هناه بیچ
مترجم: فریدون دولتشاهی
همه چیز در خیابان نانجینگ برای فروش وجود دارد. در نسخه شانگهایی خیابان پنجم نیویورک حلقههای انگشتری الماس از تیفانی، لباسهای بانوان و حتی توتیای دریایی که با هواپیما از شمال ژاپن آورده شده است، عرضه میشود؛ اما یکی از بهترین چیزهایی که همه میخواهند داشته باشند، سندی است که برای هر 150 یوان (19 دلار) اهدایی برای ساخت یک بودای طلایی 2000 کیلوگرمی به ارزش 18 میلیون دلار در معبد جینگ آن خیابان نانجینگ داده میشود. اسناد اهدایی سریعتر از کیفهای پول گاچی از قفسهها پرواز میکنند. این معبد از سال 2002، 180700 کمک از مردمی که میخواهند بخشی از ثروت تازه به دست آمدهشان را با خوراک معنوی مبادله کنند، دریافت کرده است. کائوپینگ جیانگ مدیر طرح معبد بودای طلا میگوید: جامعه نیازمند مذهب است. مردم دنبال چیزی به جز پول برای پرستش هستند و بوداییسم تاریخی طولانی در چین دارد.
حزب کمونیست رسما خدانشناس چین نمیتواند بیشتر از این موافقت کند. در حالی که کشور با اثرهای جنبی منفی دو دهه رشد اقتصادی بدون کنترل دست و پنجه نرم میکند. به ویژه یک شکاف فزاینده درآمد شهری ـ روستایی و ناآرامی در حال شکوفا شدن ـ همه در جستجوی راهی برای تسکین تودهها با پرکردن یک خلاء معنوی هستند که مرگ ایدئولوژی کمونیست به وجود آورده است.
یی شیائوون، مقام ارشد مذهبی چین در اظهاراتی که یک نقطه عطف به شمار میرفت، با گفتن این که مذهب یکی از نیروهای اجتماعی مهمی است که چین از آن قدرت میگیرد به شین هوآ (خبرگزاری رسمی کشور) دو دهه دودلی دولت را در قبال مذهب رد کرد. یی، روی بوداییسم به خاطر نقش منحصر به فرد آن در ایجاد یک جامعه همآهنگ ـ اصطلاح چین برای ترغیب توسعه اجتماعی همراه با گسترش اقتصادی ـ انگشت گذاشت. در همان زمان، تشکیلات جهانی بوداییست، نخستین کنفرانس درباره مذهب در چین کمونیست در شهر هانگ ژو در شمال شرقی چین گشایش یافت.
رهبران چین با اجازه دادن ـ و حتی چشمپوشی ـ از این ابراز حمایت آشکار از روحانیت دارند سرانجام به انقلاب مذهبی کشور میرسند. حتی با برآورد محافظهکارانه خود چین، این کشور اکنون بیش از دو میلیون نفر نیایشگر مذاهب مختلف، درست دو برابر 9 سال پیش دارد. پیشروی فرقههای مسیحی در روستاهای چین، توجه بیشتر بینالمللی را جلب کرده است، ما این رنسانس بوداییسم و مذاهب محلی تائوییسم، کنفوسیوییسم، شامانیسم است که تکریم نیاکان و پرستش ربانیت محلی را با آمیزهای قدرتمند از روحانیت در هم آمیخته است. بیش از نیمی از مومنان این کشور از این مذاهب محلی پیروی میکنند. یانگ لی استادیار مذهبی در دانشگاه چینی هنگکنگ میگوید: رسوم مذهبی در چین سابقهای طولانیتر از کمونیست دارد. مردم هنوز آیینهای قدیم را به یاد دارند و اکنون میخواهند دوباره آنها را انجام دهند.
