پس از ارسال نامه هجده صفحهای به بوش بار دیگر در اقدامی ابتکاری رئیس جمهور کشورمان بوش را به مناظره مستقیم دعوت نمود تا ضمن تاکید بر حقانیت ایران ناتوانی بوش را در پاسخگویی به خواستههای حقطلبانه برای جهانیان آشکار سازد.
دکتر محمود احمدینژاد رئیس جمهور کشورمان روز سهشنبه در نشست خبری با خبرنگاران داخلی و خارجی در ادامه طرحهای ابتکاری بیستگانه جمهوری اسلامی ایران، پیشنهاد مناظره مستقیم با بوش را مطرح نمود. همزمان با این اقدام، دولتمردان کاخ سفید در پاسخی عجولانه اعلام کردند که این پیشنهاد در راستای فرار از پاسخگویی به ابهامات هستهای میباشد و بوش آن را مردود میداند. ارائه پیشنهاد مناظره مستقیم میان روسای جمهور ایران و آمریکا که با استقبال محافل سیاسی در عرصه داخلی و خارجی مواجه و بسیاری آن را از دیگر نشانههای اقتدار ایران دانستند، هر چند از جانب مقامات آمریکایی مردود اعلام شد، حاوی چند نکته اساسی میباشد که میتواند ضمن در برداشتن نتایج مثبت برای ایران، چالشهای جدیدی برای بوش به ارمغان آورد.
1) ناتوانی بوش: عملکردهای بوش در شش سال زمامداری حکایت از این امر دارد که وی در برابر مطبوعات و مناظرات رودررو کاملا ناتوان بوده و صرفا در سایه مشاوران خود در این محافل حاضر میگردد. نمونه باز این ناتوانی را میتوان در انتخابات ریاست جمهوری 2004 آمریکا مشاهده کرد که وی در مناظره تلویزیونی با رقیب دموکرات خود از دستگاههای شنود جهت کسب اطلاعات و گفتههای خود از مشاوران استفاده مینمود. از سوی دیگر بوش در سالهای اخیر در کنفرانسهای خبری بسیاری از سئوالات خبرنگاران را به دلیل ضعف اطلاعاتی و نیز عدم برخورداری از فن بیان، بیپاسخ گذارده که شکایت بسیاری از محافل خبری را در پی داشته است.
2) عملکرد رسانهها: از نکات بسیار قابل تامل در موضعگیری مقامات آمریکایی در مقابل طرح رئیس جمهور، عملکرد رسانههای غربی میباشد. رسانههایی مانند سیانان، بیبیسی و دهها شبکه خبری دیگر که وابسته به دستگاه سیاسی و اطلاعاتی کاخ سفید میباشد از پرداختن به پیشنهاد احمدینژاد خودداری کرده تا اولا از آگاه شدن افکار عمومی جهان از تحولات این رخداد مهم جلوگیری نمایند ثانیا بر ناتوانی بوش در پاسخگویی به این پیشنهاد سرپوش گذارند، با تمام این تفاسیر این اقدام این نکته را به خوبی آشکار ساخت که این رسانهها برخلاف شعارهایشان در اطلاعرسانی آزاد و جهانی، کاملا جیرهخوار غرب میباشند، چنانکه آنها اظهارات برخی عناصر وابسته در ایران را که علیه ملت و نظام موضعگیری میکنند در راس خبرها قرار داده، اما اظهارات رئیس جمهور کشورمان را نادیده گرفته و از پرداختن به آن خودداری مینمایند.
3) تشدید اختلافات در آمریکا: در طی ماههای اخیر یکی از مسائل مطرح در دستگاه سیاست خارجی آمریکا نحوه تعامل و تقابل با ایران میباشد. گزارشات منتشره حکایت از این واقعیت دارد که دو دستگی کاملا مشهود میان سران آمریکا در قبال ایران ایجاد گردیده بگونهای که بسیاری از منتقدان بوش سیاستهای وی در قبال ایران را محکوم کردهاند و خواهان تغییر آن میباشند. با توجه به جو حاکم بر آمریکا پیشنهاد رئیس جمهور کشورمان میتواند تشدید کننده اختلافات داخلی آمریکا باشد که این امر پیروزی بزرگی برای دستگاه سیاست خارجی ایران محسوب میگردد.
4) بیان حقانیت ایران در مذاکره: از سیاستهای آمریکاییها در قبال برنامه هستهای ایران، تاکید بر عدم تمایل ایران به مذاکره و معرفی تهران به عنوان عامل تشدید بحران میباشد. پیشنهاد احمدینژاد به بوش و پاسخ کاخ سفید به آن صراحتا آشکار میسازد که ایران در شرایط مساوی حاضر به مذاکره میباشد و این آمریکا است که در این امر اخلال ایجاد میکند. لذا شکست مذاکرات هستهای به دلیل توطئهها و سیاستهای آمریکا میباشد نه مواضع تهران که مسلما این امر در آینده در نحوه موضعگیری کشورها و ملتها در قبال برنامه هستهای ایران تاثیر مثبت خواهد داشت.
5) فرار از رسوایی: کارنامه شش ساله بوش، آکنده از جنایت، قتل و کشتار، نقض حقوق بشر، تکگویی و مخالفت با مجامع بینالمللی، استعمار و زیر پا نهادن حقوق میلیونها انسان برای تحقق اهداف شخصی میباشد. (لبنان، فلسطین، عراق و افغانستان نمونه آشکار این جنایتها است) جرج بوش و همکارانش به خوبی آگاهند که در صورت مناظره بوش با رئیس جمهور کشورمان، تمام این جنایات برملا میگردد که مسلما زوال دولت وی را بیش از پیش تسریع مینماید. لذا آنها با عدم حضور در مناظره تلاش دارند تا از این رسوایی بزرگ جلوگیری نمایند.
در نهایت میتوان گفت که پیشنهاد رئیس جمهور کشورمان به بوش بیانگر اقتدار ایران در عرصه سیاست خارجی است که همچون نامه وی به بوش برگی دیگر از حقانیت ایران را به نمایش میگذارد در حالی که مسلما چالشهای جدیدی برای دولتمردان کاخ سفید به همراه خواهد داشت. بویژه اینکه اکنون در دستگاه حاکمه آمریکا در زمینه تعامل و تقابل با ایران چند جبهه ایجاد گردیده که پیشنهاد احمدینژاد آن را تشدید خواهد کرد. بر این اساس عملکرد احمدینژاد و پاسخ بوش را میتوان پیروزی دیگری برای ملت و دولت ایران و شکستی برای آمریکا ارزیابی نمود که مسلما در آینده سیاست خارجی و جایگاه جهان ایران تاثیرهای مثبت بسیاری خواهد داشت.