*تحلیل ها و برآوردهاى مختلفى از این دور رویارویى سیاسى طیف مخالفان دولت و جناح حاکم بر بیروت شده است، ارزیابى شما از ماحصل این مواجهه چیست؟
**در طول مدتى که احزاب مخالف دولت و افراد طرفدار تشکیل دولت وحدت ملى لبنان، اعتراض هاى خود را در خیابان ها شروع کرده به دستاوردهاى خوبى رسیده اند، آنها در سطح بین المللى و منطقه اى موفق شده اند خواسته هاى مشروع خود را مطرح کنند.
نکته حائز اهمیت در این باره این است این نیروها امکان آن را داشتند که سنیوره را سرنگون کنند و دولت جدید و مورد نظر خود را بر سر کار بیاورند، اما آنها به این شیوه اعتراض خیابانى طولانى روى آوردند چون پى برده اند که این امر بدون یک مقدمه سیاسى در سطح منطقه اى، یک اقدام عجولانه وغیرقانونى تلقى مى شد که از نگاه ناظران منطقه اى نامشروع جلوه مى کرد.
با این تدبیر است که اکنون قریب به اتفاق محافل سیاسى در منطقه و جهان پذیرفته اند که مخالفان سنیوره یک ایده و خواسته طبیعى دارند و در پیشبرد این خواسته شان موفق نیز بوده اند. طورى که در عین حال پایبندى خود به قانون با مسالمت آمیزترین روش دولت را به چالش در صحنه داخلى لبنان، حزب الله و نیروهاى وحدت ملى از مشروعیت برخوردارند و از این جهت مانعى پیش روى آنان نیست. این دستاورد داخلى وجه دیگرى نیز دارد و آن تغییر آرایش سیاسى در لبنان است به گونه اى که حتى شاهد بازنگرى حامیان پیشین جبهه 14مارس در مواضع شان هستیم تا پیش از ترور پیر جمیل، وزیر صنایع لبنان این تغییر وضع ملموس بود، اما پس از آن این نیروها به خود آمدند و در مواضع خود بازنگرى کردند.
نصرالله صفیر، کاردینال لبنانى از جمله این افراد است که اکنون به حمایت از هواداران دولت وحدت ملى روى آورده است.
کشورهاى عربى هم به این نتیجه رسیده اند که نمى توانند مردم و حمایت آنان از نیروهاى طرفدار دولت وحدت ملى را نادیده بگیرند حتى اکنون تلاش مى کنند به تشکیل دولت ملى کمک کنند. بنابراین مى بینید که سیر این مخالفت مردمى به موفقیت هایى انجامیده است. البته شیوه مبارزه سیاسى لبنانى ها بر ضد دولت بویژه در مرحله جدید مشابهت هایى با الگوى حرکتى رهبران انقلابى همچون امام خمینى (ره) دارد.
مخالفت هاى مردم لبنان که ابتدا فقط آهنگ ضددولتى داشت اکنون صبغه تعیین سرنوشت به خود گرفته است. رواج و انتشار این الگوى مبارزاتى در جوامع استبدادزده عربى مسأله مهم و شایان توجهى است.
*پرسش بعدى من ناظر به همین نکته یعنى ماهیت حرکت مبارزاتى لبنانى ها بود. تفاوت حرکت اخیر با حرکت هاى مشابه در تاریخ لبنان چیست؟ بویژه که همه رهبران جریان ? مارس معتقدند که این یک حرکت بى سابقه است؟
**پیش از این چنین چیزى نبود و در تاریخ لبنان نمونه شایان توجهى نمى توان یافت. البته در دوره پس از ترور رفیق حریرى، مجموعه اى از تظاهرات صورت گرفت که بر ضد دولت بود، اما حجم آن در مقایسه با حجم تظاهرات اخیر چندان مورد توجه نبوده و نیست. در آن هنگام عمر کرامى با برگزارى انتخابات زودرس موافقت کرد و تظاهرات به پایان رسید، اما به طور ماهوى، ماهیت و ابعاد حرکت اخیر با حرکت هاى پیشین متفاوت است.
نکته مهم در ماهیت حرکت اخیر این است که فرایند ملت سازى در لبنان همواره ضعیف بوده و علت آن به ترکیب طایفه اى این کشور بازمى گردد، اما اتفاقات امروز لبنان تجلى وحدت ملى و تلاش براى ملت سازى فارغ از گرایش هاى مذهبى و قومى است. بنابراین تأثیرات این جنبش مسالمت آمیز از حیث فرایند ملت سازى ممکن است مهم دیده شود.
*اگر شیوه تظاهرات به نتیجه لازم یعنى تغییر دولت نرسد، فکر مى کنید که گزینه بعدى چیست؟ و اساساً این مناقشه در چارچوب سیاسى - حقوقى لبنان چگونه ممکن است خواست مخالفان را تأمین کند؟ آیا قانون اساسى و نظامات قانونى این کشور ظرفیت لازم را براى تغییر دولت با یک جنبش قانونى پیش بینى کرده است؟
**این تظاهرات به طور قطع به نتیجه مى رسد. مدیریت حزب الله در جنگ 33روزه با اسرائیل نشان داد که بدون برنامه وارد یک کشمکش نمى شود. گروه هاى منتقد دولت بویژه حزب الله همه چیز را مرحله بندى کرده و گام به گام جلو مى روند. طولانى شدن روند تحول را نباید عجولانه موردقضاوت قرار دهیم وشتابزده به آن بنگریم. آهنگ این حرکت برنامه و نظام مند در مواضع رهبران مردم معترض به وضوح دیده مى شود. مدیریت سید حسن نصرالله نشان داده که او هیچگاه برگه هاى خود را یکجا رو نمى کند، اما این که پیش بینى ها درباره اقدامات بعدى چیست؟ درمورد اقدام نخست ممکن است بحث استعفاى نمایندگان طرفدار وحدت ملى در مجلس مطرح شود، زیرا با کنارکشیدن این نمایندگان که اکثریت را دارند اعتبار و مشروعیت پارلمانى دولت ازبین مى رود.
