تاریخ انتشار : ۰۳ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۰۷:۳۱  ، 
کد خبر : ۹۰۱۴۱

دغدغه‌هاى آسیاى واحد


بخش سیاسی خارجی
نتایج و خروجى‌هاى برگزارى یک اجلاس یا نشست در نظام بین‌الملل همواره یکسان نیست. بسیارى از مجامع و گردهمایى‌ها تنها به بسترى در راستاى دیدار سران سیاسى با یکدیگر و انجام لابى‌هاى پشت پرده تبدیل مى‌شوند. اما در برخى دیگر زیرساختها و رفتارها به گونه‌اى جهت داده مى‌شوند که تبدیل به نقطه عطفى درتاریخ روابط بین‌الملل مى‌گردند. برگزارى هفتمین اجلاس مجالس آسیایى در تهران نه تنها دغدغه تشکیل آسیاى واحد را تشدید نمود، بلکه در هدایت و جهت دهى این دغدغه میان اعضاى شرکت کننده نقش بسیار بنیادینى ایفا کرد. اگرچه عواقب و تبعات رشد این دغدغه در اذهان روساى مجالس آسیایى را باید در آینده جستجو نمود. اما نگاهى به پیشنهادهاى جمهورى اسلامى ایران در این نشست و تحلیلى از اوضاع موجود در این راستا به ترسیم آسیاى واحد کمک شایانى مى‌نماید. براى حرکت از “اجمال”‌به “تفصیل” و تجزیه مفهوم کلى آسیاى واحد به مفاهیم جزیى تر و مستندتر نیاز است نسبت به چند نکته توجه داشته باشیم:
اول اینکه جهت شکل‌گیرى یک قطب قدرتمند در یک قاره نخست باید خرده قدرتها با یکدیگر جمع شده و تشکیل یک قدرت واحد را دهند. در مرحله بعد باید کار ویژه‌ها، رویکردها، ابزارها و اهداف قدرت واحد توسط اجزاى تشکیل دهنده آن تعریف و تبیین شود و سپس در مرحله آخر قدرت واحد به قطب تبدیل شده و جایگاه خود در جهان را تثبیت نماید.
طى کردن این مراحل باید از اکنون که دغدغه ایجاد آسیاى واحد پر رنگ شده است، مورد استناد مقامات آسیایى قرار گیرد. البته ساختار و فرمول فوق الذکر در قاره اروپا پاسخگو نبود و از این رو شاهد شکل‌گیرى اروپایى به ظاهر واحد ولى در حقیقت غیر منسجم و متزلزلى هستیم که هنوز دغدغه اصلى مقامات آن “گذار از کاخ کرملین”‌است! در اتحادیه اروپا خرده قدرتها با اهدف اولیه “هم‌جوشی”‌در کنار یکدیگر قرار گرفتند. در مرحله ترکیب خرده قدرتها اولین کارشکنى‌ها از سوى انگلستان، فرانسه و آلمان صورت گرفت. بر این اساس هر یک از خرده قدرتها دنبال افزایش فضاى مانور خود در مناسبات سیاست خارجى اروپاى واحد بود. بنابراین دغدغه اروپاى واحد از همان ابتدا به دغدغه رقابت در درون اروپا تبدیل شد.
در مراحل بعد نیز مواردى مانند اجراى طرح گوام، ایجاد ارتباطات سرى با کاخ سفید و ترسیم فرمولهاى اقتصادى مختلف باعث شد تا على‌رغم بوجود آمدن واحد پول مشترک اروپایى و تاسیس پارلمان اروپا، شاهد اروپایى از هم گسسته باشیم. این اروپاى از هم گسسته پس از حادثه 11 سپتامبر 2001 بیشتر به سوى فاصله گرفتن از قطبیت حرکت کرد تا اینکه به نقطه کنونى رسید. نقطه‌اى که در آن دورنمایى براى به عینیت رسیدن اروپاى واحد مشاهده نمى‌شود. پس در قالب یک فرضیه مى‌توان گفت که “هم جوشى اولیه” در میان سران اروپایى در اثر گذشت زمان و کارشکنى‌هاى اعضاى اتحادیه اروپا و فشارهاى آمریکا به “شکافت” تبدیل شد.
