تاریخ انتشار : ۰۲ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۰۹:۵۵  ، 
کد خبر : ۹۰۳۱۸

تعارضات درونى ناتو

نویسنده: ژاک شیراک ترجمه: سجاد سلطان‌زاده اشاره: مقاله حاضر که همزمان با روز نخست نشست سران ناتو در ریگا، پایتخت لتونى، به قلم ژاک شیراک، رئیس جمهور فرانسه در چندین روزنامه معتبر بین المللى منتشر شده است، دیدگاه هاى فرانسه درخصوص ناتو و آینده آن را منعکس مى کند. محتوى این مقاله، تعارضات درونى ناتو و مخالفت هاى صریح شیراک با رویکردهاى آمریکا در ارتباط با آینده ناتو را به نمایش مى گذارد. مخالفت با جهانى سازى ناتو و تأکید بر جایگاه سازمان ملل به عنوان تنها محفل تصمیم گیر جهانى، تأکید بر حفظ ماهیت نظامى ناتو، تأکید بر لزوم نگاه آمریکا به اروپا به عنوان شریک برابر و فعال تر شدن اتحادیه اروپایى در زمینه هاى دفاعى و ضرورت تشکیل «گروه تماس» براى افغانستان با مشارکت کشورهاى همسایه از نکات برجسته این مقاله هستند.

هرگز نباید صلح را امرى مسلم و مفروض قلمداد کرد و نخستین مسئولیت هر دولت تأمین امنیت است. به همین دلیل، فرانسه مایل است به یک سازمان سیاسى جهانى که مسئولیتش دفع خطرات امنیتى است کمک نماید. فرانسه مایل است در انجام یک مسئولیت مشترک در چارچوب نهادهاى بین المللى قدرتمند، مشروع و پذیرفته شده، بویژه از طریق اصلاح شوراى امنیت سازمان ملل همیارى نماید. فرانسه معتقد به لزوم مدیریت فرایند جهانى شدن به نحوى است که براى مردم هارمونى، عدالت و همبستگى در پى داشته باشد و در این راستا تلاش مى کند. فرانسه مى کوشد یک اروپاى سیاسى توانمند براى پذیرش مسئولیت هاى بین المللى خود در خدمت به صلح بسازد. اتحادیه آتلانتیک (ناتو) در این پروژه، از یک جایگاه محورى برخوردار است. در طول 10سال گذشته فرانسه درگیر تلاش هاى منطبق سازى سازمان با واقعیت هاى نوین، در عین حفظ مأموریت هاى اصلى آن است. به همین دلیل، در نشست روز 29 نوامبر (8 آذر) سران سازمان در ریگا، من باید در ارتباط با نقش هاى مقدم و برتر ناتو مجدداً تصریح نمایم که ناتو یک سازمان نظامى، ضامن امنیت دسته جمعى متحدان و محلى است که اروپایى ها و آمریکایى ها مى توانند در چارچوب آن تلاش هاى خود براى کمک به صلح و امنیت را هماهنگ نمایند.
خطر جنگ فراگیردر اروپا رفع شده است و ناتو عمیقاً تغییر شکل داده و خود را با تحولات نوین منطبق ساخته است. با گسترش بیشتر، دموکراسى هاى جدیدى را در برگرفته است. در حال ایجاد مناسبات اعتمادآمیز با روسیه است، روابطى که باید همواره تقویت شود. زیرا حفظ صلح در اروپا در گام اول نیازمند اجتناب از ایجاد خطوط تقسیم اشتباه جدید است. به همین دلیل، ما خواهان مشارکت بین ناتو و اوکراین هستیم و امیدواریم که سازمان از عضویت کشورهاى غرب بالکان، هنگامى که آمادگى لازم را کسب مى کنند، استقبال خواهد کرد. از آنجایى که در عصرى پر از وعده و امید زندگى مى کنیم، عده اى استنباط مى کنند که زمان آن فرا رسیده که محصول صلح را درو کنیم و به تعهدات خود برگردیم. به اعتقاد من این اشتباه بزرگى است. اگر سپر خود را پایین بیاوریم بدین معناست که خطرات تروریسم، ملى گرایى پرخاشگر و تمایل برخى دولت هاى خاص براى ورود در سیاست قدرت و نقض تعهدات بین المللى شان را نادیده گرفته ایم. اکنون نیز همانند گذشته ما نیازمند یک سازمان قدرتمند، حامى متقابل و انطباق پذیر هستیم. نخستین الزام سازمان، حفظ اعتبار ابزار نظامى آن است. در نتیجه، تغییر شکل آنها براى ارتقاى کارآیى و سرعت عمل شان را آغاز کرده ایم. در نشست ریگا، عملیاتى شدن کامل نیروى واکنش سریع اعلام خواهد شد. با کسب این توانمندى، ناتو از یک ابزار چندملیتى بى‌نظیر برخوردار خواهد شد.
ضرورت دارد که هر یک از اعضاى سازمان سهم مناسبى از تلاش هاى دفاعى را پذیرا باشند. اروپایى ها مدت زمان زیادى است که براى دفاع و امنیت خود به آمریکایى ها تکیه کرده اند. آنها باید بار خود را بر دوش بکشند و متناسب با جاه طلبى هاى خود براى ناتو واتحادیه اروپایى تلاش هاى دفاعى در سطح ملى را پیگیرى نمایند. این یک نشان همبستگى است که دوسوى آتلانتیک را به هم پیوند مى دهد. این چیزى است که فرانسه، به عنوان یکى از کمک کنندگان برجسته به ناتو، رأساً از طریق «قانون ارزیابى نظامى» در حال انجام آن است. این قانون مجوز هزینه دفاعى براى چندین سال را مى دهد و هدف آن تضمین مدرن سازى نیروهاى استراتژیک مطابق با اصل کفایت محض و تجهیزات، توانمندى پاسخ سریع و قابلیت استقرار نیروهاى متعارف فرانسه است. منطبق سازى سازمان (با واقعیات نوین) به معنى توانمند ساختن آن براى کار روان و هماهنگ با دیگر سازمان هاى بین المللى است که داراى مأموریت، حوزه صلاحیت و ابزارهاى کاملاً تعریف شده بویژه در حوزه هایى مانند کمک هاى بازسازى، کمک هاى بشردوستانه و امنیت غیرنظامى هستند. موفقیت جامعه بین المللى در حل و فصل مناقشات در گرو این نوع همکارى و پرهیز از دوباره کارى غیرضرورى است. منطبق سازى سازمان همچنین به معنى فراهم آوردن چارچوبى سیاسى براى اقدام ماست. فرانسه از تصویب یک دستورالعمل سیاسى جهانى موسوم به «رهنمود جامع سیاسى» که دستورالعمل هاى سیاسى تغییر شکل سازمان براى 10الى 15سال آتى را تعیین کند، استقبال مى‌کند.
ایجاد یک «گروه تماس» براى افغانستان، همانند سایر مأموریت هایى که ناتو درگیر است، ضرورى است.من نخست به افغانستان مى اندیشم. فرانسه از سال 2001در این کشور حضور دارد و در حال حاضر فرماندهى منطقه کابل را عهده دار است. براى موفقیت در افغانستان، باید در چارچوب یک استراتژى جامع و یک فرایند سیاسى و اقتصادى دوباره تأیید شده عمل بکنیم. ضرورت دارد با حضور و مشارکت کشورهاى عمده منطقه و همسایه این کشور و سازمان هاى بین المللى یک «گروه تماس» ایجاد کنیم. این گروه که مى تواند بر اساس مدل کوزوو باشد، ابزار لازم براى موفقیت نیروهاى ما در مأموریت حمایت از دولت افغانستان و تمرکز مجدد ناتو بر عملیات نظامى را فراهم خواهد آورد. منطبق سازى ناتو یعنى تقویت ظرفیت آن براى اقدام مشترک با دیگر قدرت هاست. ما باید روابط خود را با کشورهاى عضو شوراى مشارکت ارو ـ آتلانتیک بیش از پیش تقویت کنیم. همچنین باید قادر باشیم در شرایط بحرانى با دیگر تأمین کنندگان نیرو در خارج از سازمان نیز مشورت نماییم. البته این گفت وگوى بسط داده شده و مشورت در وضعیت هاى خاص و موردى نباید ما را از مأموریت هاى اصلى ناتو منحرف سازد. چنین گفت وگویى باید به موضوعات عملى محدود شود بر وضعیت هایى متمرکز گردد که احیاناً احساس مى شود مداخله نظامى سازمان و شرکاى آن ضرورى است. سازمان ملل باید تنها محفل سیاسى با صلاحیت جهانى باقى بماند.
و بالاخره با در نظر گرفتن اتحادیه اروپایى منطبق سازى ناتو یعنى توجه جدى به واقعیت جدید اتحادیه اروپایى است که اغلب اعضاى آن عضو ناتو نیز هستند. من بسیار خرسندم که اروپایى ها در حال خرید تجهیزات مشترک نظیر A400M (هواپیماهاى ترابرى سنگین و چند منظوره) و هلیکوپترهاى شکارى TIGER هستند. فرانسه نیز به طور مشترک با انگلیس روى یک پروژه مشترک ناو هوپیمابر کار مى کند. پیشرفت هایى در زمینه اشتراک و یکپارچه کردن دارایى هاى نظامى کشورهاى اروپایى بویژه در زمینه نقل و انتقال استراتژیک و آموزش افسران حاصل شده است. اکنون باید از طریق ایجاد یک «مرکز عملیات» در درون اتحادیه اروپایى به فکر اعطاى یک بعد دائمى به فرماندهى دسته جمعى و ابزارهاى عملیاتى باشیم. این تحول یک ضرورت است، زیرا حضور و درگیرى اتحادیه اروپایى در مأموریت هاى حمایت از صلح در حال رشد است. یک «دفاع اروپایى» قوى تر و کارآمدتر و غنى و مطمئن از نظر تجهیزات و توانمندى ها، در نهایت ناتو را تقویت و به موازنه جهانى کمک مى کند. «دفاع اروپایى» و ناتو مکمل هم هستند و این به نفع هر دوى آنهاست. جایى که اروپا به دلایل جغرافیایى، تاریخى یا ماهیت مأموریت، بهتر مى تواند عمل کند اتحادیه اروپایى باید سهم مسئولیت هاى خود را به نحوى شایسته بر عهده بگیرد.
براى مثال، اتحادیه اروپایى نقش برجسته اى در غرب بالکان که در آن دور نمایى از عضویت برخى کشورها مطرح شده است، ایفا مى کند. اتحادیه همچنین مسئولیت هاى حفظ صلح در بوسنى و هرزگوین و مقدونیه را از ناتو تحویل گرفته است. در کوزوو، به عنوان یک گام اولیه، در حال آماده شدن براى اعزام یک نیروى پلیس است که بخش مهمى از حضور بین المللى را در دوره حساس و خطیر این ایالت تشکیل مى دهد. در لبنان، اروپایى ها هستند که بنا بر درخواست کل جامعه بین الملل، ستون فقرات نیروى جدید سازمان ملل در لبنان را تشکیل داده اند. بدیهى است که اعتبار آن براى جلوگیرى از پیچیده تر شدن اوضاع ضرورى است. این تحول خواهان یک گفت وگوى سیاسى و استراتژیک واقعى تر بین آمریکا و اتحادیه اروپایى است. همچنین شاید بر ایجاد مناسبات نزدیک تر بین ناتو و اتحادیه اروپایى دلالت دارد. فرانسه براى چنین امرى آمادگى دارد ولى امیدوار است که صداى اتحادیه اروپایى در درون ناتو بخوبى شنیده شود. بویژه ایجاب مى کند که اعضاى اتحادیه اروپایى رایزنى هاى بیشترى بین خود در درون ناتو داشته باشند. چنین تحولى به ظهور یک ناتوى قدرتمند تر که در آن متحدان آمریکاى شمالى و اروپایى قادر به تنظیم مشترک اهداف و تداوم کار در کنار هم براى ارتقاى صلح و امنیت بین المللى بر اساس اصول و اهداف منشور سازمان ملل خواهند بود، کمک خواهد کرد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات