دبیر سیاسی
جنگ نابرابر اسرائیل با حزبالله لبنان، وارد مرحله جدیدی شده است. در این جنگ که ابتدا با دولت خودگردان حماس آغاز شد، رژیم صهیونیستی برخلاف عرف همه قوانین بینالمللی اکثر مراکز دولتی و تأسیسات غزه را مورد هدف قرار داد و با حمله به خانههای مسکونی به قتلعام مردم غیرنظامی پرداخت. بیشتر مسئولان دولتی و نمایندگان منتخب مردم در مجلس قانونگذاری دولت حماس دستگیر و روانه زندان شدند.
به دنبال آن در حالی که اسرائیل در غزه به کشتار مشغول بود، حزبالله لبنان بنا به وظیفه اسلامی و دینی خود به کمک مردم مظلوم فلسطین برخاست و با حمله به چندین تانک رژیم صهیونیستی تعدادی از آنها را کشت و دو نفر را اسیر کرد. این اقدام انقلابی موجب شد که رژیم صهیونیستی دامن جنگ را به مرزهای لبنان کشانده، با حمله به زیرساختهای این کشور و مناطق مسکونی صدها نفر از مردم بیگناه را به خاک و خون بکشد. البته در برابر این حملات ناجوانمردانه، حزبالله با تمام توان به مقابله برخاست و با حملات موشکی به ناو جنگی، پالایشگاه حیفا و مناطق نظامی اسرائیل، آن رژیم را دچار بحران جدی کرد. درباره این جنگ نابرابر نکاتی وجود دارد که توجه به آن ضروری است.
1. جرقه جنگ اسرائیل با حزبالله از آنجا آغاز شد که حزبالله به حمایت مردم مظلوم و مسلمان فلسطین برخاست، حمایت حزبالله از حماس نشان داد که اختلافات مذهبی شیعه و سنی در مبارزه با اسرائیل، امری فراموش شده است. حماس که از اهل سنت است و حزبالله از شیعیان اثنی عشری، در مقابله با صهیونیزم هدف واحدی را نشانه رفتهاند، حضور پرشور مسلمانان اعم از شیعه و سنی در کشورهای عراق، ترکیه، مصر، پاکستان و... در تظاهرات پرشکوه خیابانی و حمایت از حزبالله لبنان هم نشان از همان هدف واحد دارد ولی در این میان معلوم نیست چرا دولتهای مسلمان با گرایش اکثریت سنی از ملتهایشان عقب مانده و در برابر این جنگ نابرابر سکوت کردهاند! آنها باید بدانند که اسرائیل اگر به اهداف خود در لبنان دست یابد، کشورهای دیگر در امان نخواهند ماند.
2. جنگ حزبالله با اسرائیل نشان داد که اگر مسلمانان با انگیزه الهی و با تکیه بر نیروی ایمان به طور جدی بجنگند، اسرائیل در عرض چند ساعت در هم خواهد شکست. مقایسه جنگ 6 روزه اعراب و اسرائیل با جنگ حزبالله با اسرائیل همه چیز را روشن خواهد ساخت. اعراب در جنگ 6 روزه همه امیدشان به سوی پل هوایی شوروی بود که برای آنها تسلیحات لازم را ارسال کند. توقف در ارسال سلاح موجب شکست اعراب و موفقیت اسرائیل شد ولی حزبالله همه چشم امیدش به خدا و تکیهاش بر نیروهای لایزال مردمی است که با انگیزه ایمان میجنگند و شهادت در راه خدا را فوز عظیم میدانند.
3. حملات حزبالله به حیفا و ناو جنگی اسرائیل نشان داد که این رژیم بسیار آسیبپذیر است و این ببری که سالها به دنیا نشان دادهاند، کاغذی است. رژیمی که روزی خواب از نیل تا فرات میدید، یک بار در برابر حزبالله همچون گوسفند عقبنشینی و مناطق جنوبی لبنان را واگذار میکند و امروز با هدف قرار دادن ناو جنگیاش، دیگر ناوها و ناوچههایش به عمق دریا عقبنشینی میکند.
4. سازمانهای جهانی که عمدتاً زیر نفوذ آمریکا هستند، تا هفتمین روز جنگ، مهر سکوت بر لب زده بودند؛ زیرا گمان میکردند که با این حرکت، حزبالله را به دام انداختهاند و برای نابودی یک گروه حزبالله که نه دولتی دارد و نه ارتش، زمان چندانی نمیخواهد. لذا ابتدا اسرائیل از خلع سلاح کامل حزبالله و آزادی اسرای خود سخن میگفت و ضربالاجل 72 ساعته به سوریه میداد. از این رو سازمان ملل و شورای امنیت و حتی غیرمتعهدها و اتحادیه عرب و... ضرورتی برای وارد شدن در مسأله نمیدیدند و همه درصدد به اصطلاح حل مسأله خاورمیانه از طریق حذف حزبالله و دولت حماس بودند ولی حملات برق آسای حزبالله به بندر استراتژیک حیفا و در عمق 65 کیلومتری اسرائیل و به آتش کشیده شدن تأسیسات بندری، پالایشگاه و ایستگاه قطار و... غرق کردن ناو جنگی آنها، تمام معادلات نظامی و سیاسی منطقه را به هم زد، وزیر خارجه عربستان ضمن تقبیح مصاحبه یکی از مسئولان سعودی، بر حمایت کشورش از حزبالله لبنان تأکید کرد و مبلغ پنجاه میلیون دلار کمک به دولت لبنان اختصاص داد، خاویر سولانا از طرف اتحادیه اروپا عازم منطقه شد و خانم رایس نیز برای پیدا کردن راهحلی قرار است به منطقه سفر کند. اسرائیل هم از آتشبس سخن میگوید. تحرکات سیاسی روزهای اخیر نشان داد حزبالله قدرتی نیست که بتوان با حملات سنگین هوایی و موشکی و... آن را از پا درآورد.
5. حملات سنگین اسرائیل به غزه و دستگیری اعضای کابینه و مجلس حماس و حمله به کشور لبنان با حمایت آمریکا و سکوت رضایتآمیز اروپا و سازمانهای جهانی برای چندمین بار نشان داد که دموکراسی غربی فقط یک شعار است. حمایت از دموکراسی فقط در جایی صورت میگیرد که منافع آنها اقتضا کند و در نتیجه مدعیان دموکراسیخواهی، از دیکتاتورترین رژیمهای جهانند.
6. عملیات حزبالله در مقابله با رژیم خونخوار اسرائیل میتواند تجربه بسیار خوبی برای آمریکا و اروپا باشد. آنها باید بدانند ارجاع پروندۀ ایران به شورای امنیت نمیتواند تهدید به حساب آید، زیرا زمانی که اسرائیل تا بن دندان مسلح با حمایت همه جانبه آمریکا و اروپا در برابر گروه حزبالله از پای درآید و با این که لبنان از مناطق نفتخیز نیست قیمت نفت به 80 دلار در بشکه میرسد، درگیر شدن با جمهوری اسلامی ایران قطعاً آمریکا را به زانو درخواهد آورد؛ زیرا از طرفی منطقه نفتخیز جهان در معرض خطر قرار گرفته و قیمت نفت را به مبلغی بالغ بر چهارصد دلار خواهد رساند و از سوی دیگر ناوهای جنگی آمریکا با موشکهای ایرانی به قعر دریا فرستاده خواهد شد. پس چه بهتر که آمریکا و اروپا در برابر حق مسلم ایران در انرژی هستهای تسلیم شده بیش از این خود را در معرض خطر قرار ندهند.
7. توصیه ما به کشورهای اسلامی و نفتخیز منطقه این است که از ملتهای خود عقب نمانند؛ اگر از غیرت مسلمانها درس نمیگیرند لااقل از غیرت صهیونیستها درس بگیرند که برای نجات دو اسیر خود چگونه کشوری را با خاک یکسان میکنند. به راستی آیا مردم لبنان، مسلمان نیستند؟! و آیا چشمهای دولتمردان کشورهای اسلامی جنازههای به خون آغشته زنان و کودکان فلسطینی و لبنانی را نمیبینند؟! آیا جا ندارد که برای نجات هم کیشان خود دست به اقدامی بزنند؟! اگر کشورهای اسلامی حال جنگ ندارند و از وارد شدن در جنگ ابا دارند، پشتیبانی مالی و اقتصادی از ملت فلسطین و لبنان که بوی خون نمیدهد. پیشنهاد ما این است که برای حمایت از مردم فلسطین و لبنان و کمک به حزبالله لبنان کشورهای اسلامی نفتخیز منطقه برای یک هفته نفت خود را به روی غرب ببندند تا قدرت جهان اسلام برای آنها معلوم شود.