش بگذارد و نظرها را از نقش آمریکا در انفجارات اخیر منحرف کند
اگر قرار بود صدام در یک دادگاه صالحه و بدون هیچگونه محدودیت و پیش شرطی محاکمه شود چنان محکمه ای در واقع بمنزله محاکمه واقعی حامیان صدام می بود. این همان چیزی است که آمریکا انگلیس و حتی اروپا مخالف آن بوده و هستند
اصرار غیرعادی دادگاه بر روی جنایات صدام که فقط در روستای کوچک « دجیل » رخ داده به این دلیل صورت گرفت که نظرها ازجنایات بزرگ صدام به سوی دیگری منحرف شود و هرگز به فرصتی برای بازخوانی کامل جنایات وی منجر نشود
صدام بیشترین خدمات را به آمریکا و اسرائیل ارائه داد و حتی از اسرائیل هم برای آمریکا مفیدتر بود. اکنون آمریکا بر سر دوراهی عجیبی قرار گرفته و در تصمیم برای مرگ و زندگی صدام دچار تردید است