علی تتماج
در حالی که دولتمردان ترکیه برای حضور در معادلات جهانی تلاش میکنند، بار دیگر بحران داخلی بویژه مسئله اکراد، چالشهای بسیاری برای آنها در پی دارد که آنها را وادار به تعدیل در سیاست خارجی و داخلی مینماید.
براساس گزارشهای منتشره در طی هفتههای اخیر از یک سو درگیریهای شدید میان پکک و ارتش در مرزها بویژه مرزهای عراق و از سوی دیگر بمبگذاریهای متعدد در مناطق مختلف ترکیه که گروههای کرد (از جمله بازهای آزادی کردستان) مسئولیت آنها را پذیرفتهاند، ناآرامیها ترکیه را تشدید نموده است. (بازهای آزادی کردستان، گروهی افراطی میباشند که خواستار جدایی کردستان از ترکیه و خودمختاری آن میباشد).
با توجه به تحولات ترکیه و بازیگران خارجی حاضر در این منطقه، عوامل تاثیرگذار در بحرانهای اخیر از چند بعد قابل بررسی میباشد:
1) در طی ماههای اخیر و با تشدید بحران در خاورمیانه و از سوی دیگر نیاز ترکیه برای حضور در معادلات جهانی، بخش اصلی توجهات دولتمردان آنکارا به عرصه سیاست خارجی معطوف گردید. بحران خاورمیانه بویژه جنگ لبنان، تلاش دوباره برای پیوستن به اتحادیه اروپا، تحولات افغانستان (ترکیه از نیروهای ائتلاف در افغانستان میباشد) و... سبب شده تا آنکارا بیش از گذشته به تحولات خارجی معطوف گردد در حالی که این امر را برای تقویت و فعالیت دوباره اکراد فراهم آورد.
2) آنچه در ناآرامیهای ترکیه قابل تامل است، نقش و تاثیرات تحولات کردستان است. با اجرای طرح آمریکاییها برای خودمختاری کردستان عراق، اکراد ترکیه نیز بیش از گذشته برای تجزیهطلبی فعال گردیدند در حالی که عراق برای آنها به محیطی مطمئن مبدل گردید که در تقویت آنها تاثیر بسزایی داشته است (یکی از اصلیترین چالشهای دولتمردان ترکیه و عراق، تحریکات اکراد ترکیه در خاورمیانه خودمختار کردستان عراق است که در هفتههای اخیر به درگیری نظامی مبدل شده است.)
3) یکی از عناصر تاثیرگذار در تحولات ترکیه بازیگران خارجی بویژه آمریکا میباشند. موقعیت استراتژیک ترکیه سبب گردیده تا این کشور همواره کانون توجه قدرتهای بزرگ قرار گیرد. در این میان ترکیه نیز با توجه به تضادهای حاکم میان شرق و غرب با اتخاذ تدابیر چندگانه توانستهاند امتیازات فراوانی از طرفین کسب نمایند.
با توجه به این مساله نقش بازیگران خارجی در تحولات ترکیه را نمیتوان نادیده گرفت. امروز بحران داخلی ترکیه در حالی تشدید شده است که اولا دولت اردوغان گرایش به کشورهای منطقه به ویژه ممالک عربی و اسلامی را در دستور کار قرار داده و تا حدودی از گرایش به غرب به نفع منطقه عقبنشینی کرده است ثانیا ترکیه مخالف سیاستهای آمریکا و غرب در منطقه میباشند چنانکه همواره از سیاستهای آنها در قبال عراق و ایران انتقاد و بر عدم همکاری با غرب تاکید نموده است.
ثالثا افکار عمومی ترکیه از همگرایی با غرب ناراضی بوده و خواستار پایان این مراودات بویژه جمعآوری پایگاه اینجرلیک (پایگاه نظامی ناتو در ترکیه) میباشند که به بحران در روابط آنکارا و غرب مبدل گردیده است رابعا غرب تلاش دارد تا به هر نحو ممکن ترکیه را در راستای منافع خود، به برخی اصلاحات سیاسی، اقتصادی وادار سازد تا ضمن همسویی با منافع آنها از ترکیه به عنوان الگویی برای منطقه بهرهبرداری نماید. خامسا، از طرحهای آمریکا در خاورمیانه بزرگ دگرگونسازی موقعیت جغرافیایی و ترکیب جمعیتی منطقه میباشد که تجزیه مناطق کردنشین بخشی از این سناریو را تشکیل میدهد. بر این اساس میتوان گفت که غرب به طور پنهانی و آشکارا با دامن زدن به بحران اکراد و تقویت آنها تلاش دارد تا الف) بار دیگر جایگاه خود را در ترکیه حفظ و ارتقا بخشد که این مهم را با نام نیروهای حافظ امنیت برعهده میگیرد. آمریکاییها با تشکیل تیم بویژه مقابله با بحران کردها به فرماندهی جوزف رالستون (فرمانده بازنشسته ناتو) برای این مهم گام برمیدارند در حالی که به این بهانه به تقویت اینجرلیک مبادرت میورزند.
ب) وادار نمودن ترکیه به همسویی با آنها در قبال تحولات منطقه و عرصه بینالملل بویژه دنیای اسلام.
4) با تمام این تفاسیر این نکته قابل ذکر است که در ناآرامیهای ترکیه (بویژه انفجارها) نمیتوان نقش صهیونیستها را نادیده گرفت. در طی چند دهه اخیر صهیونیستها مراودات خوبی را با ترکیه برقرار نمودهاند اما سیاستهای ترکها در برخی مقاطع زمانی چالشهایی را برای تلآویو به همراه داشته است. در ماههای اخیر در راستای سیاست همگرایی با جهان اسلام آنها ضمن مخالفت با خواستههای رژیم صهیونیستی به تقویت مناسبات با فلسطینیان و در جنگ لبنان با حزب الله و ملت لبنان پرداختهاند که این امر مغایر با سیاستهای رژیم صهیونیستی میباشد. بر این اساس میتوان گفت که صهیونیستها با ناآرام کردن ترکیه تلاش دارند تا ضمن انتقامگیری از عملکرد آنها، آنکارا را وادار به بازگشت به مواضع گذشته نمایند، هرچند که اردوغان همچنان به سیاستهای کنونی ادامه میدهد.
در نهایت و با توجه به تحولات ترکیه میتوان گفت که هرچند اکراد مسئولیت ناآرامیهای اخیر را پذیرفته و بر استمرار آن تا تحقق اهدافشان تاکید دارند، اما بیش از هرچیز دسیسهها و سیاستهای غرب و رژیم صهیونیستی است که بر بحران دامن میزند. به عبارتی دیگر میتوان گفت که سیاستهای منطقهای و جهانی ترکیه در مقطع کنونی چندان همسو با اهداف غرب نبوده، لذا آنها همچون گذشته با بحرانآفرینی تلاش دارند تا تغییراتی در این مواضع ایجاد نمایند. بر این اساس ریشههای ناآرامی در ترکیه را میتوان در گرایشات سیاست خارجی ترکیه و سیاستهای رژیم صهیونیستی و غرب مشاهده کرد که در بلندمدت استمرار خواهد یافت هرچند که در مقطع کنونی و به طور موقت فروکش نماید.