تاریخ انتشار : ۲۶ فروردين ۱۳۸۸ - ۰۷:۵۵  ، 
کد خبر : ۹۰۲۸۹

در حاشیه کاهش بهای نفت


فرامرز اصغری
در حالی که تحولات جهانی نشانگر عواملی برای افزایش بهای نفت می‌باشد اما شکست قیمت‌ها و تثبیت نسبی آن به رغم کاهش تولید نفت صادرکنندگان، بیانگر رویکردی سیاسی در تعیین معادلات بازار نفت است که متاثر از برخی سیاستهای قدرتهای بزرگ می‌باشد.
رشد و توسعه اقتصادی در چند دهه اخیر سبب شده تا گرایش به استفاده از منابع انرژی بویژه نفت و گاز روند رو به رشدی را طی نماید. هر چند که گرایش به انرژی‌های هسته‌ای و جایگزین تا حدودی در این امر تاثیرگذار بوده اما همچنان نفت به عنوان ماده حیاتی توسعه به کار گرفته می‌شود. اهمیت این مساله موجب گردیده تا قدرتهای بزرگ تسلط و نظارت بر مناطق نفت‌خیز را همواره در دستور کار قرار دهند. حضور قدرتهای بزرگ از جمله آمریکا در خاورمیانه، آسیای مرکزی و قفقاز، شاخ آفریقا، آمریکای لاتین و اکنون جنگ عراق و بحران‌های ایجاد شده در خاورمیانه و آسیای مرکزی و حوزه بالکان را می‌توان از دلایل گرایش کشورهای صنعتی به در اختیار قرار گرفتن منابع نفتی ارزیابی نمود.
در این راستا یکی از مسائل مطرح در صنعت نفت، کاهش قیمت و تثبیت نسبی آن در حد فاصل 50 الی 60 دلار در هر شبکه می‌باشد. در حالی که بهای نفت در مقاطعی از زمان به بشکه‌ای نزدیک به 80 دلار افزایش یافته بود اما با سقوط ناگهان قیمت به بشکه‌ای 50 دلار مواجه گردید. این تنزل قیمت در حالی صورت گرفته و استمرار دارد که اولا بر اساس اصول حاکم بر عرصه بین‌الملل تحولاتی نظیر پرونده هسته‌ای ایران و کره شمالی که در مقطعی حساس قرار دارند. ثانیا کاهش 2/1 میلیون بشکه‌ای تولید اوپک ثالثا فرا رسیدن فصل سرما و نیاز اروپا به افزایش سوخت، باید به افزایش بهای نفت و یا حداقل تعادل در قیمت گذشته یعنی بشکه‌ای بیش از 70 دلار منجر گردد. با عنایت به این اصل که برخلاف روند بازار نفت، قدرتهای بزرگ و کارتلهای نفتی تعیین کننده قیمت نفت می‌باشند نه تولید کنندگان، این کاهش بهای نفت را می‌توان اقدامی سیاسی و در راستای برخی منافع قدرتهای بزرگ از جمله آمریکا و اروپا (دارندگان بزرگ‌ترین شرکت‌های نفتی) ارزیابی کرد چنانکه افزایش بی‌رویه بهای نفت نیز منافعی را برای آنها در پی داشته است. بر این اساس با توجه به تحولات جهانی پیامدها و اهداف احتمالی از کاهش بهای نفت را چنین می‌توان ارزیابی کرد.
1)از سیاستها و راهکارهای آمریکا برای تحقق اهدافش در خاورمیانه که بزرگترین دارندگان ذخایر نفتی می‌باشند، نحوه تعیین قیمت نفت می‌باشد. وابستگی بسیاری از کشورهای صادر کننده نفت به این صنعت سبب شده تا قدرتهای بزرگ از این امر به عنوان اهرمی برای همسویی این کشورها با اهدافشان بهره‌برداری نمایند. در این چارچوب گاهی افزایش بهای نفت و گاهی کاهش آن، اساس سیاست‌های قدرتهای بزرگ را تشکیل می‌دهد. در مقطع کنونی که موجی از غرب ستیزی در خاورمیانه ایجاد و بسیاری از منافع غربی‌ها در منطقه تهدید گردیده، این کشورها با کاهش بهای نفت تلاش دارند تا سران خاورمیانه (بویژه ممالک عربی) را به اجرای اهدافشان متمایل سازند چنانکه پیش از این نیز شاهد بوده‌ایم که افزایش بهای نفت محرکی نسبی برای همگرایی این کشورها به آمریکا و غرب بود که اکنون آن شرایط دگرگون شده لذا کاهش بهای نفت به عنوان محرک به کار گرفته می‌شود.
