محمدرضا طورانی / مدرس دانشگاه
رشد علمی و تکنولوژیکی در قرن بیست و یکم یکی از عوامل مهم و اصلی در زمین توسعه اقتصادی تلقی میشود اگرچه این امر در گذشته نیز مهم بود اما به واسطه ضریب بالای تولید علم و دانش و سرعت روز افزون آن این اهمیت لحظه به لحظه افزونتر میشود. در این بین دانشگاهها و مراکز آموزش عالی بیشتر از گذشته مورد توجه و کانون اهمیت قرار میگیرد این مقوله در کشور ما نیز مغفول نبوده است تا جایی که مقام معظم رهبری طی چند سال اخیر در کشور ما بصورت کلان و ریشهای نسبت به تحریک و پویایی دانشگاهها در تولید علم و اندیشه سیاستگذاری نمودهاند که نتایج مثبت آن را در به بار نشستن دستیابی به قلل رفیع علم و دانش در حوزههای مختلف شاهد هستیم اما این سئوال مطرح است آیا ما کاملا از تمامی ظرفیتهای خود استفاده کردهایم، آیا در زمینه رفع موانع و آسیبهای پیشرو جهش علمی در کشور وارد عمل شدیم و آیا یک نگاه و اتفاق نظر کلی در حوزه تئوری و اجرا در کشور بوجود آمده است.
یکی از مشکلات پیشروی حرکت و تحول بنیادین در علم موانع فرنگی میباشد به این معنی که هنوز به واسطه مشکلات اقتصادی و معیشتی بسیاری از جوانان کشور به دانشگاه بعنوان محلی برای تولید مدرک نگاه میکنند و یا اینکه بعضی از جوانان از مدرک دانشگاهی بعنوان تشخص اجتماعی استفاده میکنند و نکته مهم اینکه متاسفانه بین دو مجموعه آموزش و پرورش و آموزش عالی و دانشگاهها ارتباط ارگانیکی وجود ندارد و متاسفانه مشاهده میکنیم که این حوزه کاملا جدا از یکدیگر فعالیت میکنند چرا که باید متناسب با نیاز کشور به رشته دانشگاهی سهمیهبندی آنها نه از دانشگاهها که از درون مدارس اعمال شود به این معنا که به چه میزان باید در مقطع دبیرستان دانشآموزان به تفکیک رشتههای ریاضی، تجربی، هنر، علوم انسانی و غیره پذیرش شوند چرا که در این صورت میتوان همین نگاه دقیق را در دانشگاهها دنبال کرد. بحث بعدی اینکه به چه میزان با خانوادهها کار فرهنگی میشود تا نگاه اولیاء دانشآموزان به دانشگاهها اصلاح و ترمیم شود به این معنی که همه آمال و آرزوهای خود را در ورود فرزندان خود به رشتههای تحمیلی نبینند.
و اما موضوع مهم دیگر آنکه ارتباط و اتصال دانشگاه و صنعت در کشور ما تعریف شده نمیباشد چرا که خروجی دانشگاهها به صورت علمی مورد استفاده صنعت و توسعه کشور به صورت کامل نمیباشد باید نیازمندیهای علمی و تخصصی و تکنولوژیکی بخشهای مختلف اقتصادی و صنعتی کشور ارزیابی شود و در اختیار دانشگاهها قرار گیرد تا در هنگام فارغ التحصیلی دانشجویان، به راحتی جذب بازارهای داخلی شوند چرا که دغدغه و اضطراب شغلی یکی از نگرانیهای روحی و روانی دانشجویان و دلیل عمدهای برای مهاجرت به خارج میباشد. لذا با ایجاد ارتباط بین دانشگاه و صنعت در اسراع وقت و با بیشترین بازدهی و راندمان شاهد اوجگیری بهرهوری در کشور میباشیم.
محور مهم بعدی فعال کردن گروهها و هستهها و انجمنهای علمی در دانشگاهها میباشد و این موضوع با حمایت مالی و معنوی و هدایت موضوعی متولیان دانشگاهها بویژه معاونت دانشجویی و فرهنگی و آموزشی میباشد.
اگر فضای موجود در دانشگاهها بویژه خوابگاهها به سمت تقویت گفتمان علمی با تجهیز کتابخانهها، آزمایشگاهها و وسایل کمک آموزشی دیگر جایی برای فعالیتهای حاشیهای مانند احزاب و گروههای سیاسی مشکلات اخلاقی نمیماند چرا که یکی از آسیبهای پیش رویی گفتمان علمی در دانشگاهها فعالیت و رشد تحرکات غیر علمی میباشد و این موضوع خسارات غیرقابل جبرانی را به همراه دارد و اما ارائه الگوهای ملموس و قابل تعریف آنهم براساس شاخصهای به روز و مورد نیاز جوانان در دانشگاهها میتواند دانشجویان را نسبت به تحرک و فعالیت بیشتر تقویت نماید چرا که حضور چند ساله دانشجویان در دانشگاهها احتیاج به محرکهای متعدد در سالهای مختلف دارد.
نکته بعدی ارتباط و تعامل دانشگاهها با یکدیگر میباشد بعضا عدم وجود یک شبکه ارتباطی بین دانشگاهی موجب عدم شناخت و اطلاع از فعالیتهای دانشگاهها از یکدیگر میباشد و این امر بعضا موازی کاری و مشابه کاری و نتیجتا اتلاف زمان و انرژی و سرمایه را بدنبال خواهد داشت.
مبحث بعدی استفاده از اساتید جوانتر و اجازه حضور آنها در مقام عضو هیات علمی و مربیان و مدرسان دانشگاهی میباشد در این صورت با کمتر شدن فاصله سنی دانشجو و استاد میزان ارتباط منطقی و احساسی که خود مکمل یادگیری آموزشی میباشد لحظه به لحظه افزایش مییابد و اما افزایش کمک هزینه دانشجویی برای فعالیتهای تحقیقاتی و آزمایشگاهی میتواند ضریب یادگیری عملی و کارگاهی یافتههای علمی دانشجویان را ارتقاء دهد چرا که یکی از آسیبهای جدی دانشگاهها یادگیری صرف و محض تئوری و نظری علمی میباشد و در صورت تقویت آموزههای عملیاتی میتواند تجارب و جسارت علمی دانشجویان را بالا ببرد.