آرین بلند اختر
در حالی که این روزها پنج عضو دایم شورای امنیت به علاوه آلمان در حال مقدمه چینی برای تحریم ایران به عنوان کشوری که به اعتقاد آنان در مساله هسته ای شفاف سازی نکرده، هستند آزمایش نخستین بمب اتم ازسوی کره شمالی در نگاه اول بیاعتباری چنین رویکردی را در خصوص ایران یادآور میشود. گفت و گو و اظهار نظر پیرامون تاثیر آزمایش اتمی کره شمالی بر رویکرد اروپا و آمریکا در مقابل ایران در یکی دو روز گذشته به مبحث داغ محافل تحقیقاتی و اطلاعاتی بدل شده است. نگاهی به رویکرد آمریکا در قبال مساله هسته ای کره شمالی در چند سال گذشته نشان می دهد که سیاست واشنگتن در مقابل این مساله سیاست تحریم و انزوای پیونگ یانگ در کنار مذاکره با آن با هدف دست برداشتن کره شمالی از فعالیت های هسته ای خود بوده است. بررسی استراتژی واشنگتن در دهه 90 میلادی و در سالهای پس از روی کار آمدن نومحافظه کاران در آمریکا بیانگر آن است که سران آمریکا اعم از دموکرات و جمهوریخواه از مذاکره مستقیم با کره شمالی به قصد حل مسالمتآمیز بحران هستهای در شبه جزیره کره سر باز زده و همواره خواهان آن بوده اند که کره شمالی با امتیازات ناچیز از فعالیت های هسته ای خود دست بردارد. اما در مقابل رهبران کره شمالی با فهم واقعیت ها ودرک پاشنه آشیل طرف مقابل، از سلاح هسته ای به عنوان برگ برنده ای در مقابل آمریکا استفاده نموده اند. کیم جونگ ایل رهبر بلامنازع کره شمالی با درک شرایط وخیم داخلی وبا تداوم سیاست های پدرش به خوبی میداند که دست برداشتن از این امر به معنی بالا بردن دست ها در مقابل آمریکاست و از اینجاست که به رغم چندین سال تحریم و هم چنین مذاکرات مختلف از جمله پنج دور مذاکرات شش جانبه هیچ موفقیتی در این امر حاصل نشده است. بنابر این نیمنگاهی به رویکرد آمریکا در مقابل کره شمالی نشان می دهد که دلیل اصلی دست یابی کره شمالی به سلاح هسته ای و شکست آمریکا در بازداشتن پیونگ یانگ از چنین امری همین رویکرد آمریکاست و در صورت تغییر این رویکرد چه بسا که نه تنها کره شمالی به دنبال بمب اتم نمی رفت بلکه حتی اوضاع اقتصادی آن نیز امروز بسیار بهتر از گذشته بود و شاید هم به تدریج این روند کره شمالی را به جرگه متحدان واشنگتن وارد می کرد. جالب این جاست که حتی با مشخص شدن غلط بودن این رویکرد واشنگتن باز هم بر طبل تشدید تحریم ها می کوبد و هم اکنون تلاش گسترده ای در شورای امنیت سازمان ملل در این خصوص در جریان است.
انتخاب نوع تحریم ها به دلیل انزوای بیش از حد کره شمالی اگر چه کار دشواری است ولی به احتمال زیاد این تحریم ها تحت فشار آمریکا گسترده تر خواهد شد. تردیدی نیست که مردم کره شمالی در تیرس تشدید تحریم ها هستند و ظاهرا هیچ کس نیست که بپرسد : آیا گسترش دامنه تحریم ها که تا کنون هیچ برآیند مثبتی نداشته است خواهد توانست رژیمی که به بمب اتم دست یافته را برای انهدام آنها متقاعد نماید؟ دستیابی کره شمالی به بمب اتم تلاشها پیرامون مساله هسته ای ایران را هم تشدید کرده و افراد و گروه های خاص با اغراض مختلف را به بحث در این مورد واداشته است. مقایسه ایران با کره شمالی که در این روزها در رسانه ها کم به آن پرداخته نمیشود اگر چه قیاسی از نوع قیاس مع الفارغ است ولی چیزی است که وجود دارد و باید ریشه ها و اهداف این قیاس مورد شناسایی قرار گیرد. در نادرست بودن مقایسه ایران با کره شمالی همین بس که ایران بارها اعلام کرده به دنبال سلاح هستهای نیست و هیچ موردی که نشان دهد ایران به دنبال سلاح هستهای است تاکنون کشف نشده است و این در حالی است که نزدیک به دو دهه است که تلاشهای کره شمالی برای دستیابی به سلاح هستهای افشا شده است. به علاوه ایران از نظر فرهنگی، تمدنی ، سیستم حکومتی،جغرافیایی و دارابودن منابع استراتژیک به هیچ عنوان قابل مقایسه با کره شمالی نیست. در نگاهی کلی میتوان گفت که مقایسه کنندگان ایران با کره شمالی دو دستهاند عدهای هم چون تحلیلگران و ناظران واقع بین با در نظر گرفتن بروندادها به این نتیجه گیری میرسند که تحریم ایران و تشدید فشارها به تهران نتیجه مثبتی نخواهد داشت. اگر چه استدلالی که آنها برای رسیدن به این نتیجه مطرح میکنند نادرست است ولی این نتیجهگیری آن ها که رویکرد تحریم وفشار بر ایران بینتیجه است، امر غلطی نیست. دستهای دیگر از تحلیلگران با بستن چشم خود برواقعیتها و طرح این مساله که اگر ایالات متحده به کره شمالی حمله میکرد، چنین اتفاقی نمیافتاد، در پی ترغیب آمریکا و غرب به اتخاذ چنین رویکردی در مقابل ایران هستند.
از نگاه این افراد گزینه آلترناتیو دیگری برای جلوگیری از برنامه هستهای ایران وجود ندارد. این دسته از تحلیلگران و مقامات سیاسی که عمدتا با جمهوری اسلامی عناد دارند اظهار امیدواری میکنند که دستیابی کره شمالی به بمب اتم، غرب را در جلوگیری ایران از افتادن به چنین مسیری باز دارد. لازم به یادآوری است که این گروه که حرکت ایران به سمت سلاح هستهای را قطعی میدانند فقط با مساله هستهای ایران مشکل ندارند، بلکه هدف را در چیز دیگری میبینند. اما در شرایطی که در این روزها در هر تحلیلی پیرامون مساله هستهای کره شمالی نام ایران هم به چشم میخورد وظیفه دولتمردان ما تلاش برای خنثی کردن تحلیلهای غلط با استفاده از شیوههای مناسب است. دیپلماسی ایران در مقطع کنونی بیش از هر زمان دیگری باید فعال گردد و صداوسیما بهعنوان رسانه ملی بر روی موضع دولت در محکوم کردن اقدام کره شمالی مانور داده و جامعه جهانی را از سیاستهای ایران در مساله هستهای مطلع نماید. بدون تردید در شرایط کنونی هیچ تلاشی غیر از تلاش نرمافزارانه در این راستا نمیتواند تلاش یکپارچه غرب برای تحریم و اعمال فشار بر ایران را خنثی نماید.