ترجمه: کرم نجفی
ربودن دو سرباز نمیتواند به رژیم اسرائیل این حق را بدهد که به مجازات جمعی غیرنظامیان بپردازد.
حزبالله لبنان یا حماس فلسطین را خواه کسی دوست داشته باشد، خواه کسی نفرت داشته باشد مساله مهم این است که قوانین کلاسیک حقوق بینالملل لگدمال شده است. حق انتقام موقعی درست و قانونی است که متناسب و متقارن با جرم باشد. در هیچ حالتی، ربودن دو سرباز اسرائیلی به وسیله کماندوهای حزبالله نمیتواند به رژیم اسرائیل این حق و جواز را بدهد که زیرساخت و زیربناهای لبنانی را خراب کند و این کشور را در محاصره دریایی و هوایی قرار دهد و از مجازات جمعی و گروهی غیرنظامیان که از ترس نظامیان اسرائیلی خانههای خود را در روستاها ترک کرده و در جادهها به وسیله حملات هوایی رژیم قتل عام شدهاند، استفاده نماید. در حقوق بینالملل این موضوع، جنایات جنگی نامیده میشود. متاسفانه در مورد لبنان این برای اولین بار نیست که رژیم اسرائیل از این سیاست استفاده میکند. از سال 1968، تاریخ اولین هجوم اسرائیلی به فرودگاه بیروت، تا سال 2000 زمان تخلیه جنوب لبنان، نظامیان اسرائیلی از سیاست تخریب و تضعیف دولت لبنان، جامعه مدنی و اقتصاد این کشور استفاده کرد. این رژیم تعداد عدیدهای را در زندان خود نگاه داشته است که بعضیها حدود سیسال است در حبس به سر میبرند.
صبرا و شتیلا
قسمتی از جنوب لبنان مدت 22 سال بود که اشغال شده بود، موقعی که در ژوئن 1982 ارتش اسرائیل تا بیروت پیشروی کرد نظامیان این رژیم وحشیانه مدت دو ماه و نیم از زمین، دریا و هوا لبنان را بمباران و زیر حملات خود گرفتند که 20000 قربانی از شهروندان لبنانی گرفت که به قتلعام صبرا و شتیلا معروف شد. تنها دلیل و توجیه آنها در ارتکاب این کشتار، ناتوانی دولت لبنان در پایان دادن به فعالیت گروههای نظامی فلسطینی که در خاک این کشور اقامت داشتند و ضرورت کمک لبنانیها به بیرون کردن گروههای کماندویی از لبنان بود که این بهانه نیز با سوقصد به جان یک دیپلمات اسرائیلی در لندن به دست آمد که یک گروه فلسطینی مسئولیت این سوءقصد را به عهده گرفته بود. علاوه بر تعداد عجیب قربانیان شهروندان در تمام این هجومهای اسرائیلیها، خسارتهای مادی که به لبنان در اثر این حملات از سال 1968 تحمیل شد 60 میلیارد دلار بود.
هنوز زمان آن نرسیده است که جوامع و ملتهای به اصطلاح متمدن و کسانی که نگران دموکراسی و حقوق بینالملل هستند برای یک لحظه هم که شده دست از حمایت از سیاست اسرائیل بردارند و جرایم جنگی ارتکابی آن را محکوم نمایند. موقعی که رژیم اسرائیل به تصرف سرزمینهای عربی و استعمار و کشتن و شهید کردن جمعیت این سرزمینها با نقض و زیرپا گذاشتن تمامی هنجارها و قوانین حقوق بینالملل و کنوانسیونهای ژنو ادامه میداد و اکنون نیز این کار را تکرار میکند آیا میتوان به صورت جدی به آرام کردن و از بین بردن خشونتها در این نقطه از جهان امیدوار بود؟ دیروز گروههای کماندویی و امروز حزبالله لبنان و فردا نیز بهانهای دیگر برای ادامه یافتن این جنایتها وجود دارد.
ظاهر فریبنده
متاسفانه زمانه هیچ فرقی نکرده است. پیشرفتها و دستاوردهای جدید در زمینه حقوق بینالمللی چیزی جز ظاهر فریبنده ندارد. سیاست توپخانهای قرن نوزده مستعمرات اروپایی در آغاز قرن بیست و یکم تحت نفوذ آمریکایی ها که بی ملاحظه از سیاست غیرقانونی و ناهنجار اسرائیل حمایت میکنند به خوبی از سرگرفته شده است. این در حالی است که تصرفات سرزمینی سال 1967 اسرائیل برخلاف تمامی قطعنامههای سازمان ملل بوده است و قطعنامه 1559 شورای امنیت که تنها از دولت لبنان خواسته شده علاوه بر اقدامات دیگر حزبالله را خلع سلاح نماید و به جنایات اسرائیل سرپوش گذاشت، اقدام بینتیجه دیگری از سوی جامعه بینالمللی بود. اگر جامعه بینالملل خواهان برگرداندن جدی صلح به خاورمیانه است باید تمامی حقوق و مقررات در نظر گرفته شده به وسیله سازمان ملل در جنگ اعراب و اسرائیل را به کار بگیرد و عامل این جنایت را که بدون شک دولت اسرائیل که ناقض همیشگی حقوق اساسی و پایهای بینالمللی بوده، معرفی نمایند.