آرش بزرگمهر
کنگره کنونی آمریکا نخستین بار از اجماع 13 ایالت شمالی بزرگ این کشور توسط انگلیسیها به سال 1774 تشکیل شد. این کنگره در آن سالها با عنوان نخستین کنگره خلاق قاره به کار خود ادامه میداد. در چهارم ژوئیه 1776 بود که دومین کنگره خلاق قاره با حضور نمایندگان 13 ایالت فعالیتش را آغاز کرد. این کنگره نخستین قانون خود را به اسم این کشور اختصاص داد. از آن به بعد این کشور با عنوان ایالات متحده آمریکا در جامعه بینالملل شناخته شد. در این قانون همچنین یاد شده، هر ایالتی حق «وتو»ی قوانین دیگر را دارد و میتواند قوانین اقتصادی خود را خارج از کنگره به تصویب برساند. ضمناً مقرر شد، تمام اهداف این کنگره باید نظر حکومت مرکزی را جلب کند. این قوانین در 1787 کاملترین شکل را یافت و در قالب کتاب قوانین کنگره در اختیار مردم این کشور قرار گرفت.
جیمز مدیون نخستین فردی بود که سیستم «بیکامرال» را در کنگره آمریکا بنیان نهاد. «بیکامرال» دو مجلس قانونگذاری را شامل میشود (مجلس شورا و سنا). نمایندگان کنگره با رای مستقیم مردم و با قوانین این کنگره انتخاب میشوند. ایالتهای کوچکتر تنها نمایندگان خود را برای حضور در یک مجلس ـ شورا یا سنا ـ آماده میکنند اما ایالتهای بزرگتر با پشتوانه مالی بهتر، هر دو مجلس کنگره را هدف قرار میدهند. کنگره آمریکا را خانه نمایندگان این کشور نیز مینامند، اگر چه «سنا» نیز همین قابلیت را دارد با این تفاوت که سنا، سیاسیتر است و در مسائل کلان، تصمیمگیری میکند. پس از طی شدن جنگهای داخلی آمریکا و سروشکل گرفتن این کشور، این جمهوریخواهان بودند که اکثریت غالب کنگره را به دست گرفتند. آنها با تصویب قوانین اقتصادی، سکان اقتصاد این کشور را در دست گرفتند.
در ابتدای قرن بیستم سران دموکراتها حضور خود را در این کنگره به آنگونه صفآرایی کردند که جمهوریخواهان در کنگرههای اولیه صفآرایی کرده بودند. امروز اما این تفاوت فاحش نیز وجود دارد که رئیس جمهور این کشور، یک جمهوریخواه است و دموکراتها سخت برآنند، این مانیفست غالب را بار دیگر به سمت و سوی خود رقم زنند. سخنگوی کنگره آمریکا نیز از قدرت و جایگاه سیاسی خاصی برخوردار است. رقابت تنگاتنگ دموکراتها و جمهوریخواهان بر سر تصاحب این پست نیز هر دوره موجی سیاسی را در این کشور رقم میزند.
گفته میشود سران کنگره آمریکا از قدرت چندانی در «سنا»ی این کشور برخوردار نیستند. در عوض رئیس کمیته سنا تنها فردی است که تقریبا از جایگاهی یکسان در سنا و کنگره آمریکا برخوردار است. این چیدمان سیاسی از 1970 در این کشور باب شد. اما شاید یکی از جنجالیترین رقابتهای سیاسی در این کشور به سالهای 1933 – 1945 برگردد. در این سالها، حزب دموکرات، بیشترین کرسیهای کنگره را در اختیار گرفت.
این کرسیها شامل مجلس شورا و سنا میشد. این روند بعدها در انتخابات 1954 نیز ادامه پیدا کرد تا جایی که جمهوریخواهان در سال 1994 موفق شدند ورق را به سوی خودشان برگردانند. کنگره آمریکا یا همان خانه نمایندگان این کشور، 435 عضو دارد از 50 ایالت. با این حساب، دو ایالت کوچک آمریکا، نمایندهای در کنگره ندارند. هر نماینده برای حضور در کمیتههای گوناگون، باید رای مردم را به همراه داشته باشد. از این روست که آمریکا بیشترین تعداد رایگیری را در طول سال به خود اختصاص میدهد.
اینجا هم میتوان تفاوت دیگر این کنگره را با مجلس سنا مشاهده کرد. «سنا» یکصد عضو دارد و انتخابات در آن، محلی نیست. سناتورها برای یک دوره شش ساله در این مجلس حضور دارند و فقط میتوانند 2 دوره در این منصب باقی بمانند؛ یعنی حداکثر 12 سال. تلاشهای فراوانی صورت گرفت تا از مستعمرات این کشور چون پورتوریکو، یک نماینده در سنا وجود داشته باشد اما این تلاش تا امروز به سرانجام نرسیده است. سخنگوی کنگره آمریکا معمولا جایی در معادلات اجرایی سیاسی کشور ندارد اما همانطور که پیشتر نیز گفته شد، اهمیت این پست به حدی است که نمایندگان تلاش میکنند، این فرد به مواضع آنها نزدیکتر باشد. او نمیتواند طبق قانون، وابستگی سیاسی به احزاب دموکرات یا جمهوریخواه داشته باشد هر چند که این مسئله طی چند سال اخیر در این کنگره نقض شده است. سخنگوی کنگره، رهبر حزب مدافع خود است (او خارج از کنگره میتواند در یک حزب فعالیت کند) و اگر این حزب، دموکرات یا جمهوریخواه باشد، قانون یادشده خود به خود نقض میشود. با شروع فعالیت کنگره، زنان نیز خود را برای حضور در خانه نمایندگان آماده کردند. اگرچه مقاومتهایی وجود داشت اما سرانجام آنها نیز موفق شدند تعدادی از کرسیهای این خانه را در اختیار خود درآورند.
امروز 85 درصدکنگره در اختیار مردان و مابقی در اختیار نمایندگان زن است. از این لحاظ، ایالات متحده، شصت و هفتمین کشور جهان است. منابع مالی کنگره از راه مالیات، وامهای طولانی مدت، سرمایهگذاری خارجی و چند منبع دیگر تامین میشود. از این رو کمیته اقتصادی کنگره، همیشه چالشهای زیادی را پیش روی نمایندگان قرار داده است چرا که وصول پول و سرمایهگذاری از طریق این کمیته انجام میشود. این کمیته توسط اندروجکسون (1837- 1829) اداره میشد. بعدها آبراهام لینکلن و جیمز پولک به این کار اهتمام ورزیدند. اتخاذ سیاست خارجی آمریکا در مقابل دشمنان این کشور، از مهمترین کارهایی است که کنگره آمریکا انجام میدهد.