2) یکی از اصلی‌ترین مباحث مطرح در عرصه نفت، تاثیر پرونده هسته‌ای ایران بر قیمت نفت می‌باشد. در حالی که آمریکا تلاش دارد تا پرونده ایران را در شورای امنیت و در نهایت اعمال تحریم پی‌گیری نماید کارشناسان نفتی، این روند را معادل افزایش بهای نفت به بشکه‌ای بیش 100 و بعضا 200 دلار ارزیابی می‌نمایند. در چنین شرایطی نوعی نگرانی در کشورهای صنعتی بویژه ژاپن، چین، حتی کشورهای صنعتی اروپایی که به نفت ایران وابسته‌اند، ایجاد گردیده که همسویی آنها با اهداف آمریکا را با تردیدهای بسیاری مواجه ساخته است. بر این اساس می‌توان گفت که آمریکا با حمایت کارتلهای نفتی خود و لابی‌های صهیونیستی بر آن است تا با کاهش بهای نفت (هر چند موقت) و تا زمان تصویب قطعنامه علیه ایران) این اطمینان را برای کشورهای صنعتی ایجاد نماید که تحریم یا هر اقدام خصمانه علیه ایران تاثیری در بهای نفت ندارد. به عبارت دیگر تبلیغات آنها بر اصل عدم نقش و جایگاه ایران در تولید و بهای نفت استوار گردیده تا به اجماعی علیه تهران دست یابند هر چند که تاکنون به این مهم نرسیده و مخالفتها با سیاستهای آمریکا در قبال ایران همچنان ادامه دارد.
3) بهای نفت در حالی به بشکه‌ای نزدیک به 80 دلار رسید که آمریکا با قیمتهای بسیار نازل بین 20 الی 30 دلار نفت را از عراق، کشورهای آفریقایی و برخی ممالک آمریکایی لاتین راهی آمریکا می‌سازد. این سیاست اکنون اعتراض کشورهای مبدا را در پی داشته است لذا آمریکا و برخی متحدان غربی آن تلاش دارند تا با کاهش بهای نفت تا حدودی تراز قیمت را کاهش داده تا ضمن کاهش مخالفتها در کشورهایی که نفت ارزان به آمریکا و متحدانش ارسال می‌کنند به سیاست استعمار نفتی خود ادامه دهند.
4) دولتمردان کاخ سفید در حالی با بحران‌های جهانی مواجه می‌باشند که باید برای انتخابات میان دوره‌ای پارلمان (7 نوامبر) آماده گردند. کارنامه جمهوریخواهان پس از انتخابات 2004 در عرصه داخلی و بین‌المللی شکست احتمالی آنها در این انتخابات را در اذهان تداعی نموده است. در این شرایط دولتمردان کاخ سفید برآنند تا با کاهش بهای نفت و بنزین به نوعی چهره‌ای موفق از خود در تامین خواسته‌های مردم ایالات متحده به نمایش گذارند تا بدین وسیله تا حدودی به بهبود چهره خود دست یابند که تاکنون در این زمینه نیز موفق نبوده و افکار عمومی این کشور بارها این سیاست را فریب جدید دولتمردانشان عنوان نموده‌اند.
در نهایت بر اساس آنچه ذکر شده می‌توان گفت که کاهش بهای نفت و تثبیت نسبی آن در مقطع کنونی، برگرفته از سیاستها و اهداف قدرت‌های بزرگ می‌باشد که برگرفته از چالشها و ناکامی‌های آنها در عرصه داخلی و بین‌المللی است.
چنانکه در گذشته نیز این کشورها با افزایش بهای نفت توانسته بودند سیاستهایی را پی‌گیری نمایند اکنون نیز با کاهش بهای نفت برای این مهم گام بر می‌دارند در حالی که همچون گذشته پیامدهای منفی آن برای صادرکنندگان نفت می‌باشد که همسویی اجباری با برخی خواسته‌های قدرت‌های بزرگ بخشی از آن ارزیابی می‌گردد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات