یوسف صیفی
یکی از موضوعاتی که طی چند سال اخیر همواره توجه محافل سیاسی را در آستانه انتخابات به خود جلب میکند بحث چگونگی حضور آیتالله هاشمی رفسنجانی در صحنه انتخابات است که در دو انتخابات گذشته این سوال با پاسخ پررنگ شرکت فعال این سیاستمدار در عرصه مواجه شده است. این روزها نیز با نزدیک شدن به پایان مهلت ثبتنام انتخابات خبرگان رهبری بحث مزبور مجددا به یک مساله داغ و جذاب خبری تبدیل شده و موضوعی نه چندان تازه برای نویسندگان و تحلیلگران سیاست داخلی کشور فراهم کرده است. اما جالبتر از حضور یا عدم حضور آقای هاشمی در انتخابات رقابت دو جناح سیاسی کشور بر سر قرار گرفتن نام وی در لیست انتخاباتی خود است. به طوری که بارها از سوی رهبران هر دو جناح از وی برای شرکت در انتخابات دعوت به عمل آمده است. این نکته را خاطرنشان میسازد که هاشمی رفسنجانی علیرغم ناکامیهایی که در انتخابات گذشته با آن مواجه شده اما همچنان شاخصترین چهره سیاسی کشور محسوب میشود. سالها مبارزه با رژیم شاهنشاهی و همچنین سالها مسئولیت تاثیرگذار در ردههای درجه یک ساختار سیاسی کشور باعث شده تا هاشمی رفسنجانی همواره مصداق بارز استعاره استوانه نظام باشد.
در همین اثنا طیف میانهرو در هر دو جناح سیاسی موجود در کشور تمایل خود را برای حمایت از هاشمی رفسنجانی در صورت حضور وی در عرصه انتخابات ابراز داشتهاند و بارها از او برای شرکت در انتخابات دعوت کردهاند. این اعلام حمایتها از هاشمی در حالی صورت میگیرد که طیف معتدل محافظهکاران در سوم تیر سال گذشته در کنار دیگر همفکرانش با حمایت قاطع از احمدینژاد در مقابل هاشمی ایستاد و حتی پیش از آن سعی کرد تا هاشمی را به عدم حضور در انتخابات ترغیب کند. اما این روزها با رویکردی متفاوت نسبت به این شخصیت سیاسی موضعگیری کرده و تلاش خود را مصروف زدودن خاطرات بد گذشته کرده است. در کنار محافظهکاران جناح اصلاحطلب نیز که بیش از رقبای خود به رئیس جمهور سالهای پس از جنگ وفادار مانده است از حضور وی در عرصه حمایت میکند و طیف میانهرو این جناح شامل گروههایی است که بیش از دیگران به هاشمی نزدیکند و تلاش میکنند وی را یکی از رهبران اصلی اصلاحطلبان معرفی کنند.
این رویکرد از سوی میانهروهای سیاست ایران با توجه به پیوند بلافصل ایشان با گذشتهای که بخش اعظم آن تحت مدیریت هاشمی رفسنجانی بوده است رویکردی منطقی است. اما با نگاهی به وضعیت حال حاضر جناحین سیاسی در کشور و شرایطی که گروههای سیاسی در انتخابات سال جاری خواهند داشت میتوان تمایل ایشان برای حمایت از هاشمی را که نه از لحاظ کسب یک کرسی بیشتر در خبرگان که از جهت تملک وزنه سیاسی وی در معادلات قدرت تحلیل کرد. به نحوی که حضور این شخصیت سرشناس سیاسی در یکی از دو جناح کشور برای شرکت در انتخابات حامل اعتبار قابل توجهی برای آن جناح در تعاملات سیاسی خواهد بود. از سویی دیگر اهمیت این حضور برای گروههای معتدل و سنتی محافظهکار دارای وجوه دیگری نیز میباشد. از جمله تاثیر حضور وی بر اختلافات درون جناحی محافظهکاران است. به طوری که طیف میانهرو در اختلافاتی که با نومحافظهکاران هم جناحی خود دارد در صورتی که از پشتوانه هاشمی رفسنجانی برخوردار باشد از شانس بیشتری برای غلبه بر این رقیب درون جناحی خود بهرهمند است. این در حالی است که دور شدن این طیف از هاشمی که سالهای درخشان خود را در کنار وی گذرانده است میتواند اسباب ضعف آنها را در مقابل رقبا فراهم کند.
اما شخصیت هاشمی رفسنجانی همواره به عنوان یک شخصیت میان جناحی در صحنه سیاسی کشور مطرح بوده است. به نحوی که همیشه ظرفیت حضور در هر یک از جناحهای موجود را برای خود حفظ کرده است. این ظرفیت به نوعی است که با وجود مقاطعی چون انتخابات ریاست جمهوری نهم لطمهای به آن وارد نشده و افرادی که آن روزها منتقد حضور هاشمی در انتخابات بودند امروز خبرگان رهبری را جایگاه امثال وی تعبیر میکنند. رویکردی که از آن به عنوان احتراز از رفتارهای ساختارشکنانه یاد میشود بیانگر تمایل خود هاشمی رفسنجانی، به حفظ این ویژگی منحصر به فرد است. به طوری که سعی کرده است تا در جریانات سیاسی مختلف جاری در مملکت موضعی میانه را اتخاذ کرده و از انتقادات مستقیم نسبت به گروههای غیرهمسو و حمایت بیقید و شرط از گروههای حامی خود پرهیز کند. رویهای که در مقابل جهتگیری تند برخی گروهها در مقاطع خاص واکنشی نسبتا ملایم را تجویز میکند و اسباب حمایت اصلاحطلبانی را در انتخابات سوم تیر 84 از وی فراهم میآورد که در انتخابات مجلس ششم منتقدان اصلی او بودند.
این شیوه سیاستورزی همچنان بعد انتخابات ریاست جمهوری ادامه دارد که از جمله آن میتوان به عدم همراهی قاطع هاشمی رفسنجانی با پیشنهاد اخیر اصلاحطلبان به مجلس خبرگان اشاره کرد که در صورت کسب حمایت وی طرح مزبور شانس بیشتری را برای تصویب در این مجلس داشت. یا جلساتی که وی با احزاب مختلف برگزار میکند و تبادلنظری که در این جلسات چه با اصلاحطلبان و چه با محافظهکاران صورت میپذیرد. اما در این میان برای وضوح بیشتر جایگاه رئیس دوران سازندگی در تعاملات گروههای سیاسی میتوان به صدمین سالگرد انقلاب مشروطه اشاره کرد که بارزترین خط میان جناحین کشور بعد از انتخابات ریاست جمهوری محسوب میشود.
یک مراسم در مجلس شورای اسلامی و با حضور فعالان جناح حاکم و مراسم دیگر در دارآباد و با حضور چشمگیر جناح چپ برگزار شد و عدم حضور هاشمی در این جلسات مهر تاییدی بر عدم وابستگی حزبی وی حتی در شرایط حاضر بود.
با وجود تلاش رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام برای ایفای نقش میانی اما تعیینکننده در تعاملات سیاسی کشور، برخی موضعگیریها در شرایط فعلی باعث میشود گرایش وی به اردوگاه اصلاحطلبی پررنگتر جلوه کند که از جمله میتوان به موضعگیری فعالان تندرو جناح راست نسبت به دوران ریاست جمهوری هاشمی اشاره کرد که به عنوان زمینهساز اصلاحات در کشور از آن یاد میشود. به نحوی که منتقدین دوران اصلاحات منتقدین دوران سازندگی نیز محسوب میشوند. علاوه بر آن نزدیکی احزابی مانند کارگزاران به وی از عوامل مهم بازسازی چهره هاشمی رفسنجانی به عنوان یک شخصیت محوری در میان اصلاحطلبان به حساب میآید و نشانگر عدم مخالفت وی با گرایش به آنها در مقطع کنونی است.
اما نکته بارز اینکه این تنها جهتگیریهای دیگران است که موجب بر هم خوردن توازن سیاسی هاشمی رفسنجانی در افکار عمومی میشود و موضعگیریهای منتسب به وی هیچگاه بیانگر این موضوع نبوده است. حتی در اظهارات وی پیرامون توقیف روزنامه شرق چیزی فراتر از اظهارنظرهای فعالان معتدل جناح راست مشاهده نشد. این در حالی بود که ادعا میشد شرق با حضور از ارگانهای نزدیک به هاشمی محسوب میشود.
با توجه به سطور فوق سخن گفتن از وابستگی هاشمی رفسنجانی به گروههای مانند روحانیت مبارز و یا تصور محور مثلثی شکل اجماع اصلاحطلبان و حضور هاشمی در یکی از اضلاع آن عباراتی دور از اغماض نیست. جالب توجه است زمانی که از تمایل سخن میگوییم به هیچ عنوان معنای وابستگی از آن برداشت نخواهد شد و به خوبی بیانگر تصمیمگیری بر حسب شرایط زمانی است. لذا با وجود علاقهمندی طیف میانهرو و فعالان سیاسی به حمایت از حضور هاشمی رفسنجانی در انتخابات خبرگان و همچنین تمایل وی برای مشارکت در تصمیمات و سیاستهای این قبیل جریانات به هیچ عنوان نمیتوان از آن تصوری غیرمقطعی و دائمی داشت. حتی احزاب تکنوکرات که همواره از پشتیبانی آقای هاشمی برخوردار بودند نیز این پشتیبانی را مدیون فضای سیاسی موجود در کشور هستند و در صورت تغییر این فضا حتی با وجود وفاداریهای خود در مقاطع حساسی چون انتخابات مجلس ششم و ریاست جمهوری نهم نمیتوانند از حمایتهای هاشمی رفسنجانی تعبیری جز تمایل و گرایش به اصلاحطلبی را داشته باشند.