ریاست جمهورى نیز دراختیار حامیان تشکیل دولت وحدت ملى است. بنابراین اکثریت دراختیار 8 مارس است.
گزینه بعدى، بهره گیرى از حمایت سندیکاها و اتحادیه هاى هوادار دولت وحدت ملى است. به گونه اى که با اعتصاب آنان امور سیاسى و ادارى لبنان قفل مى شود. دولت فعلى تحت فشار خردکننده و بى سابقه اى قرارمى گیرد.
*اگر موافق باشید به موضوع میانجیگرى ها هم نگاهى بیندازیم. فکر مى کنید در صحنه داخل و خارج لبنان چه نیروها و طرف هایى صلاحیت میانجیگرى در مناقشه و فیصله دادن به آن را دارد؟
**درحال حاضر، رهبرى حرکت با حزب الله است و همه گروه ها آن را پذیرفته اند، اما حزب الله بر شعار خود تکیه دارد که همان حفظ ساختار سیاسى مبتنى بر ساختار اجتماعى است. یعنى با تکیه بر این مبانى متقن مى گوید که یک حزب نمى تواند قومیت و گروه هاى مذهبى دیگر را حذف کند، اما حزب الله نیازى به کرسى رهبرى موج مخالفت ها ندارد.
به گونه اى که حتى اعلام کرده که درتظاهرات به جاى پرچم حزب الله پرچم لبنان به اهتزاز درآید، لذا حزب الله و دیگر رهبران طیف مخالفان به صراحت گفته اند که از هر طرحى که خواسته هاى بحق مردم را پاسخ دهد استقبال مى کنند.
*پس چرا تاکنون طرح هاى میانجیگرانه نتیجه نداده است؟
**طرح هاى ارائه شده مبتنى بر واقعیات کنونى لبنان نبوده است و این دلیل ساده کافى است تا طرح نتیجه اى دربرنداشته باشد، چنانکه عمر موسى، دبیرکل اتحادیه عرب اخیراً به لبنان رفت و در آنجا واقعیت ها را به چشم خود دید. بنابراین تلاش کرد طرح ها را با این واقعیت ها منطبق کند.
با وجود این موانع دیگر برسر اعتماد گروه ها و مردم معترض به طرح طرف هاى عربى در میان است که اغلب جانبداران آنها از دولت سنیوره ناشى مى شود.
*از دید شما اپوزیسیون دولت و 8 مارس ظرفیت به نتیجه رساندن این مبارزه مسالمت آمیز را دارد؟ آیا شما خوف حوادث خشونت آمیز را حس نمى کنید؟
**خیر، احتمال خشونت وجودندارد. زیرا سیاست حزب الله و دیگر گروه ها، خشونت نیست و آنها همه طراحى ها را براى پیشبرد مسالمت آمیز این حرکت اندیشیده اند. معتقدم حتى اگر کودتایى صورت مى گرفت باز هم خشونتى پیش نمى آمد. نکته دیگر این که در وضعیت فعلى نیروهاى امنیتى با خواست مردم معترض و 8مارس همسو هستند. ارتش، مؤسسه هاى مذهبى و افکارعمومى نیز منتقد دولت و طرفدار ایجاد دولت وحدت ملى هستند.
*به نظر مى آید که در این فصل از رویارویى سیاسى لبنان تاکتیک هاى مبارزاتى نوینى را دوجناح به کار گرفته اند این روش هاى نو کدامند؟
**حزب الله و گروه هاى دیگر 8 مارس قصد زایل کردن مشروعیت دولت سنیوره را دارند که استعفاى وزراى این گروه ها دراین راستا بود. روش مهم دیگر آنها از بین بردن مشروعیت مردمى دولت است. بدین گونه که با فراخواندن مردم به خیابان ها و نافرمانى مدنى یک جنبش مسالمت آمیزى را براى رسیدن به این هدف تدارک دیده اند.
از سوى دیگر 14مارس نیز به دنبال شیوه بسیج نیرو رفته است، زیرا این جناح هواداران چندانى ندارد و بیشترین تجمع آنان در محکوم کردن ترور جمیل بود که دیدید اجتماع چشمگیرى نبود. اما تاکتیک یا بهتر بگوییم ترفند دیگرى که 14مارسى ها به کار بسته اند یک ترفند غیراخلاقى و خطرناک است و آن استفاده از اختلافات مذهبى و جلب حمایت خارجى است.
البته این حرکت با پاتک بموقع نیروهاى طرفدار وحدت ملى روبه رو شد و شخص رهبرى حزب الله این نقشه جناح حریف را دریافت و بلافاصله طیف شیعیان و تسنن را به پاى آیین هاى مشترک و برگزارى نمازهاى نمادین جماعت و جمعه فراخواند