البته در سطح ملتها نیز چنین عدم موفقیتى قابل توجیه است: هر چند درمیان تئوریسین‌هاى اروپایى پس از فروپاشى کمونیسم، تفکر ایجاد اروپایى واحد و مستقل در مقابل آمریکا قوت گرفت اما به علت وجود شبه فرهنگهاى مشابه مبتنى بر مصرف گرایى و تکیه بر تبلیغات، این گرایش به صورت همگون میان ملتها و دولتهاى اروپایى رشد پیدا نکرد. این فاصله در تفکر و رویکرد باعث شد تا از همان ابتدا خشت اول اروپاى واحد کج نهاده شود. اکنون نیز در میان ملتهاى اروپایى دغدغه قطبیت اروپا جایى ندارد و آنچه در صدر درخواستهاى معترضان در “پاریس”، “برلین”، “لندن” و دیگر شهرهاى اروپا مشاهده مى‌شود نیل به زندگى پایدار در درون مرزهاى کشورشان است.
اما درآسیا این ساختار متفاوت است؛ در دو سطح دولتها و ملتها دغدغه تشکیل آسیاى واحد به صورتى ناخودآگاه در حال تبدیل شدن به میلى درونى و ریشه‌اى است. کشورهاى آسیایى در طول سده‌هاى اخیر بر خلاف اروپا نقش مکمل کاخ سفید را ایفا ننموده‌اند و در قالب ساختارهایى مانند ناتو در جنایات غرب شریک نبوده‌اند. فرهنگ جارى در قاره کهن نیز با فرهنگ مشترک جارى در آمریکا و اروپا به اندازه‌اى متفاوت است که خود مى‌تواند به عنوان خاستگاه یک تحول عظیم وارد مناسبات جدید جهان شود.
از سوى دیگر سازمانهاى بین‌المللى به گونه‌اى شکل یافته‌اند که در آن قدرت مانور آمریکا ـ اروپا نسبت به آسیا بیشتر است. از کشور چین به عنوان قوى‌ترین کشور آسیایى از بعد اقتصادى تا کشورهایى کوچک مانند یمن، مغولستان، فیلیپین و... نسبت به توزیع قدرت در جهان کنونى ناراضى هستند. نارضایتى از سازمانهاى جهانی، مقابله با دخالتهاى کاخ سفید در خاورمیانه و خاور دور، گذار از اروپاى در حال دگرگونی، نیل به استقلال اقتصادى با توجه به منابع عظیم موجود در آسیا، جملگى به صورت بالقوه حکم محورهاى تشکیل دهنده آسیاى واحد را دارند. پیشنهادهاى جمهورى اسلامى ایران مبنى بر تشکیل بازارچه یکپارچه انرژى آسیا و ایجاد سازمانهاى مالى مناسب، حکم دو مولفه‌اى را دارند که در سطح کلان براى کشورهاى آسیایى فضاسازى و فرصت‌زا هستند. تعریف صندوق مالى و بازارچه یکپارچه انرژى مشترک میان کشورهاى آسیایى و تشکیل آنها موجب خواهد شد تا نیازها و تفکرات مشترک در آسیا شکل گیرد و میل به “تقویت خود”‌به میلى فراگیر در میان دولتها و ملتهاى آسیایى تبدیل شود.
آنچه در مقطع کنونى قابل اهمیت است، تکیه بر اشتراکات، تاکید بر فرمولهاى فراگیر و پذیرفته شده و در نظر قرار دادن بافت تاریخى و فرهنگى پدیده‌اى نهفته در قاره کهن است. افول قدرت آمریکا و سردرگمى پیوسته اروپایى‌ها در معادلات سیاسى نظام بین‌المللى نیز در روندى خودکار موجب تقویت مفهوم و کارکرد آسیاى واحد خواهد شد. مجموعه‌اى که باید از شکست میلیتاریسم و همه جانبه گرایى در کاخ سفید و نیز شکست ناسیونالیسم افراطى و قدرت محورى در میان کشورهاى اروپایى بهترین و کامل ترین درس را بگیرد و چینش معادلات خود را بر مبناى واقع بینى و با هدف گسترش ارکان قدرت در جهت حفظ صلح و آرامش و جلوگیرى از مانور قدرتهاى مستبد به کار گیرد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات