دکتر عباس حاتمی
ایران کشور پهناوری است که مساحت آن حدود 2 میلیون کیلومتر مربع است و از این نظر جزو 10 کشور بزرگ جهان به شمار میرود.
جمهوری اسلامی ایران از نظر ذخایر انرژی، منابع طبیعی، موقعیت جغرافیایی، سرمایههای انسانی نیز در زمره کشورهای برتر جهان است. ایران از نظر ذخایر انرژی مقام سوم، از نظر منابع طبیعی مقام پنجم و از نظر تولید 14 محصول کشاورزی مقام اول دنیاست. از نظر جغرافیایی ایران دارای 4 فصل آب و هواست و در تمام طول سال قادر به برداشت محصول کشاورزی است. از جهت انرژی خورشید، باد، جنگل، خاک حاصلخیز و منابع معدنی نیز ایران موقعیت برتری در دنیا دارد علاوه بر آن آب راه تنگه هرمز و دریای استراتژیک خزر در قلمرو ایران قرار دارند. جمهوری اسلامی ایران از نظر نیروی انسانی و سرمایههای اجتماعی نیز موقعیت برتری در دنیا دارد. جوانان مستعد، دانشآموختگان با مهارت از مزایای منابع انسانی ایران است. حدود 10 میلیون نفر از جمعیت جوان ایران دارای تحصیلات دانشگاهی هستند و ایرانیان از نظر صنعت هنر مثل سینما، موسیقی، فیلمسازی و... استعداد خوبی دارند.
از نظر تاریخی نیز ملت ایران تمدنساز جامعه جهانی بودند یکصد سال پیش انقلاب مشروطیت و حکومت قانون را به وجود آوردند، صنعت نفت را ملی کردند و 28 سال پیش برای استقرار دمکراسی و نفی حکومت فردی قیام کردند و جمهوری اسلامی مبتنی بر آرای مردم را بنا نهادند. اما علیرغم اینکه ایران یک کشور بالقوه پیشرفتهای در دنیاست از نظر شاخصهای توسعهای جایگاه خوبی در دنیا ندارد به طوری که 20 درصد مردم ایران در خط فقر زندگی میکنند، بیش از 3 میلیون نفر از جوانان آن بیکار هستند، بیش از 3 میلیون نفر معتاد هستند، فاصله طبقاتی بسیار بالاست یک گروه کوچکی از مردم خیلی ثروتمند و گروه بزرگی خیلی فقیر هستند، نظام اداری دستگاههای دولتی ناکارآمد است و پارتی بازی به وفور دیده میشود، سیاست خارجی دولت تابع فرمول خاص براساس منافع ملی نیست، فاصله نخبگان با دولتمردان زیاد است. بسیاری از نخبگان و اندیشمندان کشور را ترک میکنند، سرمایه گذاران از امنیت کامل برخوردار نیستند، مسوولان عالی رتبه در مقابل مردم پاسخگو نیستند و صدها مشکل دیگر زندگی مردم را فلج کرده و مردم ناچارند برای گذران زندگی روزمره خود و تامین حداقل مایحتاج زندگی، شبانه روز کار کنند. مشکلات فوق کیفیت زندگی مردم را فوقالعاده کاهش داده و ناهنجاریهای اجتماعی را بالا برده است. اینک سوال اصلی این است مهمترین موانع و مشکلات توسعه ایران چیست و چرا ایران علی رغم اینکه یک کشور بالقوه توانمندی است از مشکلات ناشی از فقر، بیعدالتی، بیکاری و... رنج میبرد؟ در اینجا گناه مردم چیست و چگونه میتوان به این مشکلات فایق آمد؟
در اینجا مهمترین موانع توسعه و پیشرفت ایران را ذکر میکنیم تا خطوط راهنمای مسئولان ارشد باشد:
1ـ ناکارآمدی در عرصه سیاسی: عرصه سیاسی ایران از مشکلات مزمن رنج میبرد این ساختار اجازه بروز کامل خلاقیت و شایستگی را به نخبگان نمیدهد. نخبگان و روشنفکران توانمند ترجیح میدهند یا گوشهگیر شوند یا کشور را ترک کنند. زیرا در صورت ورود به صحنه قدرت با انواع تهمتها و برچسبها مواجه میشوند. اندیشمندان و متفکران ایرانی برای ورود به عرصههای تصمیمگیری باید آنقدر شجاعت و شهامت داشته باشند تا تهمتها، برچسبها و انگها را با جان و دل بخرند و منافع ملی را بر منافع فردی ترجیح دهند آنان باید خودشان را به حراج بگذارند و اگر موفق به عبور از دریچه بسیار کوچک نهادهای نظارتی شوند پس از ورود به مراکز تصمیمگیری با خطر رد مصوبات مواجه میشوند در این صورت است که مردم از اندیشمندان و متفکران نیز به دلیل عدم تامین نیازهای آنان ناراحت میشوند و حیثیت نخبگان از ناحیه مردم و دستگاههای نظارتی به حراج گذاشته میشود. وقتی که نخبگان و اندیشمندان از ورود به برخی از مراکز حساس مدیریتی منع میشوند نیروهای درجه 3 یا 4 وارد مراکز فوق شده و تصمیمات آنان منجر به اتلاف منابع و سوءمدیریت میشود که حاصل آن گسترش فقر، بیکاری و ناهنجاریهای اجتماعی است. یکی از مهمترین موانع توسعه ایران در این است که برخی مسئولان از مدیران شایسته و توانمند انتخاب نمیشوند و سوءمدیریت برخی از دستگاهها باعث به وجود آوردن وضعیت نامطلوب فعلی شده است.
