تاریخ انتشار : ۰۹ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۱۰:۵۴  ، 
کد خبر : ۹۰۱۸۱

حمله به سرمایه گفتمانى رئیس‌جمهور


گروه سیاسی؛ محمد پهلوانی:  در عرصه اجرایی، سخن یک شخصیت سیاسی، جزو “سرمایه گفتمانی” یک ملت محسوب مى‌شود و بنابراین شیوه، نوع، سطح، عمق، میزان و چگونگى بهره بردن از آن جز به اذن و رضایت صاحبان اصلى آن (مردم) از سوى هیچ شخصیتى پسندیده و پذیرفته نیست. اجازه بدهید تاملى کوتاه در جغرافیاى مفهومى این اصطلاح جدید (سرمایه گفتمانی) داشته باشیم تا بتوانیم در پرتو آن، منظور و مقصود خود از این نوشتار را شفاف‌تر و سهل‌تر به خواننده منتقل نماییم.
مى‌دانیم که مردم جامعه ما چندى است که مفاهیم و اصطلاحاتى نظیر “سرمایه فیزیکی”، “سرمایه اجتماعی”، “سرمایه انسانی” و “سرمایه فرهنگی” آشنا شده‌اند، اما دیرى است که در ادبیات جوامع پیشرفته، مفهوم و اصطلاح دیگرى به نام “سرمایه گفتمانی”‌وارد شده است که نه تنها ارزش آن از سرمایه‌هاى فوق کمتر نیست، بلکه در موارد خاص، ارزش آن به مراتب، بیش از سایر سرمایه‌ها است. در این نوشتار، ما این مورد خاص را تحت عنوان “سرمایه گفتمانى ریاست جمهوری” نام مى‌بریم.
بى‌تردید، تفاوتى آشکار میان سرمایه گفتمانى “ریاست جمهوری” و سرمایه گفتمانى “رئیس جمهور” وجود دارد. تاریخ ملل مختلف نیز از جدایى این دو حکومت‌ها دارد. شناسه‌هاى این سرمایه را باید در “جدى بودن”، “معتبر بودن”، “حرفه‌اى بودن”، “منطقى بودن”، “علمى و عملى بودن”، “وزین و وثیق بودن”، “جمعى بودن” و “تاریخى بودن” آن جستجو کرد.
این موارد، شناسه‌هاى گفتمان ریاست جمهورى یا مسئول اجرایى مى‌باشند که در بافت حکومت‌ها از جمله بافت حکومت استبدادی، بافت حکومت لیبرال دموکراسی، بافت حکومت‌هاى پست مدرن و در بافت سیاست علوى و اسلامى تجلیات متفاوتى پیدا مى‌کنند.
در نظام سلطنتى و اقتدارگرا، این شناسه‌ها به معناى پى‌ریزى سامانه حکومت بر اساس رابطه مولى و عبد، تبختر و بى‌توجهى به رعیت و خود را تافته جدا بافته از مردم دانستن، مردم را برده، نوکر و خدمتکار خویش شمردن، عدم ارتباط و تماس با مردم و دورى از جامعه، رفاه و خوشگذرانى در قصرها، تنبیه شدید مردم در صورت عدم فرمانبردارى مطلق و امورى از این دست مى‌باشد. این گونه اقتدار، که جز با هدف حفظ “پرستیژ” ملوکانه تعقیب نمى‌شود، شاخصه دنیاى قدیم بوده وامروزه، به برکت بیدارى جوامع، بروز کمترى یافته است.
این شناسه‌ها در نظام لیبرال دموکراسی، عملا به ارتباط وثیق با صاحبان سرمایه تبدیل مى‌شود. حاکمیتى که به ظاهر از طریق راى اکثریت به ترفیع حکومتى دست یافته است، “جدى بودن” را در پیگیرى لاینقطع موکلین حقیقى‌اش یعنى کارتل‌هاى بزرگ اقتصادى دنبال مى‌کند و به شیوه‌اى “حرفه‌ای”، مذاق مردم را با خود همراه نموده و با “وزانتی”‌خاص، هژمونى توده‌ها را در سکس و رفاه و جنبش ضد فرهنگ، خرد مى‌نماید.
توده ملت در لیبرال دموکراسى به موجودات بى‌اراده‌اى مبدل گشته‌اند که تحت سیطره امپراتورى عظیم رسانه‌اى هستند که مملوک صاحبان قدرت و ثروت است، همانها که حکومت الیگارشى را رقم مى‌زنند. در لیبرالیسم جدید بر خلاف لیبرالیسم حاکم بر قرن هجدهم، فردیت و فردگرایى جلوه خاصى پیدا کرده است.
اما در مورد ظهور این شناسه‌ها در سیاست پست مدرن، باید گفت از آن رو که نفى کلیت و جامعیت از هرگونه عقیده و اندیشه و کنار زدن فراروایت‌ها، انکار هویت انسجام بافته فرد و اجتماع، انکار حقیقت ثابت و عینی، از اصول و ارکان سیاست پست مدرن محسوب مى‌شوند، این شناسه‌ها کمابیش در سیاست پست مدرن حذف مى‌شوند، به گونه‌اى که سیاست و حکومت‌دارى در آن به نوعى کار مبتذل و یک کارناوال نزدیک مى‌شود.
اما این شناسه‌ها در سیره و سیاست علوى به معنى رها کردن کاخ‌ها، همنشینى حکمرانان با ملت، درب‌ها را گشودن، با همه مردم در ارتباط بودن، از احوال فقرا و مستضعفین با خبر بودن و تلاش مضاعف و طاقت‌فرسا براى رفع مشکلات آنها داشتن، ارتباط آسان و بدون وحشت میان مردم با حاکمیت، مقتدر بودن در عین مهرورزى است. خدمت کردن خالصه توام با رعایت عدالت و مهربانى با مردم و قاطعیت در برابر ظالمان و رانت خواران از خصوصیات حکومت علوى است. مى‌توان به عهدنامه مالک اشتر حضرت علی(ع) در این زمینه مراجعه کرد.
این شاخصه‌ها که در سیره و سیاست علوى تجلى مى‌یابد، غایت آمال و آرزوهاى ملتى است که سال‌ها به دنبال تحقق آن بوده‌اند. بدین سبب، این شاخصه‌ها از حرمت و قداست برخوردار است و شکستن حریم و حرمت آن از سوى هیچ مقام و گروهى مقبول و ممدوح نیست. اما آنچه در ایران امروز شاهد آن هستیم، نوعى حرمت شکنى از این سرمایه است.
نمى‌دانم با چه انگیزه‌اى و با چه توجیه عقلانی، برخى سیاسیون افراطى و اصحاب رسانه‌هاى حزبى رقیب دولت در هر مناسبت و مجالى به گونه‌اى مبسوط و مکرر، خلاف واقع سخن گفته و با شانتاژهاى ژورنالیستی، علیه سرمایه گفتمانى دولت سخن مى‌گویند و مى‌نویسند، اما مى‌دانم که این حجم گسترده از سخنرانى و نوشتار، که اقتدار و ابهت رئیس جمهور را به سهولت و چونان پر کاه به کنار مى‌افکنند، تقریبا در مورد هیچ مقام مسئولى بالاخص روساى جمهور گذشته در کشورمان و شاید در دیگر کشورها سابقه و نمود نداشته است. این فعالیت‌هاى تخریبى که ظاهرا متوجه سرمایه گفتمانى “رئیس جمهور” هستند، در واقع، متوجه تضعیف و اتلاف سرمایه گفتمانى “ریاست جمهوری” مى‌باشند و این نکته‌اى است که باید همگان نگران آن باشند.
لطفا این “دغدغه” را مشمول قرائت‌هاى سیاسى و جناحى خود قرار ندهید و تفسیر و تحلیل نفرمایید که با این ترفند مى‌خواهند از نقطه قوت رئیس جمهور فعلى که همانا ارتباط مستقیم با مردم و سخن گفتن با آنان است بهره‌بردارى‌هاى پوپولیستى کنند. تنها پیام این نوشتار آن است که نسبت به پیامدهاى مخرب داخلى و خارجى “گزاره‌هاى پرورش نایافته” و “گزارش‌هاى خلاف واقع” که از ایام هفته دوم انتخابات 84 تاکنون ادامه داشته است هشدارى بدهد. خواه دوستان از آن پند گیرند خواه ملال.(1)

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات