دکتر یوسف ملایی
انتشار متن پیش نویس قطعنامه پیشنهادی آلمان، فرانسه، انگلیس به شورای امنیت در خصوص پرونده هسته ای ایران، فرصتی دست داد تا ابعاد مختلف تحریم در کانون توجه کارشناسان ایرانی و غیرایرانی قرار گیرد. تعاریف مختلفی از تحریم وارد ادبیات حقوق و روابط بین الملل شده است. بطور کلی تحریم اقدام تنبیهی یک یا چند کنشگر بین المللی است که مستقیما یا از طریق سازمان های بین المللی (عمدتا شورای امنیت) علیه دولت دیگر به اجرا گذاشته می شود. اهداف بسیار گسترده ای برای اعمال تحریم ذکر شده است که از یک اقدام نمادین برای جلب حمایت افکار عمومی کشور تحریم کننده تا تغییر دولت موضوع تحریم را در بر می گیرد. مسئله موثر بودن تحریم ها بخصوص علیه فعالیت هسته ای یک کشور مجادلات زیادی را بین صاحبنظران برانگیخته است.
معمولا گفته می شود که موثرترین و کارآمدترین نوع تحریم، تحریم اقتصادی است. بنابر نظر بارلی کارتر «تحریم اقتصادی عبارت است از اقدامات و عملیات اقتصادی قهری که علیه یک یا چند کشور به منظور تغییر و دگرگون ساختن موضع و رفتار سیاسی کشور یا کشورهای مورد نظر اتخاذ می گردد، و بطور کلی شامل تحریم صادرات و واردات، مسدود کردن دارایی ها، محدودیت های گمرکی، ارزی و پولی، قطع کمک های اقتصادی می باشد. موثربودن تحریم ها مجادلات زیادی را بین صاحبنظران برانگیخته است.»
تحریم ها را می توان در دو حوزه نتیجه سیاسی و مشارکت و تاثیرگذاری مثبت تحریم ها اندازه گیری کرد. برای هر یک از این دو حوزه می توان عدد چهار قایل شد که عدد 16 سقف تاثیرگذاری یا موفقیت کامل اعمال تحریم را نشان می دهد و عدد 9 موفقیت نسبی را نمایندگی می کند.بنابراین تحریم ها بیش از آنچه گفته می شود موثر واقع شده اند. آقای بالدوین برپایه یک روش تحلیلی استدلال می کند که تحمیل هزینه های اقتصادی بر دولت تحریم شونده می بایستی به منزله موفقیت اقدام تحریم کنندگان تلقی شود؛ حتی اگر تحمیل هزینه موجب تغییر رفتار یا سیاست دولت تحریم شونده نگردد. با توجه به روش های مختلف سنجش و اندازه گیری میزان موفقیت تحریم ها و گستردگی متغیرهای دخیل در مسئله تحریم، تعداد کشورهای شرکت کننده در تحریم، وضعیت سیاسی و اقتصادی کشور تحریم شونده، ارائه نظر قطعی پیرامون موثر بودن تحریم های اقتصادی بسیار دشوار است با وجود این تحریم های اقتصادی به عنوان ابزاری برای اعمال فشار و اجبار به کرات مورد استفاده کنشگران بین المللی قرار گرفته است.
بعد از پایان جنگ سرد تا 1998 برای مقابله با تولید و گسترش تسلیحات هسته ای، کشورهای قدرتمند و در راس آنها آمریکا 24 بار به ابزار تحریم توسل جسته اند که از این میان تنها در 7 مورد این تحریم ها در متقاعد کردن کشور مورد تحریم برای انجام مذاکره موثر بوده است و تا سال 1998 تحریم های مربوط به عدم گسترش تسلیحات هسته ای تنها در یک مورد یعنی پاکستان براساس قوانین داخلی آمریکا اعمال شده بود. به رغم اعمال تحریم های اقتصادی شدید از جانب آمریکا، پاکستان از تلاش های خود برای تبدیل شدن به یک قدرت هسته ای، دست بر نداشت.
در 11 مه 1998 دولت هند اعلام کرد سه سلاح اتمی را منفجر کرده است. دو روز بعد هند آزمایش دو بمب دیگر را اعلام کرد. در روز 13 مه رئیس جمهوری آمریکا بر پایه قوانین داخلی آمریکا مجوز اعمال تحریم علیه هند را صادر کرد. این تحریم ها شامل توقف تمامی کمک ها به جز موارد بشردوستانه، توقف فروش نظامی و تامین منابع مالی این فروش ها، مخالفت با اهدای وام توسط سازمان های بین المللی، ممنوعیت اهدای وام، ممنوعیت صدور اقلام خاص که توسط وزارت بازرگانی تعیین می شده است. ژاپن، آلمان، کانادا، استرالیا، سوئد و دانمارک از اعمال تحریم علیه هند حمایت کردند.
تاثیر این تحریم ها قابل توجه بود. روز 14 مه ارزش واحد پول هند به حد بی سابقه ای پایین آمد. روز 28 مه پاکستان انجام انفجارهای هسته ای جدید را اعلام کرد. آمریکا و کشورهای همسو با سیاست های آمریکا، همانند هند تحریم های اقتصادی علیه پاکستان را به مرحله اجرا گذاشتند. این تحریم ها تاثیر بیشتری بر اقتصاد پاکستان گذاشت. چرا که سهم کمک های خارجی در اقتصاد پاکستان بسیار زیاد بود و اقتصاد پاکستان در مقابل تحریم ها آسیب پذیرتر از هند بود. در اوایل جولای همان سال ارزش روپیه پاکستان تحت فشار شدیدی قرار گرفت به طوری که بعضی از کارشناسان به دلیل توقف کمک های خارجی اعلام کردند که پاکستان در آستانه سقوط قرار دارد. به رغم این فشارها پاکستان ششمین آزمایش هسته ای خود را انجام داد. اعمال تحریم ها برای هند و پاکستان زیان های اقتصادی به دنبال آورد و هر دو کشور را به سوی مذاکره و انجام معامله با آمریکا سوق داد. با این وجود به لحاظ ارزش امنیتی و حیاتی آزمایش های هسته ای برای هند و پاکستان، هر دو کشور هزینه های تبدیل شدن به قدرت هسته ای را به جان خریدند. مجموعه فشارهایی که علیه کره شمالی در قالب تحریم های اقتصادی اعمال شد نتوانست از دستیابی این کشور به سلاح هسته ای جلوگیری کند. کره شمالی نخستین رآکتور اتمی خویش یعنی پونگ بیون را با کمک شوروی در سال 1984 تاسیس کرد. با این وجود از اوایل دهه 90 که بازرسان آژانس بین المللی انرژی هسته ای از فعالیت مشکوک این کشور پرده برداشتند، فعالیت هسته ای کره شمالی وارد مرحله بحرانی خود شد، در جریان یک پروسه طولانی اعمال فشار و اعطای امتیاز کره شمالی موفق گردید که آزمایش هسته ای خود را انجام دهد و این در شرایطی است که اقتصاد بسته کره شمالی بسیار آسیب پذیر بوده و این کشور در صورت عدم دریافت کمک های بین المللی در معرض نابودی ناشی از قحطی قرار دارد. صدور قطعنامه 1718 شورای امنیت، میانجی گری و فشار کشور چین نیاز مبرم به انرژی و موادغذایی، سرانجام این کشور را بدون هیچ شرطی به میز مذاکره سوق داد. همانطوری که روزنامه وال استریت نوشته است؛ «مهمترین دلیل بازگشت کره شمالی به میز مذاکرات، تحریم های مالی سازمان ملل متحد و ایالات متحده آمریکا بوده است».
اگر هند، پاکستان و کره شمالی به رغم دشواری ها و تحمل هزینه سنگین از سد تحریم عبور کنند، تغییر رفتار کشور لیبی در این مورد قابل توجه است. آمریکا از سال 1986 تحریم های اقتصادی و نفتی را علیه لیبی به اجرا گذاشت. به دنبال بمب گذاری در هواپیمای پرواز 103 پان آمریکن بر فراز لاکربی در اسکاتلند در سال 1988، سازمان ملل در سال 1992 تحریم های وسیعی علیه لیبی وضع کرد. دولت لیبی نتوانست در مقابل هزینه های سنگین تحریم های بین المللی مقاومت کند. از این رو لیبی ضمن پذیرش مسئولیت بمب گذاری در هواپیمای پان آمریکن و پرداخت غرامت سنگین به بازماندگان قربانیان آن حادثه در مارس 2003 به هیاتی از ماموران و کارشناسان سیا اجازه بازدید از فعالیت های هسته ای خود را داد و طی این بازدید زمینه موافقت لیبی برای پیوستن به پیمان منع تولید و گسترش سلاح های هسته ای و توقف کامل فعالیت های هسته ای غیرصلح آمیز لیبی فراهم شد.
لیبی در دسامبر 2003 توافق های محرمانه با انگلیس و آمریکا را که حاکی از چرخش کامل قذافی از سیاست های به اصطلاح خصمانه علیه امپریالیسم و صهیونیسم می باشد را علنی ساخت. در پی لغو تحریم های بین المللی علیه لیبی، شرکت های نفتی آمریکایی پس از وقفه بیست ساله مجددا به لیبی بازگشتند. کشور عراق نیز هزینه های سنگینی بابت تحریم های بین المللی متحمل شد. پس از تجاوز عراق به کویت در سال 1990 و متعاقب صدور قطعنامه 661، شورای امنیت گسترده ترین تحریم ها را در تاریخ فعالیت خود علیه یک دولت عضو به مرحله اجرا گذاشت. بررسی نتایج 115 مورد تحریم اعمال شده بعد از جنگ جهانی دوم (دوجانبه و چندجانبه) نشان می دهد که تحریم عراق از نظر خسارت جانی و مالی، بیست برابر میانگین تاثیر تحریم های موفق و سه برابر شدیدترین نوع تحریم ها بوده و عراق بخاطر وابستگی شدید به فروش نفت (95 درصد ارز آن کشور از محل فروش نفت تامین می شد) و واردات مواد غذایی (80 درصد از موادغذایی عراق از خارج وارد می شود) در مقابل تحریم فراگیر گسترده بسیار آسیب پذیر نمود. یکی از دلایل شکست سریع ارتش عراق در مقابل آمریکا از هم پاشیدگی کامل زیرساخت های اقتصادی و کمبود ساز و برگ نظامی و رعایت کامل تحریم ها از طرف دول عضو و غیرعضو سازمان ملل متحد بود. به رغم نتایج فاجعه بار تحریم ها برای مردم عراق و قربانی شدن صدها هزار کودک عراقی (پانصد و شصت هزار نفر)، تحریم نتوانست اهداف مورد نظر آمریکا در زمان مورد انتظار آن کشور را تامین کند، از این رو تغییر رژیم بعثی از طریق توسل به زور و تحمیل جنگ همه جانبه علیه مردم عراق میسر شد.
بررسی مختصر سوابق تحریم ها نشان می دهد که میزان تاثیرگذاری تحریم ها به عوامل متعددی بستگی دارد که از آن جمله حمایت بین المللی از تحریم ها و آسیب پذیری کشور مورد تحریم از همه مهمتر هستند. تحریم های اقتصادی آثار زیانباری برای کشور تحریم شونده، کشور تحریم کننده و کشورهای ثالث دارد.از این رو هدف از اعمال تحریم به عنوان یک ابزار فشار و اجبار، دستیابی به دستاوردهای سیاسی و تاثیرگذاری (جلوگیری، تغییر، اصلاح و انصراف از یک اقدام) در تصمیم کشور تحریم شونده است.
فرایند طولانی و پلکانی اعمال تحریم علیه ایران با قطعنامه 1696 شروع شده است. اعضای دایم شورای امنیت مشغول چانه زنی و اصلاح و تعدیل پیش نویس قطعنامه پیشنهادی سه کشور اروپایی علیه ایران، می باشند. آقای حسن روحانی به درستی درخواست کرده است ایران باید از تصویب قطعنامه شورای امنیت جلوگیری کند؛ هیچ کشوری تاکنون برای فعالیت های صلح آمیز هسته ای تحریم نشده است. در کنار مقاومت ایران در مقابل تهدیدها و اعمال فشارها دیپلماسی ایران تحرک و استعداد و پویایی لازم برای اعتمادسازی و متقاعد کردن جامعه جهانی به ماهیت صلح آمیز فعالیت هسته ای از خود نشان نداده است. با استفاده از تجارب گذشته می بایستی سیاست های جدید برای اعتمادسازی طراحی و اجرا شود. پرداخت هزینه برای فعالیت هسته ای منطبق با ان.پی.تی هیچ توجیهی ندارد. آمریکا با درس آموزی از عملکردهای گذشته اش، از سیاستی پیروی می کند که بر دو پایه و محور اساسی استوار است. اول، جلب حمایت اعضای دایم شورای امنیت و ایجاد اجماع جهانی. دوم، معرفی فعالیت هسته ای ایران به عنوان تهدیدی علیه صلح از طریق شورای امنیت، برای آمریکا تقویت مبانی حقوقی اقدام های آتی اش از خود تحریم های مرحله فعلی اهمیت بیشتری دارد.