بیانیهای که دیروز وزارت خارجه ایران درباره پرونده هستهای منتشر کرد، نشان میدهد آخرین امیدها به حل و فصل مناقشه اتمی ایران و غرب حداقل در چارچوب مذاکرات کنونی از بین رفته است و هر یک از طرفین میخواهد راه خود را برود. راهی که غرب برگزیده است آسان اما پرهزینه به نظر میرسد. آسانی راه از آن جهت است که غرب ابزار موثری برای فشار بر شریانهای اقتصادی ایران در اختیار دارد و با استفاده از آنها میتواند اقتصاد و به تبع آن سیاست ایران را دستخوش گرفتاری کند. اما این راه آسان، هزینههایی گزاف به جامعه جهانی تحمیل میکند. نخستین هزینه تحریم ایران، ضعف دیپلماسی جهانی را برای حل مشکل بین چند عضو سازمان ملل به نمایش میگذارد. همه طرفهای مناقشه اتمی ایران یعنی جمهوری اسلامی، آمریکا، اروپا، چین و روسیه از اعضای قدیمی سازمان ملل هستند و براساس منشور ملل متحد مکلفند مناقشهها را به گونهای حل و فصل کنند که طرف بازنده و ناراضی نداشته باشد. تاکید عمده متون حقوق بینالمللی بر راهحلهای مرضیالطرفین، نشانه اهمیت حل توافقی مناقشات است و اکنون این التزام حقوقی و اخلاقی جهانی در معرض خطر قرار دارد.
هزینه دیگری که از ناحیه تحریم ایران بر جامعه جهانی تحمیل میشود، افزایش گرایشهای مخالف نظم جهانی در ایران و به تبع آن کاهش اقتدار سیاسی طرفداران مذاکره و مصالحه در ایران و غرب است. چنین وضعی میدان را از بازیگران میانهرو تهی و راه را برای بازیگران تندرو هموار میکند. فجایعی که بازیگران تندرو میتوانند در جهان به بار آورند از آزمودههای مکرر تاریخ روابط بینالملل است و ایران و غرب که در مقاطعی قربانی این تندرویها شدهاند، ناگزیر خواهند شد بار دیگر زیر بار آن شانه خرد کنند.
آفت دیگری که تحریم ایران برای جهان به ارمغان میآورد افزایش سوءتفاهم در روابط غرب با دیگر کشورهای منطقه خاورمیانه و خلیج فارس است. غرب به خوبی میداند که گرایش به کسب فناوری هستهای دست کم در کشورهایی مانند ترکیه، مصر و عربستان سعودی به صورت جدی وجود دارد و این کشورها، حتی با حفظ فاصله کنونی خود با تهران، در فشار بر پرونده هستهای ایران نوعی احساس همذات پنداری دارند و این احساس بر روابط آنها بر غرب اثر میگذارد.
در کنار این راه آسان و پرهزینه غرب راه دشوار ایران قرار دارد که هنوز هزینههایش قابل ارزیابی نیست اما از هم اکنون روشن است که نظم کنونی منطقه خلیج فارس و خاورمیانه و در سطح نازلتر، آسیای مرکزی و قفقاز براساس واقعیت جمهوری اسلامی چیده شده است و آنچه که امروز در این مناطق، منافع ایران به نظر میرسد در صورت بروز بحران جدی، به منافع عمومی منطقه و جهان تبدیل میشود. بنابراین در مناقشه کنونی بعید است ایران به بازنده تنها تبدیل شود. زیرا در هم تنیدگی مسائل ایران با منطقه، مانع آن است که ایران به تنهایی در بحران فرو رود. احتمالا همین ملاحظه مدام در گوش غرب طنینافکن خواهد بود که هزینه ایران در طرح تحریم از جیب جهان پرداخت خواهد شد.