جمهوری خلق چین برای دههها واقعا تنها یک قدرت برتر داشت: مائوتسه تونگ، مائویس از انقلاب کمونیستی سال 1949 اعلام کرد که مذهب یک خرافه فئودالی است و در یک جامعه مدرن مارکسیستی جایی ندارد. با این که پنج مذهب رسمی مجاز بودند. بوداییسم، تائوییسم، اسلام، کاتالیکیسم، ویروتستانیسم ـ آنها به شدت محدود بودند. در جریان انقلاب فرهنگی سالهای 76 ـ 1966 معتقدان به این مذاهب رفیق شده مورد حمله قرار گرفتند، گاردهای سرخ هزاران معبد، کلیسا و مسجد را با خاک یکسان کردند. معبد جینگ آن شانگهای به یک کارخانه آرد تبدیل شد و عکسهای سکاندار بزرگ جای عکس های بودا را گرفت. اما وقتی چین با پذیرفتن اصلاحات اقتصادی خلوص سوسیالیستی خود را تضعیف کرد، کنترلهای مذهبی نیز شروع به کمرنگ شدن کردند. سایههای ساختمان بلند شهرهای چین، اینک با معابد، اماکن مقدس و کلیساها متحد شدهاند. در شانگهای به تنهایی دست کم 25 معبد بودایی از سال 2000 ساخته یا نوسازی شدهاند. شهرهای دیگر نیز در حال تغییر هستند. در شهر ساحلی کوان ژو در ایالت فوجیان که مسیحیان نستوری و مانویها در جریان دوران شکوفایی جاده ابریشم به شعائر مذهبی خود عمل میکردند، یکی از قدیمترین فرقههای شهر، ونگها، در سده یازدهم یک زیارتگاه برای بزرگداشت خانوادهشان ساختند. اما این صومعه در جریان انقلاب فرهنگی به اصطبل تبدیل شد. این صومعه امروز با بیش از 100000 دلار پول اهدایی اعضای خانواده بزرگ ونگها در سرتاسر جهان که خواهان مکانی برای احترام به اجداد خود هستند، از نو ساخته شده است. سومین، یک مقام 31 ساله جهانگردی که دو بار در ماه در معبد تائوئیست ژن وو در نزدیکی کوان ژو نیایش میکند، میگوید: والدینم رئیس مائو را پرستش میکردند. بعد ما به دنگ شیائوپینگ اعتقاد پیدا کردیم، چون او اصلاحات اقتصادی را آورد که زندگی ما را بهتر کرد؛ اما پس از دنگ ما کسی را نداریم که به او معتقد باشیم. بنابراین ما دوباره به سراغ مذهب رفتهایم. آزادی مذهبی چین به هیچوجه کامل نیست. طلب رستگاری ملی عیبی ندارد، اما نمایش عمومی شعائر مذهبی خارج از محوطه موسسههای تحت کنترل دولت مجاز نیست. تاریخ چین پر از قیامهای مذهبی علیه حکومت، مانند قیام فرقههای میلناری است که به عمر آخرین سلسله امپراتوری چین، کینگ، پایان داد. همینطور ادامه سرکوب جنبش مکاشفه فاسون کونگ، یا حمله ماه مارس به یک جلسه غیررسمی تحقیق درباره انجیل در ایالت هنان که پلیس آن را یک فرقه شیطانی خواند. در شین جیانگ، جایی که دولت چین با یک جنبش جداییخواه گروه قومی ویفور میجنگد، فعالیت مسلمانان در خارج از مساجد حکومتی سرکوب میشود و خاطیان گاهی زندانی میگردند. همینطور تبتیها برای پرستش دالایی لاما که به کنفرانس بوداییهای جهان در هانگ ژو دعوت نشد، مجاز نیستند. سخنگوی اصلی این کنفرانس پانچن لاما منصوب حکومت بود که در سال 1995 از سوی چین به جانشینی یک راهب کودک که از طرف خود دالایی لاما برای یک پست بسیار مهم در سلسله مراتب بودایی تبت انتخاب شده بود، معرفی شد. حتی در چین جدید، این پکن است ـ و نه خداوند دیگر ـ که بهشت را در اختیار دارد. به هر حال، اکثریت بزرگی از چینیها محدودیت اندکی در ابراز اعتقاد در حال گسترش خود به مذهب احساس میکنند. ژوجان، یک بازرگان شانگهای که یک شرکت حرارت خورشیدی را اداره میکند و در سال 2004 به بوداییسم تبت گرویده است، میگوید: هدف قبلی من در زندگی به دست آوردن پول فراوان بود؛ اما اکنون پس از مطالعه بوداییسم، متوجه شدهام خیلی چیزهای دیگر هم در زندگی هست و من میخواهم این درس را با دیگران سهیم شوم. ژو اکنون بخشی از درآمدش را برای ساخت معابد جدید بودایی در تبت اهدا میکند و شریکان تجاری خود را از تعلیمات بودا مطلع میسازد. درآمیختن یک انگیزه کاپیتالیستی با آرامش درونی با تغییر جهت خود دولت چین از یک الگوی توسعه مبتنی بیشتر بر نرخهای رشد بالای تولید ناخالص داخلی به الگویی که کیفیت همه جانبه زندگی را نیز در نظر میگیرد، همخوانی دارد. همینقدر مهم نقش مذهب به عنوان یک شبکه ایمنی است، به ویژه زمانی که دولت دیگر سرویس اجتماعی رایگان در اختیار شهروندان مستمند خود نمیگذارد. صومعههای بودایی که اکنون حدود 200000 راهب را در خود جا دادهاند یک درون ریز کودکان را که والدین آنها احساس میکنند زندگی صومعه بهترین راه برای تغذیه و تحصیل فرزندانشان است، گزارش میکنند. دیگران پول اندکی را که دارند برای پرستش خدایان خرج میکنند. در حومه کوان ژو، جایی که مردم محلی برگ توتون برای امرار معاش جمع میکنند، روستاییان فقیر گرد هم آمدهاند تا یک زیارتگاه برای کوان یین، الهه رحمت بسازند. ژوبیگونگ روستایی میگوید: ما به کمک او نیاز داریم. ما سخت کار میکنیم، اما زندگی دارد سختتر و سختتر میشود. وقتی ژو جوانتر بود، پرستش آشکار کوان یین مجاز نبود. اکنون این الهه بازگشته است تا یک نسل کاملا جدید از پیروان را خوراک دهد.