حامیان آرمانهای امام اول و دوم انقلاب
نام ستاد انتخاباتی که تاکنون به عنوان «ستاد حامیان احمدینژاد» شناخته میشد، به «ستاد مردمی حامیان آرمانهای امام اول و دوم انقلاب» تغییر کرد.
یکی از اعضای این ستاد در گفتوگو با ایسنا، با اعلام این خبر و بیان این که برخی گروهها سعی میکنند نامها را مصادره کنند، ابراز عقیده کرد: «مثلا در زمانی آبادگران تشکیل شد، عدهای قلیل آمدند از نام آبادگران سوءاستفاده کرده و اسم آبادگران جوان را بر روی خود گذاشتند و عدهای دیگر نیز از نام آبادگران عدالت خواه استفاده کردند.
در حال حاضر نیز وقتی ما با اسم حامیان دولت نهم وارد صحنه شدیم، عدهای آمدند و از این نام سوءاستفاده کردند. ما نام خود را به نام ستاد حامیان احمدینژاد بر گرداندیم، ولی باز هم عدهای سوءاستفاده کردند. حال اسم خود را به عنوان حامیان آرمانهای امام اول و دوم انقلاب گذاشتهایم، منظور حضرت آیتالله خمینی(ره) و حضرت آیتالله خامنهای است که امیدواریم این اسم مصادره نشود و عدهای دیگر در صدد بر نیایند از این نام سوءاستفاده کنند.»
«رضاخواه» تاکید کرد: «اگر این نام توسط گروههای دیگر مصادره نشود، فعلا با همین نام فعالیتمان را ادامه خواهیم داد.»
رضا خواه در ادامه در پاسخ به پرسشی مبنی بر این که آیا امکان دارد اعضای فعلی شورای شهر تهران در فهرست شما قرار بگیرند؟ گفت: «اعضای فعلی شورای شهر باید به عملکرد خود در یکسال گذشته نگاه کنند و ببینند چه قدر از بودجه عمرانی را برای مردم خرج کردهاند و با چه توجیهی قیمت تراکم را افزایش دادهاند؟ با توجه به این عملکرد، اعضای فعلی شورای شهر تهران در لیست ما قرار نخواهند گرفت.»
پس از آنکه محمود احمدی نژاد با رأیی 17 میلیونی بر کرسی ریاست جمهوری تکیه زد، بسیاری از افراد بدنه جناح محافظه کار کشور به این نتیجه رسیدند تنها کسی که میتواند این جناح را دوباره در یک سیر صعودی قرار دهد و از بحران بیاعتمادی افکار عمومی خارج کند محمود احمدی نژاد رئیسجمهور جدید ایران است. چرا که او علاوه بر اعتقاد به اصول محافظه کاران از ویژگیهای منحصر به فردی بهره میبرد. او به رغم برخی چهرههای سرشناس جناح محافظه کار از شهرت زیادی برخوردار نبود و طبعا کسی نمیتوانست مشکلات گذشته اقتصادی و... مملکت را به نام او بنویسد و لذا میتوانست خودش تبدیل به یک منتقد وضعیت گذشته تبدیل شود. هر چند فعالان و صاحبنظران سیاسی به خوبی از گذشته سیاسی رئیسجمهور جدید مطلع بودند، اما افکار عمومی تنها از زمانی او را شناخت که شهردار تهران شد. شهرداری سادهزیست سادهپوش که با یک پژو 504 در شهر رفت و آمد میکرد. کت و شلوار نمیپوشید و همواره در تابستان و زمستان یک کاپشن معمولی بیست هزار تومانی بر تن داشت. با حضور در مناطق مختلف از نزدیک با مشکلات شهروندان آشنا میشد. محل سکونتش در همان خانه معمولی منطقه نارمک بود و حاضر نمیشد در خانه مجلل مخصوص شهردار پایتخت سکونت کند، از ماشین گرانقیمت شهردار استفاده نمیکرد، ناهارش را از منزل به خانه میآورد و...
همه این ویژگیهایی که احمدینژاد داشت کافی بود تا در میان مردمی که سخت از وضعیت معیشتی خود در رنج و عذاب بودند و تا حدودی از زندگی تشریفاتی و مرفه برخی مسئولین گلهمند شده بودند، دارای محبوبیت شود و با همین محبوبیتی که خودش و برخی رسانههای ملی و رسمی برایش دست و پا کرده بودند به عنوان نفر اول انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری برگزیده شود.
طبیعی بود که بدنه محافظه کاران که از قشری متدین و از طبقه متوسط جامعه هستند و ضمنا" دوست دارند نظام و انقلاب همچنان محبوب بماند، از چنین فردی استقبال بیشتری کند. برای بسیاری از افراد این بدنه که مانند بسیاری از شهروندان ایرانی اطلاعات کامل سیاسی ندارند و تحلیل سیاسی آنها بر پایه تحلیلهای رسمی رسانههای خاص است، محمود احمدی نژاد به عنوان نماد تغییر وضعیت موجود بود و دیگر همین بدنه حاضر نبود همانند انتخابات دوم خرداد 76 و یا قبل از آن از بزرگان محافظه کار حمایت کند.
بدنه جناح محافظهکار چندین سال بود که نمیتوانست از ثروتمند بودن و امتیازات انحصاری تجاری و اقتصادی بزرگان جناح خود دفاع کند و هنگامی که میشنیدند فلان عضو ارشد جناح محافظهکار در بالاترین نقاط شهر تهران منزلی چندین میلیاردی ساخته است و زندگی شخصیاش چنان است و چنین، راهی جز سکوت نداشتند. از طرفی هم نمیتوانستند از اصلاحطلبان سادهزیست حمایت کنند، چرا که شعارها و برنامههای آنان را تحت تأثیر تبلیغات صورت گرفته برای انقلاب و نظام خطرناک میدانستند و لذا چارهای نداشتند جز اینکه صورت خود را با سیلی سرخ کنند و دندان روی جگر بگذارند.
حالا احمدینژاد آمده بود با همان حرفهای انقلابی و اتفاقاً در زندگی شخصیاش نیز نقطه ضعف واضح و شفافی نداشت. بنابراین خیلی سریع این بدنه از سران ریش سفید و بزرگان قدیمی و سنتی خود برید و به مرد جوان و نوظهور جناح خود پیوست که حالا میتوانستند راحتتر از او و برنامههایش و اقداماتش دفاع کنند. اتفاقاً مرد جوان جناح محافظهکار در انجام مانورهای تبلیغاتی که از ضروریات حضور افراد در میدان سیاست است، مهارت خوبی داشت.
در همین حال بزرگان جناح محافظهکار نیز پس از چند دور حمایت از مرد جوان و هواداران نو ظهورش به این نتیجه رسیده بودند که دیگر جای حمایت کردن نیست. چون مرد جوان شیشه عمر سیاسی آنها را دچار ترکهای خطرناکی کرده است که هر آن احتمال دارد دیوارهای امپراتوری محافظه کاران، کاملاً فرو بریزد. لذا درگیریهایی کوچک و سطحی و البته پنهان از همان آغازین روزهای سوم تیرماه 1384 آغاز شد و کمکم به صورتی علنیتر مطرح شدند. اما این درگیریهای پنهان تنها چند ماه است که شکلی علنیتر به خود گرفته است.
مشکل گروه جدید این است که ضمن داشتن آرمانهایی به ظاهر خوب و صحیح، عجله فراوانی برای رسیدن به قدرت دارد و حتی حاضر نیست قواعد بازی و مقررات قانونی را طی کند. والا این گروه نوظهور پدیده تحزب را میپذیرفت و در این مدت حزبی رسمی، قانونی و شناسنامهدار تشکیل میداد و با رعایت مقررات وارد بازیهای سیاسی میشد هیچ کس از این بابت نگرانی نداشت. لااقل اصلاحطلبان که به شدت از شفاف شدن عرصه سیاست استقبال میکنند، از ظهور گروه جدید نیز استقبال میکرد و حاضر بود در صورت رعایت عدالت و قانون، به رقابت با آنها بپردازد.
برخی نیز معتقدند این طبیعت گروههای نوظهور این چنینی است که در روزها و ماههای آغازین اولیه، بسیار پر شتاب و به قولی بیترمز حرکت کنند و احتمالاً پس از گذشت مدت زمانی محدود و پخته شدن در تنور سیاست ایران، بیشتر از گذشته تن به مقررات میدهند. مشکلات گروه نوظهوری که خودشان از آن تحت عنوان "حامیان آرمانهای امام اول و دوم انقلاب" نام میبرند این است که:
1- وزارت کشور و هیاتهای اجرایی در اختیار دولتی است که برخی از اعضای آن از خطدهندگان اصلی گروه جدید هستند و این موضوع احتمال خطر استفاده از رانتهای دولتی و نقض غرض را افزایش داده است.
2- گروه جدید به دلیل انتساب به دولت حاکم، از ابزارها و امکانات بیشتری نسبت به کسانی که خارج حاکمیت هستند برخوردار است و هم اینکه هنوز مشخص نشده منابع مالی این گروه و سایتهای بیشماری که در حمایت از آن راهاندازی شده از کجا تأمین میشوند. لذا ممکن است شعار عدالتخواهی را با مشکل مواجه کند.
3- طبق قانون، دولت حق دخالت در انتخابات را ندارد و ممکن است به دلیل ذینفع بودن برخی دولتیها، مقررات مربوط به این امر دچار خدشه شود.
دقیقاً به خاطر همین نکات و رفع شائبههای قانونی بود که مقام معظم رهبری مطابق رویه گذشته خود به دولت نهم نیز توصیه کرد از دخالت در انتخابات بپرهیزد و انتخاباتی سالم و بیحاشیه برگزار کند. بسیاری از فعالان سیاسی از انتخابات «بیحاشیه» چنین تعبیر کردند که ایشان بر عدم دخالت دولت در انتخابات تاکید میکند و در واقع بزرگترین حاشیه انتخاباتی همین دخالت است که متاسفانه احتمال چنین رخدادی در حال وقوع است.
اما جالب است که حامیان احمدینژاد نه تنها واهمهای از غیر قانونی بودن دخالت خود در انتخابات ندارند، بلکه حتی معتقدند باید محوریت جریان اصولگرا با آنها باشد و یک عضو ارشد آنان نیز در گفتگو با یک خبرگزاری به صراحت تأکید کرد اصولگرایان مجبورند دنبال ما بیایند. بیشتر نیز یک سایت نزدیک به گروه حامیان نوشته بود: "اگر همه جناحها و گروههای سیاسی کشور اعم از چپ و راست ائتلاف کنند باز هم قادر نخواهند بود که حامیان احمدینژاد را شکست دهند".
در همین حال سایتهای نزدیک به گروه حامیان خبر دادهاند در آخرین جلساتی که توسط این گروه برگزار شده، نام مهدی چمران به عنوان صدر نشین لیست حامیان احمدی نژاد انتخاب شده است. این سایتها مدعی شدند مهندس چمران که در زمان غربت دکتر احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری، زبانزد همه متدینین پاک و صادق انقلاب شد، اکنون نیز اعلام نموده که حامیان دولت را تنها نخواهم گذاشت. یک منبع آگاه به این سایتها گفته است در خط کشیهای سیاسی مهندس چمران در کنار دکتر احمدی نژاد قرار دارد و ایشان همانند انتخابات ریاست جمهوری برای ایجاد وحدت در جناح راست در کمیته هفت نفره قرار گرفت."
مطابق ادعای سایتهای هوادار احمدی نژاد کمیته هفت نفره بزرگان اصولگرا منحل شده است و هدف برخی از اعضای این کمیته ضربه زدن به یاران احمدی نژاد بوده است. یک سایت منسوب به یکی از مشاورین رئیس جمهور در این زمینه نوشت: حال پس از انحلال کمیته هفت نفره و فاش شدن هدف آن کمیته به محوریت سه سردمدار جناح راست (فدایی، باهنر و توکلی) برای ضربه زدن به یاران دولت اسلامی و حامیان دولت نهم، مهندس چمران در آن جلسات شرکت نمیکند."
بنبست در جبهه محافظهکاران
در حالی که حامیان احمدی نژاد معتقدند، جناح راست چارهای جز پیوستن به ستادهای حامیان ندارد و ناچار است دنباله روی آنان باشد، اخبار دیگری که از اردوگاه راست سنتی به گوش میرسد حکایت از این دارد که چنین دنباله روی محال است و راست سنتی به هیچ روی حاضر نیست بیش از این عنان اختیار خود را به دست جوانانی بدهد که از دیدگاه آنان فاقد تجربه لازم برای کشورداری هستند و نتوانستهاند از مشورتهای بزرگان خود به خوبی استفاده کنند. انتقاد حبیبی دبیر کل تشکل با ریشه محافظه کاران از بی تجربگی برخی اعضای دولت نیز حکایت از این دارد که ریش سفیدها تنها حاضر به ائتلاف با جوانها هستند و حاضر نیستند به طور کامل خود را از عرصه سیاسی و اجرایی کشور کنار بکشند. چرا که گمان میکنند جوانهای نوظهور حتی حاضر به شنیدن مشورتهای آنان نیز نیستند و ممکن است راهی که انتخاب کردهاند در نهایت به ضرر جمهوری اسلامی تمام شود.
برخی از تحلیلگران معتقدند: "اگر چه بسیاری از جماعت اصولگرا با اعلام حمایت از دولت سعی در اتخاذ ژست پیروزی داشتند و شاید هنوز هم دارند اما این نوع نگرش با اعلام مواضع مختلف دولت در مباحث سیاسی و اقتصادی و حتی فرهنگی بیش از هر چیز اعتراض اصولگرایان را به همراه داشت. پیروزمندان انتخابات که خیلی زود برخی از چهرههای همراه و اصلی خود را از دست دادند (نمونه بارز آن حسن بیادی و خوشچهره) برخلاف سایر اصولگرایان نه تنها خود را زاییده شورای هماهنگی اصولگرایان نمیدانستند که موفقیت اصولگرایان را در بست، محصول حضور تفکر خودشان در عرصه سیاست میپنداشتند. پافشاری حامیان برای محوریت در انتخابات شوراها و عدم تمکین از ستاد ائتلاف اصولگرایان شرایطی را به وجود آورد که حتی محمدرضا باهنر مرد پشت پرده جریانهای سنتی راست از ادامه همکاری با ائتلاف کنار بکشد و تلاشهای اولیه که حتی به سهمدهی به ستاد حامیان برای قرار گرفتن سهمیه مشخصی از این گروه در جمع لیست نهایی اصولگرایان انجامیده بود ناکارآمد شود."
خروج حداد عادل از شورای بزرگان
پس از هشدارهای مقام معظم رهبری در مورد برگزاری سالم و بیحاشیه انتخابات، برخی از اعضای "شورای بزرگان اصولگرا" که برای وحدت و تفاهم میان محافظهکاران تشکیل شده بود، با تبعیت از قانون و تأکیدات مشفقانه بزرگان نظام پای خود را از جاهایی که شائبه بیطرفی مجریان و ناظران انتخابات را زیر سوال میبرد، کنار کشیدند. از جمله اینکه یک منبع آگاه در جبهه پیروان خط امام(ره) و رهبری گفته است: دکتر حداد عادل با توجه به ریاستش بر مجلس و همچنین وظیفه نظارتی مجلس در انتخابات شوراها، به زودی از عضویت در شورای هفت نفره بزرگان اصولگرا استعفا میدهد. وی خاطر نشان کرد این تصمیم حداد عادل پس از دیدار ایشان با یکی از بزرگان نظام و توصیه ایشان به عدم دخالت رئیس مجلس در تبلیغات اتخاذ شده است.
وی زمان استعفای حداد عادل از شورای بزرگان را، بعد از انتخاب فرد جایگزین اعلام کرد و افزود: رایزنیها برای انتخاب فرد جایگزین آغاز شده است و احتمالاً از بین نبی حبیبی، دکتر صدر و حجتالاسلام خاموشی یک نفر جایگزین دکتر حداد عادل در شورای بزرگان اصولگرا میشود. در همین حال حسین فدایی رئیس هیات نظارت بر انتخابات نیز با توجه به توصیههای رهبری از عضویت در شورای بزرگان اصولگرا کنار کشید. این در حالی است که سایتهای جناح راست خبر میدهند هنوز نماینده گروه "حامیان رئیسجمهور" که یکی از مشاوران ارشد رئیس جمهور است از این جلسات کنار نکشیده و اصرار دارد به عنوان نماینده این ستادها در جلسات شرکت کند. چنین عملکردی سبب شد که یک سایت نزدیک به راست سنتی در یادداشتی تحت عنوان "آیا دولت احمدینژاد از رهبری تبعیت میکند؟" به نقد عملکرد برخی دولتمردان در انتخابات آتی شوراها پرداخت.
به عقیده نویسنده این سایت، اصرار ستادهای حامی دولت بر تداوم حضور در عرصه انتخابات و رعایت نکردن قوانین و مقرارت و سرپیچی از دستورات صریح رهبری، سبب شده است کمکم در میان بدنه ستادهای حامیان شکاف ایجاد شود. به گونهای که خبرگزاریها از بروز اختلافات شدید در میان اعضای این ستاد خبر میدهند. مطابق این اخبار ستاد حامیان حداقل به دو گروه دولتیها و مخالفان حضور دولتیها تقسیم شدهاند و پیکار سیاسی و رقابت در میان آنها شدت گرفته است که البته این رقابت سبب قهر برخی بزرگان این ستاد شده است و گویا باید در میان جوانان حامی احمدینژاد نیز ریشسفیدهایی پیدا شود تا آتشبس برقرار گردد.
شورای بزرگان نتوانست، سردمداران وارد شدند
از سوی دیگر خبر میرسد در میان راست سنتی نیز اختلافاتی در گرفته است. از جمله در مورد اعضای شورای هماهنگی اصولگرایان نیز دامنه اختلافات گسترش یافته است. یک سایت نزدیک به گروه "حامیان" به نقل از یک منبع آگاه نوشت: "پس از اختلاف در مورد افراد شورای بزرگان که بین جمعیت مؤتلفه و جمعیت ایثارگران رخ داد، این شورا عملاً منحل شده محسوب میشود. وی تصریح کرد: بعد از مخالفتهای جمعیت ایثارگران با حضور باهنر در شورای بزرگان و متعاقب آن مخالفت مؤتلفه با حضور فدایی در جمع شورای بزرگان و استعفای حداد عادل از عضویت در این شورا، این شورا در بدو کار در اجماع جناح راست ناموفق مانده. وی خاطرنشان کرد: پس از این ماجرا 3 تن از شیوخ جناح راست وارد عمل شدهاند تا چارهای برای اجماع بیندیشند. وی اضافه کرد: آقایان باهنر، توکلی و فدایی 3 تن از جناح راست میباشند که تلاش میکنند در این جناح اجماع صورت پذیرد. وی در پایان تأکید کرد: از حضور سایر شیوخ جناح راست از جمله عسگر اولادی، ناطق نوری و خانم بهروزی در این جمع خبری نیست."
بدین ترتیب به نظر میرسد در حالی که میان طیفهای مختلف جناح راست حتی بر سر نفرات شورای بزرگان اختلاف هست، امکان ائتلاف میان دو جبهه خط امام(ره) و رهبری" و "حامیان آرمانهای امام اول و دوم انقلاب" وجود ندارد. چرا که در واقع بسیاری از این اختلافات مبنایی است و هرگونه ائتلافی هویت آنان و آینده سیاسی و راهبردی حضور این گروهها در عرصه سیاست کشور را زیر سوال میبرد.
اصلاحطلبان و انتخابات شوراها
به نظر میرسد در شرایط فعلی وضعیت اصلاحطلبان از نظر ائتلاف مناسبتر است. هرچند شاید ائتلاف صد درصدی امکانپذیر نباشد، اما آنچنان که اعضای این جریان سیاسی میگویند، ائتلاف حداکثری کاملاً در دسترس است و به زودی میتوان لیستهای مورد حمایت جبهه اصلاحات و دیگر جبههها از جمله جبهه مردمی اصلاحطلبان را اعلام کرد. گویا مطابق راهبرد جدید قرار است 10 نفر به عنوان نامزد مشترک تمامی گروههای اصلاحطلب معرفی شوند و 5 نفر در اختیار جبهههای مختلف قرار بگیرند.
اما با این وجود هنوز مشخص نیست که آیا اصلاحطلبان امکان پیروزی در انتخابات دارند یا خیر. چرا که به فرض اینکه سران اصلاحات به درستی کار خود را انجام میدهند و با یک ائتلاف حداکثری وارد میدان رقابت شوند، تازه نوبت مردم میرسد که تصمیم بگیرند در انتخابات شرکت کنند یا خیر.
در واقع سرنوشت اصلاحطلبان به دو موضوع بستگی دارد: اول اینکه ائتلاف کنند و دوم اینکه مردم را برای شرکت در انتخابات قانع کنند. اگر شرایط ائتلاف به گونهای باشد که فعلا در رسانهها منتشر میشود و مردم هم بالای 50 درصد در انتخابات شرکت کنند، یقیناً پیروز انتخابات اصلاحطلبان خواهند بود.
آنچه که مسلم است انتخابات آتی شوراها کاملاً غیر قابل پیشبینی است و بستگی به عوامل مختلفی دارد که هنوز نمیتوان در مورد آنها به صورت دقیقی صحبت کرد. باید منتظر ماند و رویدادهای سیاسی روزهای آتی را به دقت رصد کرد. هر چند به نظر میرسد شرایط کلی انتخابات و آرایش سیاسی تغییر چندانی نکند. اما احتمالاً شاهد سه لیست انتخاباتی خواهیم بود: لیست جبهه خط امام(ره) و رهبری که با هدف شهردار شدن قالیباف تنظیم میشود. لیست «حامیان آرمانهای امام اول و دوم انقلاب» که گویا با هدف شهردار شدن حاجصادق محصولی مشاور ثروتمند رئیس جمهور تنظیم شده است و لیست اصلاحطلبان که حداقل در 10 نفر مشترک هستند و محوریت آن را برخی اعضای دولت خاتمی بر عهده دارند.