ناصر بهرامیراد
اواسط هفته گذشته زمانی که فهرست نهایی دو سه لیست اصلی انتخابات شورای شهر در تهران منتشر شده بود، خبرنگار یکی از نشریات نسبتاً صاحب نام فرانسوی که با مجوز وزارت ارشاد در تهران بسر می برد با نگارنده تماس گرفت و خواستار گفت وگویی در خصوص موضوع جایگاه اصلاح طلبان و محافظه کاران در انتخابات پیش رو شد. برایش توضیح دادم که ما در ایران اساساً این نوع تقسیم بندی را به رسمیت نمی شناسیم بلکه دو طیف تحت عنوان اصولگرایان شامل اکثریت عظیم ملت و بخش غالب فعالان عرصه های سیاسی و اجتماعی را سراغ داریم که علاقمندان و پیروان آرمان های انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی«ره» و رهنمودهای رهبر معظم انقلاب هستند و بسیاری از شخصیت های موسوم به اصلاح طلب را در درون این طیف عظیم می بینیم، و گروهی اندک از مخالفان این گفتمان که طیفی ناهمگون از جریانات سلطنت طلب و ضدانقلاب تا تجدیدنظر طلبان را تشکیل می دهند و در عرصه تحولات سیاسی و اجتماعی کشور محلی از اعراب ندارند؛ در عین حال می پذیریم که درون طیف گسترده اصولگرایان اختلاف سلیقه های جزئی بر سر چگونگی اجرای شیوه های مدیریتی در سطح ملی و محلی وجود دارد.
این ملاقات در محل لابی یکی از هتل های تهران صورت گرفت که همزمان همایشی انتخاباتی مربوط به جامعه معلولان تهران با حضور دو نامزد انتخابات شورای شهر در یکی از سالن هایش برگزار می شد؛ یک مسئول سابق که نامش جزو یکی از لیست های اصلاح طلبان بود، و یک نامزد ناشنوا که در یکی از لیست های اصولگرا عضویت داشت! عمده کنجکاوی و کاوش خبرنگار فرانسوی به موضوع ارائه دو فهرست از سوی اصولگرایان و تأثیر آن در نتایج احتمالی انتخابات شوراها، و نیز تأثیر نتیجه انتخابات و گزینش شهردارتهران در انتخابات آتی ریاست جمهوری مربوط می شد. از او خواسته شد حالا که به تهران سفر کرده از این فرصت برای شناخت هرچه دقیق تر مردم این شهر و سایر شهرهای ایران اسلامی و گرایشات آنان استفاده کند. برایش توضیح داده شد که اگرچه ارائه دو لیست متفاوت از سوی جریان اصولگرایی از حیث رفتار انتخاباتی رفتار ی مطلوب ارزیابی نمی شود و معتقدیم تفرق آرای آنان تنها کمک مختصری به سبد آرای رقبایشان می کند، ولی با وجود انتقاد به این خط مشی، تفاوت سلیقه را صرفاً بر سر نحوه اجرای پروژه های شهری و شیوه های رفتار مدیریتی میدانیم، و نه بیشتر.
این گفتوگو در حالی پایان یافت که به خبرنگار فرانسوی اطمینان داده شد پدیده هایی از این دست، تأثیر چندانی روی انتخاب عمومی ملت ایران که در چند انتخابات اخیر بوضوح خود را نشان داده، نخواهد داشت؛ و گفتمان اصولگرایی با شاخصه های خدمت، عدالت، معنویت، کارآمدی و دوری از جنجال و تنش توانسته در کانون تعلقات مردم قرار بگیرد و حتی رقیبان انتخاباتی را وادار سازد در لیستهایشان از نامزدهایی با چهرههای سیاسی هرچه کمرنگتر، استفاده کنند.
نتایج قطعی شمارش آرای نامزدهای مجلس خبرگان رهبری و شوراهای اسلامی شهر و روستا در اغلب نقاط کشور، و نتایج اولیه شمارش آرای نامزدهای شورای شهر و میاندوره ای مجلس در تهران که می توان آن را نمونه ای کوچک از نتیجه نهایی این دو انتخابات دانست، به روشنی حکایت از آن دارد که مردم فارغ از سلیقه های مختلف این یا آن گروه، گفتمان اصولگرایی را به عنوان انتخاب قطعی و راه غیرقابل بازگشت برگزیده اند و به آن اعتماد دارند. در عین حال از خلال نتایج اولیه، این قاعده همیشگی را نیز می توان بوضوح دید که پیمان قلبی مردم با اصولگرایی براساس ملاک های روشن و قابل لمس منعقد شده و نمی توان عقد اخوت دائمی با هیچ فرد یا گروهی را از آن استنباط کرد. دماسنج رفتار انتخاباتی این مردم با رفتارهای اصولگرایانه ای همچون تعهد انقلابی، خدمت خالصانه و بی ادعا، آبادگری پیگیرانه، عدالتجویی، ساده زیستی و وحدت و همدلی تنظیم شده و در حالی که مدت هاست احزاب و گروه ها موضوعیت خود را برای آنان از دست داده اند، چهره هایی می توانند مورد توجهشان قرار بگیرند و برنده انتخابات باشند که در عرصه عمل خود را به گفتمان اصولگرایی هرچه بیشتر نزدیک کرده باشند.