تاریخ انتشار : ۲۵ فروردين ۱۳۸۸ - ۰۸:۲۲  ، 
کد خبر : ۹۰۴۷۸

نقش دین در مهار بحران هویت

مقدمه: بحران هویت از مقولات مهم در عصر جدید و مورد تأکید در دهه‌های اخیر در سراسر جهان است و در سطح جهان و کشورهای گوناگون با رویکردهای متفاوت مورد بحث و کاوش‌های فراوان قرار گرفته و مقالات متعددی در این باره به نگارش درآمده است. چالش بحران هویت، هم بعد روان‌شناختی و فردی دارد و هم بعد اجتماعی و سیاسی. طبیعتاً همه فرهنگ‌هایی که با این چالش بزرگ دست به گریبانند، باید در صدد شناخت آن برآیند و در جامعه‌های دیندار علاوه بر آن پرسش از موضع دین در برابر این معضل روانی و اجتماعی نیز رخ مینماید. این گفتار می‌کوشد به اجمال و از منظری کلان به شناسایی و تبیین موقف دین در برابر آن بپردازد.

تعاریف
هویت
بازشناسی مفهوم هویت نیازمند عطف توجه به "شخصیت" می‌باشد، شخصیت عبارت است از:
مجموعه‌ای از خصوصیات مختلف فرد مانند ساختمان بدنی، خُلق، رفتار، علایق، گرایش‌ها، توانایی‌ها و استعدادهای وی، و برآیند این مجموعه از ویژگی‌های آدمی. هویت در واقع، همان شخصیت است که مورد آگاهی درونی قرار گرفته. احساس شخصیت را می‌توان هویت نامید. این نکته را باید مورد دقت قرار داد که شخصیت و هویت آدمی امری فراتر از شخصیت و هویت مکانیکی است، هویت آدمی وابسته به عناصر بی‌شماری است اما همه آنها در پرتو نگاه و نگرش وی به خویشتن و جهان شکل می‌گیرد، تفسیری که فرد از خود و هستی تولید میکند سازنده هویت او خواهد بود.
از سوی دیگر، قوام هستی و شخصیت به معنی‌داری زندگی است، و معنی‌داری حیات و چگونگی آن در سایه نگاه، نگرش و تفسیر فرد از خود و هستی و الویت‌گذاری‌های ارزشی شکل مییابد.
با توجه به این تعریف، باید بر دو نکته تاکید کرد:
1. هویت، امری عقلانی و عاطفی و تفسیری است سنجیده و قانع‌کننده از شخصیت و ابعاد آن و هستی و معنای زندگی.
2. هویت از یک سو امری درونی و از سوی دیگر وابسته به عوامل فراوان بیرونی است که بر نگرش و تفسیر آدمی اثر میگذارد.
بحران و هویت
سلامت شخصیت در گرو سازگاری آدمی با محیط اجتماعی پیرامون و رعایت نرمهای اجتماعی و نیز تفسیر متوازن و سازگار از خود، جامعه و ارزشهاست، هنگامی که در این فرآیند کاستی و چالشی پدیدار شود، نابهنجاری و اضطراب روانی نمودار خواهد شد، و آن‌گاه که این اختلال مضاعف شود و پیامدهای ویرانگری بیافریند، میتوان آن را "بحران" نامید.
از این رو، هویت سالم و آرام در جایی معنی می‌یابد که شخص از نگرش یک دست و سنجیده‌ای از خویشتن و جهان بهره‌مند باشد و عناصر سازنده شخصیت وی از تلائم و سازگاری برخوردار باشند و برای خود زندگی معنی‌داری ساخته باشد.
در نقطه مقابل، هویت بحران زده هنگامی مصداق می‌یابد که تعارض و چالش جدی در نگرش فرد میان عناصر اثرگذار و سازنده شخصیت وی پدید آمده باشد، و فرد از ارائه تفسیر جامع از آنها و پاسخ قانع‌کننده به معنی زندگی ناتوان باشد، و نیز آن‌گاه که فرد یا جامعه‌ای از تامین نیازهای ضروری خود و قدرت بر اشباع یا اقناع خود، عاجز باشد، با شخصیت و هویت بحران‌زده مواجه خواهد شد.
بیشتر بحران‌های درونی و بیرونی در تعامل متقابل قرار دارند. بحرانهای اقتصادی و اجتماعی می‌تواند نگرش فرد را از درون آسیب‌پذیر کند و بحران درونی تولید نماید و از سوی دیگر، ناسازگاریهای درونی و بازماندگی عقلانی و عاطفی افراد و گروهها میتواند بحرانهای اجتماعی بیافریند.
بحرانهای مادی و اقتصادی برای ملتها در درجه دوم اهمیت قرار دارد. بحرانهای عقلانی، عاطفی و معنوی در عرصه روح آدمی بسیار خانمان سوزتر است. همه بحرانهای اجتماعی تا آن‌جا که شخصیت جامعه و مشروعیت نهادهای اجتماعی را آسیب‌زده و بحران‌زده نساخته است، چندان مهم نیست.
بحران هویت گاهی در حد فردی و شخصی می‌ماند و گاهی، میان افراد و گروهها شیوع می‌یابد و به بحرانی عام و اجتماعی تبدیل میشود.
بنابراین، بحران هویت در یکی از شرایط و احوال زیر پدید می‌آید:
الف) آن‌گاه که فرد یا جامعه از تامین نیازهای بنیادی و اصیل خود باز بماند و راهی برای پاسخگویی در نیابد.
ب) هنگامی که میان اجزاء و ابعادی از شخصیت و معیارها تعارض درگیرد و فرد یا جامعه از حل جامع و ایجاد وفاق میان آنها یا ترجیح و اولویت‌گذاری ناتوان باشد.
ج) در هنگامه تحولات و تغییرات روحی و یا دگرگونیهای اجتماعی انتظار ظهور بحرانها میرود، و از آن‌جا که در عصر جدید این تحولات درمقیاس وسیعی می‌افتد بحرانهای بیشتری نمایان میشود.
انواع هویت
هویت از آن نظر که ساخته و پرداخته عوامل گوناگون است، تقسیم‌های متعددی دارد. در این‌جا به برخی از آنها اشاره می‌کنیم:
از یک نگاه، هویت به فردی و اجتماعی و هویت اجتماعی به صنفی، گروهی، قومی، ملی، منطقه‌ای و جهانی تقسیم میشود. با نگاهی دیگر هویت با محوریت مراحل رشد دارای انواعی از این‌گونه است: کودکی، نوجوانی، جوانی، میانسالی و کهنسالی.
از جهت دیگر، لایه‌های هویت را در ابعاد و ساحت‌های وجود آدمی باید جست‌وجو کرد، مانند هویت اعتقادی، اخلاقی، عاطفی، رفتاری و مانند آن.
البته هویت کلی و مطلق برآیند و محصول تعامل مجموعه این ابعاد، لایه‌ها، دایره‌ها و اقسام است.
انواع بحران‌ها و بحران جوانی
بحرانها از لحاظ سنی به دو دسته تقسیم می‌شود:
الف) بحرانهای عمومی که به سن و مرحله خاصی از رشد فرد ارتباط ندارد و ممکن است در هر مرحله‌ای ـ در سطح فردی یا در مقیاس اجتماعی ـ اتفاق افتد.
ب) بحرانهایی که به مقاطع خاصی از مراحل رشد آدمی اختصاص دارد. در این میان بحرانهای دوره جوانی اهمیت بیشتری دارد و در کتابها و پژوهشهای روانشناسی محور بررسی‌های دامنه‌دار قرار گرفته است.
بروز غالب و حساس بحرانهای نوع اول در دوره جوانی است. اصولا به دلیل اهمیت مرحله جوانی و نقش مؤثر و آشکار جوانان، بحرانهای فکری و ذهنی آنان به کل جامعه سرایت میکند و بحرانهای عمومی با شتاب زیاد در میان جوانان نمایان میشود. از این رو نسل جوان را در این زمینه باید مرکز توجه قرار داد و نگاهها را بدان معطوف کرد.
اینک به انواع گوناگون بحرانها می‌پردازیم. از نگاه کلان میتوان بحرانها را به سه نوع عمده تقسیم کرد: بحرانهای انسانی؛ بحرانهای انسان معاصر و بحرانهای منطقه‌ای.
قسم اول بحرانهای انسان از آن جهت که انسان است با قطع نظر از زمان و مکان امکان دارد با آن مواجه شود و همواره گریبانگیر آدمیان بوده است. نوع دوم بحرانها و چالشهایی که تمدن معاصر با آن روبه‌رو شده، به طور برجسته‌تری از اعصار کهن رخ نموده است. نوع سوم بحرانیهایی است که در مناطق گوناگون دنیا در چهره‌های متفاوت پدید می‌آید.
در این جا به ریشه‌ای‌ترین چالشها، نگرانی‌ها و بحرانهای هویت از گونه نخست اشاره می‌کنیم.
بحرانهای انسانی
الف) بحران مرگ و فنا
این پرسش همواره ذهن آدمی را به خود مشغول داشته است که من جاودانه‌ام یا با مرگ در بیابان فنا و نیستی فرو می‌افتم؟
سردرگمی در جست‌وجوی پاسخ به این پرسش و تصور نابودی مطلق، اگر برای افراد بصیر به درستی به تصویر کشیده شود، مایه دلسردی، نومیدی و گونه‌ای از بحران هویت می‌تواند باشد.
ب) بحران پوچی و بی‌معنایی
سلامت و شادابی زندگی وابسته به معنادار بودن زندگی و باور به فلسفه معقول زیست آدمی است، اما همواره این معنا یابی ‌آسان به دست نمی‌آید.
ج) تعارض اخلاق و سود
چنان چه کسی نتواند در دورن خویش ناسازگاری آزاردهنده بین سود فردی و عمل اخلاقی را حل کند، انتظار می‌رود در سیطره چالش‌ها و بحران‌های هویت قرار گیرد. می‌توان بحران مادیت و معنویت را بر اینها افزود.
بحران‌های انسان معاصر
برخی از بحران‌های هویت نوپیدا و زاییده عصر و تمدن جدید است. اینک به شاخص‌ترین آنها اشاره می‌شود:
1. سنت و تجدد
از چالشهای بزرگ انسان معاصر تحیر میان سنت و تجدد است. تمدن نوین بسیاری از هنجارها و نگرشهای دنیای پیشین را که جزو هویت آدمی محسوب میشده، به چالش کشیده و تعارض پاره‌ای از عناصر تمدن جدید و مدرنیته با معیارهای اعصار پیشین از یکسو در درون آدمها بحران آفریده است و از سوی دیگر، میان بخشهای گوناگون دنیا و کشورهای پیشرفته و کشورهای در حال توسعه جدایی افکنده و منشا بروز بحرانها شده است.
یکی از مقولات عصر تجدد، گسترش تردید و نسبیت‌گرایی مطلق در معرفت شناسی و اخلاق است که تولیدکننده نابسامانیها و بحرانهای درونی فراوانی می‌باشد، و این همان مسیری است که علم و اخلاق آن را طی کرده؛ عقلانیت الهی و ایمان دینی از پایه‌هایی است که تا حد زیادی می‌تواند این بحران را مهار سازد و آرامش و هویتی سالم را به نسل امروزی ارزانی دارد.
2. سیطره ماشین و اقتضائات آن
از جمله بحرانهای زاییده عصر جدید، که هویت آدمیان را نیز بحران زده می‌سازد، پدیده فنآوری جدیت و ماشین و اقتضائات روان شناختی و اجتماعی آن است، فنآوری و ماشین ضمن آن که پدیده‌ای سودمند به حال بشر شمرده می‌شود، ولی رشد و توسعه آن موجب نوعی خودبیگانگی انسان از خویشتن و دور افتادن آدمی از طبیعت ناب و سیطره کمیت و حاکمیت روح خشونت شده است. البته همه این امور در هویت آدمی و به ویژه در روح جوان طوفان‌زا و بحران آفرین است.
3. عصر ارتباطات و جهانی شدن
شتاب تحولات زمانه و گسترش ارتباطات و انفجار اطلاعات در دهه‌های اخیر و نیز دگرگونیهای عظیم در جغرافیای سیاسی، بر سرعت حرکت به سمت دهکده جهانی و جهانی سازی افزوده است، اما جهانی سازی دارای دو قرائت است، بنا بر یک قرائت ـ که متاسفانه تا حد زیادی هم رواج دارد و در شمال بیشتر مطمح نظراست ـ جهانی سازی یعنی برتری تمدنهای خاص و اضمحلال هویتهای دیگر در آن. البته این امر هم مولد بحرانهای اجتماعی و هم بحران هویت در میان نسل جدید در جنوب و حتی اروپا است و چاره مشکل ارائه، تقویت و تثبیت قرائت دوم از جهانی شدن است؛ یعنی: قرائت متعادل و سنجیده‌ای از جهانی شدن که در آن تمدنها و فرهنگها پذیرفته شود و هویتها و مقولات فرهنگی ملتها نفی نشود و درصدد تحمیل معیارها و ارزشهای واحد به صورت اجبار و یک جانبه برنیایند.
باید بر این نکته تاکید کرد که شتاب تحولات این عصر و جهش به سمت وضعیتهای نوین، هم وضعیت هویت شمال و به ویژه بخش اروپایی آن را متزلزل و بی‌ثبات و هم هویت جنوب را دستخوش بحران میکند.
باید توجه داشت که به دلیل پیوستگی اقلیم‌ها و مناسبات نزدیک فرهنگ‌ها با شتاب فزاینده، بحرانهای اجتماعی و شخصیتی و هویتی در هر گوشه از دنیا بالقوه میتواند بر همه جهان تاثیرات پایداری بر جای نهد، و اندیشه جزیره‌های از هم جدا، امروز نمیـواند مطلوب هیچ جامعه و فرهنگی باشد.
4. احساس عدم ثابت و امنیت
در نتیجه آنچه بدان اشاره شد اصولا تمدن جدید ضمن دستاوردهای بسیار مثبت، زمینه را برای یک عصبیت فراگیر و احساس قرار گرفتن در پرتگاه جهانی فراهم آورده است، امری که مطمئنا نسل امروز را دچار بحران هویت و احساس تزلزل و عدم ثبات می‌کند. بی‌تردید راه‌حل معضل را در تلطیف روح بشر و ترویج فرهنگ معنوی باید جست‌وجو کرد.
در این میان مساله سلاحهای کشتار جمعی، تروریسم و تخریب محیط زیست از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است و چنان چه مواجه‌های آگاهانه و عادلانه و فراگیر و ژرف با آنها به عمل نیاید، آسیبهای فراوانی میتواند به بار آورد. اینک که چهارچوب و طرح مورد وفاق در برابر آنها وجود ندارد، در ذهنیت و هویت آدمی و نسل امروز بحرانهای جدی به ارمغان آورده است.
5. خانواده
تغییرات اجتماعی و اقتصادی تحولاتی را در نگرش به خانواده و زن پدید آورده که دستاوردهای خوبی را نتیجه داده، اما از سوی دیگر کانون خانواده را که جایگاه انسان سازی و عاطفه پروری است، بسی لرزان و نابسامان ساخته، و این حقیقت، در بحران هویت نسلی که در این بستر رشد می‌یابد تاثیری به سزا میگذارد. نسلی که در خانواده‌های اصیل و پرمهر و عاطفه پرورش یابد از احساس هویت مثبت و شخصیت متعالی برخوردار خواهد بود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات