تاریخ انتشار : ۱۷ فروردين ۱۳۸۸ - ۱۲:۲۸  ، 
کد خبر : ۹۰۶۱۵

سیاست شوروی در ایران در پایان جنگ جهانی دوم

انور خامه‌ای اشاره: از‌ آنجا که ملت کثیرالاقوام ما در تاریخ معاصر خود شاهد فرازونشیب‌های بسیار بوده است، بر آن شدیم تا مقاله تحقیقی و مبتنی بر اسناد آقای دکتر انور خامه‌ای را در این شماره درج کنیم؛ باشد که دوست را از دشمن شناخته و بین حقوق مصرح خود در قانون ‌اساسی و مطامع امریکایِ معتاد به نفت مرزبندی نماییم.

سال‌های پایانی جنگ جهانی دوم (1324 و 1325) از تاریک‌ترین و سوال‌برانگیزترین سال‌های تاریخ کشورمان است. در این سال‌ها سه دولت استعمارگری که ایران را به زور اشغال کرده بودند نه‌تنها از تخلیه آن طبق قراردادی که امضا و تعهد کرده بودند خودداری کردند، افزون بر آن دشواری‌های فراوانی برای ملت ما فراهم آوردند و حتی استقلال و تمامیت ارضی کشورمان را مورد تهدید قرار دادند و یکی از آنها یعنی دولت شوروی آشوب‌هایی در شمال و غرب کشورمان برپا کرد که اگر با مقاومت دلیرانه ملت ایران رو‌به رو نشده بود به جدایی بخش مهمی از کشورمان و احتمالاً تجزیه ایران می‌انجامید.
از نظر پژوهش تاریخی این آشوب‌ها یعنی برپایی "فرقه دموکرات آذربایجان" و "فرقه دموکرات کردستان" و مسائل دیگری در شمال ایران دو پرسش عمده مطرح است: 1ـ چرا دولت شوروی این آشوب‌ها را به راه انداخت و هدفش از این کار چه بود؟ 2ـ چرا هنگامی‌که همه ناظران و بسیاری از دست‌اندرکاران گمان می‌کردند زمان پیروزی این توطئه فرارسیده است، دولت شوروی ناگهان از اتمام آن خودداری کرد و با صدوهشتاد درجه عقب‌گرد در سیاست خود تمام آنچه هواداران او در ایران رشته بودند، پنبه کرد؟
تاریخ‌نگاران و پژوهشگران تاریخ به این دو پرسش در گذشته، پاسخ‌های گوناگونی داده‌اند. اما اینک که پس از فروپاشی شوروی اسناد محرمانه ‌آن دولت افشا شده است واقع‌بینانه‌تر و دقیق‌تر به آنها می‌توان پاسخ گفت. هدف من از نگارش این مقاله همین است. در ضمن آن به اسناد مزبور استناد خواهم کرد و از نظر اهمیتی که این اسناد دارند، متن آنها را درپایان مقاله خواهم افزود.
سابقاً پاسخ بسیاری از تاریخ‌نگاران و پژوهشگران به پرسش نخست این بوده است که دولت شوروی می‌خواسته است استان آذربایجان و کردستان را نخست از ایران جدا کند و به صورت جمهوری مستقلی درآورد و سپس آن را ضمیمه جمهوری‌ آذربایجان شوروی کند و به اصطلاح خودش "آذربایجان شمالی و جنوبی" را به هم پیوند دهد. اکنون اگر به این اسناد مراجعه کنیم موارد فراوانی خواهیم یافت که می‌تواند موید این نظر باشد. در سند شماره(2) دفتر سیاسی حزب کمونیست اتحاد شوروی (پولیت بورو) در تاریخ 6 ژوئیه 1945 (15 تیر 1324 شمسی) به "رفیق باقروف" (میرجعفر باقروف رئیس‌جمهور آذربایجان شوروی) فرمان می‌دهد که: "یک حزب دموکراتیک در آذربایجان جنوبی به‌نام "فرقه دموکرات آذربایجان" با هدف رهبری جنبش جدایی‌طلب در آذربایجان جنوبی تأسیس کنید... در میان کردهای ساکن شمال ایران برای جذب آنها در یک جنبش جدایی‌طلب که یک ناحیه خودمختار ملی کرد را تشکیل دهد اقدامات مناسب صورت دهید. یک گروه از فعالان مسئول را در تبریز که به هماهنگی فعالیت‌هایشان با سرکنسولگری اتحاد جماهیر شوروی در تبریز موظف باشند، برای هدایت جنبش جدایی‌طلب تشکیل دهید."
در همین سند "پولیت بورو" فرمان "تأسیس گروه‌های رزمی مسلح (یعنی ارتش جمهوری خودمختار جدایی‌طلب آذربایجان) به سلاح‌های ساخت خارج (یعنی شوروی) جهت حوایج دفاعی اهالی هوادار شوروی و فعالان تشکیلات دموکراتیک و حزبی جنبش جدایی‌طلب" را صادر می‌کند و مسئولیت انجام آن را به عهده ژنرال بولگانین و باقروف می‌گذارد. افزون بر این در چند جای دیگر این سند واژه‌های "جنبش خودمختار جدایی‌طلب" و "آذربایجان جنوبی" تکرار شده است.
آیا دولت شوروی آن‌گونه که بیشتر تاریخ‌نگاران پیشین می‌پنداشتند فقط خواهان جداکردن استان‌های آذربایجان و کردستان از ایران و الحاق آنها به اتحاد شوروی بود؟ سندهای افشاشده اخیر نشان می‌دهد که توسعه‌طلبی دولت شوروی بسیار فراتر از این دو استان می‌رفت و شامل سراسر شمال ایران می‌شد.
در عنوان همان سند شماره(2) گرچه مواد آن فقط مربوط به جدایی آذربایجان و کردستان است، می‌خوانیم: "فرمان دفتر سیاسی کمیته مرکزی حزب کمونیست اتحاد شوروی به میرجعفر باقروف صدر کمیته مرکزی حزب کمونیست آذربایجان در مورد اقداماتی جهت سازماندهی یک جنبش جدایی‌طلب در آذربایجان جنوبی و دیگر ایالات شمالی ایران." بنابراین در همان زمان صدور این فرمان هدف سیاست شوروی محدود به آذربایجان و کردستان نبوده و شامل سراسر شمال ایران می‌شده است. اما در فرمان بعدی "دفتر سیاسی" که به تاریخ 14 ژوئیه 1945 (23 تیر 1324) صادر شده است این مسئله کاملاً صریح و با ذکر جزییات بیان شده است. در بند "ت" این فرمان آمده است: "در ایالات گرگان، گیلان، مازندران و خراسان براساس مسائل محلی و بویژه موارد ذیل، جنبش‌های جدایی‌طلب ایجاد شود. سپس شعارهایی را که در هریک از استان‌های بالا می‌توان در پیرامون آن جنبش جدایی‌طلبی ایجاد کرد آورده است، ازجمله "در ایالت گرگان آموزش زبان بومی ترکمنی در مدارس" و "جایگزینی ترکمن‌ها در موسسات محلی و ژاندارمری و پلیس" و غیره را ذکر کرده است. نکته جالب در این فرمان این است که جنبش جدایی‌طلب در این استان‌ها باید همگام با جدایی‌طلبان آذربایجان و کردستان پیش روند یعنی هم خودمختاری و جدایی استان خود را بخواهند و هم از جدایی‌طلبی آذربایجان و کردستان پشتیبانی نمایند. بدین‌منظور در بند 4 سند شماره(3) توصیه شده است که "پس از استقرار کمیته‌های موسس فرقه دموکرات آذربایجان در تبریز کمیته‌های محلی فرقه دموکرات آذربایجان" افزون بر شهرهای دیگر این استان در شهرهای "قزوین، رشت، پهلوی(انزلی)، ساری، شاهی، گرگان و مشهد" نیز تأسیس شوند. وظیفه این کمیته‌ها ظاهراً می‌بایست سازماندهی پشتیبانی متقابل "جنبش‌های جدایی‌طلب" این استان‌ها از فرقه دموکرات آذربایجان و این فرقه از آن جنبش‌ها باشد.
نکته جالب دیگر در این سند که نشانه سراسری بودن توطئه دولت شوروی در شمال ایران است مسئولیت مشترکی است که برای اجرای آن به‌عهده حزب‌ توده ایران و فرقه دموکرات آذربایجان می‌گذارد. در بند(1) این سند می‌خوانیم؛ "وسایل سفر پیشه‌وری و کامبخش به باکو برای مذاکره فوراً سازماندهی شود. با توجه به نتایج این مذاکرات تأمین وسایل سفر پادگان صدر کمیته ایالتی حزب‌ توده در آذربایجان به باکو در نظر گرفته شود."
می‌دانیم که حزب‌توده یک حزب سراسری بود و در همه استان‌ها بویژه در استان‌های شمالی، سازمان گسترده‌ای داشت. بنابراین آیا احضار کامبخش مسئول تشکیلات این حزب به باکو و شرکتش در تصمیم‌گیری‌های جدایی‌طلبانه نشانه گستردگی این توطئه نیست؟‍! رهبران حزب‌توده ازجمله مرحوم ایرج اسکندری در خاطراتشان از جریان تأسیس فرقه دموکرات آذربایجان اظهار بی‌اطلاعی کرده و پیوستن "کمیته ایالتی آذربایجان" را به "فرقه" عملی خودسرانه دانسته‌‌اند. درحالی‌که مسئول تشکیلات این حزب از آن آگاه و آن را تصویب کرده بوده است، آیا کامبخش مأموریت خود را از کمیته مرکزی پنهان داشته بوده است؟! یا این‌که اسکندری و دیگر رهبران حزب‌توده حقیقت را کتمان می‌کرده‌اند؟!
سند شماره(1) که فرمان استالین صدر شورای وزیران اتحاد جماهیـر شـوروی به تاریخ 21 ژوئن 1945 (31 خرداد 1324) درباره عملیات اکتشاف نفت در سراسر شمال ایران است، نیز می‌تواند موید نیات سوء دولت شوروی نسبت به استقلال و تمامیت ارضی کشور ما تلقی شود. در آن تاریخ دولت شوروی هیچ‌گونه مجوزی برای عملیات اکتشافی در ایران نداشت و مجلس شورای‌ ملی ایران نیز طبق قانونی هرگونه مذاکره‌ای درباره اعطای امتیاز به کشورهای خارجی را ممنوع کرده بود. بنابراین عملیات اکتشاف توسط ارتش اشغالگر شوروی در شمال ایران ناقض حقوق بین‌المللی و جرم شناخته می‌شد. این سند که علاقه وافر و بی‌تابانه دولت شوروی را به بهره‌برداری از منابع نفت شمال ایران نشان می‌دهد می‌تواند علت عمده توطئه بعدی دولت شوروی برای جداساختن شمال ایران باشد.
اکنون به بررسی پرسش دوم و یافتن پاسخ آن بپردازیم. آنچه پیش از هرچیز به نظر می‌رسد تفاوت زمانی میان این دو پرسش و درنتیجه اختلاف شرایط سیاسی و اجتماعی میان آنهاست، پرسش اول که مورد بررسی قرار دادیم مربوط به سال 1945 (1324) و هنگامی است که جنگ جهانی دوم تازه در اروپا به پایان رسیده و ارتش شوروی پیش از متفقین وارد برلین شده و قهرمان آزادی اروپا از شر نازیسم به‌شمار می‌رفت، جنگ در اقیانوس آرام دوام داشت و نخستین بمب اتمی در اواخر این سال روی هیروشیما افکنده شد. در ایران دولت شوروی شمال کشور را اشغال کرده و قصد تخلیه آن را نداشت. حکومت صدرالاشراف برای سرکوب حزب‌توده و شورای متحده احزاب و روزنامه‌های آزادیخواه مستقر گردیده و به رأی و نظر مجلس نیز توجهی نداشت. اما عقب‌نشینی شوروی یکسال پس از آن صورت گرفت. در آن زمان جنگ سرد هنوز آغاز نشده بود، اما امریکا با فتح و اشغال ژاپن و داشتن سلاح اتمی بزرگ‌ترین قدرت در جهان به‌شمار می‌رفت، درحالی‌که آسیبی هم از جنگ ندیده بود. انگلیس و بویژه شوروی که بیشترین آسیب را از جنگ دیده بودند چشم کمک و یاری به‌سوی او دوخته بودند. شمال ایران از نیروهای شوروی تخلیه شده بود. حکومت قوام‌السلطنه که خود را دوست شوروی نشان می‌داد روی کار آمده و قراردادی برای بهره‌برداری مشترک نفت شمال ایران با دولت شوروی امضا کرده بود، اما باید به تصویب مجلس شورای‌ملی می‌ر‌سید که لازمه انتخابات آن آرامش سیاسی و امنیت در سراسر کشور می‌بود. اما ظاهراً دولت انگلیس و شاید امریکا و اکثریت هئیت حاکمه ایران صلاح خود را در چنین آرامشی نمی‌دیدند و به ناامنی و آشوب در جنوب ایران کمک می‌کردند. "اتحادیه اعراب" در خوزستان و "اتحادیه عشایر جنوب" در فارس علم طغیان برافراشته و ادعای خودمختاری این دو استان را می‌کردند و تهدید به جداشدن می‌نمودند.
ازسوی دیگر دولت ایران علیه مداخلات دولت شوروی در شمال ایران به شورای امنیت سازمان ملل متحد شکایت کرده و شورا، رسیدگی به آن را پذیرفته بود. در چنین شرایطی دولت شوروی ناگزیر بود از حداکثر توقعات خود در ایران چشم بپوشد و به آنچه مهم‌تر و حیاتی‌تر از همه است یعنی بهره‌برداری از نفت اکتفا کند. بهره‌برداری از منابع نفت شمال ایران برای شوروی حیاتی بود و اولویت داشت. در سند شماره(1) می‌بینیم که استالین شخصاً با چه دقتی و موشکافی دستور تهیه مقدمات آن را صادر کرده است. درحقیقت شوروی برای ترمیم خسارات و ویرانی‌هایی که هنگام جنگ بر آن وارد آمده بود نیاز مبرم به 600 هزار بشکه نفت داشت، درحالی‌که کل تولید نفت باکو فقط 6هزار بشکه بود و منابع نفت اورال و جاهای دیگر روسیه هنوز کشف نشده یا به مرحله بهره‌برداری نرسیده بودند. از این گذشته، استالین و رهبران دیگر شوروی مطابق عقاید مارکسیستی خود اقتصاد را مادر سیاست می‌دانستند و معتقد بودند اگر بهره‌برداری از نفت شمال ایران را به چنگ آورند و "شرکت مختلط نفت ایران و شوروی" تشکیل و در سراسر شمال ایران مستقر گردد عملاً شمال ایران به منطقه نفوذ آنها مبدل خواهد شد و نیازی به توطئه و آشوب نخواهد بود. ازسوی دیگر تشکیل شرکت مختلط و آغاز بهره‌برداری نیاز به تصویب قرارداد قوام ـ سادچیکف و اساسنامه این شرکت در مجلس ایران داشت و برای تشکیل مجلس پانزدهم باید انتخابات انجام می‌گرفت. دولت شوروی بیم آن داشت که اکثریت این مجلس قرارداد مزبور را تصویب نکند یا در اساسنامه شرکت مختلط تغییرات بنیادی دهد. از این‌رو در سند شماره(3) می‌بینیم که بند "ب" آن باعنوان "تضمین انتخاب نمایندگان انتخابات دوره پانزدهم مجلس" کلاً مربوط به اطمینا‌ن‌یافتن از داشتن اکثریت وابسته به سیاست شوروی در آن است و "دفتر سیاسی کمیته مرکزی حزب کمونیست شوروی" در توصیه‌های خود تا جایی پیش می‌رود که فرمان "حذف و اخراج" نامزدهای احزاب و سازمان‌هایی را که موافق سیاست شوروی نیستند، صادر می‌کند!!
به همین مناسبت دولت شوروی تا زمانی‌که مطمئن نیست اکثریت مجلس را خواهد داشت عملاً جلو انجام انتخاباتی که خودش خواهان آن است و برای آن به دولت قوام فشار می‌آورد، می‌گیرد و نمی‌گذارد نیروهای انتظامی دولت ایران از شریف‌آباد فراتر روند! اما هنگامی‌که در کنفرانس وزرای خارجه دولت‌های بزرگ در مسکو وزیران‌ خارجه انگلیس و امریکا تعهد می‌کنند که به تصویب قرارداد نفت کمک کنند و دولت شوروی از بهره‌برداری نفت شمال مطمئن می‌شود، تمام فرمان‌های پیشین خود را فراموش می‌کند و کاخ پوشالی جنبش‌های خودمختار و جدایی‌طلب فرومی‌ریزد.
این حقیقت که سرنوشت شمال ایران در کنفرانس مسکو تعیین شد، مسلم است و من فتوکپی اسناد از طبقه‌بندی خارج شده انگلیس و امریکا را در دست دارم که نشان می‌دهد آنها به تعهد خود پای‌بند بوده‌اند و نه‌‌تنها مخالفتی با تصویب قرارداد قوام ـ سادچیکف نکرده‌اند، که برعکس بوبن وزیرخارجه انگلیس به سفیر این کشور در ایران دستور می‌دهد که "تمام کوشش خود را به کار برید که این طرح به تصویب برسد چون من آن را به استالین قول داده‌ام." در مورد امریکا این اسناد حاکی است که سفیر امریکا موظف است هیچ‌گونه مخالفتی با تصویب آن نکند و تصمیم را به خود نمایندگان مجلس واگذارد. اما جان وایلی سفیر امریکا به‌رغم این دستور صریح اظهاراتی کرد که به زیان خودش تمام شد. خوانندگان گرامی می‌‌توانند کل این ماجرا را در کتاب "امریکا در بی‌خبری" ملاحظه کنند.
در مورد تهدید ترومن به استفاده از بمب اتمی علیه شوروی که بعضی‌‌ها آن را عامل عقب‌نشینی شوروی دانسته‌اند سخن بسیار رفته است و پژوهشگران گوناگونی درباره آن تحقیق کرده‌اند، نتیجه این پژوهش‌ها این است که چنین تهدیدی صورت نگرفته و ترومن از اظهار آن قصد تبلیغ برای خود داشته است. چون اولاً در آرشیو اسناد وزارت‌خارجه امریکا چنین اولتیماتومی دیده نمی‌شود. ثانیاً خود ترومن در مصاحبه‌هایش چندبار تاریخ و متن اولتیماتوم را به‌گونه‌های مختلفی ذکر کرده است. ثالثاً به فرض وجود چنین اولتیماتومی مربوط به خودداری شوروی از تخلیه ایران بوده است، نه به سقوط "فرقه دموکرات آذربایجان."
متن اسناد افشاشده شوروی
سند شماره1
فرمان کمیته دفاع دولتی [اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی] شماره 9168 اس.اس؛ در مورد اقدامات اکتشافی زمین‌شناسی برای نفت در شمال ایران.
21 ژوئن 1945/31 خرداد 1324
رونوشت
فوق محرمانه
کمیته دفاع دولتی
فرمانGOKO [کمیته دفاع دولتی] شماره 9168 اس.اس. مورخ 21 ژوئن 1945
مسکو، کرملین
عملیات اکتشافی زمین‌شناسی، برای نفت در شمال ایران.
با هدف بررسی‌های زمین‌شناسی و اقدامات حفاری برای نفت در شمال ایران، کمیته دفاع دولتی فرمان می‌دهد:
1ـ درچارچوب [بخش] "آذنفت" [نفت آذربایجان] مجموعه نارکوم نفت [کمیساریای خلق برای نفت] یک مدیریت هیدروژئولوژیک تشکیل داده و وظیفه نظارت بر بررسی‌های زمین‌شناختی برای حوزه‌های نفتی در شمال ایران را به آن واگذار کنید.
2ـ برای اجرای این کار شناسایی در شمال ایران نارکوم نفت (رفیق بایباکوف) و آذنفت (رفیق وزیروف) را از جهت تأمین تعداد کارگران لازم از صنعت نفت برای حفاری و گروه‌های بررسی و اعزام آنها به حوزه‌های کاری به صورت واحدهای هیدروژئولوژیک وابسته به ستاد نیروهای شوروی در ایران (قزوین)، مسئول بدانید.
3ـ برای واحد هیدروژئولوژیک جهت اجرای اقدامات ذیل در شمال ایران، هیئتی را مستقر سازید:
الف) حفاری
ده‌‌تلمبه در هفت ناحیه، ازجمله سه تلمبه ثابت (حفاری عمیق برای جست‌وجوی ساختاری) در نواحی بندرشاه، شاهی، بابلسر و [بندر] پهلوی.
ب) بررسی زمین‌شناختی: هیئتی مرکب از ده‌گروه در مناطق دشت گرگان، اشرف، شاهی، آمل، خرم‌آباد، بلگارچای[؟]، جلفا، زنجان، تبریز، اردبیل و سیاه کوه.
پ) بررسی‌های زمین‌شناختی: هیئتی مرکب از سه گروه.
در مناطق دشت گرگان، اراضی پست مازندران و رشت و در کل کرانه جنوبی دریای خزر از مرز جمهوری شوروی ترکمنستان تا مرز جمهوری شوروی آذربایجان.
برای انتقال ابزار لازم حفاری و اکتشاف از اول سپتامبر 1945 جهت شروع کار حفاری و اکتشاف در سپتامبر 1945 نارکوم نفت (رفیق بایباکوف) را مسئول تلقی کنید.
4ـ برای سازماندهی و اعزام یک هیئت اکتشافی مرکب از ده گروه؛ یک گروه حفاری چاه و الکترومتر، یک هیئت ژئوفیزیک مرکب از سه گروه (ثقل‌سنجی، مقاومت‌سنجی(Variometric) و از طریق انتقال از باکو، [گروه] (Variometric) از شعبه ولگای میانه نارکوم نفت، [گروه] مقاومت‌سنجی از منطقه کراسنودار؛ تا اول اوت 1945، نارکوم نفت (رفیق بایباکوف) را مسئول بدانید.
5ـ با هدف تجهیز واحد هیدرولوژیک به تدارکات، وسایل و ابزارهای لازم [ارگان‌های ذیل] را مسئول بدانید:
الف) نارکوم نفت (رفیق بایباکوف) باید در اوت 1945 [اقدام ذیل] را در اختیار مدیریت هیدرولوژیک قرار دهد: پنج دستگاه تلمبه، وسایل حفاری و یک دستگاه حفاری گردان؛ چهاردستگاه چارچوبZV-750، وسایل حفاری و ملزومات آنها؛ سه میله حفاری (1200 متر) و ابزار لازم جهت تلمبه‌های KA-300 و دیگر وسایل و تجهیزات لازم برای اقدامات واحد هیدرولوژیک.
ب) نارکوم ونستورگ [کمیساریای خلق برای تجارت‌خارجی] (رفیق میکویان) موظف است‌که در ژوئن ـ ژوئیه 1945، پانزده تراکتور و صدوبیست کامیون از واردات [خودروهای؟] سوار نشده از ایران را به واحد هیدرولوژیک تحویل دهد.
پ) ژنرال فرمانده جهت ماورای قفقاز رفیق تیولنف موظف است که فضای اداری و اقامتی لازم را در قزوین و مناطق عملیاتی در اختیار واحد هیدرولوژیک قرار داده و همچنین با استفاده از افراد واحدهای نظامی برای سوارکردن صدوبیست کامیونی که به واحد هیدرولوژیک اختصاص یافته، مساعدت نماید.
ت) کمیساریای خلق برای امور دفاعی اتحاد جماهیر شوروی (رفیق وریویف) [مارشال فرمانده نیروهای مهندسی، سرپرست نیروهای مهندسی ارتش شوروی] موظف است که تا اول اوت 1945 دو واحد کامل و آماده به کار حفاری سیار AVB-2-100، یک دستگاه حفاری AVB-2-100، یک تانکر آبZis-5 و یک کامیون 5/1 تن با وسایل لازم و یک چارچوبUA-125 با سه گروه حفار را در اختیار واحد هیدرولوژیک در ایران قرار دهد.
ث) کمیساریای خلق برای امور دفاعی اتحاد جماهیر شوروی [ژنرال ارتش، فرمانده پشت جبهه ارتش شوروی] (رفیق خرولف) موظف است از کارگاه‌های تعمیرات فرماندهی حمل‌ونقل [ارتش] شوروی در ایران پنج‌دستگاه کامیون 12 تن ماک، 7 دستگاه تریلر الواربری و پانزده دستگاه [جیپ] ویلیز را که در شرایط مناسب کاری باشند در اختیار واحد هیدرولوژیک قرار داده و در کارگاه‌های بخش تعمیرات فرماندهی حمل‌ونقل [ارتش] شوروی در ایران، تسهیلات لازم را جهت تعمیر وسایل حفاری و خودروهای [هیئت] را فراهم سازد.
6ـ ژنرال فرمانده جبهه قفقاز (رفیق تیولنف) را از نظر فراهم‌آوردن نیروی محافظ، یک گروه اسکورت برای هیئت‌های اعزامی، ارائه نقشه‌های لازم و همچنین تأمین لباس و مدارک مورد نیاز واحد هیدرولوژیک؛ برای ارائه همراهی‌های لازم با واحد هیدرولوژیک جهت اقدامات حفاری و اکتشافی مسئول بدانید.
7ـ نارکوم فین [کمیساریای خلق برای امور مالی]، (رفیق زورف) را برای سپردن هشت‌میلیون روبل، به‌ علاوه 2400000 ریال به مدیریت هیدرولوژیک مجمع آذنفت برای تأمین مواد و تجهیزات حمل‌ونقل و نگهداری از کارکنان، در محصول سوم و چهارم سال 1945، مسئول بدانید.
