تاریخ انتشار : ۳۰ فروردين ۱۳۸۸ - ۱۰:۰۲  ، 
کد خبر : ۹۰۵۹۵

کشمکش باکو - ایروان بر سر قره‌باغ


حسن فتحی، www.hassanfathi.blogfa.com
آیا باکو و ایران بر سر چگونگی اداره منطقه قره‌باغ به توافق خواهند رسید یا این که این منطقه به یک اسراییل دیگر در ماورای خزر تبدیل شده و به درگیری طولانی‌مدت این دو جمهوری دامن خواهد زد؟
شواهد امر نشان از این واقعیت دارد که مقامات دو جمهوری ارمنستان و آذربایجان تمایلی به حل و فصل این مشکل نداشته و نتوانسته‌اند به راه‌حل و فرمولی برای تنش‌زدایی دست بیابند. اگرچه ممکن است مقامات آذری برای دستیابی مجدد به قره‌باغ و یا حل نهایی مشکل این منطقه تمایل داشته و تلاش می‌کنند اما از آنجا که طرف دیگر قضیه که ارامنه هستند و کنترل قره‌باغ را در دست دارند چندان به از دست موقعیت برتر خود تمایل نشان نمی‌دهند لذا این وضعیت موجب پیدایش بن‌بست و نقطه کوری گردیده که حتی کشورها، سازمان‌ها و جوامعی را که مایل به میانجیگری هستند دلسرد کرده است.
در طول سال‌هایی که از پیدایش بحران قره‌ باغ می گذرد و مقامات ارمنستان و آذربایجان بارها تن به مذاکره داده‌اند ولی از آنجا که خواسته آنها با یکدیگر در تضاد است نتوانسته‌اند موفقیتی به دست بیاورند لذا هر روزی که می‌گذرد اوضاع در ارتباط با این منطقه بغرنج‌تر می‌شود.
در این رابطه سرکیسیان وزیر دفاع ارمنستان صراحتاً بر این مسأله تأکید ورزیده که درگیری و مشکل قره‌باغ باید از طریق مسالمت‌آمیز و توافق‌‌های متقابل حل و فصل شود.
به گفته وی سیاست‌های آذری‌ها نمی‌تواند مفید باشد زیرا مقامات این جمهوری به آغاز مجدد جنگ اشاره می‌کنند به همین دلیل بودجه نظامی خود را دو برابر کرده‌اند.
کارشناسان بی‌طرف بر این نظرند که آذربایجان هنوز برای حل مسأله از طریق نظامی ناتوان است زیرا اگر جنگ مجدداً آغاز شود ارمنستان با تهدید مواجه خواهد شد اما بدون در نظر گرفتن نتیجه‌ای که جنگ ثبت خواهد کرد باید گفت جنگ به هر دو طرف لطمه وارد خواهد کرد. وزیر دفاع ارمنستان معتقد است آذری‌ها حتی با درآمدهای نفتی خود نه تنها امروز بلکه سال‌های بعد نیز نمی‌توانند به موفقیت برسند.
آنچه این روزها درباره قره‌باغ از سوی باکو و ایروان مطرح می‌شود نشان از حساسیت‌ اوضاع دارد به گونه‌ای که می‌توان ادعا کرد استمرار وضعیت نه جنگ- نه صلح اگرچه به نفع ارامنه است اما نارضایتی آذری‌ها را برانگیخته است تا حدی که مقامات باکو بار دیگر مسأله جنگ و خونریزی بر سر قره‌باغ را پیش کشیده‌اند. ولی جالب توجه است که در ملاقات وزرای دفاع دو کشور، ارامنه نقض مقررات آتش‌بس را در منطقه قره‌باغ پدیده‌ای عادی می‌دانند.
در این شرایط که تمامی طرف‌های ذینفع و مجامع جهانی بر حل و فصل عادلانه بحران تأکید می‌وزرند ایروان پیشنهاد جدید صلح به باکو کرده و آذربایجان خواستار بررسی مقوله کنترل مرزها و حفظ آتش‌بس می‌شود. در حالی که سازمان ملل نگرانی خود را از وضعیت آوارگان اعلام می‌دارد.
در پیشنهاد صلح ایروان به باکو که توسط رییس آمریکایی گروه مینسک که برای حل و فصل معضل قره‌باغ تلاش می‌کند تحویل الهام علی اف رییس جمهوری آذربایجان گردید بر آزادسازی 5 شهر و همچنین نیمی از خاک منطقه کلجر در مرز این جمهوری تأکید شده بود. در طرح مزبور اعلام شده که نیمه دیگر شهر کلینجر برای استفاده مشترک وسایل نقلیه با نظارت نیروهای پاسدار صلح بین‌المللی در نظر گرفته شود.
ولی در کنار تمامی تلاش و اقدامات، هشدار آنتونیو گاترس کمیسر عالی سازمان ملل در امور پناهندگان را درباره شرایط دشوار آوارگان جنگ قره باغ را در جمهوری آذربایجان باید جدی گرفت. وی خواستار توجه سازمان‌های بین‌المللی به وضعیت ناگوار آنها می‌شود.
این مقام ارشد سازمان ملل که از منطقه قفقاز دیدن کرده اعلام داشته که جهانیان نباید موقعیت نامناسب بیش از نیم میلیون آواره‌ای را که در اردوگاه‌های آذربایجان به سر می‌برند به دست فراموشی بسپارند. گاترش پس از بازدید از اردوگاه‌های صبری آباد و بیله سوار می‌گوید: فقدان تبلیغات و نبود آگاهی کافی در مورد آوارگان قره‌باغ باعث کم توجهی به آنها شده است. این افراد در جریان جنگ دهه 1990 بین آذربایجان و ارمنستان بر سر قره‌باغ از خانه‌های خود در این منطقه آواره شده‌اند. مشکل ارامنه و آذری‌ها بر سر منطقه قره‌باغ که اکثر اهالی آن را ارمنی‌ها تشکیل می‌دهند در سال‌های اخیر و یا پس از فروپاشی شوروی به وجود نیامده بلکه این مساله ریشه در اختلافات آنها در دوران تزاری دارد به همین دلیل هرگاه آنها فرصت یافته‌اند بر سر در دست گرفتن کنترل منطقه قره‌باغ به جان یکدیگر افتاده‌اند. در سال‌هایی که کمونیست‌ها قدرت را در شوروی در دست داشته‌اند تلاش وسیعی به عمل آوردند تا با ترسیم خطوط مرزی و تقسیم‌بندی جمهوری‌ها مانع بروز اختلافات و مسایل قومی، مسلکی و ملی‌گرایانه شوند زیرا آنها که خود را فراملی و انترناسیونالیست می‌دانستند به هیچ وجه حاضر به پذیرش و بها دادن به اختلافات و خواسته‌های قومی و ملی‌گرایانه نبودند به همین دلیل هر حرکت ملی و ناسیونالیستی را به شدت سرکوب می‌کردند. در همین راستا در زمان کمونیست‌ها گوش شنوایی برای این مسایل وجود نداشت.
در سال 1988 ارامنه خواستار الحاق قره‌باغ به ارمنستان می‌شوند که نادیده گرفته می‌شود. در همین ارتباط در سال 1990 در آخرین ماه‌های زمامداری گورباچف درگیری میان ارامنه و آذری‌ها شدت می‌گیرد که با دخالت نیروهای شوروی مهار می‌شود.
در سال 1991 شوروی از بین رفته و جمهوری اعلام استقلال می‌کنند در همین سال ارامنه قره‌باغ هم که اکثریت مردم این منطقه را تشکیل می‌دهند خواستار استقلال می‌شوند. عاقبت در سال 1992 جنگی تمام عیار میان ارامنه و آذری‌ها آغاز می‌شود که با شکست جمهوری آذربایجان همراه بود. در جریان این درگیری‌ها، ارمنستان به یاری ارامنه قره‌باغ بر‌می‌خیزد. از سال 1994 در میان باکو و ایروان بر سر قره‌باغ آتش بس برقرار می‌شود که این وضعیت تاکنون ادامه داشته است.
ولی در طول این سال‌ها ارامنه و قره‌باغ اقدام به تشکیل یک جمهوری خود خوانده کرده و با برگزاری انتخابات سعی در ایجاد یک اسراییل دیگر در منطقه می‌کنند. به طوری که در سال 1995 انتخابات در قره‌باغ برگزار و برت کوچاریان که در حال حاضر رییس جمهوری ارمنستان است به ریاست جمهوری قره‌باغ برگزیده می‌شود.
با مرگ حیدر علی اف در سال 2003 و روی کار آمدن الهام علی اف پسر او بار دیگر مساله قره‌باغ مطرح شد ولی مشکل اصلی در طول این سال‌ها این بوده که دو طرف نخواسته‌اند هیچ گاه از اصول و موازین خود عقب نشینی کرده و برای حل مشکل راه حلی را بپذیرند.
یکی از مشکلاتی که در ارتباط با وضعیت قره‌باغ به وجود آمده شکل‌گیری دولت خود خوانده در این منطقه است. ولی آنچه جالب توجه است مسوولین قره باغ در دولت ارمنستان هم مسوولیت گرفته و به اداره این کشور می‌پردازند به طور مثال کوچاریان که امروزه رییس جمهوری ارمنستان است سال‌ها مسوولیت دولت خود خوانده قره باغ را بر عهده داشته است.
جمهوری‌های ارمنستان و آذربایجان باید با توجه به سابقه طولانی درگیری‌ها بر سر منطقه قره‌باغ به این واقعیت توجه کنند که اگر در صددند این مشکل بر طرف شود باید منطقی‌تر فکر کرده و اجازه بدهند میانجیگران و سازمان‌های غیروابسته و مستقل قدم پیش گذارده و در راه آشتی دو طرف قدم بردارند. در غیر این صورت مطمئن باشند که این وضعیت نامناسب ادامه خواهد یافت. بنده سال‌های قبل در زمان حیات حیدر علی اف دیداری از اردوگاه‌های آوارگان قره‌باغ در باکو و اطراف آن داشتم و از نزدیک در جریان رنج و عذابی که این عده می‌کشند قرار گرفته‌ام. مسوولین باکو و ایروان باید به فکر حل و فصل این معضل باشند در غیر این صورت پس از مدتی همین عده هم به فراموشی سپرده می‌شوند. به همین دلیل باید تهدید و هشدار کمیسر عالی سازمان ملل در امور پناهندگان را جدی گرفت. این وضعیت را در بخش ارمنی نشین هم شاهدیم. اگرچه ممکن است اوضاع در آن بخش به شدت و وخامت منطقه آذری نشین نباشد ولی استمرار حالت نه جنگ- نه صلح که پس از برقراری آتش بس از سال 1994 تاکنون جریان داشته هم برای دولت‌ها و هم برای ملت‌ها می‌تواند خسته‌کننده باشد.
تجربه نشان داده که نه تنها جمهوری آذربایجان قادر به باز پس گیری این منطقه از راه‌های نظامی و جنگی نیست بلکه ارامنه هم در صددند به نوعی این معضل را حل کنند.
اگر این وضعیت ادامه یابد شرایط قره‌باغ نیز مشابه کشمیر میان هند و پاکستان و یا اسراییل خواهد شد. این دو منطقه پس از جنگ دوم جهانی به معضل بین‌المللی تبدیل شده به طوری که امروزه با گذشت حدود نیم قرن راه حلی برای خاتمه دادن به آنها یافته نشده است.
هر چند در طول این سال‌ها مذاکرات و تلاش‌های بسیاری صورت گرفته اما هنوز از میزان و شدت درگیری‌ها و اختلافات کاسته نشده است. اگرچه در مقایسه با وضعیت و شرایط کشمیر و اسراییل مساله قره‌باغ جدیدتر است که اما نگاهی اصولی به آنچه میان ارامنه و آذری‌ها صورت گرفته نشان از این واقعیت دارد که این دو گروه حتی در سال‌هایی که تزارها و عثمانی‌ها بر این منطقه حکومت می‌کردند با یکدیگر مشکل داشته‌اند ولی در این شرایط باید به این مساله توجه کرد که اگر اراده مقامات باکو و ایروان بر حل و فصل دوستانه و قطعی مشکل قره باغ قرار بگیرد راحت‌تر می‌توانند در این راستا حرکت کنند در غیر این صورت این معضل و مشکل، کهنه شده و به سرنوشت کشمیر و اسراییل دچار خواهد شد که در آن صورت استمرار درگیری‌ها در قره‌باغ به نفع هیچ یک از طرفین نخواهد بود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات