محمدمهدی اشرفیان
تحقق و اجرای عدالت، حل مشکلات معیشتی توده مردم و ایجاد رفاه اجتماعی سه جزء جداییناپذیر است که دولت نهم تحقق آنرا به عنوان شعار و خطمشی خود سرلوحه تمام اقدامات خویش قرار داده و تمام هم و غم خود را نسبت به حل مشکل اساسی در این سه حوزه معطوف نموده است. بدون تردید توفیق در هر یک از این سه حوزه مستلزم عملی شدن و تحقق توامان آنها بوده و هست.
اگر عدالت بعنوان زیربنای استوار و مستحکم در عمل و گفتار دولتمردان و دستاندرکاران امر بصورت مخاطب قرار نگیرد یعنی توان نسبت به حل مشکلات معیشتی جامعه متوقع بود و لاجرم بدنبال ایجاد و افزایش رفاه اجتماعی در غالب چنین ساختاری بود.
در این حوزه که عدالت بعنوان زیربنای نقش اساسی را در توسعه پایدار در بخش معیشت و رفاه بعهده میگیرد. اساساً موضوع عدالت نه تنها در این حوزه بلکه در تمامی حوزههای انسانی بعنوان سنگ زیربنای هر تحول و توسعهای از اهمیت بسزایی برخوردار است.
در این بین وظیفه دولتهاست که با استفاده از ابزارهای موجود و با ارایه برنامههای مدرن و راهبردی نسبت به نهادینه ساختن عدالت در حوزه خود اقدام نموده و عدالت را بعنوان یک فرهنگ، بومیسازی نمایند.
در بین ابزارهایی که دولت میتواند با اتکا به آن نسبت به تحقیق اهداف خود همت گمارد نقش آموزش و پرورش در بین و قشر فرهنگیان بیش از هر بازوی توانمندی میتواند کارساز و مثمر واقع گردد. قشر فرهنگیان جامعه بعنوان متصدیان آموزش و پرورش در هر جامعه بعنوان اولین حلقه در راه میل به اهداف توسعهای و تحولگرا بسیار کارساز و مهم میباشد. از این روست که در مبحث عدالت در حوزه معیشت بمنظور میل به افزایش رفاه اجتماعی قشر فرهنگیان جامعه را از دو سو میتوان مورد بررسی قرار داد. نخست در حوزهای که به ایفای نقش فرهنگیان در ارایه تعریف، ترویج و نهادینهسازی عدالت در سطح جامعه میپردازد و حوزه دوم نقشی است که عدالت در حوزه معیشت و رفاه عمومی فرهنگیان ایفا میکند.
در حوزه نخست که رابطه فرهنگیان با عدالت را تحت پوشش قرار میدهد باید اذعان داشت نقش فرهنگیان نقشی پویا، کارآمد و مثمرثمر است. برای آنکه تحول و توسعه بر محوریت توسعه و تحول پایدار شکل بگیرد نخست باید عدالت پایدار بعنوان یک هنجار و فرهنگ بومی میگردد و لذا هیچ فرهنگ و هنجاری شکل نمیگیرد مگر آنکه در پس آن آموزش قوی و اصولی نهفته باشد. عموماً افراد در هر جامعه بیشتر زمان خود را به یادگیری و آموزشوپرورش لذا با سرمایهگذاری کافی در حوزه آموزش میتوان نسبت به میل به اهداف متعالی انسان اقدام نمود.
درست همانگونه که پیامبران الهی برای ترویج و اشاعه مکتب خود راهکار آموزشی را برگزیده و با اتکا به این حربه نسبت به ترویج و اشاعه مکتب خود همت گماردند. لذا از این جهت است که آموزگاری را شغل انبیاء و اولین آموزگاران تاریخ انبیاء میدانند لذا شاید بتوان عدالت را با حربههایی بصورت کوتاه مدت و مقطعی در جامعه اشاعه داد لکن برای آنکه بخواهیم مفهوم عدالت را بطور صحیح و کارآمد عملی کنیم هیچ راهی جز آموزش مدون و مداوم آن نیاز نداریم که بار این مسوولیت تماماً به دوش قشر فرهنگیان میباشد.
قشری که بدفعات اثبات نمودهاند در صورت وجود برنامهای مدرن و اصولی با کمترین توقع و انتظار میتوانند در خدمت مبانی اسلام مثل عدالت بوده و نسبت به اشاعه آن با جان و دل اقدام نمایند.
اما آنچه که مشکلساز واقع گردیده بحث در حوزه دوم است جایی که رابطه عدالت در مورد فرهنگیان مورد بحث واقع میگردد. طبقه فرهنگیان بعنوان قشری متعهد و دلسوز همواره در طول سالیان اخیر در کشور ما مورد بیعدالتی قرار گردیدهاند که نمو بارز آن وضعیت معیشتی و رفاهی این قشر است. اگر نگوییم نوک تیغه تیز بیعدالتی بسوی طبقه فرهنگیان جامعه نشانه رفته است بیشک این طبقه بیشترین سهم از بیعدالتی را بخود اختصاص داده است که این همان تنها داشته بیشترین افراد این طبقه است. اما اگر بخوبی بنگریم درمییابیم که آن عملکردها در رفاه طبقه فرهنگیان تاثیری نداشته است.
آری در این حال قصد آن نداریم که با بیان مشکلات معیشتی فرهنگیان شان و منزلت والای آنان را تحتالشعاع قرار دهیم لکن سخن ما در این مقاله این است که یا میتوان از قشری که طعم عدالت را نچشیده است و در مورد هجمه هر نوع بیعدالتی واقع گردیده انتظار ترویج و اشاعه عدالت را جست. دولت محترم اگر میخواهد عدالت را بعنوان یک اصل مهم دینی، اجتماعی توسعه دهد و به اجرا درآورد باید در وهله نخست نسبت به متصدیان و منادیان عدالت، به عدالتورزی بپردازد. آیا واقعاً زمان آن شده است که به مشکلات عدیده فرهنگیان بصورت اساسی و ضربالعجل پرداخت. دولت محترم باید بداند دستیابی به حوزه اول که همان توسعه و تحول با محوریت توسعه و تحول پایدار است مستلزم توجه و توسعه حوزه دوم یعنی بحث و تقابل عدالت با موضوعات و مشکلات عدیده فرهنگیان و قشر فرهنگی جامعه است. پس انتظار میرود دولت محترم با توجه مکفی به این طبقه به ایجاد تحول و توسعه جامعه کمک شایان بنماید.