دستگاه مالیاتی، یک دستگاه قضاوتی از نوع مالی است. دستگاههای قضاوتی به دلیل حساس بودن بحث عدالت و اجرای آن خود به خود میتواند زمینههای ایجاد فساد را در خود پرورش دهد و به جاست که در سیستم حکومتی و ادارهء جامعه، روشی را برای کاهش آن به طور سیستماتیک به وجود آورد. این مساله و مخصوصاً به دلیل وجود مسایل مالی و پولی در دستگاه مالیاتی از حساسیت بیشتری برخوردار است اما خوشبختانه قانونگذار در این زمینه بسیار ماهرانه عمل کرده و در درون سیستم مالیاتی، ادارات نظارتی بسیار قوی و کارآیی به وجود آورده تا زمینه را برای بروز هرگونه فساد، حداقل در مرحلهء اجرا از بین ببرد.
فساد مالی
فساد مالی، پدیدهای چندبعدی است که تبعات منفی آن به لحاظ اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی بسیار سنگین و بعضاً غیرقابل جبران است، از این رو مقابله با آن نقش بسزایی در تخصیص مطلوب منابع، افزایش سرمایهگذاری، اشتغال و رفاه عمومی داشته و موجب استحکام پایههای حکومت شده و اعتماد مردم به دولتمردان را افزایش میدهد.تمامی پیششرطها، الزامات، فعالیتها و اقدامات لازم برای مبارزه با فساد مالی، از پیششرطها، الزامات، فعالیتها و اقدامات مربوط به توسعهء اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی سیاسی هر کشوری هم است و بین آنها تعارض و تباین وجود ندارد; نظیر:
- وجود نظم
- آرامش و امنیت
- ایجاد شفافیت
- حاکمیت اصل رقابت در فعالیتهای اقتصادی، سیاسی و فرهنگی
- افزایش سرمایهگذاری اعم از سرمایهگذاری مولد بخش خصوصی و سرمایهگذاری زیربنایی و اجتماعی دولت
- افزایش اشتغال و کاهش نرخ بیکاری
- کاهش نرخ تورم
- وجود تعادل در اقتصاد و سیاست
- حذف انحصارات زیانبخش
- خودکفایی در تولید محصولات راهبردی
- پرداخت یارانهها به صورت مستقیم به اشخاص واجد شرایط
- اتکا دولت به درآمدهای مالیاتی
- افزایش سطح تخصص و آگاهی تمامی اقشار جامعه در زمینههای مختلف
- تقویت نظارت دولت بر گردش پول، کالا و خدمات
- نظارت و کنترل صاحبان قدرت سیاسی و اقتصادی توسط مردم و نهادهای مردمی و همچنین سازمانهای دولتی
- کاهش تمرکز قدرت و افزایش مشارکت مردم در تمامی امور اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی
اگر امنیت ملی یک کشور را به معنی در امان ماندن ارزشهای یک ملت از تهدیدات اقتصادی، سیاسی و فرهنگی داخلی و خارجی بدانیم، گسترش و شیوع فساد، این ارزشها را مورد حمله قرار میدهد; ارزشهایی همچون عدم تمرکز ثروت و قدرت سیاسی در دست افراد و گروههای خاص. مبارزه با فساد مالی موجب افزایش و تقویت پایگاه مردمی حکومتها و نفوذ آنها بر قلوب ملت و به طور کلی اعتماد متقابل میشود. چنانکه تهدیدات خارجی نسبت به این دولتها را کاهش داده و در صورت فعلیت پیدا کردن تهدیدات، مقاومت و ایستادگی آنها را افزایش میدهد.
مشکلات سیستم مالیاتی ایران که باعث فرار مؤدیان از مالیات میشود، عبارتند از:
- عدم دسترسی به فعالیتهای واقعی مؤدیان
- تعدد و تکرار در مراجعات ماموران مالیاتی نزد مؤدیان، باعث ترس و فرار آماده میشود
- گستردگی حیطهء نظارت ماموران مالیاتی
- عدم ابلاغ صحیح اوراق مالیاتی
- عدم رعایت حقوق مؤدیان و نبود یک مقررات مدون تحت عنوان آیین دادرسی مالیاتی
- پیچیده و مبهم بودن قوانین مالیاتی
- عدم شناسایی مؤدیان مالیاتی
- منطقی نبودن ضرایب مالیاتی
- تشخیص مالیات از طریق علیالراس
- طولانی بودن مدت رسیدگی از تشخیص تا وصول مالیات
- عدم برقراری عدالت نسبی مالیاتی
- عدم توانایی برخورد با اقتصاد زیرزمینی و فرارهای مالیاتی
- عدم جلب اعتماد مؤدیان جهت تمکین
- غیرمنطقی بودن معافیت اشخاص بدون در نظر گرفتن عائله و هزینههای جاری و شاخصهای بانک مرکزی و در نظر نگرفتن خط فقر
- عدم استقرار واحد مالیاتی در جهت پیگیری افرادی که در کشور تاکنون هیچگونه سابقه و پروندهء مالیاتی نداشتهاند
- عدم صدور کارت مالیاتی جهت تمامی شهروندان
- پایین بودن سطح کیفی رسیدگیهای مالیاتی- عدم برنامهریزی صحیح در جهت برقراری و رشد فرهنگ مالیاتی
- عدم اطلاع از قوانین و وصول مالیات در سطح مدارس و دانشگاهها و عدم تبیین وظیفهء مردم نسبت به مالیات
مهمترین علل فساد اداری و تخلفات مالی در سیستم مالیاتی ایران:
- عدم آموزش لازم و کافی ماموران
- عدم پایبندی کارکنان به قوانین و مقررات
- عدم نظارت دقیق، پیگیر و مستمر به نحوهء کار ماموران مالیاتی
- عدم وجود مجازات متناسب با تخلف کارکنان توسط مقامات ذیصلاح
- تاکید مقامات مالیاتی دایر بر وصول مالیات تعیین شده توسط حوزههای مالیاتی
- پرداخت پاداشهای بیرویه به ماموران که وصول بیشتری داشتهاند
- عدم توجه دقیق به روند رسیدگی پروندههایی که وصولی بیشتری داشتهاند
- دادن «امتیاز»، «پست»، «پاداش» و «ترفیع» بیتوجه به کیفیت کار
- سوء تعبیر و سوء برداشت از مقررات قانونی که خود واجد ابهامات فراوانی هستند
- ترس از دادستانی، حراست و مدیران دستگاه به خاطر کاهش وصولی یا مرور زمان مالیاتی یا احتمال اتهام تبانی با مؤدی و... و عدم توجه به احقاق حق قانونی مؤدی
- عدم وجود معیار و ضوابط صحیح و مناسب در مرحلهء گزینش، جهت شناخت اهلیت، صلاحیت و شایستگی ماموران مالیاتی و همچنین عدم توجه کامل به میزان دانش و خرد و بینش اجتماعی وی
- تبانی برخی از ماموران مالیاتی با مؤدی و کسب امتیاز از وی
- نگرش خیلی دلسوزانه نسبت به مؤدی و عدم اجرای صحیح قوانین
- عدم ثبت و نگهداری فعالیت شغلی مؤدیان در پروندهها
- حذف اطلاعات مثبت از پروندهها