در روزهایی که بیست و ششمین سالگرد آغاز جنگ ایران و عراق بار دیگر مسائل مربوط به این جنگ را در محافل سیاسی ایران مطرح ساخته است دفتر آیتالله اکبر هاشمی رفسنجانی رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام، نامه حضرت امام خمینی (ره) به مسوولان نظام برای اعلام آتشبس در جنگ ایران با عراق را منتشر کرد. چندی پیش هاشمی رفسنجانی در گفتوگویی اعلام کرد که محسن رضایی فرمانده وقت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در نامهای به امام درخواست امکانات نظامی کرده که امام (ره) خطاب به محسن رضایی فرمودهاند "درخواستهای نظامی محسن رضایی برای جنگیدن را یک ابر قدرت هم نمیتواند تامین کند " اما این اظهارات از سوی محسن رضایی " تکذیب شد. بطوری که وی "از اساس نوشتن هرگونه نامه به حضرت امام (ره)" را تکذیب کرد. همچنین موسسه نشر آثار امام درباره نامه امروز نظر میدهد. برای رفع هرگونه شبههای در تاریخ، دفتر آیتالله هاشمی رفسنجانی متن نامه حضرت امام خمینی (ره) به مسوولین در تاریخ 25/4/1367 را منتشر کرد. متن کامل این نامه در پی میآید:
بسماللهالرحمنالرحیم
شنبه 25/تیر/67 با یاری خداوند متعال و با سلام و صلوات به انبیاء بزرگوار الهی و ائمه معصومین صلواتالله علیهم اجمعین، حال که مسوولین نظامی ما اعم از ارتش و سپاه که خبرگان جنگ میباشند صریحاً اعتراف میکنند که ارتش اسلام به این زودیها هیچ پیروزی به دست نخواهند آورد، و نظر به این که مسوولین دلسوز نظامی و سیاسی نظام جمهوری اسلامی از این پس جنگ را به هیچ وجه به صلاح کشور نمیدانند و با قاطعیت میگویند که یک دهم سلاحهایی را که استکبار شرق و غرب در اختیار صدام گذاردهاند به هیچ وجه و با هیچ قیمتی نمیشود در جهان تهیه کرد و با توجه به نامه تکاندهنده فرمانده سپاه پاسداران که یکی از دهها گزارش نظامی سیاسی است که بعد از شکستهای اخیر به اینجانب رسیده و به اعتراف جانشینی فرمانده کل نیروهای مسلح، فرمانده سپاه یکی از معدود فرماندهانی است که در صورت تهیه مایحتاج جنگ معتقد به ادامه جنگ میباشد و با توجه به استفاده گسترده دشمن از سلاحهای شیمیایی و نبود وسایل خنثیکننده آن، اینجانب با آتشبس موافقت مینمایم و برای روشن شدن در مورد اتخاذ این تصمیم تلخ به نکاتی از نامه فرمانده سپاه که در تاریخ 2/4/1367 نگاشته است، اشاره میشود.
فرمانده مزبور نوشته است تا پنج سال دیگر ما هیچ پیروزی نداریم، ممکن است در صورت داشتن وسایلی که در طول پنج سال به دست میآوریم قدرت عملیات انهدامی و یا مقابله به مثل را داشته باشیم و بعد از پایان سال 71 اگر ما دارای 350 تیپ پیاده و دو هزار و 500 تانک، سه هزار توپ و 300 هواپیمای جنگی و 300 هلیکوپتر و قدرت ساختن مقدار قابل توجهی از سلاحها... که از ضرورتهای جنگ در آن موقع است- داشته باشیم میتوان گفت به امید خدا عملیات آفندی داشته باشیم. وی میگوید قابل ذکر است که باید توسعه نیروی سپاه به هفت برابر و ارتش به دو برابر و نیم افزایش پیدا کند، او آورده است البته آمریکا را هم باید از خلیج فارس بیرون کنیم و الا موفق نخواهیم بود. این فرمانده مهمترین قسمت موفقیت طرح خود را تهیه به موقع بودجه و امکانات دانسته است و آورده است که بعید بنظر میرسد دولت و ستاد فرماندهی کل قوا بتواند به تعهد خود عمل کنند.
البته با ذکر این مطالب میگوید باید باز هم جنگید که این دیگر شعاری بیش نیست. آقای نخست وزیر از قول وزرای اقتصاد و بودجه وضع مالی نظام را زیر صفر اعلام کردهاند، مسوولین جنگ میگویند تنها سلاحهای را که در شکستهای اخیر از دست دادهایم به اندازه تمام بودجهایست که برای سپاه و ارتش در سال جاری در نظر گرفته شده بود. مسوولین سیاسی میگویند از آنجا که مردم فهمیدهاند پیروزی سریعی به دست نمیآید شوق رفتن به جبهه در آنها کم شده است. شما عزیزان از هر کس بهتر میدانید که این تصمیم برای من چون زهر کشنده است ولی راضی به رضای خداوند متعال هستیم و برای صیانت از دین او و حفاظت از جمهوری اسلامی اگر آبرویی داشته باشم، خرج میکنم.
خداوندا ما برای دین تو قیام کردیم و برای دین تو جنگیدیم و برای حفظ دین تو آتش بس را قبول میکنیم. خداوندا تو خود شاهدی که ما لحظهای با آمریکا و شوروی و تمامی قدرتهای جهان سر سازش نداریم و سازش با ابرقدرتها و قدرتها را پشت کردن به اصول اسلامی خود میدانیم. خداوندا در جهان شرک و کفر و نفاق، در جهان پول و قدرت و حیله و دورویی، ما غریبیم،تو خود یاریمان کن. خداوندا در همیشه تاریخ وقتی انبیاء و اولیاء و علما تصمیم گرفتهاند مصلح جامعه گردند و علم و عمل را در هم آمیزند و جامعهای دور از فساد و تباهی تشکیل دهند با مخالفتهای ابوجهلها و ابوسفیانهای زمان خود مواجه شدهاند. خداوندا، ما فرزندان اسلام و انقلابمان را برای رضای تو قربانی کردیم، غیر از تو هیچکس را نداریم، ما را برای اجرای فرامین و قوانین خود یاری فرما. خداوندا از تو میخواهم تا هر چه زودتر شهادت را نصیبم فرمایی. گفتم جلسهای تشکیل گردد، آتش بس را به مردم تفهیم نمایند. مواظب باشید ممکن است افراد داغ و تند با شعارهای انقلابی شما را از آنچه صلاح اسلام است دور کنند. صریحا میگویم باید تمام همتتان در توجیه این کار باشد، قدمی انحرافی حرام است و موجب عکسالعمل میشود. شما میدانید که مسوولین رده بالای نظام با چشمی خونبار و قلبی مالامال از عشق به اسلام و میهن اسلامیمان چنین تصمیمی گرفتهاند، خدا را در نظر بگیرید و هر چه اتفاق میافتد از دوست بدانید. والسلام علینا و علی عبادالله الصالحین
روحالله الموسوی الخمینی
من هیچگاه به امام درباره پایان جنگ نامه ننوشته بودم
همچنین فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در دوران دفاع مقدس با بیان این که یکی از دلایلی که حضرت امام در مورد پایان جنگ تصمیم گرفتند، نامهای بود که من به آقای هاشمی نوشته بودم، افزود: البته من هیچ گاه به امام نامه ننوشته بودم. محسن رضایی در پاسخ به این سئوال که "آقای هاشمی رفسنجانی پذیرش قطعنامه را به دلایلی همچون خستگی نیروهای نظامی، نامه وزرای اقتصاد و رئیس بانک مرکزی مبنی بر ناتوانی تأمین هزینههای جنگ و نامه شما به عنوان فرمانده سپاه مبنی بر ضرورت تأمین تدارکات برای ادامه جنگ و سه سال وقت برای بازسازی نیروها مربوط کرده، البته آقای هاشمی گفتهاند مردم حاضر بودند اگر امام میخواست ریاضت بکشند ولی نامه آقای رضایی پذیرش قطعنامه را قطعی کرد در حالی که شما در مطالبی که گفتید، نگارش این نامه را با تغییر استراتژیها مربوط دانستید نه پذیرش قطعنامه 598" گفت: به هر حال نمیدانم برداشت آقای هاشمی چه بوده است اما این بحث معروفی بین فرماندهان و آقای هاشمی بود. فرماندهان به ویژه پس از عملیات خیبر، میگفتند استراتژی سیاسی نتیجهای ندارد و اجازه بدهید برنامهای برای استراتژی نظامی تهیه و جنگ را تمام کنیم.
هیچگاه مسئولان سیاسی و آقای هاشمی این را نپذیرفتند. وی با اشاره به این که یک روز آقای هاشمی گفتند ما حتی نمیتوانیم بند پوتین سربازان و بسیجیها را فراهم کنیم، افزود: این تعبیر بیانگر این بود که هیچ گاه به استراتژی نظامی فرماندهان نظامی توجهی نشد و همیشه میگفتند توان اقتصادی حمایت از این استراتژی را نداریم و اقتصاد کشور تحمل این استراتژی را ندارد. فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در دوران دفاع مقدس اضافه کرد: بعد از عملیات رمضان همیشه پیشنهادات فرماندهان را اگر چه برای انجام یک عملیات میپذیرفتند، ولی برای پایان دادن به جنگ رد میکردند. تنها موقعی که راضی شدند، در اواخر جنگ بود؛ زمانی که دیدند استراتژی سیاسی با شکست مواجه شده است ولو قطعنامه 598 هم دستاورد عملیات فاو و کربلای 5 بود. ولی آنها احساس میکردند همین 598 هم عملی نباشد. رضایی با بیان این که در این موقع از ما پرسیدند برای پایان دادن جنگ چه میخواهید، خاطرنشان کرد: آن زمان سپاه نامهای را برای آقای هاشمی رفسنجانی- نه امام- تنظیم کرد. زیرا امکانات کشور در اختیار مسئولان سیاسی کشور بود.
در این نامه برای پیروزی در جنگ امکانات خواسته شده بود آقای هاشمی هم این نامه و هم چند نامه دیگر از جمله نامه آقای خاتمی وزیر ارشاد وقت، نامه میرحسین موسوی به عنوان مسئول دولت، و نامه فرماندهان ارتش را با هم خدمت امام برد و گفته بود که نظامیان این گونه میگویند و مسئولان سیاسی و اقتصادی هم میگویند پول نداریم. شما تکلیف را روشن کنید و امام هم با پذیرش قطعنامه موافقت کردند. دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام با پاسخ منفی به این سوال که آیا پیشنهاد پایان جنگ را به حضرت امام داده بودید؟ و با تاکید بر اینکه در حقیقت، آن نامهای که من نوشته بودم، ارائه یک برنامه بلندمدت برای جنگ بود، خاطرنشان کرد: من در نامهام نوشته بودم که ما جنگ را نباید برای یک عملیات برنامهریزی کنیم، چرا که با این کار، جنگ به پایان نمیرسد. ما باید استراتژی داشته باشیم و یک مجموعه عملیاتها را برنامهریزی کنیم و برای پنج سال آینده برنامه داشته باشیم. بعد آمدم برنامهای را که برای این پنج سال میخواهیم، نوشتم و در حدود چهار و نیم میلیارد دلار نیز پیشبینی ارزی کرده بودیم که میبایست طی پنج سال به ما بدهند.
رضایی با بیان اینکه این مبلغ با توجه به درآمد 10 میلیارد دلاری کشور در سال 1366، کمتر از 20 درصد درآمد ما در پنج سال محسوب میشد، تصریح کرد: صدام چند برابر این درصد را به ارتشش تزریق میکرد. با این کار یک برنامهرزی دراز مدت کرده بودیم که جنگ را با پیروزی قطعی به پایان ببریم. قبلا گفته بودیم که حتی اگر همه امکانات را هم به ما ندهید، ما بالاخره میتوانیم در جنگ پیروز شویم، ولی خسارت این پیروزی بالاست. وی در پاسخ به این سوال که بقیه نامهها هم چنین ماهیتی داشت که حضرت امام به جمعبندی خاصی برسند یا در واقع، پیشنهاد صلح یا پایان جنگ و پذیرش قطعنامه هم در بین این پیشنهادها وجود داشت؟ گفت: نه، بیشتر نامهها از جنبه دیگری بود. مثلا نامه آقای خاتمی، حکایت از آن داشت که بسیجیها و مردم به جبهه نمیروند و ما در جبهه نیرو کم داریم. صحبت آقای میرحسین درباره این بود که اقتصاد کشور نمیتواند جنگ را تحمل کند، فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در دوران دفاع مقدس با بیان اینکه پیشنهاد صلح را خود شورای عالی دفاع به امام داد، افزود: مسئولان سیاسی به خدمت امام رفتند و حتی قبل از این که امام صلح را بپذیرد، به امام گفته بودند که شما اگر معذوریت در پذیرش صلح دارید، مثلا ما صلح را میپذیریم، بعد که پذیرفتم،شما ما را کنار بگذارید و بگویید اینها بدون اجازه من این کار را کردند، ولی حالا چون این کار را کردند، من قبول دارم.
رضایی به نقل از اردبیلی گفت: آنجا برخی دوستان پیش امام گریه کرده بودند که ارتش عراق آمده و ممکن است بیاید خرم آباد و آنجا را بگیرد و بیاید داخل عمق ایران و امام مقاومت میکرد. وی افزود: امام پس از جلسه با سیاسیون فرموده بودند چرا شما بپذیرید. اگر قرار شد، خودم میپذیرم. یعنی بعد از این که امام این را به سیاسیون گفتند، امام نامهای نوشت به سران کشور و پذیرش صلح را خودشان تقبل کردند. دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام در پاسخ به سئوالی مبنی بر این که چرا پس از آزادسازی خرمشهر عملیات تداوم پیدا میکرد در حالی که به تعبیر شما در استراتژی سیاسی آنها هدف پیروزی در یک عملیات برای پایان جنگ و استفاده از ابزار دیپلماسی بود و چرا مرحله سیاسی این استراتژی هیچ گاه به اجرا درنیامد تا جنگ تداوم پیدا نکند؟ گفت: دو عامل در اینجا دخالت دارد یکی اینکه عراق و آمریکا و کشورهای عربی و غربی دست ایران را خوانده بودند و لذا در مواجهه با سیاستمداران ما میدانستند که قضیه چیست، هر چند امام میگفت ما جنگ را تا رفع فتنه ادامه میدهیم اما آنها میدانستند این حرف امام و رزمندههاست که در حد یک شعار است.
آنچه که آنها در عمل میدیدند "جنگ جنگ تا یک عملیات" بود. رضایی در پاسخ به این سئوال که آیا پذیرش قطعنامه به علت نبود امکان ادامه عملیات بود یا به خاطر تغییر استراتژی؟ گفت: تا پیش از قطعنامه تنها پیشنهادی که به ایران شد آتش بس بود؛ آتش بس هم یعنی جنگ نیمه تمام. وی با پاسخ مثبت به این سئوال که منظور از آتش بس یعنی طرفین در هر نقطهای هستند بمانند و مذاکره کنند، تصریح کرد:مذاکرات میتوانست 30 تا 40 سال ادامه یابد و در این مدت ایران و عراق آماده آغاز جنگ باشند. این یک گزینه بود. گزینه دیگر این بود که ایران استراتژی سیاسی را در پیش بگیرد یعنی در پی یک عملیات به صلح دست یابد. گزینه سوم این بود که ایران با استراتژی نظامی تا سقوط صدام حرکت کند که یا به سقوط صدام منجر میشد یا دستیابی به یک پیروزی بزرگ. در حقیقت این گزینه پس از آزادسازی خرمشهر پیش روی ایران بود. آن چیزی که به آن عمل شد استراتژی دوم بود یعنی انجام یک عملیات برای کسب امتیازات سیاسی. دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام با بیان اینکه این عملیات منجر شد که ایران بتواند قطعنامه 598 را از دنیا بگیرد، افزود: در این قطعنامه برای نخستین بار پیشنهاد صلح و یک سری امتیازات از جمله بازگشت به مرزهای بینالمللی، تعیین و پرداخت خسارت، به ایران داده شد.