دکتر جهانگیر کرمی
سند استراتژی امنیت ملی، بالاترین و مهمترین سند دولت آمریکاست که معمولاً هر چهار سال یک بار از سوی رئیسجمهوری این کشور تهیه و اعلام میشود. سند استراتژی امنیت ملی جدید آمریکا در 16 مارس 2006 تصویب شد و در آن، تروریسم تهدید اصلی تلقی شده و بر چالش بزرگ گسترش جنگافزارهای هستهای تأکید شده است. اما در مورد روسیه و آسیای مرکزی نیز در این سند مطالبی آمده که در اینجا به بیان و تحلیل آنها میپردازیم. در این سند با تأکید بر رهبری آمریکا در ترویج آزادی و عدالت، از انقلابهای رنگی در گرجستان، اوکراین و قرقیزستان، به عنوان عاملی که امیدهای تازهای برای آزادی در منطقه اوراسیا به ارمغان آورده باید شده است. درباره تروریسم، از مکانهایی که تروریسم در آنها وجود دارد، از افغانستان، مصر، اندونزی تا روسیه یاد شده است و آنجا که از گسترش جنگافزارهای هستهای به عنوان بزرگترین تهدید برای امنیت ملی آمریکا نام میبرد، روسیه را به عنوان همکار آمریکا برای حل مسأله کره شمالی مطرح میکند. در بحث اقتصاد، از همکاری با ملتهای دیگر نظیر چین، هند، برزیل و روسیه برای ترویج بازار آزاد سخن گفته و برای پیشبرد اقتصاد بازار آزاد بر همکاریهای دوجانبه و چندجانبه با کشورهای روسیه، اوکراین و قزاقستان و پیوستن آنها به سازمان جهانی بازرگانی تأکید میکند. در بحث توسعه همکاریها با مراکز قدرت جهانی، آمده است که آمریکا میکوشد تا همکاری نزدیکی با روسیه بر سر مسائل استراتژیک و منافع مشترک و مدیریت مسائل متفاوت داشته باشد. همچنین، تأکید میکند که با منطق جغرافیا و قدرت، روسیه نه تنها نفوذ مؤثری در اروپا و محیط مجاور خود، که در مناطق دیگری که حوزه منافع حیاتی آمریکاست، دارد. این سند از خاورمیانه بزرگ، آسیای مرکزی و جنوبی، و شرق آسیا به عنوان این مناطق یاد میکند و مینویسد: ما باید روسیه را برای احترام به ارزشهای آزادی و دموکراسی در داخل و در این مناطق تشویق کنیم. در این سند تأکید میشود که تقویت روابط آمریکا با روسیه به سیاستهای داخلی و خارجی این کشور بستگی دارد که روندهای اخیر متأسفانه حرکت به سوی کاهش تعهد نسبت به آزادیها و نهادهای دموکراتیک را نشان میدهند و ما باید بکوشیم، تا حرکت روسیه را به سمت آزادی تشویق کنیم. ثبات و مسئولیت در همسایگی با روسیه، آمریکا را در ژرفابخشی به پیوندها با این کشور یاری میدهد؛ اما مادامی که این منطقه به وسیله دموکراسیهای مؤثر اداره نشود، این ثبات پایدار نخواهد ماند.
برای بسط این اثبات، تأکید میشود که آمریکا باید بکوشد تا مسکو را تشویق کند که پیشرفت دموکراسی در داخل روسیه و منطقه مجاور آن برای مردم آنجا و روابط با آمریکا و غرب نیز روابط میان خود آنها (روسیه و کشورهای مجاور آن) سودمند است. در مورد آسیای مرکزی، ضمن بیان اهمیت استراتژیک آن برای آمریکا، تأکید میشود که منافع و ارزشهای آمریکا بیش از گذشته در این منطقه مطرح است؛ هدف آن است که این منطقه دموکراتیک، در صلح باشد.
در این بخش، با اشاره به تفاوت کشورهای منطقه، اهمیت روابط آمریکا با آنها و در عین حال، تفاوت این روابط، عناصر استراتژی بزرگتر آمریکا مانند ترویج دموکراسی مؤثر، گسترش تجارت آزاد، تنوع بخشی به منابع انرژی، افزایش امنیت و جنگ با ترور در همه منطقه مطرح میشود. در یک نگاه کلی به این سند، نوعی نگاه همکاریجویانه با روسیه، در مقایسه با سندهای پیشین قابل ملاحظه است. در واقع، این منطقه (روسیه و آسیای مرکزی) فاقد هرگونه مشخصهای است که به عنوان یک تهدید و دغدغه امنیتی و یا فضای رقابتی، در اولویت امنیتی ـ استراتژیک آمریکا باشد و کاملاً از فضای دوره جنگ سرد دور شده است. در اسناد دهه 1990، معمولاً مسائل مرتبط با روسیه و شرق اروپا همچنان با واژههای بحران و مسأله و به عنوان عرصههای رقابتی و تهدیدات امنیتی آمریکا مطرح بودند، اما اینک برای آمریکا در این منطقه صرفاً دغدغه دموکراسی مطرح شده است که آن هم با واژههایی چون ترویج و تشویق همراه است. این موضوع به ویژه با توجه به استفاده از این واژهها برای روسیه و اذعان به نقش آن در این منطقه و نیز برخی مناطق دیگر، میتواند روابط آمریکا ـ روسیه را متأثر سازد. به نظر میرسدکه دولت آمریکا برای جلب همکاری روسیه در نهادهای بینالمللی در برخورد با آنچه که تهدید تروریسم و تسلیحات هستهای مینامد، روابطی متفاوت از گذشته را در نظر گرفته است و این وضع با در نظر گرفتن ریاست روسیه بر گروه هشت، انتظار مسکو برای عضویت رسمی در آن و نیز پیوستن به سازمان جهانی بازرگانی، میتواند پیامدهایی منفی برای کشورهایی چون ایران داشته باشد. در سند مصوب سال 2002 در مورد استراتژی امنیت ملی آمریکا نیز بر همپیمانی با روسیه تأکید شده و آمده است که: امروزه ما به قدرتهای جهانی در یک جبهه هستیم. جبههای که با خطرات مشترک اغتشاش و خشونت تروریستی متحد شده است. همچنین، ارزشهای مشترک، ما را هر چه بیشتر با یکدیگر متحد کرده است. روسیه در جریان انتقال و گذار امیدوارکننده به آیندهای دموکراتیک بوده و در جنگ علیه تروریسم شریک ما محسوب میشود. همچنین با اشاره به تحول فضای امنیتی پس از فروپاشی شوروی، شاخص روابط با روسیه، از رویارویی به همکاری مطرح شده و مزایای آن، پایان دادن به موازنه ترس، کاهش سلاحهای اتمی طرفین و... بیان شده است. در سند جدید از واژه اتحاد و همپیمانی استفاده نشده و همین موجب شده است که برخی تحلیلگران با تأکید بر این موضوع و نیز اشاره به لحن انتقادی آن نسبت به روندهای غیر دموکراتیک در روسیه، آن را به عنوان نوعی فضای سرد در روابط آینده تحلیل کنند.
آنها همچنین برای تقویت فرض خود به گزارش شورای روابط خارجی آمریکا با عنوان روسیه در مسیر اشتباه اشاره میکنند که خواستار بازنگری در جهتگیری واشنگتن نسبت به روسیه شده است.
اگرچه، درعمل ما شاهد نوعی سیاست دوگانه از سوی دو گروه منتقدان و موافقان روابط آمریکا با روسیه در کاخ سفید هستیم (دیک چنی در مقابل رایس)، اما روح حاکم بر سند جدید استراتژی امنیت ملی، بیشتر بر همکاری دلالت دارد، روسیه را رقیب خود نمیبیند، و عرصه اوراسیا را به عنوان محیط نگرانی امنیتی و رقابتی آمریکا مطرح نمیکند.