داود گلی
باز هم فصل گرما فرا رسید و یکی از مباحث مطرح در افکار عمومی و رسانهها، افزایش چشمگیر معضل «بدحجابی» در جامعه است.
معضلی که در تاریخ انقلاب اسلامی فراز و نشیبهای زیادی را طی کرده و هر بار با آن برخوردهای متفاوتی صورت گرفته است. از بگیر و ببندهای خشن و سخت سالهای دهه اول انقلاب گرفته تا تساهل و تسامحهای دهه گذشته.
سردار طلایی، فرمانده انتظامی تهران بزرگ از برخورد شدید ناجا در سالجاری با این معضل خبر داده است. البته ناجا در ابتدای سالهای گذشته هم از تشدید برخوردها با این معضل اجتماعی ـ خبر میداد اما گاها فقط در حد یک خبر باقی میماند، بیآنکه نتیجهای ملموس را شاهد باشیم. در همین زمینه نکاتی به ذهن متبادر میشود:
اول ـ یکی از انتقادات وارده به طرح برخورد با مفاسد اجتماعی بویژه بدحجابی این است که این طرحها همواره از سوی دولت و به عبارت بهتر «حکومت» اجرا شده است. و حال آنکه در مبارزه با مفاسدی چون بدحجابی بیش از آنکه دولت نقش داشته باشد، باید مردم پیشگام بوده و رفع بدحجابی خواستهای از متن جامعه بوده و توسط مردم اجرا شود. در این زمینه صداوسیما و رسانهها وظیفه و رسالتی سنگین بر دوش دارند. تا زمانیکه در سینمای ما، در روزنامه و مجلات ما، نداشتن حجاب مناسب یعنی به قول امروزیها «باکلاس بودن» و با فرهنگ بودن، نمیتوان انتظار داشت توده مردم با این معضل برخورد جدی داشته باشند.
دوم ـ برخورد فیزیکی با معضل بدحجابی، یعنی زدن شاخ و برگهای فساد، آن هم به صورت مقطعی و بیثمر و حال آنکه برای مبارزه با چنین مفاسدی باید به سراغ ریشه مشکلات رفت. مسئولین کشور در سه قوه، همچنین در نهادهای مرتبط با فرهنگ جامعه، نیروی انتظامی و... باید با شیوههای کاملا کارشناسانه، علمی و منطبق بر واقعیت به ریشهیابی بروز مفاسد اجتماعی پرداخته، آنگاه در جهت رفع آنها تلاش کنند.
شکی نیست که معضلاتی چون فقر، بیکاری، بالا بردن توقعات نسل جوان (بیآنکه این توقعات برآورده شوند)، کمبود امکانات رفاهی ـ فرهنگی برای جوانان، دشوار شدن ازدواج و صدها مشکل دیگری که جوانان جامعه با آن دست و پنجه نرم میکنند، تاثیر مستقیم در بروز مفاسد اجتماعی دارند. و تا این معضلات بصورت واقعی ـ و نه صرفا در شعار ـ حل نشوند نمیتوان به رفع مفاسد اجتماعی امیدوار بود.
چه نیکوست دختران و زنان جامعه ما پیش از آنکه اخباری در رابطه با برخورد پلیس و دستگاه قضایی با بدحجابی آنها بشوند تغییرات جدی و همراه با پیشرفت در زندگی و جامعه خود را شاهد باشند.
سوم ـ یکی دیگر از دلایل حل نشدن معضل بدحجابی در جامعه، ابتلای تعدادی از مسئولان کشور و خانوادههای آنان به همین گونه مفاسد اجتماعی است. وقتی شاهد آن هستیم که دختران و زنان تعدادی از مدیران و مسئولین در خیابانهای شهر با وضعهای آنچنانی حضور مییابند، چه توقعی میتوان از دختری داشت که در خانوادهای بیسواد و بیفرهنگ رشد کرده است. از دیگر سو، متاسفانه در برخی موارد و به اذعان مسئولین امر، برخی از کسانیکه خود مامور مبارزه با مفاسد اجتماعی هستند فاسد بوده و نه تنها در جهت زدودن لکههای مفاسد اجتماعی از دامن جامعه تلاش نمیکنند، بلکه خود، آن را آلودهتر میکنند.
چهارم ـ یکی از نکات بسیار مهمی که متاسفانه هیچگاه در جامعه به آن توجه نمیشود، مقوله گسترش «مال حرام» در زندگیهای امروزی جامعه ماست. در دین مبین اسلام احادیث و آیات فراوانی بر اثرات مخرب شخصی، خانوادگی و اجتماعی مال حرام بر زندگی مردم تاکید دارند. متاسفانه سیاستهای غلط مسئولین در سالهای گذشته و به تبع آن سخت شدن گذران معیشت در غالب خانوادهها و از دیگر سو سیاستهای غلط بانکی ـ با عنوان ظاهری بانکداری اسلامی ـ بیشتر خانوادهها را به کسب مالهای مخلوط به حرام سوق داد. اثر این مالها هم گسترش روز افزون مفاسد اجتماعی است. وقتی بانکهای کشور ما از مردم پول «ربا» میگیرند و به آنها سود «ربا» میدهند و وقتی که رشوه دادن و رشوه گرفتن و... به اموری طبیعی در جامعه تبدیل میشوند دیگر نمیتوان از آن جامعه انتظار داشت که دخترانش رعایت حجاب اسلامی را بکنند.
پنجم ـ از دیگر مشکلات فراروی مبارزه با مفاسد اجتماعی، عدم هماهنگی دستگاههای مرتبط با این امر در حکومت و نبود یک عزم جدی برای حذف معضلات اجتماعی است. اگر فرض را بر آن بگذاریم که ظرف یک هفته، ناجا بتواند تمام زنان بدحجاب را جمعآوری کند، آیا قوه قضائیه میتواند به جرم آنها رسیدگی کند؟ آیا اصولا مکانی برای نگهداری آنها دارد؟ متاسفانه، دستگاههای حاکم برای مبارزه با مفاسد اجتماعی برنامه و هدف جامعی ندارند. ناجا نمیداند که اگر قرار است با زنان بدحجاب برخورد کند، از اجرای این طرح چه اهدافی دارد؟ چه امکاناتی دارد؟ و تا چه حد امکان اجرای آن وجود دارد؟
ششم ـ ناجا هر ساله در ابتدای فصل گرما از برخورد شدید با اینگونه مفاسد اجتماعی خبر میدهد، اما در پایان فصل گرما شاهد آن هستیم که هیچ برخورد جدی و ملموسی صورت نگرفته. به نظر میرسد این امر ذهن توده مردم نسبت به پلیس را مخدوش میسازد. اگر مسئولین ناجا، خود به این نتیجه رسیدهاند که برخورد با بدحجابی، روش مناسبی نیست، بهتر است از اعلام خبر برخوردهای فیزیکی و خشن هم بپرهیزند و توان و انرژی خود را در جهت برخورد «فرهنگ» با این موضوع به کار بندند.
هفتم ـ علیرغم ذکر تمامی نکات فوق، هیچ شکی نیست که در جامعه اسلامی باید به روزی برسیم که اثری از مفاسد اجتماعی نباشد. تساهل و تسامحی که در سالیان گذشته گریبان برخی مسئولین فرصتطلب و فاسد را فرا گرفته بود هم، عامل بزرگ و بازدارندهای در مبارزه با مفاسد اجتماعی است که باید با تغییر دولت و مجلس شاهد حذف آن باشیم. مسئولین کشور باید با مشارکت مردم، عزم خود را برای مبارزه با مفاسد اجتماعی جزم کرده ولی در اصلاح روشهای پیشین و اتخاذ روشهای معقول و بافایده تلاش کنند.
طرح لباس ملی که در یکی دو سال اخیر مطرح شده هم باید بصورت جدی از سوی مجلس پیگیری شود. آری، حذف بدحجابی نیازمند «مشارکت ملی» است.