2ـ سطح توقعات مردم: توسعه و پیشرفت با سطح انتظارات مردم رابطه مستقیم دارد هر چه انتظارات مردم بیشتر باشد احتمال رشد و پیشرفت نیز افزایش مییابد. زیرا مسوولان مجبور میشوند برای جلب آرای مردم در انتخابات آینده، توقعات و انتظارات مردم را برآورده کنند.
با توجه به اینکه در ایران صداوسیما کاملا وابسته به حکومت است باید به آموزش شهروندان بپردازد. برخی مردم به ویژه جوانان برای افزایش آگاهیهای خود به سایتها و شبکههای ماهوارهای رجوع میکنند ولی برخی مردم از تحولات شگرف جهانی غافل میمانند و از فشار به مسوولان برای ایجاد تغییرات توسعهای خودداری میکنند. برخی مدیران نیز وضعیت فعلی کشور را با 20 سال پیش مقایسه میکنند و هیچگونه توجهی به سرعت شتابان تحولات جهانی ندارند در نتیجه افکار تودههای مردمی را به نحوی سرگرم میکنند.
3ـ مشارکت نخبگان و سرمایهداران، نخبگان و سرمایهداران باید از انگیزه کافی برای عمران و آبادانی کشور برخوردار باشند و به آنان بیحرمتی نشود و امنیت اقتصادی و اجتماعی آنان سلب نشود. دستهای پنهان خارجی نخبگان را جذب میکنند و برخی مدیران از خروج نخبگان نگران نمیشوند برای اینکه نخبگان و اندیشمندان را رقیب موقعیت خویش میدانند. در حال حاضر حدود 4 میلیون ایرانی که بالغ بر 50 درصد آنان دارای تحصیلات دانشگاهی هستند و حدودا دارای 1000 میلیارد دلار سرمایه هستند به دلیل نبود شرایط مجبور به ترک کشور میشوند. رشد و توسعه کشورهای ترکیه و امارات متحده عربی (دبی) مدیون نخبگان و سرمایهداران ایرانی است. دانشمندان ایرانی یکی از عوامل مهم پیشرفت آمریکا، کانادا و... هستند و در مراکز حساس آن کشورها تحقیق و برنامهریزی میکنند. آنان زندگی در غربت را به ایران ترجیح میدهند ولی قلبشان برای ایران میتپد. صدها متفکر در خارج داریم و اما در داخل گویا برای عدهای منافع ملی مهم نیست. اگر به فکر منافع ملت بودند اجازه نمیدادند سرمایههای عظیم انسانی و مادی به خارج از کشور سرازیر شود.
به طور نمونه جای سوال است، چرا سیاستمدار و فیلسوف متفکری همچون اقای سیدمحمد خاتمی مورد استقبال سیاستمداران و اندیشمندان جهان قرار میگیرد ولی در ایران با بیاحترامی برخی روبهرو میشود. شبکههای تلویزیونی دنیا سخنرانیهای آقای خاتمی را به صورت زنده و کامل پخش میکنند ولی در ایران هیچ اشارهای به آن سخنرانیها نمیشود. سرمایهداران ایرانی در اقصی نقاط جهان شرکتهای تولیدی و تجاری تاسیس کردند و میلیونها شغل ایجاد کردهاند. در حالی که میلیونها جوان ایرانی به دلیل نبود سرمایه بیکار هستند و به مواد مخدر روی میآورند.
راه پیشرفت و توسعه ایران ارج نهادن به نخبگان و سپردن مملکت به دست آنان است. عصر مدرنیسم با انسانهای مدرن و متفکر قابل هدایت است. نمیتوان از یک سو به توسعه فراگیر رسید و از سوی دیگر نخبگان و فرهیختگان را که اندیشه علمی و توسعهای دارند به حاشیه راند. هماطوری که اندیشمند متفکر قرن بیستم یعنی آقای انیشتین معتقد بود «با افکار کهنه نمیتوان به نتایج جدید رسید».