تاریخ انتشار : ۲۷ فروردين ۱۳۸۸ - ۰۸:۵۴  ، 
کد خبر : ۹۰۱۸۰

تغییر استراتژی آمریکا در عراق


ح-رحمت‌الهی
شبکه خبری سی‌ان‌ان اخیراً پس از یک نظرخواهی اعلام کرد که حمایت آمریکایی‌ها از جنگ در عراق به پایین‌ترین سطح خود رسیده است. این نظرخواهی‌ حاکی است؛ در حالی که فقط 34 درصد از کسانی که مورد پرسش قرار گرفته‌اند از این جنگ حمایت کرده‌اند، 66 درصد گفته‌اند که مخالف آن هستند!
این در حالی است که نخبگان "نئوکان" در این کشور همچون "فوکویاما" نیز به رغم حمایت اولیه از اشغال عراق و برکناری صدام، اکنون بطور جدّی حامی عقب‌نشینی آمریکا از عراق هستند!
بنیان استدلال مخالفان داخلی سیاست بوش در عراق را می‌توان بر دو مؤلفه‌ هزینه‌های کلان اقتصادی دخالت نظامی و افزایش تعداد کشته‌های آمریکایی دانست؛ بنحوی که طی ماه اکتبر دست کم یکصد آمریکایی در حوادث مختلف عراق کشته شده‌اند، بی‌آنکه واشنگتن و محافظه‌کاران حاکم بر کاخ سفید نتوانند به اهداف خود دست یابند!
علاوه بر روشنفکران محافظه‌کار، اکنون موج جدیدی از مخالفت با سیاست بوش در عراق به راه افتاده که شالوده اساسی آن را نیروهای نظامی و توده مردم ـ بویژه زنان‌ ـ تشکیل می‌دهند. ارتش آمریکا که براساس بمباران شدید اهداف و سپس ورود نیروی زمینی کلاسیک سازماندهی شده است، اکنون به مثابه هدفی متحرک در خیابان‌های شهرهای عراق بویژه بغداد، آماج حملاتی است که مهاجمان را نه می‌بیند و نه می‌شناسد!
از همه جالب‌تر، انتخابات میان دوره‌ای کنگره است که نگرانی ویژه‌ای را برای نئوکان‌ها ایجاد کرده است. انتخابات میان دوره‌ای کنگره آمریکا در حالی برگزار می‌شود که علاوه بر مخالفت‌های گسترده با سیاست‌های بوش در میان مردم آمریکا (انتخاب کنندگان)، کنگره نیز به سوی گرایشات مخالف بوش در نوسان است و دمکرات‌ها در هر دو مجلس آمریکا توانسته‌اند برخی عناصر محافظه‌کار را نیز در مخالفت با سیاست واشنگتن در عراق با خود همسو کنند.
این در حالی است که به زعم مخالفان، بوش، آمریکا را در جبهه‌های گوناگون درگیر کرده و چنین گسترش جبهه‌ای، تمرکز مقام‌های آمریکا را در تصمیم و عمل از آنان سلب کرده است؛ کره شمالی و ایران نقاطی هستند که بطور جدی عزم واشنگتن را به چالش کشانده‌اند و آمریکا نیک دریافته است که قدرت انتخاب و مانور این کشور در دو جبهه بسیار محدود است!
از این عوامل که بگذریم، افغانستان منطقه دیگری است که نئوکان‌ها در آن درگیرند. به رغم پیروزی‌های اولیه، بویژه در روند دولت ـ‌ ملت‌سازی، اکنون طالبان جدید با قدرت و انگیزه بیشتر و بهره‌گیری از درس‌های عراق وارد میدان نبرد با آمریکا و متحدان آن شده‌اند و به راحتی توانسته‌اند جنوب و شرق افغانستان را ناامن کنند. در این میان واشنگتن تلاش می‌کند با کشاندن ناتو به عرصه افغانستان و درگیر کردن این سازمان در مشکلات خاص رویارویی با طالبان، ضمن رهایی از فرو رفتن در باتلاق یک جنگ گسترده چریکی، پتانسیل خود را بطور جدی صرف عراق کند. اما معادله عراق، کلاف سردرگمی است که پیچیدگی‌های خاص خود را داراست و بطور طبیعی ظرافت‌های ویژه همراه با ظرفیت‌های مناسبی را برای حل مشکلات آن طلب می‌کند. عرصه عراق، میدان پر رمز و رازی است که کنش گران و بازیگران متعددی در آن حضور دارند و تنها با درک این بازیگران و علائق و منافع آنهاست که می‌توان موقعیت خود را حفظ نمود. این پیچیدگی را گروه آمریکایی بررسی عراق به رهبری "جیمز بیکر"، وزیر خارجه اسبق آمریکا درک کرده است. گروه مزبور در گزارش خود به جرج‌ بوش صراحتاً اعلام می‌کند که آمریکا برای حل مسائل عراق یا باید از همین امروز این کشور را تخلیه کند و یا اینکه با سوریه و ایران برای حل مسائل عراق به گفتگو بنشیند! چنین توصیه شجاعانه‌ای به تیم حاکم بر کاخ سفید که رفتار بین‌المللی آن براساس تعارض آشتی ناپذیر با سوریه، کره شمالی و بویژه ایران شکل گرفته است، نمی‌تواند اندکی از واقعیات منطقه را برای آمریکائیان روشن سازد و آنها در اقدامی انفعالی و شتابزده با تمرکز بر ظرفیت عربستان، از دغدغه‌های ریاض در مورد تجزیه عراق استفاده کرده و کنفرانس این آشتی ملی را در این کشور برگزار می‌کنند؛ نشستی که قرار بود زمینه‌های برقراری آشتی مداوم و مستمر و از بین بردن دشمنی و کینه‌ها را در میان اعراب سنی و شیعه حاکم سازد. به این ترتیب، در می‌یابیم که واشنگتن در ادامه دشمنی‌های بی‌منطق خود با تهران و دمشق، حتی حاضر نمی‌شود از ظرفیت‌های این دو کشور برای تثبیت و کنترل اوضاع عراق استفاده کند.
اما این تمامی ماجرا نیست. وخامت اوضاع عراق آنچنان است که بسیاری از ناظران سیاسی این کشور را در آستانه یک جنگ داخلی تمام عیار می‌بینند و باید منتظر ماند و دید که وعده "تغییر استراتژی" آمریکا در عراق، آیا به معنای چرخشی جدی در اصول و بنیان‌های رفتاری واشنگتن محسوب می‌شود و یا اینکه تنها به تعویض چند تاکتیک منحصر می‌شود؟
از همه جالب‌تر، واکنش جرج بوش، رئیس جمهوری‌ آمریکاست که طی سخنرانی‌هایی تلاش می‌کند با مجاب کردن مردم این کشور به حمایت از سیاست‌های خود، از ثبت یک شکست خارجی در کارنامه سیاسی‌اش جلوگیری کند. اما شاید بهترین و رساترین واکنش را شبکه NBC هفته گذشته در زیرنویس برنامه انتقادی از محافظه‌کاران و شخص رئیس جمهوری آمریکا مطرح کرد که نوشت:
"آیا بوش یک احمق است"؟!

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات