تاریخ انتشار : ۰۹ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۰۸:۱۶  ، 
کد خبر : ۹۰۵۷۴

روسیه، آمریکا و برنامه هسته‌ای ایران


دکتر الهه کولایی
وقتی پوتین و بوش روسای جمهوری روسیه و آمریکا در خرداد 1380 برای نخستین بار در اسلوونی یکدیگر را ملاقات کردند، دو رئیس جمهوری نسبت به توسعه روزافزون روابط دو کشور بسیار خوش بینانه دیدگاه های خود را مطرح کردند. ولی با گذشت 5 سال از این دیدار روابط دو کشور تحت ریاست آنها به شدت دگرگون شده است.  امروز بسیاری از تحلیلگران روابط دو کشور، شرایط حاکم بر روابط روسیه و آمریکا را با شرایط دوران اتحاد شوروی و سیطره جنگ سرد مقایسه می کنند. بوش پوتین را به دلیل تخریب روند توسعه دموکراسی در روسیه مورد انتقاد شدید قرار می دهد و پوتین به صراحت سیاست خاورمیانه ای آمریکا را مورد نقد قرار داده است. فرآیند تمرکز روزافزون قدرت سیاسی و اقتصادی در روسیه هر روز بیشتر از سوی منابع گوناگون آمریکایی مورد انتقاد قرار می گیرد.
به هر حال دولت روسیه توانسته با کمک افزایش چشمگیر بهای نفت و توانایی عظیم آن در صدور گاز طبیعی بر بسیاری از مشکلات سیاسی و اقتصادی خود فائق آید و رشد اقتصادی خود را نیز افزایش دهد. ساختارهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی این کشور سبب شده به رغم پیشینه ابرقدرتی، روسیه در شمار کشورهای توسعه نیافته جهان قرار گیرد(1).
یکی از مقام های بلندپایه آمریکایی قبلا این کشور را توسعه یافته ترین کشور توسعه نیافته جهان خوانده بود. در سال های پایانی اتحاد شوروی که غرب گرایان بر مسکو حاکم شده بودند، روند همگرایی روزافزون با آمریکا را دنبال می کردند. ولی به زودی پس از 3-4 سال رهبران روسیه مستقل دریافتند که منافع آنها ضرورتا با منافع آمریکا و اروپا سازگاری ندارد. رقابت های گسترده در آسیای مرکزی و قفقاز و در منطقه خزر که روسیه برای آنها بسیار اهمیت قائل است، به طور فزاینده ای شکاف میان آمریکا و روسیه را افزایش داده است.  بازی بزرگ جدید در این مناطق بیانگر گسترش این روند است(2). هرچند پس از حوادث تروریستی شهریور 1380 ( سپتامبر 2001 )جریان عمومی مبارزه با تروریسم سبب نزدیکی دو کشور شد، ولی به زودی روشن شد نیروهای نظامی آمریکا قصد ندارند «حیاط خلوت» روسیه در آسیای مرکزی را ترک کنند، این تحول سبب اعتراضات گوناگونی از سوی مقام های روسی بوده است. یک ضرب المثل روسی می گوید؛ «وقتی میهمان می آید، دو بار صاحبخانه را خوشحال می کند، یک بار وقتی می آید، و یکبار وقتی می رود»! ولی آمریکایی ها نشان دادند که قصد ندارند آسیای مرکزی را ترک کنند، هرچند پروژه ساقط کردن طالبان در افغانستان را به نتیجه رسانده اند.
گسترش ناتو به سوی شرق و حضور آن در آسیای مرکزی و قفقاز در چارچوب «برنامه همکاری برای صلح» PFP بر شکاف میان روسیه و آمریکا افزود. هرچند بسیاری از صاحب نظران دوران ماه عسل آنها را بسیار کوتاه و در نیمه دهه 1370/1990 روبه پایان ارزیابی کردند، ولی تمایلات ملی گرایانه در روسیه در پیوند با واقعیت های مبرم نیازهای گوناگون روسیه به غرب بویژه آمریکا با تقویت عمل گرایی دوران پوتین تعمیق یافت.  برای روسیه، چین همکاری قابل اتکا در سازمان همکاری شانگهای ارزیابی شده، که هر دو با یکجانبه گرایی آمریکا در تقابل قرار داشته اند. خوش بینی افراطی غرب گرایان مسکو اینک جای خود را به واقع گرایی و عمل گرایانه مبتنی بر ویژگی های جغرافیایی روسیه داده، که حدود سه چهارم اراضی آن در آسیا قرار گرفته است. روسیه خاورمیانه و جهان اسلام را از نیمه دهه گذشته مورد توجه ویژه قرار داد.
با تقویت نگرش های مبتنی بر واقعیت های جغرافیایی، سیاسی و اقتصادی روسیه، ایران به شریکی تبدیل شده که مزایای گوناگون اقتصادی و سیاسی برای روسیه ارائه کرده است. همکاری با ایران در تامین امنیت تاجیکستان، مواضع سازنده ایران در قبال جدایی طلبان چچن و سیاست واقع گرایانه در قبال افراط گرایی دینی در آسیای مرکزی و قفقاز(3)، همراه با مزایای بهره گیری از تعارض ایران و آمریکا، روابط تهران و مسکو را در فرایندی از توسعه روز افزون قرار داده که همکاری هسته ای دو کشور برای پایان دادن به پروژه احداث نیروگاه هسته ای در بوشهر باید در متن این دگرگونی ها مورد ملاحظه قرار گیرد.
همکاری سیاسی، نظامی ـ امنیتی دو کشور در طول سال های گذشته همواره روبه افزایش بوده، در حالی که از ظرفیت های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی به درستی بهره برداری نشده است.
روابط ایران و شوروی دهه های 1340 و 1350 الگوهای سازنده ای از همکاری دو کشور را ثبت کرده است که باید به دقت مورد بررسی قرار گیرد(4). همکاری دو کشور در عرصه تکنولوژی هسته ای بحث های فراوانی را در میان موافقان و مخالفان در روسیه ایجاد کرده است. موافقان این همکاری پیوسته به همکاری های ایران با آژانس بین المللی انرژی هسته ای (IAEA) اشاره کرده اند. روسیه که منافع اقتصادی و سیاسی گوناگون را در ادامه این روابط با ایران جست وجو می کند، تاکنون توانسته از فرصت های ایجاد شده از این همکاری بهره وافری را نصیب خود سازد.
ایران نیز در شرایط تقابل با آمریکا و اخیرا اروپا، روسیه را در کنار چین به ویژه در سازمان شانگهای برای تامین نیازها و منافع خود مهم ارزیابی کرده است. ولی تجربه مسائل دریای خزر و مواضع روسیه در قبال رژیم حقوقی مشاع براساس توافق های ایران و اتحاد شوروی (قرارداد 1921 و 1940) و بعد تعیین سواحل خود با قزاقستان و آذربایجان به خوبی نشان داده، میزان همکاری مسکو با تهران برپایه سودمندی این همراهی و منافع حاصل از آن برای روسیه است.
مخالفت روسیه با طرح کشورهای اروپایی برای تحریم و اعمال مجازات علیه ایران برای پیگیری برنامه هسته ای آن اکنون به ابزاری مناسب و کارآمد در تنظیم روابط دیپلماتیک مسکو با آمریکا و اروپا تبدیل شده است، که به نظر نمی رسد چین و روسیه در چارچوب مباحث خود به سادگی حاضر به چشم پوشی از آن باشند. این نکته مورد وقوف بسیاری از رهبران روسیه است که منافع سیاسی ـ استراتژیک همکاری هسته ای با ایران بسیار فراتر از دستاوردهای اقتصادی آن است، که آن نیز در جای خود قابل توجه است. مسکو به تلاش خود ادامه می دهد تا اجرای تحریم ها علیه ایران با حداقل خسارت ها برای آن همراه شده و این سیاست مورد تایید چین نیز هست. هر دو کشور می کوشند از همکاری با ایران برای روابط خود با آمریکا و اروپا بهره بگیرند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات