تاریخ انتشار : ۳۱ فروردين ۱۳۸۸ - ۰۹:۳۴  ، 
کد خبر : ۹۰۴۸۵
حجت‌الاسلام سیدعبدالمجید اشکوری، محقق و پژوهشگر حوزه علمیه قم

بندیکت شانزدهم بازیچه دشمنان مسیح علیه‌السلام


علی رضایی
* یالثارات: اهانت‌های اخیر پاپ بندیکت شانزدهم علیه اسلام و توهین او به دین اسلام از چه خواستگاهی سرچشمه می‌گیرد و چه پشت پرده‌ای دارد؟ این اهانت‌ها با چه اهداف و انگیزه‌هایی از سوی جهان استکبار پیگیری شده است؟

** اشکوری: اولا بایستی گفت که تمامی پیامبران الهی از نظر اسلام برای این مبعوث شده‌اند تا برای جامعه انسانی آرامش و سعادت را به ارمغان آورند و این یعنی هدایت و عدالت. این دو هدف، هدف همه انبیاء عظام الهی بوده است. در این میان رسول اکرم(ص) به عنوان رحمه للعالمین و خاتم‌‌النبیین مطرح می‌شوند. لذا پیامبر اسلام هم به همین ترتیب مبعوث شده‌اند تا برای همه ابناء بشر و انسانها آرامش و سعادت را بیاورند قرآن خطاب رسول اکرم را به همه انسانها معرفی می‌کند که ایها الناس! انی رسول‌الله الیکم جمیعاً. ای همه انسانها من به سوی همه شما آمده‌ام. برای چه کاری؟ برای دو کار: اول لیقوم الناس بالقسط. قسط و عدالت و دوم، در پرتو عدالت، آرامش و سعادت و رفاه برای همه افراد بشر. و می‌فرماید الله ولی الذین امنو یخرجهم من الظلمات الی النور. به وسیله انبیاء الهی این اخراج از ظلمات و رسیدن به نور صورت می‌گیرد. لذا اگر کسی با مبانی دینی اسلامی آشنایی داشته باشد نمی‌تواند مفهوم خشونت را به اسلام و رحمه للعالمین ـ پیامبر اکرم(ص) ـ نسبت دهد.
آنچه باعث شده که پاپ این سخنان را بیان کند بیشتر برخاسته از تحت تاثیر بودن او از قدرتهای استکباری است بدین معنا که آمریکایی‌ها در این تفکر به سر می‌برند که هنوز در دوران جنگ سرد هستند. مثل دوران جنگ سردی که از زمان ترومن و بعد از جنگ جهانی دوم با شوروی داشتند. آنها عنوان می‌کنند که چنانچه آن موقع ایدئولوژی لیبرالیسم در مقابل ایدئولوژی مارکسیسم ـ کمونیسم قرار داشت، الان هم ایدئولوژی لیبرالیسم در برابر اسلام قرار دارد. اما با این مشکل مواجه هستند که در زمان شوروی سابق اینها قدرت ایدئولوژی لیبرالیسم‌شان بر اندیشه مارکسیسم برتری داشت. یعنی لیبرالیسم ثابت کرد که به لحاظ مبانی نظری نسبت به مارکسیست‌ها دست بالا را دارد اگر هم آنجا توانست موفق شود به دلیل همین قدرت ایدئولوژیکی بود. ولی امروزه احساس می‌کنند که در مقابل ایدئولوژی اسلامی در نقطه ضعف به سر می‌برند و می‌بینند که توانایی مقابله ندارند. به خصوص با حرکتهایی که جدیداً در جهان اسلام در حال رشد و نمو است این ضعف بیشتر عیان می‌شود.
مثل مساله پیروزی حزب‌الله لبنان یا سوالات به جایی که آقای دکتر احمدی‌نژاد ریاست محترم جمهوری از بوش مطرح می‌کند. یا مثل بحث مناظره و آمادگی برای مناظره دولت ایران با دولت و رئیس‌جمهور آمریکا. مثل نامه رئیس جمهور ایران به همتای آمریکایی که به صورت فعالانه و از موضع مدعی وارد گفت‌وگو با غرب شده است. مثل بحثی که در رابطه با رعایت حقوق بشر با غرب و به خصوص آمریکایی‌ها طرح شده است و... لذا اینان می‌بینند که در هر نقطه‌ای دچار ضعف هستند. هم به لحاظ مبانی نظری در مقابل اسلام کم آورده‌اند و هم در بحث‌های سیاسی دچار ضعف شده‌اند. لذا امروز که در نقطه ضعف قرار گرفته و ضربات پی‌درپی را متحمل شده و مورد سوال واقع می‌شوند لذا برای آنکه افکار عمومی جهان را به سمت دیگری سوق دهنند و از سوی دیگر به جای آنکه به گفت‌وگو بپردازند همچنانکه در داخل کشورهای جهان اسلام درصدد هستند که تعصبات قومی و نژادی را افزایش داده تا بین اقوام مختلف اختلاف ایجاد شود و مردم به جای منطق با تعصبات قومی با همدیگر برخورد نمایند تا آنان بتوانند از این آب گل‌آلود ماهی موردنظر خود را صید نمایند، در بعد جهانی نیز آمده‌اند نسبت به غرب و اسلام این تعصبات مذهبی را دامن زده و شکاف بین دینی ایجاد کرده‌اند. اگر بخواهند این تعصبات را بر هم بزنند چه ابزار و چه کسی بهتر از پاپ؟ او را تقویت می‌کنند، دور می‌زنند و او را وادار به سخنانی می‌کنند که او را در برابر جهان اسلام قرار داده و از سوی دیگر عواطف مسیحیان را علیه اسلام برانگیزانند. با این وضعیت و بدین دلیل وارد این عرصه شده‌اند. به خاطر ضعف ایدئولوژی به تعصبات مذهبی دامن می‌زنند و اختلاف مذهبی در بین جهان اسلام و جهان مسیحیت را پررنگ می‌کنند.
* یالثارات: آیا اطلاع پاپ از اسلام آن‌قدر ضعیف است که در سخنان خود دین آخرین پیامبر خدا را اینگونه معرفی می‌کند؟
** اشکوری: بحث را باید از سوی دیگر نگریست. در حال حاضر اختلافی که در دین وجود دارد بین دین و بی‌دینی است. پررنگ‌ترین اختلافات بین دین و بی‌دینی است. ما ایدئولوژی در برابر خود می‌بینیم که می‌گوید دین نمی‌بایست در عرصه سیاست و اجتماع دخالت کند و هرگونه که مستکبرین خواستند اقدامات خود را بدون مزاحمت دین انجام دهند. دین نمی‌بایست در آنجا دخالت کند و حرفی بزند. اساساً که این بحث‌های اخلاق، رستگاری و دین و عقلانیت، منبعث از وحی به طور کلی بایستی از عرصه سیاست و اجتماع به دور شود، لذا نزاع اصلی بین دین و بی‌دینی است و نه بین ادیان. اما از آنجا که بی‌دینی در برابر دین تاب مقاومت ندارد و از منطق برخوردار نیست و دین مطابق با فطرت بشری است و لذا قدرت نفوذ بیشتری پیدا می‌کند و می‌تواند جوامع را تحت تاثیر خود قرار دهد، بی‌دینی ناچار است برای آنکه جلوی دین را بگیرد، به اختلافات دامن بزند وگرنه اختلاف اصلی بین کفر و ایمان است. ولی آنان می‌خواهند بدین وسیله اختلاف اصلی را پوشیده نگه دارند.
*یالثارات: بوش در چند سال گذشته بحث تکرار جنگ‌های صلیبی را مطرح کرده. ساموئل هانتینگتون هم در بحث برخورد تمدنها این بحث را مطرح کرده بود. سخنان اخیر پاپ با سخنان این دو چه ارتباطی می‌تواند داشته باشد. آیا اینان درصددند تا برخورد دیگری با جهان اسلام و یا یکی از کشورهای تاثیرگذار آن داشته‌‌ باشند؟
** اشکوری: البته به نظر نمی‌رسد که در شرایط فعلی جنگ سخت را بخواهند دنبال کنند. چرا که شکستی که استکبار در لبنان متحمل شد موجب گشت تا آنان وادار به عقب‌نشینی شوند. عمده کار این است که نظام سلطه و استکبار برای اینکه به منابع کشورهای دیگر دسترسی پیدا کرده و آنها را به غارت ببرد امروز نیازمند به تسلط به دیگر است. او بر سلطه یافتن بر کشورهای دیگر محتاج است. این همان امری است که کل ادیان آن را برنمی‌تابند و دقیقاً از آن جایی که نشأت گرفته است که تقابل بین دین و کفر، را به وجود می‌آورد. کفر روحیه استکبارخواهی را در بشریت تقویت می‌کند و دین آمده تا روحیه استکبارپذیری را در جهان از بین ببرد و این دو با هم در تقابل هستند. لذا نظام استکبار برای تسلط بر محیط اجتماعی سیاسی و فرهنگی انسانها در تمامی جوامع به دنبال دلیلی برای حضور خود می‌گردد و بهانه‌جویی کرده تا حضور تسلط‌گرایانه خود را توجیه نماید از این رو اگر اینها بحثی به عنوان جنگ تمدنها را مطرح می‌کنند همگی فلسفه‌بافی است برای سلطه‌گری آنها بر سراسر جهان آن هم سلطه‌گری نظام کفر و سلطه‌گری نظام دین. اگر بخواهیم بگوییم که جنگ تمدنی در حال شکل‌گیری است و نزاع تمدنی و جنگ سرد تمدنی راه افتاده است با این منظر که این جنگ سرد ما بین ادیان نیست بلکه مابین الحاد و کفر و خوی استکبارگری با نظام عدالت و مهرورزی و دینمداری است قابل پذیرش است.
* یالثارات: آیا در این مبارزه با حلقه‌های به هم پیوسته مقابله با اسلام و هر چه نماد اسلامی است موفق خواهند شد تا به اهداف خود دست پیدا کنند؟
** اشکوری: به عنوان یک مسلمان که اعتقاد به فلسفه تاریخ اسلام دارد بایستی بگویم که آنچه در حال وقوع است روند حرکتی است به سمت آنکه حقیقت «کلمه الله» بر همه آشکار شود و این نشان دهنده آن است که حقیقت کلمه الله در حال ظهور است. چنانچه در قرآن می‌فرماید «لیظهره علی‌الدین کلّه ولو کره المشرکون». این در حال اتفاق است و اینکه مستضعفین وارثین کره زمین خواهند شد و قسط برپا خواهد شد روند کلی جهان به آن سمت در حال حرکت است. از سوی دیگر اینان هر کاری که انجام می‌دهند از نگاه فلسفه تاریخ بحث «و مکروا و مکرالله والله خیرالماکرین» پیش می‌آید. اینها هر حیله‌ای به کار می‌برند تا از اینکه برتری خدا و دین خدا بر تمام ایدئولوژی‌ها و مکاتب الحادی از بین برود با هر تلاش همان تلاش موجب روشگری بیشتر و ظهور هر چه بیشتر دین خواهد شد.
* یالثارات: شما از سوالات تمدنی رئیس جمهور اسلامی ایران از غرب نام بردید، این سوالات چه جایی را در برابر اندیشه سکولار غربی پدید آورده است؟
** اشکوری: مقام معظم رهبری در ابتدای سال 85 سال را به نام نامی پیامبر اعظم (ص) نامگذاری فرمودند و بیان کردند که امسال بدین جهت نام نامگذاری شد تا خیزشی عظیم به سمت تمدن اسلامی صورت گیرد. انقلاب اسلامی وظیفه دارد تا بیداری اسلامی‌ای که در جهان اسلام اتفاق افتاده و خودباوری‌ای که در میان مسلمانان پدید آمده را با تکیه بر مبانی قوی عقلی و نظری به سمت تمدن اسلامی پیش ببرد تا به جایگاه اصلی خود برسد. کاری که آقای احمدی‌نژاد در طول یک سال اخیر ریاست جمهوری خود در تعامل با غرب به خصوص در مقابل استکبار جهانی و شیطان بزرگ، آمریکای جهانخوار انجام داده است آن بوده که تمدن غربی که تمدنی مخالف دین در صحنه سیاست و اجتماع است را به چالش کشیده است. این چالش البته از جنس نظری است یعنی اگر خوی استکبار عدالت گریز است و تمدن موجود غربی نیز چنین است، آقای احمدی‌نژاد نیز باید از عدالت و بسط آن در سراسر جهان بگوید. اگر آن تمدن نسبت به بشریت در حال جنایت است تمدن اسلامی بایستی از مهرورزی به بندگان خدا در جهان صحبت کند. بنابراین، آقای احمدی‌نژاد از موضع تمدنی اسلام و براساس مبانی اسلام، غرب را به چالش کشیده است. مثلا ایشان می‌گوید که شما بایستی نسبتتان را نسبت به مهرورزی، حقوق بشر، خدا، انسانیت عدالت و... روشن کنید. ما معتقد به کرامت انسانی و رحمت به بندگان خدا و عدالت هستیم فلذا شما بایستی نسبت خودتان را با این مباحث روشن کنید و اگر این مساله در میان متفکران جهان انتشار یابد و ذهن آنان بدین سمت معطوف گردد، آن موقع است که غرب دچار چالش‌های بزرگی به لحاظ مبانی نظری و رفتاری خواهد شد و نگرانی آنان هم از همین بابت است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات