تاریخ انتشار : ۳۰ فروردين ۱۳۸۸ - ۱۱:۱۲  ، 
کد خبر : ۹۰۴۲۵

تأملی بر گرایش دوباره غرب به اسلام‌شناسی


قاسم غفوری
بعد از انتشار گزارش‌های متعدد از مواضع خصمانه دول غربی در زمینه حقوق مسلمانان ساکن این مناطق که با وضع قوانین اجتماعی به ویژه در زمینه حجاب، نحوه حضور مسلمانان در عرصه اجتماعی حتی در انتخاب محل سکونت و شغل، به نقض آشکار حقوق بشر نسبت به آنها منجر گردید و نیز واکنش شدید جهان اسلام در برابر اهانت نشریات غربی به مقدسات اسلامی به ویژه پیامبر اعظم(ص)، موجی از غرب‌ستیزی سراسر جهان اسلام را فرا گرفت که نتیجه آن را در تظاهرات گسترده مسلمانان در محکوم کردن سیاست‌های غرب می‌توان مشاهده کرد.
در طی ماه‌های اخیر شاهد دگرگونی نسبی در عملکرد و مواضع دول غربی نسبت به اسلام و مسلمانان بودیم که حکایت از تغییر در نگرش و رفتار آنها با اسلام دارد. (یکی از علل وضع قوانین ضدتروریست در کشورهای غربی، مبارزه با رشد اسلام‌گرایی و مسلمانان بود.) در این چارچوب شاهد برگزاری اجلاس‌های متعدد با عناوین اسلام‌شناسی، ارتقای روابط با کشورهای اسلامی، آشنایی با اندیشه‌ها و آموزه‌های اسلامی و بررسی حقوق مسلمانان ساکن در اروپا، هستیم.
هرچند این اقدامات غرب را می‌توان به نوعی عقب‌نشینی آنها از مواضع گذشته و آگاهی و عبرت‌آموزی آنها از نتایج وحدت جهان اسلام و تلاش آنها برای حل بحران‌های ایجاد شده دانست، اما با توجه به اهداف و مواضع خصمانه آنها علیه اسلام، باید با احتیاط بیشتری به این اقدامات نگریست؛ چرا که در لوای این چهره به ظاهر وحدت‌گرا، اهداف و سیاست‌هایی می‌تواند محقق شود که شاید بتوان آنها را سرمنشأ رویکرد جدید دانست، از جمله:
1- توسعه اقتصادی غرب و کشورهای صنعتی موجب وابستگی آنها به منابع انرژی به ویژه نفت از یک سو و بازارهای دائمی و پرجمعیت برای فروش محصولات از سوی دیگر گردیده است. در این میان اولاً بخش اعظمی از منابع سوختی و انرژی در کشورهای اسلامی است ثالثاً جمعیت بیس از یک میلیارد نفری این کشورها، بازاری مناسب و غیرقابل گذشت برای غرب است. اهانت نشریات غربی به مقدسات اسلامی و گسترش موج غرب ستیزی در ممالک اسلامی، لطمه سنگینی به اقتصاد غرب وارد کرد و در عین حال احتمال ایجاد بحران اقتصادی را افزایش داد. لذا بخشی از علل گرایش دوباره غرب به اسلام را می‌توان منافع اقتصادی آنها دانست که نفوذ رو به گسترش چین و روسیه در کشورهای اسلامی و نیز پیچیدگی پرونده هسته‌ای ایران به این امر دامن می‌زند.
2- غرب در حالی به برگزاری اجلاس‌های مختلف در زمینه اسلام‌شناسی و مراوده با مسلمانان می‌پردازد که در باطن و عرصه داخلی، هیچ اقدامی برای بهبود وضعیت مسلمانان انجام نداده است و همچنان به بهانه مبارزه با تروریسم، افراطی‌گری و حفظ امنیت به اعمال محدودیت علیه مسلمانان می‌پردازد که نمود آن را در تحولات جاری فرانسه، آلمان، انگلیس و ایتالیا در برخورد مراجع دولتی با مسلمانان و تعطیلی مساجد می‌توان مشاهده کرد. بر این اساس غرب سعی دارد تا با برگزاری اجلاس‌های جهت‌دار ضمن سرپوش نهادن بر این اقدامات، افکار عمومی مسلمانان را منحرف نماید.
3- مجامع حقوق بشر در ماه‌های اخیر گزارش‌های بسیاری از عدم رعایت حقوق بشر در جوامع غربی، به ویژه نسبت به اقلیت‌های دینی و نژادی منتشر کرده‌اند. این گزارش‌ها که موجب برملا شدن دروغین بودن دموکراسی غربی و مواضع دوگانه آنها در قبال حقوق بشر است، آنها را با چالش‌های بسیاری مواجه کرده است. بر این اساس از اهداف اروپا در مقطع کنونی بهبود چهره خود در زمینه حقوق بشر است که تحولات کنونی در قبال مسلمانان به عنوان موضوعی جهانی می‌تواند تا حدودی از سنگینی گزارش‌های سازمانهای حقوق بشر علیه غرب بکاهد.
4- این روزها غرب شاهد گرایش روز افزون افراد به اسلام و گسترش جایگاه مسلمانان در افکار عمومی است؛ چنانکه بسیاری از دولتمردان افراط‌گرا و اربابان کلیسا نسبت به اسلامگرایی در اروپا هشدار داده‌اند؛ (جرج بوش و اسقف‌های کلیسا در برخی کشورهای اروپایی ضمن انتقاد از بی‌توجهی به رشد اسلامگرایی، آن را تهدیدی بزرگ برای اروپا ارزیابی کرده‌اند.)
این رشد اسلامگرایی سبب شده تا دولتمردان اروپایی از یک سو برای کسب محبوبیت در میان افکار عمومی و از سوی دیگر برای در دست گرفتن و هدایت روند و سیر اسلامگرایی در جوامع غربی، به برگزاری اجلاس‌هایی با محتوا و عنوان اسلام روی آورند؛ در حالی که در این نشست‌ها، اسلام مورد نظر خود و آنچه آنان از مسلمانان اروپا می‌خواهند را ترویج می‌کنند؛ (در بسیاری از این نشست‌ها مانند اجلاس اتریش، آنها رشد اسلامگرایی را افزایش افراطی‌گری و تروریسم عنوان کرده‌اند.)
5- نکته قابل تامل در عملکرد دولتمردان غربی در قبال اسلام تلاش آنان برای نسبت دادن عملکرد مغرضانه و ضدبشری علیه مسلمانان به مردم و مبرا دانستن خود در این امور است. در این راستا مشاهده می‌گردد که آنها بسیاری از خشونت‌ها به مسلمانان را به گروههای افراطی دینی نسبت می‌دهند، اما هرگز برای مهار و مقابله با آنها اقدام نمی‌کنند. در چنین شرایطی می‌توان گفت که دول غربی با اجلاس‌های ساختگی سعی در تاکید بیشتر بر عملکرد افکار عمومی در ضدیت با اسلام و مبرا کردن خود دارند.
6- آنچه در اجلاس‌های اروپایی مشهود است، تلاش آنها برای تفرقه‌افکنی میان شیعه و سنی و فرق اسلامی است؛ چنانکه در بسیاری از سخنرانی‌ها و گزارش‌ها، آنها ضمن تفکیک اسلام و مسلمانان به مردم عادی و گروههای مبارز و جهادی، و اعلام نقش و جایگاه هر کدام از فرق اسلامی در این طیف‌ها، به این اختلاف دامن می‌زنند؛ (این در حالی است که بسیاری از گروههایی که آنها از آن به عنوان افراطی نام می‌برند، گروههای مبارز و اسلامگرایی مانند حماس، جهاد اسلامی و اخوان‌المسلمین هستند که برای آزادی وطن و تحقق اهداف اسلامی تلاش می‌کنند.)
در نهایت می‌توان گفت که در شرایط کنونی گرایش دوباره غرب به شناخت اسلام و همکاری با مسلمانان که به نوعی دلجویی و عقب‌نشینی از مواضع گذشته است هر چند موفقیتی بزرگ برای جهان اسلام قلمداد می‌شوند، اما باید توجه داشت که این رفتارها مانع از استمرار غرب‌ستیزی که موجب ارتقاء جهان اسلام و وحدت آن شده نگردد؛ چرا که کارنامه غرب همواره حکایت از خصومت دائمی آنها با اسلام دارد که در شرایطی برای حفظ منافع و تعدیل آن پرداخته‌اند و در لوای تغییر مواضع و با نام‌های مختلف به مخالفت و تحریف آن می‌پردازند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات