مجید الوندی
زمانی که گروههای موسوم به راست یا محافظهکار برای هفتمین دوره انتخابات ریاست جمهوری تحت عنوان تشکلهای همسو گردهم میآمدند، شاید تصور نمیکردند که روزی منشعب شوند و گروههای تازه تشکیل شده، با ائتلاف گرد همدیگر پیشینیان خود را پس برنند. با این وجود، میتوان سال 1380 را تحولی در ساختار گروههای محافظهکار قلمداد کرد، سالی که سیدمحمد خاتمی برای دومین بار به ریاست جمهوری ایران برگزیده شد و محافظهکاران به این نتیجه رسیدند که برای رسیدن به این جایگاه باید استراتژی فتح سنگر به سنگر را در پیش گیرند. به همین منظور جبهه پیروان خط امام و رهبری و تشکلهای همسو ـ متشکل از تمام گروهها و احزاب محافظهکاری که پس از دوم خرداد 1376 از ورود به نهادهای انتخابی کشور بازمانده بودند ـ تصمیم گرفتند با بازسازی تشکیلاتی خود، به صحنه سیاسی کشور برگردند. نخستین گام در این راه، انسجام محافظهکاران بود تا مواضعی هماهنگ اتخاذ کنند. به همین منظور شورای هماهنگی نیروهای انقلاب مبتنی بر چهار اصل اسلام، انقلاب، امام و رهبری شکل گرفت.
شورای هماهنگی نیروهای انقلاب با رهبری سران جناح اصولگرا و برنامههای منسجم تشکیل شد. گروههای مختلف جناح یاد شده با وجود اختلافهایشان تنها به دلیل وجود یک رقیب، بنا را بر تعامل با یکدیگر گذاشتند و کوشیدند سنگرهای قدرت را که از دوم خرداد 76 به جناح مقابل واگذار کرده بودند، پس بگیرند. بنا به گفته حجتالاسلام ناطق نوری، آنان به علت پراکندگی در مواضع ناچار شدند گردهم آیند و سپس مرکزی را به نام شورای هماهنگی نیروهای انقلاب متشکل از 15 گروه تشکیل دهند. گروه 2+13 چنین شکل گرفت، 13 گروه و تشکل عضو جبهه پیروان خط امام و رهبری بودند و دو گروه دیگر نیز جمعیت تازه تاسیس ایثارگران و حزب اعتدال و توسعه بود. اصولگرایان با اتحادی که حول محور شورای هماهنگی به دست آورده بودند، توانستند در انتخابات شوراها و مجلس با تابلویی به نام آبادگران بر اصلاحطلبان فائق آیند.
حجتالاسلام علیاکبر ناطق نوری که سکان کشتی جناح محافظهکار را در انتخابات شوراها و مجلس هفتم در دست داشت، با تدبیر توانست گروههای مختلف این جناح را به سر منزل مقصود برساند. اما در جریان انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری و پس از آن، اختلافها میان اصولگرایان دوباره سرباز کرد تا این بار گروههای جوان اصولگرا میداندار شوند. جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی نخستین گروهی بود که راه خود را از شورای هماهنگی نیروهای انقلاب جدا کرد و عنوان شورای هماهنگی نیروهای اجتماعی را برای خود برگزید. جمعیت ایثارگران با وجود آنکه محمود احمدینژاد را میان اعضای شورای مرکزی خود میدید، ترجیح داد از محمدباقر قالیباف حمایت کند؛ شاید به این دلیل که احتمال پیروزی احمدینژاد را کمرنگ میدید. نخستین نشانههای اختلاف میان محافظهکاران ـ که از این پس اصولگرا نامیده شدند ـ از همین جا شروع شد. شاید بتوان پایان انتخابات ریاست جمهوری را پایان عمر 5 ساله شورای هماهنگی نیروهای انقلاب دانست، چرا که بعد از جلسهای که به تبریک موفقیت احمدینژاد در انتخابات ریاست جمهوری نهم اختصاص داشت، جلسهای برگزار نکرد.
گروه آبادگران حاصل تلاش تاکتیکی موفق جناح موسوم به راست برای شکست اصلاحطلبان در جریان انتخابات شوراهای شهر و روستا بود که اکنون سر ناسازگاری با پدیدآورندگانش گذاشته و سهم خود را از گروههای همسو در جناح راست جدا کرده است. پس از قطعی شدن کنار کشیدن حجتالاسلام ناطق نوری از فعالیتهای تشکیلاتی، اصولگرایان به دنبال جایگزین شخصی به عنوان محور حرکت خویش افتادند که در این میان از حبیبالله عسگراولادی در راس شورای هماهنگی نام برده شد. البته اصولگرایانی که ابتدا در جریان دومین دوره انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا با نام ائتلاف آبادگران ظاهر شدند و در کمتر از سه سال توانستند بخش اعظم قوای مقننه و مجریه را در اختیار بگیرند، در راه کسب قدرت تمام عیار، پروای چندانی از نشان دادن تفاوتهای خود با طیف سنتی و معتدل جناح محافظهکار که بیشتر شامل تشکلهایی مانند حزب موتلفه اسلامی، جامعه روحانیت مبارز و جامعه مدرسین حوزه علمیه قم میشود، ندارد و حتی گاه با رد هر نوع تقسیمبندی از این دست، انتقادات تند خود را متوجه محافظهکاران سنتی نیز میکنند.
فصل نوین اصولگرایان
تدوین منشور نوین اصولگرایان توسط تعدادی از احزاب و گروههای سیاسی اصولگرا را میتوان تلاشی در همین راستا قلمداد کرد. پیمان برای حفظ وحدت در انتخابات، محور عمده این میثاقنامه بود. این منشور تمام گروههای موسوم به راست یا اصولگرا را در برنمیگیرد و نمیتوان از آن به عنوان شورای هماهنگی نیروهای انقلاب یاد کرد. جمعیت ایثارگران که به عنوان نخستین گروه راه خود را از شورای هماهنگی جدا کرد، نقشی محوری در تدوین این منشور برعهده گرفته است و در مقابل، گروههای باسابقه محافظهکار مثل حزب موتلفه، جامعه روحانیت مبارز، جامعه مدرسین، جامعه اصناف و بازار، جامعه اسلامی نمایندگان ادوار و جمعیت وفاداران انقلاب اسلامی در این منشور حضور ندارند که میتوان این عدم حضور را به نوعی انشعاب تازه در اصولگرایان و یا پوستاندازی آنان تعبیر کرد. لطفالله فروزنده، قائم مقام جمعیت ایثارگران در حالی تلاش اصولگرایان برای رسیدن به لیست واحد در انتخابات آتی خبرگان و شوراها را دلیل عمده تدوین این منشور اعلام کرد که نباید از نظر دور داشت عامل اصلی اتحاد آنها در انتخابات گذشته، وجود رقیب قدرتمندی به نام «اصلاحطلبان» بود که اکنون با حذف آنها از قدرت، اختلافات درونی اصولگرایان نیز بروز پیدا کرده است.
در این میان، مخالفت مهدی چمران، از اعضای برجسته آبادگران با منشور نوین اصولگرایان را هم میتوان دلیل دیگری بر گسترش دامنه اختلاف میان اصولگرایان برشمرد. او ضمن اظهار بیاطلاعی از چنین مسئلهای، آبادگران را پایهگذار اصولگرایی و ورود آن به عرصه اجرایی دانسته و گفته است که اصول اصولگرایی همان است که رهبری اعلام کرده و منشور آن منشوری نیست که بخواهد امضا شود.
محور اصولگرایان؛ چمران یا عسگراولادی
با موفق نبودن رایزنیهای اصولگرایان برای ایجاد اجماع و تفاهم درونی، اخیرا سران این جناح هرکدام از چهره مطلوب خود به عنوان محور وحدت اصولگرایان نام میبرند. مثال بارز این امر، اظهارات اخیر کمال سجادی سخنگوی جبهه پیروان خط امام و رهبری است که از «حبیبالله عسگراولادی» به عنوان محور وحدت اصولگرایان نام برد. این در حالی است که حسن بیادی سخنگوی جمعیت آبادگران جوان از «مهدی چمران» رئیس شورای شهر تهران به عنوان شخصی که نه تنها قابلیت ایجاد وحدت در این جناح، بلکه در بین شوراهای سراسر کشور را دارد، یاد میکند. با توجه به موضعگیری چمران در قبال منشور نوین اصولگرایان، میتوان دریافت که آبادگران انتظار دارند دیگر طیفهای اصولگرا نیز حول محور آنان حرکت کنند. اما واقعا چه کسی محور وحدت اصولگرایان است یا اینکه چه شخصی میتواند قابلیت برعهده گرفتن این نقش کلیدی را داشته باشد؟ اصلا آیا وحدت اصولگرایان قائم به شخص است؟ و آیا اساسا چنین وحدتی در عالم واقع وجود دارد یا خیر؟ به نظر میآید خود اصولگرایان بهتر بتوانند به این پرسش پاسخ دهند.
واکنش قائم مقام جامعه اسلامی مهندسین به اظهارات چمران مبنی بر اینکه «اصولگرایی مربوط به امروز و فردا نیست که عدهای بخواهند پایهگذار آن باشند و اصولگرایی ریشه در باورهای دینی انسانها دارد و همین اصولگرایی حکم میکند که ما چنین اظهاراتی نکنیم» نشان میدهد که انتظار وحدت اصولگرایان فعلا محقق نخواهد شد. با این وجود، با توجه به اختلافنظرهایی که احزاب اصولگرا به رغم تاکیدشان بر حفظ وحدت در انتخابات ریاست جمهوری نهم داشتند، باید منتظر بود و دید که آیا اصولگرایان با تدوین این منشور نوین میتوانند به وحدت مورد نظر خود برسند؟