*مجلس هفتم از آغاز تشکیل تاکنون کانون توجه تحقیق و تفحصهای خود را متوجه دستگاههای فرهنگی نظیر مرکز مشارکت زنان، سازمان ملی جوانان و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی کرده است. این در حالی است که بیشترین شعارهای جناح پیروز در انتخابات اخیر مربوط به مسائل معیشتی و اقتصادی بوده است. شما علت این تفاوت را ناشی از چه میدانید؟
** مجلس هفتم در شرایطی تشکیل شد که رئیسان قوه مقننه و مجریه وقت اعلام کردند ترکیب نزدیک به 200 کرسی پارلمان پیش از برگزاری انتخابات مشخص شده است. در این شرایط نمایندگان در اوایل فعالیت خود مانند شرایط فعلی و شروع کار دولت نهم به هر آنچه مربوط به گذشته و دولتهای پیشین بود، بدبین بوده و رویکرد و کارکرد آنان را توام با خیانت پیشگی در حوزههای فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی میدانستند، البته این نگاه با توجه به اهمیت مقوله فرهنگ، در این حوزه غلیظتر بود.
* به چه دلیل با غلظت بیشتر به تحولات فرهنگی در دوران اصلاحات نگاه میکردند؟
** عامل شهرت آقای خاتمی بیش از هر چیز به صبغه و شاکله فرهنگی او برمیگردد و در میان ایدهها و اندیشههای او که در زمان کاندیداتوری ریاست جمهوری طرح کرد، برنامههای فرهنگی وی برجستهتر بود. همچنین بیشترین توفیق دولت اصلاحات مربوط به تحولات و دگرگونیهای عرصه فرهنگ بود. من به گزارش کاری در این زمینه نمیپردازم، اما جهش کمی و کیفی و رشد تیراژ مطبوعات افزایش بیسابقه عنوان و تیراژ کتاب، فزونی تولید فرآوردههای مختلف فرنگی از جمله فیلم و تئاتر و افزایش NGO ها و نهادهای مدنی و فرهنگی، فراهم آوردن زمینه نوآوری اهالی فکر و هنر و در یک جمله گشایش و رونق فرهنگی در این دوره بوده است، البته اگر از نگاه آقایان به این تحولات نگاه کنیم، سراسر آنها ناکامی و بدنامی در عرصه فرهنگ بوده است، اگرچه قضاوت جامعه این نیست.
از همین رو مخالفت و حساسیت و جبههگیری جناح مقابل دولت آقای خاتمی در عرصه فرهنگی بیشتر از دیگر حوزهها بوده است و بیشترین تحقیق و تفحصهای مجلس هفتم از حوزه فرهنگ بوده و یک نوع نگاه سیاسی همراه با پیشداوری هم بر آن حاکم بوده است. دوستان ما اگر به دنبال پیدا کردن نقطه ضعفها، نارساییها و تخلفات مالی و دفاع از حقوق بیتالمال هستند چرا سراغ تخلفات میلیاردی صداوسیما را نمیگیرند؟ براساس اسنادی که موجود است و اکنون در اختیار مجلس هفتم نیز هست از بررسی 5 یا 6 حساب بانکی صداوسیما حداقل تخلف 525 میلیارد تومان از مقررات مالی کشور در این سازمان وجود داشته است. در حالی که صداوسیما دستگاهی بسیار مهم و تاثیرگذار و عریض و طویل بوده و چندین برابر همه دستگاههای فرهنگی زیرمجموعه دولت نیرو دارد و تاثیرگذار است. از طرفی مشخص نیست چرا در همین وزارت فرهنگ و ارشاد در خصوص دستگاهی مانند سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی که مدیریت آن همیشه در دست مجموعه اصولگرایان است و حرف و حدیثهای زیادی پیرامون عملکرد آن وجود دارد و به سکوت عبور میشود و به تعبیری بیتفاوت از آن میگذرد. بنابراین میخواهم بگویم؛ اولا آقایان در این تحقیق و تفحصها با نگاهی سیاسی و پیشداوری اقدام کردند. ثانیا فهم فرهنگی خود را اساس و مبنا قرار دارند و هر کجا از این فهم و نگاه عدول و خروج شده و هر فعالیت و اقدامی که با چارچوب فکری آنان سازگار نبوده، تخلف محسوب شده است.
در حالی که تحقیق و تفحصها عمدتا ناظر بر تخلفات مالی و نارساییهای قانونی و فسادها است نه سیاستهای یک دولت که در زمان خودش پشتوانه ملی دارد و مسوولیت اجرایی با اوست. اگر قرار است برنامهها و سیاستهای دوره آقای خاتمی از نگاه آقایان نقد شود، قطعا باید به همه یا غالب این سیاستها و در نتیجه عملکرد حاصل از آنها مهر بطلان زده و نمره منفی داده شود. چون اساسا مبنای فکری آقای خاتمی و دولت او با تفکر حاکم جناح اکثریت مجلس هفتم سازگار نیست و زمین تا آسمان تفاوت دارد و معمول نبوده که از کارکردی که براساس یک اندیشه بوده، حسابکشی شود. بله؛ اگر تخلفات قانونی و مالی وجود داشته آن وقت درست است.
* پس از انتشار گزارش تحقیق و تفحص از صداوسیما نیز برخی این حرکت را سیاسی قلمداد کردند. شما نیز این حرکت مجلس را مبتنی بر نگاه سیاسی توصیف میکنید. تفاوت در داوریها چیست؟
** همه حق دارند این داوری را داشته باشند، اما تحلیل دقیق و بررسی منصفانه موضوع و نوع مصوباتی که در تحقیق و تفحص از صداوسیما مدنظر بوده، تفاوت این دو کار را به خوبی نشان میدهد، همچنین فرآیندی که در تحقیق و تفحص از صداوسیما طی شده، کاملا متفاوت با اقدام و حرکتی است که مجلس هفتم داشته است.
* میتوانید مثال هم بزنید؟
** یکی از مهمترین مباحثی که مجلس ششم در تحقیق و تفحص از صداوسیما دنبال میکرد، مربوط به درآمدهای صداوسیما از تبلیغات و آگهیها بود. براساس مدارک و اطلاعاتی که به کمیسیون فرهنگی مجلس ششم منتقل شد درآمد سازمان صداوسیما از تبلیغات و آگهیهای پخش شده بیش از مبلغ اعلام شده توسط این سازمان به دولت بوده است. مثلا اگر سازمان 13 میلیارد تومان را به عنوان درآمدهای اختصاصی اعلام کرده بود، براساس مستندات محکم درآمد واقعی آن چندین برابر مبلغ اعلام شده بود. سازمان با این پنهانکاری به دنبال استفاده بیشتر از منابع عمومی دولت بود. همچنین یکی از جنبههای تحقیق و تفحص آن دوره، میزان و چگونگی اهدای جوایز صداوسیما بوده است که باز یک مسئله مالی بوده که ابهاماتی در آن وجود داشت. بنابراین جهتگیری تحقیق و تفحص از صداوسیما مسائل مالی و تخلفات اجتماعی بوده است، در عین حال که مجلس ششم به روند اداره سازمان، جهتگیریهای سیاسی و عدول از جایگاه ملی آن انتقادات جدی داشت.
* یعنی این نکات در گزارش مجلس هفتم از وزارت ارشاد مورد توجه قرار گرفته است؟
** آنچه کمتر مورد توجه بوده، بررسی تخلفات مالی بوده است و در بیشتر موارد سیاستها و کارکردهای منبعث از دیدگاهها مورد هجمه قرار گرفته، یعنی دقیقا عکس رویهای که ما در تحقیق و تفحص از صداوسیما پیش گرفتیم.
در تحقیق و تفحص مجلس ششم از صداوسیما عنوان نشده که رسانه ملی برای یک حزب و یک جناح فعالیت میکند و نگفتیم که رسانه ملی از وظایف ملی خود عدول کرده است. در حالی که در این گزارش مجلس هفتم به جز چند نکته گذرا درباره سازمان حج و زیارت چندان به مسائل مالی نپرداخته و غالبا جهتگیری در نفی و نقد سیاستها و فعالیتهای وزارت فرهنگ و ارشاد بوده است و اکثر تولیدات و فرآوردههای فرهنگی آن دوره را مخدوش، نادرست و مسئلهدار معرفی کردهاند. در یک کلام، اساس و جوهر فرهنگ در زمان آقای خاتمی هدف قرار گرفته است و کسی از تیررس هجمه و تخریب آنان مصون نمانده و چوب حراج به فرهنگ کشور در یک دوره طولانی زده شده است.
* پس از انتشار گزارش تحقیق و تفحص کمیسیون فرهنگی، برخی اعضای کمیسیون فرهنگی از انتشار این گزارش عذرخواهی کردهاند. علت این دوگانگی رفتار در کمیسیون را ناشی از چه میدانید؟
** براساس اطلاعاتی که هست تعدادی از اعضای کمیسیون فرهنگی از این گزارش ناراحتاند و دوستانی مانند آقای ابوطالب حاضر شدند نظر خود را به صراحت بیان و بابت این گزارش از اهالی فرهنگ عذرخواهی کنند، البته تعداد کسانی که مانند آقای ابوطالب میاندیشند کم نیست، اما اکثر آنها علاقهای به رسانهای کردن موضع خود نداشتند، در حالی که واقعیت این است که بازخورد این گزارش در جامعه و در میان اهالی فرهنگ و هنر به غایت منفی بوده است. این گزارش اساس فرهنگ را نشانه گرفته و هنرمندان را با هر سلیقهای به واکنش واداشت. از سوی دیگر همانطور که گفتم این گزارش به جای اینکه ناظر به شناخت نارساییها و سوژه نمایاندن گرهها و ابهامات قانونی باشد، به سیاستهایی که مصوبه ملی داشتند و براساس آرا و اندیشههای آقای خاتمی که تایید میلیونی مردم را پشتسر خود داشته است، پرداخت و آنها را زیرسوال برد و چنین مواردی را منفی و مسئلهدار معرفی کرد. از طرفی در بیان همین مطلب نیز اشتباه بزرگی صورت گرفته است، به این معنا که کمیسیون فرهنگی هیچ زحمتی به خود نداده است که مسائل مطرح شده را راسا بررسی کند، بلکه مجموعه بررسیهایی که در سنوات گذشته توسط تیمها و محافل خاص در یک مقطع زمانی انجام شده بود را مبنا و مورد استناد قرار داده و به عنوان خروجی کمیسیون معرفی کرده است. اطمینان دارم اگر اعضای کمیسیون فرهنگی به همین دیدگاهی که دارند، خود به بررسی میپرداختند، هرگز چنین قضاوتی نداشته و این گزارش را منتشر نمیکردند. متاسفانه آنچه مورد استناد و اعتماد کمیسیون قرار گرفته، برگرفته از نگاهی متحجرانه به سینما، موسیقی، تئاتر، کتاب و... است که با نگاه حضرت امام (ره) و رهبری نظام تفاوت ماهوی دارد، اما سوگمندانه نتیجه آن بررسیها امروز و از صحن علنی مجلس اعلام شده است.
* شما معتقدید این مسئله دیکته شده است؟
** من چنین تعبیری را به کار نمیبرم. در نطق خود گفتم دقیقا تعداد عناوین و کتابهای بررسی شده، زمان آنها و نتیجه اعلام شده گزارش تحقیق و تفحص با گزارش آن محافل خاص یکی است و هیچکدام از اعضای کمیسیون فرهنگی تاکنون نتوانستهاند ادعای بنده را نقض کنند. اگر کمیسیون فرهنگی میخواست خود به بررسی کتب و فیلمهای مسئلهدار بپردازد دو، سه سالی زمان نیاز داشت، در حالی که به تعبیر آقای ابوطالب حتی آنان یک فیلم را ندیدند و به گزارشهای همان تیمها که اشاره کردم، استناد و اعتماد کردند.
* واکنش جامعه فرهنگی به این گزارش بیسابقه بود، اما از مجموعه اصلاحطلبان در قدرت تنها شما به این گزارش واکنش نشان دادید، چرا فراکسیون اقلیت یک اقدام جدی انجام نداد؟
** میدانید که تعداد اعضای فراکسیون بسیار کم است. از سویی یک تقسیمبندی نانوشته بین خودمان داریم که براساس تخصصی که هر کدام از اعضا دارند نسبت به تحولات کشور و مجلس واکنش نشان دهند. برای مثال در حوزههای اقتصادی، همکارانی مانند آقایان جبارزاده و تابش و مهندس نوروززاده به اظهارنظر میپردازند، در حوزه فرهنگی به دلیل سابقهای که بنده قبل از مجلس و در زمان مجلس ششم داشتهام، بیشتر بنده موضعگیری میکنم. به هر حال پس از واکنش اصلاحطلبان در مجلس و نطق بنده که به تمامی به نقد گزارش مذکور اختصاص یافت، این موضوع بازتاب گستردهای در جامعه فرهنگی داشت. به عنوان مثال فیلمسازان متعهدی مانند آقایان مجیدی، راعی و برزیده نسبت به این گزارش واکنشهای درخوری نشان دادند. متاسفانه باید گفت چون این گزارش آکنده از تناقض، ابهام و مشوه نشان دادن حوزه فرهنگ است، واکنشی چنین گسترده از اهالی فرهنگ دور از انتظار نبود و ادامه هم خواهد داشت. به هر حال همینقدر که در برابر این گزارش سکوت نکردیم و واکنش نشان دادیم، فکر میکنم کافی بوده است. البته ابزار ما هم بیش از این نیست، نوبت نطقها کم است و به سختی نصیب میشود.
* در اظهارنظر شما بحث اظهارات متناقض، تخریب فرهیختگان و مشوه نشان دادن اساس فرهنگ به میان آمد. از طرفی هم این گزارش واکنش شدید اهالی فرهنگ را در پی داشت. با توجه به مسائل پیچیدهای که ما درباره نخبگان در داخل با آن مواجه هستیم تاثیر این گزارش را بر بحرانهای موجود در حوزه نخبگان چگونه ارزیابی میکنید؟
** به نکته مهمی اشاره کردید. ما که به این گزارش نقد داشتیم و داریم طبیعتا باید از واکنش اهالی فرهنگ به این تحقیق و تفحص خرسند باشیم، اما واقعیت این است که واکنش اهالی فرهنگ، مجموعه نیروهای اصلاحطلب را متاثر و نگران کرد. متاثر از این جهت که این چه برخوردی است که ما با نجیبترین شهروندانمان داریم؛ شهروندانی که سرمایهها و نیروهای کیفی نظام هستند و در آنسوی مرزها بهترین امکانات برای فعالیت بیدغدغه آنان فراهم است، اما به رغم همه محدودیتها با عشق به ایران و مردم آن و براساس اعتقادات خود، اینجا ماندهاند و کار میکنند و در جشنوارهها و عرصههای جهانی برای ایران افتخار میآفرینند و آبرو خریدهاند. خب، این هنرمندان وقتی احساس میکنند از سوی نهادهای تصمیمساز این قضاوت درباره آنان میشود ته دلشان خالی میشود. از این رو نگرانیم با این نوع قضاوتها این شهروندان دلیلی برای ماندن و فعالیت نبینند و به تعبیری بیانگیزه شوند، زیرا وقتی به این قضاوتها نگاه میکنند، احساس میکنند عمرشان تلف شده است. در هر حال برخی اعضای کمیسیون بعد از آنکه واکنشها را دیدند و با برخی هنرمندان جلساتی داشتند، درصدد رفع و رجوع گزارش برآمدند.
* مجلس به خانه ملت مشهور است. فکر میکنید انتشار این گزارش چه تصویری از خانه ملت در ذهن تاثیرگذارترین شهروندان جامعه به جا میگذارد؟
** تحقیق و تفحص از اهرمهای قانونی مجلس برای اعمال نظارت بر دستگاههاست. زمانی که مردم احساس کنند تحقیق و تفحص مشکلاتی را نمایانده، آسیبهایی را برملا کرده و با توجه به حساسیتی که مردم نسبت به تخلفات مالی دارند وقتی این تخلفات به آنان منعکس شود یک اعتماد دوسویه را بین پارلمان و مردم فراهم میکند. چنین تحقیق و تفحصی از هر مجلسی با هر سلیقه سیاسی باشد، آرامش دهنده است. اما شکل و محتوای تحقیق و تفحص کمیسیون فرهنگی، در ادوار مختلف مجلس نظیر ندارد، چون مرزهای معروف و مرسوم تحقیق و تفحص و روشهای قانونی و متعارف انجام آن را درنوردیده و نجیبترین شهروندان جمهوری اسلامی را مورد هدف قرار داده ولی آنان را متهم کرده، همچنین دستاوردهای ارزشمند فرهنگی کشور را در یک دهه از انقلاب زیرسوال برده است. غافل از اینکه افرادی که در این مدت به تولید محصولات فرهنگی مشغول بودهاند، خود محصول دو دهه گذشته نظام هستند که در این هشت سال برخی فرآوردهها و قابلیتهای آنان ظهور کرده و مثلا اگر آقای مجیدی که در هشت سال دوران اصلاحات فیلمیهایی را تولید کرده، یک هنرمند متعهدی است که متعلق به کل نظام است و از آن دفاع میکند.
بنابراین تردید نداشته باشید که این گزارش به جایگاه و اعتبار مجلس ضربه زده است. انتظار ما از دکتر حداد عادل این بود که از قرائت این گزارش که وهن مجلس بود جلوگیری میکردند تا ایرادات آن برطرف شود. آخر کجای دنیا سابقه دارد عدهای را متهم و محکوم کنند ولی یک جمله درباره جرمشان از خودشان نپرسند و این در حالی است که برای تهیه این گزارش با یک نفر از مدیران و هنرمندان در این خصوص صحبتی نشد.
* کسی این نکته را با ایشان در میان گذاشت؟
** بله! خود من مراجعه کردم و نکاتی را که در ذهن داشتم یادآوری میکردم و گفتم این گزارش یکسویه تنظیم شده و اتهامات فراوانی را متوجه اهالی فرهنگ کرده است و از مدیران قبلی نیز توضیحی نخواستند. ایشان هم وعده بررسی دارند، اما در عمل چنین نشد و اتفاقی افتاد که قابل دفاع نیست.
* در اوایل بحث مروری داشتید بر نگاه بدبینانه مجلس به عملکرد نهادها درگذشته. چند وقت پیش طرح تحقیق و تفحص از شهرداری رد شد. پرسش این است که اگر تحقیق و تفحص خوب است، چرا برای بررسی عملکرد شهرداری تحقیق و تفحص تصویب نمیشود و اگر بد است چرا نهادهای دوران اصلاحات را شامل میشود؟!
** نفس تحقیق و تفحص ناظر به آسیبشناسی و یافتن اشکالات است، اما یکی از علل عدم اعتماد به حرکتهای سیاسی همین منطق دوگانه و سیاست یک بام و دو هوا از جمله در تحقیق و تفحصهاست. البته در آغاز طرح تحقیق و تفحص عموم نمایندگان از این طرح استقبال کردند، اما پس از تعطیلات با رایزنی برخی نمایندگان متنفذ رای مجلس برگشت. به هر حال این در شأن نمایندگان نیست، چون آنها براساس مقدماتی نسبت به پدیدهای ذهنیت و شناخت پیدا میکنند و سپس به تصمیم میرسند. تذبذب در رای و تصمیمگیری نمایندگان نشاندهنده نگاه نارسا به مسائل و همچنین تحقیق و تفحصهاست. از طرف دیگر اینگونه واکنش نشان دادن به طرحهای نظارتی به منزلت و استقلال مجلس آسیب میزند و یکی از ایرادات امسال ما بر مجلس هفتم همین کارکردها بوده که تاکنون در برهههای مختلف بروز کرده است که فعلا فرصت پرداختن به آنها را ندارم. در یک کلام نماینده باید نشان بدهد، خودش است و براساس فهم و تشخیص خود عمل میکند.