8ـ به کمیساریای خلق برای امور داخلی(NKVD) جمهوری شوروی آذربایجان اجازه داده شود که برای کارکنان اعزامی نارکوم نفت و مجمع آذنفت جهت امور مدیریت هیدرولوژیک، جواز ورود به ایران را صادر کنند.
9ـ رفیق ملیک پاشایف به‌عنوان رئیس مدیریت هیدرولوژیک، رفیق گیداروف به‌عنوان رئیس مدیریت هیدرولوژیک در نهاد فرماندهی نیروهای شوروی در ایران و رفیق کورنف به‌عنوان معاونت مدیریت هیدرولوژیک تأیید شوند.
10ـ نارکوم نفت (رفیق بایباکوف) و آذنفت (رفیق وزیروف) شخصاً مسئول نظارت بر تأمین خدمه و متخصصان مهندس و فنی واحد هیدرولوژیک و فراهم‌آوردن ابزار و تجهیزات لازم جهت اقدامات حفاری و زمین‌شناختی در شمال ایران، تلقی می‌شوند.
11ـ دبیر کمیته مرکزی حزب کمونیست آذربایجان، رفیق باقروف را از جهت هرگونه کمک و همراهی با اقدامات بررسی زمین‌شناختی در شمال ایران مسئول بدانید.
صدر کمیته دفاع ملی ای. استالین
گواهی: [امضا ندارد]
[مأخذ]
[مأخذ آرشیو دولتی برای احزاب سیاسی و جنبش‌های اجتماعی جمهوری آذربایجان، باکو(GAPPODAZR), ]f1,op.89,d.104
سند شماره 2
فرمان دفتر سیاسی کمیته مرکزی حزب کمونیست اتحاد شووری به میر[جعفر] باقروف صدر کمیته مرکزی حزب کمونیست آذربایجان در مورد "اقداماتی جهت سازماندهی یک جنبش جدایی‌طلب در آذربایجان جنوبی و دیگر ایالات شمالی ایران"، 6 ژوئیه 1945/15 تیر 1324.
فوق محرمانه
به رفیق باقروف
اقداماتی جهت سازماندهی یک جنبش جدایی‌طلب در آذربایجان جنوبی و دیگر ایالات شمال ایران:
شروع اقدامات تدارکاتی در جهت تشکیل یک ناحیه [Oblast] خودمختار ملی ‌‌آذربایجانی با اختیارات گسترده در چارچوب دولت ایران توصیه می‌شود.
یک حزب دموکراتیک در آذربایجان جنوبی به‌نام "حزب دموکراتیک آذربایجان" [از این پس "فرقه دموکرات آذربایجان"] با هدف رهبری جنبش جدایی‌طلب در آذربایجان جنوبی تأسیس کنید.
تأسیس حزب دموکرات آذربایجان جنوبی باید با یک تجدید سازمان توأمان بخش آذربایجانی حزب توده ایران و جذب هواداران جنبش جدایی‌طلب از تمامی اقشار مردم بدان صورت گیرد.
در میان کردهای ساکن شمال ایران برای جذب آنها در یک جنبش جدایی‌طلب که یک ناحیه خودمختار ملی کرد را تشکیل دهد، اقدامات مناسب صورت دهید.
یک گروه از فعالان مسئولان را در تبریز که به هماهنگی فعالیت‌هایشان با سرکنسولگری اتحاد جماهیر شوروی در تبریز موظف باشند، برای هدایت جنبش جدایی‌طلب تشکیل دهید. سرپرستی کلی این گروه به باقروف و یعقوبف واگذار می‌شود.
تهیه و تدارک اقدامات اولیه برای برگزاری انتخابات دوره پانزدهم مجلس ایران [با هدف] تضمین انتخاب هواداران جنبش جدایی‌طلب براساس شعارهای ذیل به کمیته مرکزی (باقروف و ابراهیموف) حزب کمونیست آذربایجان سپرده شود.
الف) واگذاری زمین از اراضی خالصه و املاک بزرگ اربابی به دهقانان و اعطای اعتبارهای درازمدت مالی به دهقانان.
ب) از میان بردن بیکاری از طریق اعاده و توسعه کار در موسسات و همچنین برنامه‌های احداث راه و دیگر طرح‌های فوائد عامه.
پ) بهبود موسسات رفاه عمومی در شهرها و آبرسانی عمومی.
ت) بهبود بهداشت عمومی.
ث) اختصاص حداقل 50% از مالیات‌های دولتی به حوایج محلی.
ج) حقوق برابر برای اقلیت‌های ملی و عشایر، افتتاح مدارس و انتشار کتب و روزنامه به زبان‌های آذربایجانی، کردی، ارمنی و آشوری؛ سیر مراحل دادرسی و مکاتبات رسمی در نهادهای محلی به زبان‌های بومی؛ تأسیس نظام اداری محلی ـ ازجمله ژاندارمری و پلیس با استفاده از عناصر ملی محلی؛ تشکیل انجمن‌های منطقه‌ای، محلی و شهری [و] نهادهای خودگردان محلی.
چ) بهبود اساسی در روابط ایران و شوروی.
6ـ تأسیس گروه‌های رزمی مسلح به سلاح‌های ساخت خارج جهت حوایج دفاعی اهالی هوادار شوروی [و] فعالین تشکیلات دموکراتیک و حزبی جنبش جدایی‌طلب.
اعمال این مورد به رفیق [نیکولای] بولگانین همراه با رفیق باقروف احاله شود.
7ـ یک انجمن برای مناسبات فرهنگی میان ایران و جمهوری شوروی آذربایجان با هدف تقویت اقدامات فرهنگی و تبلیغاتی در آذربایجان جنوبی تأسیس کنید.
8ـ برای جذب توده‌ها به جنبش جدایی‌طلب تأسیس یک "انجمن دوستان آذربایجان شوروی" را در تبریز با شعباتی در تمام مناطق آذربایجان جنوبی و گیلان لازم می‌دانیم.
9ـ تدارک انتشار یک نشریه مصور در باکو برای توزیع در ایران و همچنین سه نشریه جدید در آذربایجان جنوبی به کمیته مرکزی حزب کمونیست آذربایجان شوروی محول گردد.
10ـ از OGIZ [بنگاه انتشارات دولتی] (یودین) خواسته شود تا سه دستگاه چاپ مسطح برای بهره‌برداری کمیته مرکزی حزب کمونیست آذربایجان شوروی جهت فراهم‌آوردن امکانات چاپی[Tipografskaya baza] برای فرقه دموکرات آذربایجان جنوبی، ارائه کند.
11ـ نارکوم ونشتورگ [کمیساریای خلق برای تجارت خارجی] (رفیق آناستاز میکویان) به تأمین کاغذ خوب جهت چاپ نشریه مصور در باکو و همچنین سه روزنامه جدید در آذربایجان جنوبی ـ با حداقل تیراژ 30000 نسخه ـ متعهد گردد.
12ـ به کمیساریای خلق برای امور داخلی [NKVD] جمهوری شوروی آذربایجان اجازه داده شود که تحت نظارت رفیق باقروف برای تردد افرادی که جهت به اجرا درآوردن این اقدامات باید به ایران اعزام شوند، مجوز لازم صادر شود.
13ـ برای تامین مالی نهضت جدایی‌طلب در آذربایجان جنوبی و همچنین [تدارک شرکت] در انتخابات دوره پانزدهم مجلس ایران، یک صندوق ویژه به اعتبار یک میلیون روبل ارز خارجی ـ برای تبدیل به تومان ـ در کمیته مرکزی حزب کمونیست شوروی تأسیس شود.
6 ژوئیه
دفتر سیاسی حزب کمونیست اتحاد شوروی
[مأخذ آرشیو دولتی برای احزاب سیاسی و جنبش‌های اجتماعی جمهوری آذربایجان، باکو.
[(GAPPOD,AZR),f1,Op,89.d.90,11.4-5
سند شماره 3
دستورالعمل‌های محرمانه شوروی در مورد اقداماتی که باید جهت اجرای مأموریت ویژه در سراسر آذربایجان جنوبی و ایالات شمالی ایران اعمال شود، 14 ژوئیه 1945/23 تیر 1345
کاملاً محرمانه
اقداماتی برای اجرای مأموریت ویژه در سراسر آذربایجان جنوبی و ایالات شمال ایران.
الف. موضوع تأسیس فرقه دموکرات آذربایجان:
1ـ وسایل سفر پیشه‌وری و کامبخش به باکو برای مذاکره فوراً سازماندهی شود. با توجه به نتایج این مذاکرات، تأمین وسایل سفر پادگان، صدر کمیته ایالتی حزب‌توده در آذربایجان، به باکو در نظر گرفته شود.
2ـ برای تأسیس کمیته‌های موسس در مرکز (تبریز) و دیگر نقاط[Namestakh] در عرض یک ماه کاندیداهایی را از میان عناصر واقعی دموکرات از میان روشنفکران، تجار طبقه متوسط، زمینداران کوچک و متوسط و روحانیون در احزاب دموکراتیک مختلف و همچنین از میان غیرحزبی‌ها انتخاب کرده و به کمیته‌های موسس فرقه دموکرات آذربایجان وارد کنید. تشکیل یک کمیته موسس در تبریز که از طریق انتشار یک فراخوان از طریق نشریات دموکراتیک موجود [مانند] خاورنو، آژیر، جودت و غیره، خواهان تأسیس یک حزب دموکراتیک آذربایجان شده و به نشر جزواتی اقدام خواهد کرد، در اولویت نخست قرار دارد.
3ـ با انتشار فراخوان، گروه‌های آغازگر در دیگر نقاط به حمایت از آن در جراید سخن گفته و از میان فعال‌ترین سازمان‌های حزب‌توده و دیگر سازمان‌‌ها و عوامل دموکراتیک، کمیته‌های فرقه دموکرات آذربایجان را تشکیل خواهند داد.
4ـ پس از استقرار کمیته‌های موسس فرقه دموکرات آذربایجان در تبریز، تأسیس کمیته‌های محلی فرقه دموکرات آذربایجان در شهرهای ذیل از اولویت نخست خواهد بود: اردبیل، رضائیه، خوی، میانه، زنجان، مراغه، مرند، مهاباد، ماکو، قزوین، رشت، پهلوی، ساری، [شاهی]، گرگان و مشهد.
برای سازماندهی کمیته‌های این شهرها نمایندگانی را از کمیته موسس مرکزی اعزام دارید. به صورتی منظم واکنش‌های مثبت و دعوت به عضویت در فرقه دموکرات آذربایجان را در جراید دموکراتیک منتشر کنید
5ـ تحت عنوان "صدای آذربایجان" یک نمایندگی مطبوعاتی در کمیته موسس فرقه دموکرات آذربایجان در تبریز تأسیس کنید.
6 ـ تدوین پیش‌نویس برنامه و منشور کمیته موسس تبریز را سازماندهی کنید.
ب) تضمین انتخاب نمایندگان انتخابات دوره پانزدهم مجلس
1ـ با نمایندگانی که آنها را در انتخابات این دوره از مجلس حمایت می‌‌کنیم برای مذاکره در باب معرفی آنها برای شرکت در مجلس پانزدهم، به شرط حمایت از شعارهای فرقه دموکرات آذربایجان، وارد مذاکره شوید.
2ـ برای معرفی نامزدهای نمایندگی مجلس از میان عناصر دموکراتیکی که برای اجرای شعارهای فرقه دموکرات آذربایجان مبارزه خواهند کرد، اقدام کنید.
3ـ بررسی مجدد فهرست نمایندگان پیشنهاد شده ازسوی سفارت با توجه به [این] وظایف جدید.
4ـ سازماندهی تبلیغ گسترده کاندیداهای منتخب برای مجلس در جراید و تماس و ملاقات آنها با رأی‌دهندگان.
5ـ حمایت از گردهمایی‌ها، تظاهرات، اعتصاب‌ها و انحلال[Razgon] کمیسیون‌های انتخاباتی‌ای که با ما منافات دارند با هدف تضمین منافع ما در انتخابات.
6ـ در خلال تدارکات انتخاباتی، کاندیداهای معرفی‌شده ازسوی محافل ارتجاعی را که به نحوی فعالانه بر ضد کاندیداهای جنبش دموکراتیک فعالیت می‌کنند، از حوزه‌های انتخاباتی شمال ایران حذف و اخراج کنید.
7ـ خواست جایگزینی روسای مرتجع از نهادهای محلی[Vlasti] طرح شود.
پ) تأسیس "انجمن دوستان آذربایجان شوروی"
1ـ در مورد سازماندهی "انجمن دوستان آذربایجان شوروی" از نمایندگانی که در جشن یادبود بیست و پنجمین سال [تأسیس] جمهوری شوروی آذربایجان شرکت کردند، استفاده شود.
2ـ از کارمندان کنسولگری‌های ما، فرماندهی نظامی و اعضای فعال [حزبی] برای تشکیل انجمن استفاده شود.
3ـ گروه موسس "انجمن دوستان آذربایجان شوروی" در تبریز باید تدوین منشور انجمن را عهده‌دار گردد.
4ـ برای جلب هرچه گسترده‌تر مردم به "انجمن دوستان آذربایجان شوروی" به‌صورتی منظم از جراید برای بیان دستاوردهای اقتصادی، فرهنگی و هنری آذربایجان شوروی و دوستی تاریخی خلق‌های آذربایجان جنوبی و خلق‌های آذربایجان شوروی بهره‌برداری شود.
ت) سازماندهی جنبش جدایی‌طلب
1ـ برای شکل‌دادن به یک جنبش جدایی‌طلب در جهت تأسیس یک منطقه خودمختار آذربایجانی [و] یک منطقه خودمختار کرد با اختیارات گسترده‌ اقدام شود.
در ایالات گرگان، گیلان، مازندران و خراسان براساس مسائل محلی و بویژه [موارد ذیل]، جنبش‌های جدایی‌طلب ایجاد شود:
در ایالت گیلان: فراهم‌آوردن خدمات رفاهی و اجتماعی و در شهرهای رشت [و] پهلوی، اختصاص حداقل 5% از کل مالیات‌های مأخوذه در محل برای این منظور.
در ایالت گرگان، آموزش زبان بومی ترکمنی در مدارس، جایگزینی ترکمن‌ها در موسسات محلی، ژاندارمری و پلیس، اختصاص حداقل 50% از کل مالیات‌های مأخوذه در محل برای خدمات رفاهی و آسایشی و بهداشتی در گنبدکاووس، گرگان و بندر شاه.
در ایالات مازندران و خراسان:
1ـ اعاده املاکی که رضاشاه گرفته بود به مالکان جزء و متوسط.
2ـ اختصاص حداقل 50% از مالیات‌های مأخوذه در محل برای خدمات عمومی و رفاهی و بهداشت شهرهای ساری، شاهی، مشهد و قوچان نو.
به‌علاوه برای شکل‌دادن به یک جنبش جدایی‌طلب در ایالات فوق به انعکاس چنین خواسته‌هایی در سطوح محلی اقدام شود.
خواست اصلاحات ارضی نه‌فقط در آذربایجان جنوبی که در نواحی شمال ایالات ایران نیز مطرح گردد.
ث) تشکیل انجمن‌ها
1ـ پس از استقرار کمیته‌های موسس فرقه دموکرات آذربایجان هم‌زمان با اقدامات لازم جهت انتخاب نمایندگان دوره پانزدهم مجلس، با استفاده از شوق انتخاباتی مردم، اقداماتی برای تشکیل انجمن‌ها صورت گیرد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات