علی تمتاج
شکست اروپا و آمریکا در شورای امنیت بار دیگر باعث شد تا آنان به سیاست مذاکره مستقیم روی آوردند. آنها که دریافتند دیگر برای اجماع علیه ایران توانایی ندارند و روند کنونی، شکست آژانس انرژی اتمی در شورای امنیت را برای آنها تکرار خواهد کرد از موضع مذاکره و مشوق وارد صحنه شدند و در این چارچوب با آغاز مذاکرات 1+5 با محوریت اروپا برای تحقق این مهم تلاش نمودند.
با تمام تدابیر صورت گرفته، روند این مذاکرات نیز نتیجه مثبتی برای آنها به همراه نداشت و همچون گذشته چین و روسیه به مخالفت با آنها پرداختند. شکست مذاکرات بروکسل، نیویورک و در نهایت وین، اروپا را به تغییر در لحن و موضعگیری واداشت به گونهای که بر اساس توافقات به عمل آمده حاضر به دادن مشوقهایی به ایران شده که در سفر «خاویر سولانا» به تهران به مقامات ایرانی ارائه خواهد شد. آنها مدعی شدهاند که این پیشنهادات مشوقهای بسیاری برای ایران در نظر دارد که عدم پذیرش آن پیامدهای بسیاری برای تهران به همراه خواهد داشت. اروپاییها که سیاست فرار از شکست در مذاکرات را در پیش گرفتهاند در حالی از طرح جدید خود که ادعا میکنند برای آن اجماع جهانی وجود دارد حمایت میکنند که برخلاف ادعای غرب و آمریکا که از اجماع جهانی علیه فعالیتهای هستهای ایران سخن به میان آوردهاند، مواضع کشورها و سازمانها از حقایق دیگری حکایت دارد. در ادامه این موضعگیریها در قبال پرونده هستهای ایران مشاهده میشود که بسیاری از مجامع جهانی خواستار دستیابی و به رسمیت شناختن فعالیتها و دستاوردهای هستهای ایران میباشند.
شکست اروپا و آمریکا در شورای امنیت بار دیگر باعث شد تا آنان به سیاست مذاکره مستقیم روی آوردند. آنها که دریافتند دیگر برای اجماع علیه ایران توانایی ندارند و روند کنونی، شکست آژانس انرژی اتمی در شورای امنیت را برای آنها تکرار خواهد کرد از موضع مذاکره و مشوق وارد صحنه شدند و در این چارچوب با آغاز مذاکرات 1+5 با محوریت اروپا برای تحقق این مهم تلاش نمودند.
با تمام تدابیر صورت گرفته، روند این مذاکرات نیز نتیجه مثبتی برای آنها به همراه نداشت و همچون گذشته چین و روسیه به مخالفت با آنها پرداختند. شکست مذاکرات بروکسل، نیویورک و در نهایت وین، اروپا را به تغییر در لحن و موضعگیری واداشت به گونهای که براساس توافقات به عمل آمده حاضر به دادن مشوقهایی به ایران شده که در سفر «خاویر سولانا» به تهران به مقامات ایرانی ارائه خواهد شد. آنها مدعی شدهاند که این پیشنهادات مشوقهای بسیاری برای ایران در نظر دارد که عدم پذیرش آن پیامدهای بسیاری برای تهران به همراه خواهد داشت. اروپاییها که سیاست فرار از شکست در مذاکرات را در پیش گرفتهاند در حالی از طرح جدید خود که ادعا میکنند برای آن اجماع جهانی وجود دارد حمایت می کنند که بر خلاف ادعای غرب و آمریکا که از اجماع جهانی علیه فعالیتهای هستهای ایران سخن به میان آوردهاند، مواضع کشورها و سازمانها از حقایق دیگری حکایت دارد. در ادامه این موضعگیریها در قبال پرونده هستهای ایران مشاهده میشود که بسیاری از مجامع جهانی خواستار دستیابی و به رسمیت شناختن فعالیتها و دستاوردهای هستهای ایران میباشند. حمایت 116 کشور در اجلاس غیر متعهدها از فعالیتهای هستهای ایران و اعلام مخالفت با طرح و سیاستهای زیادهخواهانه غرب و آمریکا در این زمینه که در نهایت منجر به صدور قطعنامهای در حمایت از ایران گردید، مواضع البرادعی دبیر کل آژانس بینالمللی انرژی اتمی که بارها به غرب هشدار داده که ایران در مسیر صحیح حرکت میکند و آنها باید مراقب باشند که ایران را از این حقوق محروم نسازند و عملکردهای مثبت کشورهای حوزه خلیجفارس و جهان عرب و کشورهای اسلامی یکی از نکات برجسته در این پرونده هستهای است؛ در حالی که آمریکا و غرب با ایجاد جنگ تبلیغاتی و سفرهای متعدد به منطقه تلاش دارند تا چنان وانمود سازند که منطقه نیز پذیرای ایران هستهای نیست، اما موضعگیریهای شورای همکاری خلیجفارس، اتحادیه عرب و مقامات کشورهای همسایه در حمایت از ایران شکستی دیگر را برای آنها در پی داشت.
در همین راستا دیدار دبیر کل سازمان کنفرانس اسلامی از تهران را میتوان اعلام حمایت کشورهای اسلامی از حقوق هستهای ایران دانست که در این سفر بارها از مواضع ایران در دستیابی به فناوری هستهای دفاع کرده و اعلام داشته که سازمان کنفرانس اسلامی در جهت تحقق خواستههای تهران عمل خواهد کرد.
همچنین در ادامه پرونده هستهای، چین و روسیه نیز همچون گذشته به عنوان یکی از اصلیترین بازیگران در روند مذاکرات حضور یافتهاند. در این چارچوب چینیها همچون گذشته با هر گونه اعمال فشار بر ایران به ویژه اعمال تحریم مخالفت کرده و خواستار بازگشت پرونده به شورای حکام گردیدهاند. آنها هرگونه تحریم علیه ایران را تشدید کننده بحران کنونی دانستهاند که تاثیرات غیرقابل پیشبینی و نامطلوبی بر جهان به ویژه در بعد اقتصادی خواهد داشت.
در نقطه مقابل روسها نیز ضمن تاکید بر مواضع گذشته خود سعی دارند تا با اعلام مشوقها و طرحهایی نو، ابتکار عمل را در محوریت مسکو متمرکز نمایند. در این چارچوب آنها ضمن دیدارهایی مکرر از ایران و دعوت از هیات ایرانی به مسکو، بر ارائه طرحهایی جدید تاکید کردهاند. البته این نکته قابل ذکر است که روسها برآنند تا از شرایط کنونی برای کسب حداکثر امتیازات از تمام بازیگران این پرونده بهرهبرداری نمایند. آنها از یک سو بر حقوق هستهای ایران تاکید دارند و از سوی دیگر خواستار پذیرش طرحها و پیشنهادات اروپا از سوی تهران شدهاند. همچنین در حالی که به بهانه پرونده هستهای از تکمیل کردن پروژه بوشهر نیز خودداری میکنند. در برخی موضعگیریها آنها خواستار تعلیق فعالیتهای هستهای ایران شدهاند با تمام تفاسیر روسها نیز مانند چینیها منافع خود را در حفظ ایران میدانند و به هر نحوی برآنند تا از تقابل ایران با اروپا و آمریکا جلوگیری نمایند. آنها به خوبی دریافتهاند که در شرایط کنونی عقب نشینی از موضعهای گذشته به معنی تسلیم شدن در برابر غرب و آمریکاست که پیامد آن تاثیرات نامطلوبی بر جایگاه آنها خواهد داشت. لذا حضور در طیف ایران ضمن تأمین بسیاری از منافع، آنها را در عرصه جهانی نیز به عنوان بازیگری مهم و تاثیرگذار معرفی خواهد کرد.
از سوی دیگر در حالی که اروپاییها با ارائه طرح و مشوقهایی سعی دارند پرونده را به نفع خود تغییر دهند، آمریکاییها نیز برای اجرای طرحهای خود تلاش بسیاری کردند.
اقدامات آمریکاییها طی هفتههای اخیر را در دو بخش میتوان بررسی کرد:
اولاً دولتمردان کاخ سفید که تلاش داشتند با خروج پرونده از شورای حکام ابتکار عمل را خود به دست بگیرند، در شورای امنیت شکستی دیگر را متحمل شدند. مواضع چین و روسیه و عملکرد ایران در عدم پذیرش زیادهخواهیهای شورای امنیت سرانجام آمریکا را بر آن داشت تا پرونده را در روندی دیگر پیگیری نماید. آنها همچون گذشته از راه مذاکره اروپا با ایران وارد صحنه شدند. واشنگتن به صورت ضمنی پذیرفت که مشوقهایی از سوی اروپا به ایران ارائه گردد در حالی که اهرمهای فشار نیز در این طرحها در نظر گرفته شود. در این چارچوب آنها خواستار گنجاندن 15 مورد تحریم علیه ایران در مشوقهای اروپا شدند که بیانگر اصل هفتم منشور سازمان ملل متحد میباشد. آنها حضور سولانا در ایران را راهکاری مناسب برای حل بحران پرونده اعلام کردند در حالی که به ایران در مورد عدم پذیرش این طرح هشدار دادهاند.
ثانیاً آمریکاییها در سیاست دوم خود به صورت مستقیم وارد صحنه شدهاند. آنها از یک سو برای کاهش مخالفتهای جهانی با سیاستهایشان از ابراز تمایل برای مذاکره مستقیم با ایران خبر دادهاند؛ در حالی که پیش شرط آنها تعلیق فعالیتهای هستهای است. از سوی دیگر با دیدارهای مکرر از کشورهای همسایه ایران به ویژه ممالک عربی سعی در ایجاد جنگی روانی علیه تهران را دارند. آنها چنان وانمود میکنند که فعالیتهای هستهای ایران تهدیدی برای امنیت منطقه است و همسایگان خواستار توقف آن هستند. این اقدام در حالی صورت میگیرد که کشورهای همسایه از جمله شورای همکاری خلیج فارس و اتحادیه عرب از فعالیتهای هستهای تهران حمایت کرده و افکار عمومی این کشورها نیز ایران را عامل ثبات در منطقه ارزیابی کردهاند که ناکامی دیگری را برای آمریکا در پی داشته باشد.
در کنار آنچه از مواضع و عملکرد بازیگران مستقیم پرونده هستهای ذکر شد، ایران نیز در برابر این اقدامات واکنشها و فعالیتهایی صورت داده است. از یک سو دستگاه دیپلماسی همچون گذشته ضمن تاکید بر اصل مذاکره به رایزنی با بسیاری از کشورها و سازمانها پرداخته است؛ عملکرد وزارت خارجه در اجلاس غیرمتعهدها، مذاکره با چین و روسیه، اعلام پذیرش استمرار مذاکره با اروپا بدون پیش شرط از جمله این فعالیتهاست.
از سوی دیگر مقامات ایران همچون گذشته بر این اصل تاکید کردند که حاضر بر عقبنشینی از حقوق هستهای ملت نیستند و در صورت وجود هرگونه پیش شرط یا اهرم فشار در طرح اروپا از پذیرش آن خودداری خواهند کرد. دراین چارچوب مقام معظم رهبری در سالروز ارتحال حضرت امام (ره) به صراحت اعلام داشتند که ملت و دولت ایران هرگز حاضر به عقبنشینی و چشمپوشی از حقوق هستهای خود نیست. غرب باید بداند که اهرم فشار و تهدید در برابر ملت ایران کارایی ندارد لذا از چنین اقداماتی در طرحهای خود بپرهیزند تا بتوانند در روند مذاکرات حضور یابند.
ایشان تاکید کردند که فناوری هستهای حق ملت ایران است و هرگز به حال تعلیق در نخواهد آمد. از سوی دیگر رئیس جمهور ایران در گفتگوهای تلفنی با سران بسیاری از کشورها از جمله دبیر کل سازمان ملل و دبیر کل سازمان کنفرانس اسلامی بر حقوق هستهای ایران و عدم پذیرش تعلیق تأکید کرد و به اروپا در قبال اعمال هرگونه تهدید و ارعاب هشدار داد. اینگونه موضعگیریها سبب شد تا اروپاییها بیش از گذشته بر استقامت ایران در حفظ حقوق هستهای آگاه گردند و در نهایت از حضور خاویر سولانا به عنوان نماینده رسمی آنها برای ارائه پیشنهادات به ایران خبر دهند؛ در حالی که آنها اعتراف کردند در شرایط کنونی چارهای جز پذیرش خواستههای ایران ندارند.
با عنایت به آنچه ذکر شد میتوان گفت که روند پرونده در حالی که برای اروپا و آمریکا به عنوان چالشی بزرگ روبهروست که حیات سیاسی آنها را تحت تاثیر قرار داده است، با ابهام بسیاری در حالی سپری شدن است. اما نقطه مقابل میتواند دستاوردهای بسیاری برای ایران به همراه داشته باشد. البته این نکته قابل ذکر است که حفظ مواضع در برابر زیادهخواهیهای غرب و آمریکا و تاکید بر احقاق حقوق هستهای تنها راهکار برای دستیابی به این مهم است.
آنچه در مشوقهای اروپا مشاهده میشود، برخی تعهدات و اجبارهایی است که مسوولیتهای بسیاری را برای تهران به همراه دارد در حالی که برای آنها پیامد چندانی در پی ندارد. به عبارتی دیگر دیپلماسی کنونی غرب و آمریکا تکرار بیانیههای پاریس و تهران است که بر اساس آنها ایران ملزم به اجرای تعهدات سنگین از جمله تعلق فعالیتهای هستهای گردید در حالی که اروپا صرفاً اجرای موارد حاشیهای نظیر مبارزه با تروریسم و برقراری امنیت منطقهای متعهد شد. بر این اساس در صورتی که پیشنهادهای اروپاییها- که سولانا آنها را ارائه خواهد کرد- با پیش شرطهایی همراه باشد غیرقابل پذیرش است که بارها این امر از سوی مقامات تهران تاکید شده که هیچ گونه تهدید و پیش شرطی را برای ادامه مذاکرات نخواهند پذیرفت. در همین حال این نکته باید تاکیدشود که آمریکا و اروپا در یک طیف در حال حرکت هستند و صرفاً راهکار آنها متفاوت است لذا نباید برای دوری از سیاستهای آمریکا در بازی اروپا وارد شد؛ چرا که آنها نیز در نهایت مانند آمریکا خواستار تعلیق فعالیتهای هستهای ایران هستند البته از طریق دیپلماتیک و مذاکره؛ امری که همواره از سوی ملت و دولت ایران مردود شده است.
جهان باید ایران هستهای را بپذیرد
درهمین راستا سیامک باقری کارشناس ارشد روابط بینالملل بر این عقیده است که غرب چارهای جز پذیرش خواستههای ایران در دستیابی به فناوری هستهای ندارد.
این کارشناس مسائل هستهای میگوید: برخلاف ادعاهای صورت گرفته از جانب آمریکا هیچ گونه اجماعی در قبال پرونده هستهای ایران وجود ندارد. روسیه و چین با ملاحظات مختلف حاضر به ادغام شدن با اروپا نیستند. از سوی دیگر کشورهای غیرمتعهد و اتحادیه عرب و شورای همکاری خلیج فارس، سازمان اکو و بسیاری از سازمانهای منطقهای و بینالمللی از ایران حمایت نمودهاند. اینگونه موضعگیریها سبب شده تا این تفکر در غرب ایجاد گردد که باید فعالیتهای غنیسازی ایران را بپذیریم تا پرونده از بنبست خارج شود. نمونه این تفکر را در واکنشها و اظهارات مقامات چین و روسیه، دبیر کل سازمان ملل، اتحادیه عرب، بسیاری از کشورهای اروپایی و حتی آمریکا میتوان مشاهده کرد. اروپاییها به خوبی میدانند که اهرمهای خاصی برای مقابله با ایران ندارند و استمرار زیادهخواهی آنها تبعات پیشبینی نشدهای برای آنها در پی خواهد داشت. آنها دریافتهاند که باید خواستههای ایران را بپذیرند چنانکه آنها بارها اعلام کردهاند که اروپا چارهای جز قبول ایران هستهای ندارد، لذا فعالیتهای آن را باید مورد تایید قرار داد. البته این نکته قابل ذکر است که بسیاری از کشورهای اروپایی بر اجرایی شدن این نگرشها تاکید دارند.
این کارشناس ارشد روابط بینالمللی در ادامه میافزاید: سیر تحولات پرونده آن را از ترکیب 1+5 خارج و عملاً ترکیب متفاوتی را ایجاد کرده که برخی آن را 4+3 مینامند و برخی همچون وزیر امور خارجه ایران آن را 2+4 نامگذاری کردهاند.
وی میگوید: سیاست ایران این بوده است که مذاکرات با تعادل برگزار شود و در بازیگران، نوع امتیازاتی که داده شده و گرفته میشود، قواعد بازی و در نهایت شکلگیری تشکلی در مذاکرات که توازن میان ایران و طرفهای مقابل را حفظ کند. در شرایط کنونی موضعگیری چین و روسیه در حمایت از ایران و نیز اعلام آمادگی آمریکا برای حضور در مذاکرات به صورت مستقیم وغیرمستقیم در جبهه اروپا این نوع موضعگیری را تقویت کرده است. وی ضمن تاکید بر اینکه روند پرونده چشمانداز مثبتی را برای ایران نشان میدهد، میافزاید: آمریکاییها سعی دارند تا شکستهای خود در پرونده را در مراحل و سیاستهای دیگر جبران نمایند، چنانکه آنها هنگامی که در شورای امنیت با شکست مواجه شدند، با پذیرش اعلام مشوقهایی از سوی اروپا از مکانیزم ماشه در پیشنهاد اروپا استفاده کردند.
آنها 15 محور تحریم در فصل هفتم منشور سازمان ملل متحد را در مشوقهای این کشورها قرار دادند و اکنون با اعلام تمایل برای مذاکره مستیم با ایران، سعی دارند تا نظر چین و روسیه را برای اعمال فشار بر ایران به دست آورند؛ هر چند که آنها میدانند ایران حاضر به عقبنشینی از حقوق هستهای خود نیست و آنها نیز چارهای جز پذیرش این حقوق ندارند.